پرش به محتوا

علم لدنی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۸: خط ۸:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
بر اساس منابع قرآنی و حدیثی و به حکم عقل، [[امامان]] علاوه بر صفت [[عصمت]] و [[الهام]] دارای [[علم ویژه الهی]] یا همان «علم لدنی» نیز هستند، به این معنی که علم و [[معرفت]] آنان نه مانند علم [[انسان‌ها]] از راه عادی مانند [[آموزش]] و فراگیری، بلکه مانند [[علم پیامبران]] از طرق غیرعادی مثل [[الهام]] و [[فرشتگان]] به دست می‌‌‌آید که در ادبیات [[روایات]] به "محدثون" و "مفهّمون" تعبیر می‌‌‌شود. یعنی از جمله [[راه‌های انتقال علوم به اهل بیت]]{{عم}} اعطای آن از طریق علم لدنی است. علم لدنی یا [[علم افاضی]] از واژه‌هایی است که به مرور در سخنان [[علمای شیعه]] برای اشاره به [[علم موهوبی]] رواج یافته و برگفته شده از آیۀ ۶۵ سورۀ کهف است: {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا ءَاتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَ عَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref>و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم. سوره کهف آیه ۶۵.</ref>؛ [[آیه]] مربوط به داستان [[حضرت موسی]] {{ع}} و بنده‌ای از [[بندگان خدا]] ([[حضرت خضر]]) است که خداوند در توصیف وی از بهره‌مندی او از [[علمی]] [[الهی]] سخن می‌گوید<ref>ر. ک: [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ ـ ۲۱۰؛ [[طیبه اکبری راد|اکبری راد، طیبه]]، [[فاطمه جمشیدی|جمشیدی، فاطمه]]، [[بررسی مفهوم علم و کیفیت انتقال آن در احادیث (مقاله)|بررسی مفهوم علم و کیفیت انتقال آن در احادیث]]، ص ۹۷؛ </ref>.
بر اساس منابع قرآنی و حدیثی و به حکم عقل، [[امامان]] علاوه بر صفت [[عصمت]] و [[الهام]] دارای [[علم ویژه الهی]] یا همان «علم لدنی» نیز هستند، به این معنی که علم و [[معرفت]] آنان نه مانند علم [[انسان‌ها]] از راه عادی مانند [[آموزش]] و فراگیری، بلکه مانند [[علم پیامبران]] از طرق غیرعادی مثل [[الهام]] و [[فرشتگان]] به دست می‌‌‌آید که در ادبیات [[روایات]] به "محدثون" و "مفهّمون" تعبیر می‌‌‌شود. یعنی از جمله [[راه‌های انتقال علوم به اهل بیت]] {{عم}} اعطای آن از طریق علم لدنی است. علم لدنی یا [[علم افاضی]] از واژه‌هایی است که به مرور در سخنان [[علمای شیعه]] برای اشاره به [[علم موهوبی]] رواج یافته و برگفته شده از آیۀ ۶۵ سورۀ کهف است: {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا ءَاتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَ عَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref>و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم. سوره کهف آیه ۶۵.</ref>؛ [[آیه]] مربوط به داستان [[حضرت موسی]] {{ع}} و بنده‌ای از [[بندگان خدا]] ([[حضرت خضر]]) است که خداوند در توصیف وی از بهره‌مندی او از [[علمی]] [[الهی]] سخن می‌گوید<ref>ر. ک: [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ ـ ۲۱۰؛ [[طیبه اکبری راد|اکبری راد، طیبه]]، [[فاطمه جمشیدی|جمشیدی، فاطمه]]، [[بررسی مفهوم علم و کیفیت انتقال آن در احادیث (مقاله)|بررسی مفهوم علم و کیفیت انتقال آن در احادیث]]، ص ۹۷؛ </ref>.


== معناشناسی علم لدنی ==
== معناشناسی علم لدنی ==
خط ۲۲: خط ۲۲:
علم لدنی اصطلاحی است برگرفته از [[قرآن کریم]] که در مورد [[حضرت خضر]] به کار رفته است: {{متن قرآن|وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref>«و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم»؛ سوره کهف، آیۀ ۶۵.</ref>. ویژگی علم لدنی این است که از راه‌های طبیعی به دست نیامده، بلکه موهبتی [[الهی]] است و [[خدا]] به هر که بخواهد اعطا می‌کند، حواس و [[تفکر]] را به آن راهی نیست، این علم به موجب ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] که آن را اثبات می‌کند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و تغییر نمی‌پذیرد و به اصطلاح علم است، به آنچه در [[لوح محفوظ]] ثبت شده است و [[آگاهی]] است از آنچه قضای حتمی [[خداوند]] به آن تعلق گرفته و لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه علم از آن جهت که حتمی‌الوقوع می‌باشد تعلق نمی‌گیرد. علم لدنی و موهوبی از طریق مهارت [[باطن]] و ریاضت‌های [[شرعی]] و انجام فرائض و نوافل و در اثر [[اخلاص]] به انسان‌های [[پاک]] و مستعد [[افاضه]] می‌شود. این علم هم شامل علم به ظاهر [[احکام]] و [[باطن شریعت]]، هم شامل [[علوم غیبی]] و حوادث گذشته و [[آینده]] که به صورت قضایای قطعیه هستند و هم شامل [[الهامات]] [[قلبی]] می‌شود.
علم لدنی اصطلاحی است برگرفته از [[قرآن کریم]] که در مورد [[حضرت خضر]] به کار رفته است: {{متن قرآن|وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref>«و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم»؛ سوره کهف، آیۀ ۶۵.</ref>. ویژگی علم لدنی این است که از راه‌های طبیعی به دست نیامده، بلکه موهبتی [[الهی]] است و [[خدا]] به هر که بخواهد اعطا می‌کند، حواس و [[تفکر]] را به آن راهی نیست، این علم به موجب ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] که آن را اثبات می‌کند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و تغییر نمی‌پذیرد و به اصطلاح علم است، به آنچه در [[لوح محفوظ]] ثبت شده است و [[آگاهی]] است از آنچه قضای حتمی [[خداوند]] به آن تعلق گرفته و لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه علم از آن جهت که حتمی‌الوقوع می‌باشد تعلق نمی‌گیرد. علم لدنی و موهوبی از طریق مهارت [[باطن]] و ریاضت‌های [[شرعی]] و انجام فرائض و نوافل و در اثر [[اخلاص]] به انسان‌های [[پاک]] و مستعد [[افاضه]] می‌شود. این علم هم شامل علم به ظاهر [[احکام]] و [[باطن شریعت]]، هم شامل [[علوم غیبی]] و حوادث گذشته و [[آینده]] که به صورت قضایای قطعیه هستند و هم شامل [[الهامات]] [[قلبی]] می‌شود.


علم لدنی و موهوبی [[افضل]] [[علوم]] بلکه علم [[حقیقی]] است<ref>نراقی، ملا احمد، رسائل و مسائل فی حل غوامض المسائل، ج ۳، ص ۵۲ ـ ۵۶.</ref>، علم شهودی و حضوری است که از راه [[تهذیب نفس]] و پیمودن مسیر [[تکامل]] و بار یافتن به [[مقام]] لدن، به دست می‌آید. علم لدنی گاهی به صورت [[وحی]] و گاهی به صورت [[الهام]] و در پاره‌ای موارد به شکل [[تحدیث]] به دست می‌‌‌آید. روایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد این [[علم موهبتی]] از جانب [[خداوند]] است و شامل حال [[امام]] می‌شود، مانند اینکه [[امام رضا]]{{ع}} می‌فرمایند: "اگر [[خداوند]] [[بنده]]‌ای را به [[امامت]] برگزیند، به او [[علمی]] [[الهی]] می‌‌‌دهد که بعد از آن در پاسخ هیچ سؤالی در نمی‌ماند و به درستی به همه سؤال‌ها پاسخ می‌گوید"<ref>ر. ک: [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۱ و ۴۲؛ [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه؛ [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۵۲.</ref>
علم لدنی و موهوبی [[افضل]] [[علوم]] بلکه علم [[حقیقی]] است<ref>نراقی، ملا احمد، رسائل و مسائل فی حل غوامض المسائل، ج ۳، ص ۵۲ ـ ۵۶.</ref>، علم شهودی و حضوری است که از راه [[تهذیب نفس]] و پیمودن مسیر [[تکامل]] و بار یافتن به [[مقام]] لدن، به دست می‌آید. علم لدنی گاهی به صورت [[وحی]] و گاهی به صورت [[الهام]] و در پاره‌ای موارد به شکل [[تحدیث]] به دست می‌‌‌آید. روایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد این [[علم موهبتی]] از جانب [[خداوند]] است و شامل حال [[امام]] می‌شود، مانند اینکه [[امام رضا]] {{ع}} می‌فرمایند: "اگر [[خداوند]] [[بنده]]‌ای را به [[امامت]] برگزیند، به او [[علمی]] [[الهی]] می‌‌‌دهد که بعد از آن در پاسخ هیچ سؤالی در نمی‌ماند و به درستی به همه سؤال‌ها پاسخ می‌گوید"<ref>ر. ک: [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۱ و ۴۲؛ [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه؛ [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۵۲.</ref>


== ضرورت علم لدنی ==
== ضرورت علم لدنی ==
خط ۲۸: خط ۲۸:


== [[روایات]] در مورد علم لدنی ==
== [[روایات]] در مورد علم لدنی ==
در مورد [[علم امام]]، روایات نشان می‌دهد، امام{{ع}} از راه [[موهبت الهی]] و نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز [[آگاه]] است و هر چیز را بخواهد، به [[اذن]] [[خدا]]، به ادنی توجیهی می‌داند، در [[روایات]] دو نکته وجود دارد، یکی اینکه علم امام از سوی خداوند به وی اعطا شده است و دیگر آنکه زمان دریافت این علم هم زمان با از [[دنیا]] رفتن امام قبلی و عهده‌دار شدن [[وظایف امامت]] از طرف امام بعدی است و مراد از علم امام، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] موهوبی است که با واسطه یا بی‌واسطه از جانب خداوند به [[انبیا]] و [[اوصیا]] اعطا می‌گردد.
در مورد [[علم امام]]، روایات نشان می‌دهد، امام {{ع}} از راه [[موهبت الهی]] و نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز [[آگاه]] است و هر چیز را بخواهد، به [[اذن]] [[خدا]]، به ادنی توجیهی می‌داند، در [[روایات]] دو نکته وجود دارد، یکی اینکه علم امام از سوی خداوند به وی اعطا شده است و دیگر آنکه زمان دریافت این علم هم زمان با از [[دنیا]] رفتن امام قبلی و عهده‌دار شدن [[وظایف امامت]] از طرف امام بعدی است و مراد از علم امام، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] موهوبی است که با واسطه یا بی‌واسطه از جانب خداوند به [[انبیا]] و [[اوصیا]] اعطا می‌گردد.


در روایتی [[امام رضا]]{{ع}} می‌‌فرمایند: "اگر خداوند بنده‌ای را به [[امامت]] برگزیند، به او علمی [[الهی]] می‌کند که بعد از آن در پاسخ هیچ سؤالی در نمی‌ماند، و به درستی به همه سؤال‌ها پاسخ می‌گوید" و مراد از [[علم امام]]، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] موهوبی از جانب [[خداوند]] عالم است با [[الهام]] و [[وحی]] ـ مع الواسطه یا بلا‌واسطه ـ و یا با هر اسبابی که اختصاص به [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] آنها دارد<ref>ر. ک: [[سید محمد علی قاضی طباطبایی|قاضی طباطبایی، سید محمد علی]]، [[علم امام (کتاب)|علم امام]]، ص ۴۸۲؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۵۲؛ [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۴۲.</ref>.
در روایتی [[امام رضا]] {{ع}} می‌‌فرمایند: "اگر خداوند بنده‌ای را به [[امامت]] برگزیند، به او علمی [[الهی]] می‌کند که بعد از آن در پاسخ هیچ سؤالی در نمی‌ماند، و به درستی به همه سؤال‌ها پاسخ می‌گوید" و مراد از [[علم امام]]، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] موهوبی از جانب [[خداوند]] عالم است با [[الهام]] و [[وحی]] ـ مع الواسطه یا بلا‌واسطه ـ و یا با هر اسبابی که اختصاص به [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] آنها دارد<ref>ر. ک: [[سید محمد علی قاضی طباطبایی|قاضی طباطبایی، سید محمد علی]]، [[علم امام (کتاب)|علم امام]]، ص ۴۸۲؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۵۲؛ [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۴۲.</ref>.


== رابطه علم لدنی و [[علم غیب]] ==
== رابطه علم لدنی و [[علم غیب]] ==
خط ۴۰: خط ۴۰:


== ناسازگاری [[علم لدنی امام]] با [[خاتمیت]]؟ ==
== ناسازگاری [[علم لدنی امام]] با [[خاتمیت]]؟ ==
[[اهل سنت]] و برخی به اصطلاح روشنفکران علم لدنی امام را با اصل [[خاتمیت]] ناسازگار می‌‌‌دانند و معتقدند صفت علم لدنی از مختصات [[پیامبران]] است و با [[رحلت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} این صفت نیز دست نیافتنی خواهد بود. آنان با این نگرش [[منزلت]] [[ائمه اطهار]] {{ع}} را به مراتب پایین و عادی تنزل داده و آنان را نهایت در [[حد]] "[[علمای ابرار]]" توصیف می‌‌‌کنند<ref>«[[ائمه]] فاقد علم اکتسابی یا [[علم غیب]] هستند، به عبارت دیگر، [[امامان]] [[معارف دینی]] را به شیوه اکتسابی از [[امام]] قبل به دست آورده‌اند و با رأی و [[اجتهاد]] و استنباط [[احکام]] شرعی را تحصیل کرده‌اند»؛ محسن کدیور، مجله مدرسه، ش ۳، اردی بهشت ۱۳۸۵، ص ۹۵ و نیز: همو، «بازخوانی [[امامت]] در پرتو نهضت حسینی»، روزنامه شرق، مورخه ۱۴ و ۱۵ اسفند ۱۳۸۴.</ref>
[[اهل سنت]] و برخی به اصطلاح روشنفکران علم لدنی امام را با اصل [[خاتمیت]] ناسازگار می‌‌‌دانند و معتقدند صفت علم لدنی از مختصات [[پیامبران]] است و با [[رحلت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} این صفت نیز دست نیافتنی خواهد بود. آنان با این نگرش [[منزلت]] [[ائمه اطهار]] {{ع}} را به مراتب پایین و عادی تنزل داده و آنان را نهایت در [[حد]] "[[علمای ابرار]]" توصیف می‌‌‌کنند<ref>«[[ائمه]] فاقد علم اکتسابی یا [[علم غیب]] هستند، به عبارت دیگر، [[امامان]] [[معارف دینی]] را به شیوه اکتسابی از [[امام]] قبل به دست آورده‌اند و با رأی و [[اجتهاد]] و استنباط [[احکام]] شرعی را تحصیل کرده‌اند»؛ محسن کدیور، مجله مدرسه، ش ۳، اردی بهشت ۱۳۸۵، ص ۹۵ و نیز: همو، «بازخوانی [[امامت]] در پرتو نهضت حسینی»، روزنامه شرق، مورخه ۱۴ و ۱۵ اسفند ۱۳۸۴.</ref>


لازمۀ چنین نگرشی به [[امامت]]، [[تفسیر]] منشأ [[علم امامان]] به منابع عادی مانند [[ظن]] و [[اجتهاد]] است که رهاورد آن تجویز [[خطا]] و سلب [[حجیت]] اقوال [[امامان]] و تلقی آن مانند یک [[معرفت دینی]] بشری است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
لازمۀ چنین نگرشی به [[امامت]]، [[تفسیر]] منشأ [[علم امامان]] به منابع عادی مانند [[ظن]] و [[اجتهاد]] است که رهاورد آن تجویز [[خطا]] و سلب [[حجیت]] اقوال [[امامان]] و تلقی آن مانند یک [[معرفت دینی]] بشری است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
خط ۴۷: خط ۴۷:
=== عدم اختصاص علم لدنی به پیامبران ===
=== عدم اختصاص علم لدنی به پیامبران ===
باید توجه داشت [[الهام]] و [[عصمت]] دو شرط [[نبوت]] هستند، لکن مختص آن نیستند. قرآن کریم از بعض [[انسان|انسان‌های]] غیر پیامبران نام می‌‌‌برد که واجد صفات [[عصمت]] و [[الهام]] بودند. در مورد سؤال نیز امر چنین است، علم لدنی از صفات لازم پیامبران است، اما به آنان اختصاص ندارد، برخی از این موارد در قرآن عبارت‌اند از:
باید توجه داشت [[الهام]] و [[عصمت]] دو شرط [[نبوت]] هستند، لکن مختص آن نیستند. قرآن کریم از بعض [[انسان|انسان‌های]] غیر پیامبران نام می‌‌‌برد که واجد صفات [[عصمت]] و [[الهام]] بودند. در مورد سؤال نیز امر چنین است، علم لدنی از صفات لازم پیامبران است، اما به آنان اختصاص ندارد، برخی از این موارد در قرآن عبارت‌اند از:
#'''[[حضرت خضر]] {{ع}}:''' قرآن کریم از اعطای [[رحمت خاص]] از سوی خداوند و همچنین علم لدنی {{متن قرآن|مِن عِندِنَا}} بر حضرت خضر {{ع}} خبر می‌‌دهد: {{متن قرآن|آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref> سوره کهف، آیه:۶۵.</ref>
# '''[[حضرت خضر]] {{ع}}:''' قرآن کریم از اعطای [[رحمت خاص]] از سوی خداوند و همچنین علم لدنی {{متن قرآن|مِن عِندِنَا}} بر حضرت خضر {{ع}} خبر می‌‌دهد: {{متن قرآن|آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref> سوره کهف، آیه:۶۵.</ref>
#'''[[علم مصاحب]] حضرت سلیمان:''' [[حضرت سلیمان]] {{ع}} وقتی از [[یاران]] خویش خواست تخت [[بلقیس]] را از مسافت صدها کیلومتر بالفور نزد وی حاضر کنند، هر کدام یک وقتی را پیشنهاد دادند، اما "[[آصف بن برخیا]]" پیشنهاد داد که من در یک چشم به هم زدن "قبل از این که پلک دوباره بسته شود" آن را حمل و حاضر می‌‌‌کنم: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...}}<ref> آنکه دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت می‌‌آورم... ؛ سوره نمل، آیه:۴۰.</ref>. قرآن به علم وی تصریح نکرده و لکن [[وصف]] و رمز [[قدرت]] وی را [[بیان]] داشته و آن "علم به کتاب" است که قطعاً [[علم عادی]] نبوده بلکه [[علم خاص]] و مورد [[عنایت الهی]] است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
# '''[[علم مصاحب]] حضرت سلیمان:''' [[حضرت سلیمان]] {{ع}} وقتی از [[یاران]] خویش خواست تخت [[بلقیس]] را از مسافت صدها کیلومتر بالفور نزد وی حاضر کنند، هر کدام یک وقتی را پیشنهاد دادند، اما "[[آصف بن برخیا]]" پیشنهاد داد که من در یک چشم به هم زدن "قبل از این که پلک دوباره بسته شود" آن را حمل و حاضر می‌‌‌کنم: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...}}<ref> آنکه دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت می‌‌آورم... ؛ سوره نمل، آیه:۴۰.</ref>. قرآن به علم وی تصریح نکرده و لکن [[وصف]] و رمز [[قدرت]] وی را [[بیان]] داشته و آن "علم به کتاب" است که قطعاً [[علم عادی]] نبوده بلکه [[علم خاص]] و مورد [[عنایت الهی]] است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.


=== تصریح پیامبر به علم لدنی امامان ===
=== تصریح پیامبر به علم لدنی امامان ===
[[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} به علم غیب و [[علم لدنی|لدنی]] [[ائمه]] {{ع}} در موارد مختلف تصریح داشته است و اگر چنین علمی‌ با اصل خاتمیت تهافت داشت خود پیامبر خاتم چنین عمل نمی‌ نمود: {{متن حدیث|إِنَّ آلَ مُحَمَّدٍ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَآلُ بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَمَوْضِعُ الرِّسَالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ ومَعدنُ العِلمِ}}<ref>الکامل، ج ۲، س ۵۴؛ اسد الغایة، ج ۳، ص ۱۹۳؛ [[شرح نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۲، ص ۲۸۳؛ موسوعة الامامة فی نصوص اهل السنة، ج ۳، ص ۴۴۰.</ref>. ذکر وصف {{متن حدیث|مَعدنُ العِلمِ}} در کنار وصف {{متن حدیث|مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ}} و محل فرود آمدن [[ملائکه]] روشن می‌‌‌کند [[معدن علم]] بودن [[اهل بیت]] صرف علم کثیر و فراوان نیست، بلکه ظاهر در [[علم الهی]] است، به تعبیر دیگر معدن علم بودن اهل بیت {{ع}} رهاورد وصف {{متن حدیث|مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ}} و {{متن حدیث|مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ}} است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
[[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} به علم غیب و [[علم لدنی|لدنی]] [[ائمه]] {{ع}} در موارد مختلف تصریح داشته است و اگر چنین علمی‌ با اصل خاتمیت تهافت داشت خود پیامبر خاتم چنین عمل نمی‌ نمود: {{متن حدیث|إِنَّ آلَ مُحَمَّدٍ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَآلُ بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَمَوْضِعُ الرِّسَالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ ومَعدنُ العِلمِ}}<ref>الکامل، ج ۲، س ۵۴؛ اسد الغایة، ج ۳، ص ۱۹۳؛ [[شرح نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۲، ص ۲۸۳؛ موسوعة الامامة فی نصوص اهل السنة، ج ۳، ص ۴۴۰.</ref>. ذکر وصف {{متن حدیث|مَعدنُ العِلمِ}} در کنار وصف {{متن حدیث|مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ}} و محل فرود آمدن [[ملائکه]] روشن می‌‌‌کند [[معدن علم]] بودن [[اهل بیت]] صرف علم کثیر و فراوان نیست، بلکه ظاهر در [[علم الهی]] است، به تعبیر دیگر معدن علم بودن اهل بیت {{ع}} رهاورد وصف {{متن حدیث|مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ}} و {{متن حدیث|مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ}} است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.


=== تصریح امام علی{{ع}} به [[علم غیب]] خویش ===  
=== تصریح امام علی {{ع}} به [[علم غیب]] خویش ===  
[[امام علی]]{{ع}} بارها به علم غیب خویش تصریح داشته است، چنان که می‌‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّا أَهْلُ‏ بَيْتٍ‏ مِنْ‏ عِلْمِ‏ اللَّهِ‏ عَلِمْنَا، وَ بِحُكْمِ‏ اللَّهِ‏ حَكَمْنَا، وَ مِنْ‏ قَوْلِ‏ صَادِقٍ‏ سَمِعْنَا}}<ref>«ما [[اهل بيت]] از [[علم خدا]] بهره گرفتيم و به حكم [[خدا]] حكم مى‌كنيم و سخن از پيامبر راستگو شنيديم» [[شرح نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۱، ص ۱۷۶، ذیل [[خطبه]] ۱۶؛ ابن عبدالله، العقد الفرید، ج ۴، ص ۱۵۷؛ البیان و التبیین، ج ۲، صص ۵۰ - ۵۲.</ref>، در این [[حدیث]] حضرت، [[علم اهل بیت]] را به صورت شفاف از جانب خداوند توصیف و تأکید می‌‌‌کند [[منبع علم]] و شنیدن ما قول صادق است که در آن هیچ احتمال خلاف و خطایی نیست: {{متن حدیث|أَلْهَمَنِي‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ عِلْمَ‏ مَا فِيهِ‏}}<ref>«هر چه در او هست خداى تعالى به من [[الهام]] نموده است» بحار، ج۲۶، ص۴.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>
[[امام علی]] {{ع}} بارها به علم غیب خویش تصریح داشته است، چنان که می‌‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّا أَهْلُ‏ بَيْتٍ‏ مِنْ‏ عِلْمِ‏ اللَّهِ‏ عَلِمْنَا، وَ بِحُكْمِ‏ اللَّهِ‏ حَكَمْنَا، وَ مِنْ‏ قَوْلِ‏ صَادِقٍ‏ سَمِعْنَا}}<ref>«ما [[اهل بيت]] از [[علم خدا]] بهره گرفتيم و به حكم [[خدا]] حكم مى‌كنيم و سخن از پيامبر راستگو شنيديم» [[شرح نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۱، ص ۱۷۶، ذیل [[خطبه]] ۱۶؛ ابن عبدالله، العقد الفرید، ج ۴، ص ۱۵۷؛ البیان و التبیین، ج ۲، صص ۵۰ - ۵۲.</ref>، در این [[حدیث]] حضرت، [[علم اهل بیت]] را به صورت شفاف از جانب خداوند توصیف و تأکید می‌‌‌کند [[منبع علم]] و شنیدن ما قول صادق است که در آن هیچ احتمال خلاف و خطایی نیست: {{متن حدیث|أَلْهَمَنِي‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ عِلْمَ‏ مَا فِيهِ‏}}<ref>«هر چه در او هست خداى تعالى به من [[الهام]] نموده است» بحار، ج۲۶، ص۴.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>


=== اعتراف بعض اهل سنت به [[علم غیب]] [[امام]] ===
=== اعتراف بعض اهل سنت به [[علم غیب]] [[امام]] ===
برخی از [[عالمان]] منصف [[اهل سنت]] مانند [[ابن ابی الحدید]] با وجود نپذیرفتن [[امامت]] امامان از جمله امام علی{{ع}}، ضمن اعتراف به [[فضل]] و کمال [[روحی]] آن حضرت، [[اخبار غیبی]] منقول از حضرت را مانند خبر کشته شدن ده نفر از [[اصحاب]] خود در [[جنگ نهروان]] و باقی ماندن ده نفر از [[جبهه]] مخالف، آن را از [[معجزات]] حضرت وصف می‌‌‌کند. وی در شرح [[خطبه]] مربوط به [[پیش بینی]] [[کشتار]] [[جنگ نهروان]] می‌‌ نویسد: {{عربی|"هذا الخبر من الأخبار التی تکون متواترة لاشتهاره و نقل الناس کافة و هو من معجزاته و اخباره المفصلة عن الغیوب‏‏"}}<ref>شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>
برخی از [[عالمان]] منصف [[اهل سنت]] مانند [[ابن ابی الحدید]] با وجود نپذیرفتن [[امامت]] امامان از جمله امام علی {{ع}}، ضمن اعتراف به [[فضل]] و کمال [[روحی]] آن حضرت، [[اخبار غیبی]] منقول از حضرت را مانند خبر کشته شدن ده نفر از [[اصحاب]] خود در [[جنگ نهروان]] و باقی ماندن ده نفر از [[جبهه]] مخالف، آن را از [[معجزات]] حضرت وصف می‌‌‌کند. وی در شرح [[خطبه]] مربوط به [[پیش بینی]] [[کشتار]] [[جنگ نهروان]] می‌‌ نویسد: {{عربی|"هذا الخبر من الأخبار التی تکون متواترة لاشتهاره و نقل الناس کافة و هو من معجزاته و اخباره المفصلة عن الغیوب‏‏"}}<ref>شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>


=== علم غیب رهاورد [[ولایت باطنی]] ===  
=== علم غیب رهاورد [[ولایت باطنی]] ===  
[[امامان]] با [[عنایت الهی]] دارای [[مقام ولایت باطنی]] بوده که در پرتو آن می‌‌‌توانند با عالم غیب ارتباط برقرار نموده و از طریق آن به [[علم گذشته]] و [[آینده]] [[آگاهی]] پیدا کنند، در اینجا به چند [[روایت]] اشاره می‌‌‌شود که نشان‌گر وجود پرسش و یا [[شبهه]] درباره نوع علم امامان در [[تفسیر دین]] در عصر خود [[ائمه]] {{ع}} بوده است: [[امام کاظم]]{{ع}} درباره [[منبع علم]] خودشان فرمود: "دامنه و گستره علم ما بر سه قسم است. گذشته، [[آینده]] و حال. اما گذشته از سنخ مفسّر است که توسط پیامبر{{صل}} بر ما [[تفسیر]] شده است، اما [[علم آینده]] از سنخ نگاشته شده است که در کتاب [[جامعه]]، [[جفر]] و [[مصحف فاطمه]] درج شده است و اما [[علم حاضر]] از نوع [[افکندن در قلب]] یا کوبیدن در گوش‌هاست و این قسم [[افضل]] علم ماست. [[پیامبری]] بعد از پیامبر ما [[ظهور]] نخواهد کرد<ref>{{متن حدیث|مَبْلَغُ‏ عِلْمِنَا ثَلَاثَةُ وُجُوهٍ‏ مَاضٍ‏ وَ غَابِرٌ وَ حَادِثٌ‏ فَأَمَّا الْمَاضِي‏ فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا الْحَادِثُ‏ فَقَذْفٌ‏ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا}}؛ کافی، ج ۱، ص ۲۶۴، باب جهات [[علوم ائمه]]، ج ۸، ص ۱۲۵؛ برای توضیح روایت ر. ک: مرآة العقول، ج ۳، ص ۱۳۶؛ ملاصالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج ۶، ص ۴۹؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص ۲۶۴، ذیل کلمه زبر. </ref>. در این [[حدیث]] حضرت [[علم گذشته]] و [[آینده]] را از سنخ علم مفسّر و مزبور توصیف می‌‌‌کند که ظاهر در [[تعلم]] از امثال پیامبر{{صل}} است. اما [[علم حاضر]] خودشان را از سنخ [[الهام]] و آن را [[بهترین]] علم خودشان نیز معرفی می‌‌‌کند. در اینجا ممکن بود مخاطب با [[تأیید]] و پذیرفتن علم از سنخ الهام برای امامان دچار [[شبهه]] شود که [[امامان]] نیز [[پیامبران الهی]] هستند، امام{{ع}} بالفور به [[شبهه]] پاسخ داد که هرچند علم ما از سنخ الهام است، اما این به معنای [[نبوت]] و [[پیامبری]] نیست و با [[رحلت]] پیامبر اسلام{{صل}} پرونده [[پیغمبری]] بسته شده است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
[[امامان]] با [[عنایت الهی]] دارای [[مقام ولایت باطنی]] بوده که در پرتو آن می‌‌‌توانند با عالم غیب ارتباط برقرار نموده و از طریق آن به [[علم گذشته]] و [[آینده]] [[آگاهی]] پیدا کنند، در اینجا به چند [[روایت]] اشاره می‌‌‌شود که نشان‌گر وجود پرسش و یا [[شبهه]] درباره نوع علم امامان در [[تفسیر دین]] در عصر خود [[ائمه]] {{ع}} بوده است: [[امام کاظم]] {{ع}} درباره [[منبع علم]] خودشان فرمود: "دامنه و گستره علم ما بر سه قسم است. گذشته، [[آینده]] و حال. اما گذشته از سنخ مفسّر است که توسط پیامبر {{صل}} بر ما [[تفسیر]] شده است، اما [[علم آینده]] از سنخ نگاشته شده است که در کتاب [[جامعه]]، [[جفر]] و [[مصحف فاطمه]] درج شده است و اما [[علم حاضر]] از نوع [[افکندن در قلب]] یا کوبیدن در گوش‌هاست و این قسم [[افضل]] علم ماست. [[پیامبری]] بعد از پیامبر ما [[ظهور]] نخواهد کرد<ref>{{متن حدیث|مَبْلَغُ‏ عِلْمِنَا ثَلَاثَةُ وُجُوهٍ‏ مَاضٍ‏ وَ غَابِرٌ وَ حَادِثٌ‏ فَأَمَّا الْمَاضِي‏ فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا الْحَادِثُ‏ فَقَذْفٌ‏ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا}}؛ کافی، ج ۱، ص ۲۶۴، باب جهات [[علوم ائمه]]، ج ۸، ص ۱۲۵؛ برای توضیح روایت ر. ک: مرآة العقول، ج ۳، ص ۱۳۶؛ ملاصالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج ۶، ص ۴۹؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص ۲۶۴، ذیل کلمه زبر. </ref>. در این [[حدیث]] حضرت [[علم گذشته]] و [[آینده]] را از سنخ علم مفسّر و مزبور توصیف می‌‌‌کند که ظاهر در [[تعلم]] از امثال پیامبر {{صل}} است. اما [[علم حاضر]] خودشان را از سنخ [[الهام]] و آن را [[بهترین]] علم خودشان نیز معرفی می‌‌‌کند. در اینجا ممکن بود مخاطب با [[تأیید]] و پذیرفتن علم از سنخ الهام برای امامان دچار [[شبهه]] شود که [[امامان]] نیز [[پیامبران الهی]] هستند، امام {{ع}} بالفور به [[شبهه]] پاسخ داد که هرچند علم ما از سنخ الهام است، اما این به معنای [[نبوت]] و [[پیامبری]] نیست و با [[رحلت]] پیامبر اسلام {{صل}} پرونده [[پیغمبری]] بسته شده است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.


=== نتیجه ===
=== نتیجه ===
# اصل ادعای علم لدنی و غیب هیچ ارتباطی با [[نبوت]] و خاتمیت ندارد چرا که علم لدنی و غیب شامل [[انسان|انسان‌های]] غیر پیامبر هم می‌‌‌شود. بر این اساس نفس علم غیب و اثبات آن برای [[امامان]] [[معصوم]] با اصل نبوت و خاتمیت تهافت و ناسازگاری ندارد.
# اصل ادعای علم لدنی و غیب هیچ ارتباطی با [[نبوت]] و خاتمیت ندارد چرا که علم لدنی و غیب شامل [[انسان|انسان‌های]] غیر پیامبر هم می‌‌‌شود. بر این اساس نفس علم غیب و اثبات آن برای [[امامان]] [[معصوم]] با اصل نبوت و خاتمیت تهافت و ناسازگاری ندارد.
# اگر مدعی علم غیب و لدنی علاوه بر ادعای آن، مدعی [[پیام آسمانی]] [[جدید]] در غیر قالب [[شریعت]] اسلام باشد، چنین علمی‌ با اصل خاتمیت [[تعارض]] پیدا می‌‌‌کند، اما هیچ [[شیعی]] مدعی آن نیست که امامان چنین ادعایی داشتند، بلکه خود [[ائمه]] بعد از توصیف علم خود به [[الهام]] و الهی در [[مقام]] زدودن چنین [[شبهه]]‌ای برآمده و متذکر شدند که بعد از پیامبر اسلام{{صل}} پیامبری نخواهد آمد.
# اگر مدعی علم غیب و لدنی علاوه بر ادعای آن، مدعی [[پیام آسمانی]] [[جدید]] در غیر قالب [[شریعت]] اسلام باشد، چنین علمی‌ با اصل خاتمیت [[تعارض]] پیدا می‌‌‌کند، اما هیچ [[شیعی]] مدعی آن نیست که امامان چنین ادعایی داشتند، بلکه خود [[ائمه]] بعد از توصیف علم خود به [[الهام]] و الهی در [[مقام]] زدودن چنین [[شبهه]]‌ای برآمده و متذکر شدند که بعد از پیامبر اسلام {{صل}} پیامبری نخواهد آمد.
# اگر مقصود مدعی تهافت علم لدنی با خاتمیت این باشد که امامان در پرتو علم غیب خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] گفتار و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلام‌اند، در این‌باره باید گفت اولاً: اصل ادعای علم غیب و لدنی با خاتمیت منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای [[حجیت]] و [[تشریع]] است اما حجیت و [[تشریع]] آنان به [[اذن الهی]] ـ که [[شارع]] [[حقیقی]] [[اسلام]] است ـ و [[تفویض]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است که در [[حقیقت]] نه منافی خاتمیت بلکه متمم و مکمل آن نیز هست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
# اگر مقصود مدعی تهافت علم لدنی با خاتمیت این باشد که امامان در پرتو علم غیب خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] گفتار و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلام‌اند، در این‌باره باید گفت اولاً: اصل ادعای علم غیب و لدنی با خاتمیت منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای [[حجیت]] و [[تشریع]] است اما حجیت و [[تشریع]] آنان به [[اذن الهی]] ـ که [[شارع]] [[حقیقی]] [[اسلام]] است ـ و [[تفویض]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است که در [[حقیقت]] نه منافی خاتمیت بلکه متمم و مکمل آن نیز هست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.


خط ۹۹: خط ۹۹:
[[رده:علم معصوم]]
[[رده:علم معصوم]]
<onlyinclude>{{درجه‌بندی
<onlyinclude>{{درجه‌بندی
  | نویسنده اصلی=<!--جوکار، پورانزاب،واثق، امینی،بهمنی-->
  | نویسنده اصلی=<!--جوکار، پورانزاب، واثق، امینی، بهمنی-->
  | ارزیابی=<!--آماده، نشده، تمام-->
  | ارزیابی=<!--آماده، نشده، تمام-->
  | ارزیابی نهایی =<!--نشده، -،خیرآبادی، فرقانی،تمام توسط [[کاربر:خیرآبادی|خیرآبادی]]، تمام توسط [[کاربر:فرقانی|فرقانی]]-->
  | ارزیابی نهایی =<!--نشده، -،خیرآبادی، فرقانی، تمام توسط [[کاربر:خیرآبادی|خیرآبادی]]، تمام توسط [[کاربر:فرقانی|فرقانی]]-->
  | شناسه = <!--ندارد، ناقص، کامل-->
  | شناسه = <!--ندارد، ناقص، کامل-->
  | جامعیت = <!--ندارد، دارد-->
  | جامعیت = <!--ندارد، دارد-->
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش