بشارت پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = بشارت
| موضوع مرتبط = بشارت
| عنوان مدخل  = بشارت پیامبر
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط =  
| مداخل مرتبط =  
| پرسش مرتبط  = بشارت پیامبر (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
'''بشارت پیامبر''' به معنای خبر دادن پیامبری به پیامبری شخص دیگری که خود بر صدق مدعای او گواهی دهد و پیامبری او را تأیید کند.
'''بشارت پیامبر''' به معنای خبر دادن پیامبری به پیامبری شخص دیگری که خود بر صدق مدعای او گواهی دهد و پیامبری او را تأیید کند.


== بشارت [[پیامبر]] راهی برای [[اثبات نبوت]] ==
== بشارت [[پیامبر]] راهی برای [[اثبات نبوت]] ==
* یکی از راه‌های [[اثبات حقانیت مدعی پیامبری]] از طریق معرفی سایر [[پیامبران]] است. یعنی یکی از [[پیامبران|پیامبران الهی]] بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همان‌گونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام [[عصمت]] برخوردارند و یکی از مراتب آن، [[عصمت]] از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
یکی از راه‌های اثبات حقانیت مدعی پیامبری از طریق معرفی سایر [[پیامبران]] است. یعنی یکی از [[پیامبران|پیامبران الهی]] بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همان‌گونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام [[عصمت]] برخوردارند و یکی از مراتب آن، [[عصمت]] از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.


== راه تحقق بشارت پیامبر ==
== راه تحقق بشارت پیامبر ==
* اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>:
اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است:
# آنکه گواهی [[پیامبر]] مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطه‌ای، شهادت و گواهی [[پیامبر]] را بشنویم، یا گواهی او به‌ صورت [[متواتر]] برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی [[انبیا]] مواردی دیده می‌شود که [[پیامبر]] پیشین به [[فرمان الهی]] در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند [[حضرت داوود]] که به امر خداوند فرزند خود [[حضرت سلیمان]] را به‌زعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۵. </ref> البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم می‌رسیده است، مثل بشارت [[حضرت یحیی]] به پیامبری [[حضرت عیسی]]<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۸. </ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
# آنکه گواهی [[پیامبر]] مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطه‌ای، شهادت و گواهی [[پیامبر]] را بشنویم، یا گواهی او به‌ صورت [[متواتر]] برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی [[انبیا]] مواردی دیده می‌شود که [[پیامبر]] پیشین به [[فرمان الهی]] در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند [[حضرت داوود]] که به امر خداوند فرزند خود [[حضرت سلیمان]] را به‌زعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۵. </ref> البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم می‌رسیده است، مثل بشارت [[حضرت یحیی]] به پیامبری [[حضرت عیسی]]<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۸.</ref>.
# آن است که اوصاف و نشانه‌های شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری به‌زروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[حضرت عیسی]] {{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]] {{صل}}؛ چنان که در قرآن حکایت شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۴.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
# آن است که اوصاف و نشانه‌های شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری به‌زروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[حضرت عیسی]] {{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]] {{صل}}؛ چنان که در قرآن حکایت شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه۴.</ref>.
* از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمی‌آید اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان به‌عنوان پیامبر آخرین هیچ‌گونه تردیدی نداشتند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۱۴۶.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>.
 
* البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به‌ ویژه آنکه در مورد نخستین [[پیامبر]] از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱- ۱۸۳. </ref>.
از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمی‌آید که اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان به‌عنوان پیامبر آخرین هیچ‌گونه تردیدی نداشتند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه۱۴۶.</ref>.
* بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت [[پیامبر]] معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۷. </ref>
 
البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به‌ ویژه آنکه در مورد نخستین [[پیامبر]] از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد.


== بشارات [[انبیای پیشین]] به [[پیامبر خاتم]] ==
بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت [[پیامبر]] معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱- ۱۸۳؛ [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۷. </ref>
{{اصلی|گواهی پیامبران بر نبوت پیامبر خاتم}}


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۹ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۵:۴۵

بشارت پیامبر به معنای خبر دادن پیامبری به پیامبری شخص دیگری که خود بر صدق مدعای او گواهی دهد و پیامبری او را تأیید کند.

بشارت پیامبر راهی برای اثبات نبوت

یکی از راه‌های اثبات حقانیت مدعی پیامبری از طریق معرفی سایر پیامبران است. یعنی یکی از پیامبران الهی بر آمدنش بشارت داده و یا بر صدق مدعای او گواهی دهد و سفارت الهی او را تأیید نماید؛ زیرا همان‌گونه که خواهد آمد، همه پیامبران الهی از مقام عصمت برخوردارند و یکی از مراتب آن، عصمت از گناه و خطاست. براین اساس، درباره شهادت و گواهی پیامبران نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ بلکه شهادت آنان عین واقعیت است[۱].

راه تحقق بشارت پیامبر

اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است:

  1. آنکه گواهی پیامبر مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطه‌ای، شهادت و گواهی پیامبر را بشنویم، یا گواهی او به‌ صورت متواتر برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی انبیا مواردی دیده می‌شود که پیامبر پیشین به فرمان الهی در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند حضرت داوود که به امر خداوند فرزند خود حضرت سلیمان را به‌زعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد[۲] البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم می‌رسیده است، مثل بشارت حضرت یحیی به پیامبری حضرت عیسی[۳].
  2. آن است که اوصاف و نشانه‌های شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری به‌زروشنی تطبیق کند. مانند بشارت حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) بر نبوت رسول اکرم (ص)؛ چنان که در قرآن حکایت شده است: ﴿وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ [۴].

از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمی‌آید که اوصاف نبی مکرم اسلام در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان به‌عنوان پیامبر آخرین هیچ‌گونه تردیدی نداشتند: ﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۵].

البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به‌ ویژه آنکه در مورد نخستین پیامبر از سلسله انبیا، کارایی ندارد.

بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت پیامبر معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد [۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.
  2. کمال الدین، ج ۱، ص ۱۵۵.
  3. کمال الدین، ج ۱، ص ۱۵۸.
  4. و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه۴.
  5. کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند؛ سوره بقره، آیه۱۴۶.
  6. سبحانی، محمد تقی و برنجکار، رضا، معارف و عقاید، ص ۱۸۱- ۱۸۳؛ الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۱۲۷.