←تاریخ جاهلی بنی حارث بن فهر
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = قبایل | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == نسب== بنیحارث از شاخههای اصلی بنی فهر -از تیرهها و طوایف معروف قبیله قریش- بوده، نسب از حارث بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
در حالی که گروه دیگر، [[قریشیان]] معروف به «قریش بطاح»، در کنار [[حرم]] و زمینهای معروف به بطحاء [[مکه]] ماندند و از همین روی به عنوان «ضَب» شناخته میشدند.<ref> بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶. "ضب" به معنای سوسمار است. شاید دلیل مانند کردن قریش بطاح به آن، کم تحرکی و ملازمت با آشیانه باشد. قس: زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref> [[بنی حارث]] بمانند دیگر [[طوایف]] بنی فهر، پیش از [[فتوحات اسلامی]] در [[مکه]] ساکن بودند اما پس از وقوع فتوحات اسلامی و بخصوص در ایام [[حکومت]] [[خلفای اموی]]، برخی از ایشان به [[شام]]<ref> من باب نمونه ر. ک. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref> و بسیاری از آنان به سرزمینهای شمال افریقا رفته در این [[سرزمین]] سکنی گزیدند.<ref> ر. ک. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸.</ref> ضمن این که برخی منابع نیز از [[توطّن]] و حضور تعداد عظیمی از بنی فهر -به خصوص بنی حارث-، در [[اندلس]] خبر دادهاند.<ref> ر. ک. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸.</ref> | در حالی که گروه دیگر، [[قریشیان]] معروف به «قریش بطاح»، در کنار [[حرم]] و زمینهای معروف به بطحاء [[مکه]] ماندند و از همین روی به عنوان «ضَب» شناخته میشدند.<ref> بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶. "ضب" به معنای سوسمار است. شاید دلیل مانند کردن قریش بطاح به آن، کم تحرکی و ملازمت با آشیانه باشد. قس: زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref> [[بنی حارث]] بمانند دیگر [[طوایف]] بنی فهر، پیش از [[فتوحات اسلامی]] در [[مکه]] ساکن بودند اما پس از وقوع فتوحات اسلامی و بخصوص در ایام [[حکومت]] [[خلفای اموی]]، برخی از ایشان به [[شام]]<ref> من باب نمونه ر. ک. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref> و بسیاری از آنان به سرزمینهای شمال افریقا رفته در این [[سرزمین]] سکنی گزیدند.<ref> ر. ک. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸.</ref> ضمن این که برخی منابع نیز از [[توطّن]] و حضور تعداد عظیمی از بنی فهر -به خصوص بنی حارث-، در [[اندلس]] خبر دادهاند.<ref> ر. ک. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸.</ref> | ||
== | == تاریخ جاهلی == | ||
از نخستین | از نخستین اخبار مهمی که درباره [[زندگی]] جد جاهلی این شاخه -[[حارث بن فهر بن مالک]]- در دست است، میتوان به [[نبرد]] خونینی که بین [[قریش]] به همراه [[قبایل]] [[کنانه]]، [[خزیمه]]، [[اسد]]، [[جذام]] و دیگر تیرههای [[مضر]] به [[فرماندهی]] فهر بن مالک از یک سو و [[حسان بن عبد کلال حمیری]] -[[پادشاه]] حمیری [[یمن]]- از سوی دیگر، که به ادعای [[نسب]] نویسان با بسیار کس از قبایل یمن از یمن به وادی مکه آمده بود تا سنگهای [[کعبه]] را با خود ببرد، اتفاق افتاد، اشاره کرد.<ref> ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۵۶۱؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۲، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref> در پی وقوع این [[جنگ]] سخت، [[لشکر]] یمن به [[سختی]] هزیمت شدند و ضمن کشته شدن بسیاری از ایشان، پادشاه آنان –حسان- نیز توسط حارث بن فهر به [[اسارت]] در آمد. حسان بن عبدکلال، سه سال در اسارت مکیان بود تا این که با پرداخت فدیه، خود را از بند آنها رهانید.<ref> طبری، تاریخ، ج۲، ص۲۶۲-۲۶۳؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۲۶؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۲، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref> | ||
شرکت بنی حارث در [[جنگ فجار]] به فرماندهی [[عبدالله بن جراح]] -[[پدر]] [[ابوعبیده جراح]]-<ref> ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۷۰.</ref> و نیز حضور در پیمانهای معروفی چون "[[پیمان]] مطیبین"<ref> بلاذری، انساب الشراف، ج۱، ص۵۶ و ج۱۱، ص۵۴؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۱۸۰؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۸.</ref> و "[[حلف الفضول]]"<ref> یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۷؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۸۸-۱۸۹.</ref> از دیگر وقایع مهم [[تاریخ]] [[جاهلی]] [[بنی حارث بن فهر]] برشمرده شدهاند. در پیمان موسوم به "مطیبین" و در نزاعی که بین [[بنی عبد مناف]] و [[بنی عبدالدار بن قصی]] درباره عهدهداری [[مناصب]] [[حجابت]] (پردهداری [[خانه خدا]])، سقایت (آبرسانی به [[حاجیان]])، رفادت ([[پذیرایی]] از [[زائران]])، [[سرپرستی]] [[دارالندوه]] (مجلس مشورتی بزرگان [[قریش]])، [[لواء]] ([[پرچمداری]]) و [[قیادت]] ([[فرماندهی]] [[جنگی]]) در گرفت، تیرههای دهگانه مشهور قریش به دو دسته تقسیم شدند و هر یک جانب یکی از این دو [[خاندان]] را گرفتند. از این میان، [[بنیاسد بن عبدالعزی]]، [[بنیزهرة بن کلاب]]، [[بنی تیم بن مرّه]]، [[بنیالحارث بن فهر]]، با [[بنی عبدمناف]] همدست شده، به آنان پیوستند. ایشان ظرفی سرشار از [[عطر]] را نزد [[کعبه]] نهاده، با فرو بردن دستانشان در آن، [[عهد]] بستند. سپس برای تأکید هر چه بیشتر این پیمان، با دستان عطرآلود، خانه خدا را مسح کردند، از این رو این پیمان به «مطیبین» [[شهرت]] یافت.<ref> بلاذری، انساب الشراف، ج۱، ص۵۶ و ج۱۱، ص۵۴؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۱۸۰؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۸.</ref> همچنین برخی منابع از حلفی میان [[بنی حارث]] و عبد مناف خبر دادهاند. بر پایه این [[حلف]]، [[عبدالعزی بن عامرة بن عمیره]] با دختر [[عبدمناف بن قصی]] [[ازدواج]] کرد و حاصل این [[ازدواج]] پسری به نام "ابوهمهمه" بود. <ref> ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۶۷-۲۶۸.</ref> | شرکت بنی حارث در [[جنگ فجار]] به فرماندهی [[عبدالله بن جراح]] -[[پدر]] [[ابوعبیده جراح]]-<ref> ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۷۰.</ref> و نیز حضور در پیمانهای معروفی چون "[[پیمان]] مطیبین"<ref> بلاذری، انساب الشراف، ج۱، ص۵۶ و ج۱۱، ص۵۴؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۱۸۰؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۸.</ref> و "[[حلف الفضول]]"<ref> یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۷؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۸۸-۱۸۹.</ref> از دیگر وقایع مهم [[تاریخ]] [[جاهلی]] [[بنی حارث بن فهر]] برشمرده شدهاند. در پیمان موسوم به "مطیبین" و در نزاعی که بین [[بنی عبد مناف]] و [[بنی عبدالدار بن قصی]] درباره عهدهداری [[مناصب]] [[حجابت]] (پردهداری [[خانه خدا]])، سقایت (آبرسانی به [[حاجیان]])، رفادت ([[پذیرایی]] از [[زائران]])، [[سرپرستی]] [[دارالندوه]] (مجلس مشورتی بزرگان [[قریش]])، [[لواء]] ([[پرچمداری]]) و [[قیادت]] ([[فرماندهی]] [[جنگی]]) در گرفت، تیرههای دهگانه مشهور قریش به دو دسته تقسیم شدند و هر یک جانب یکی از این دو [[خاندان]] را گرفتند. از این میان، [[بنیاسد بن عبدالعزی]]، [[بنیزهرة بن کلاب]]، [[بنی تیم بن مرّه]]، [[بنیالحارث بن فهر]]، با [[بنی عبدمناف]] همدست شده، به آنان پیوستند. ایشان ظرفی سرشار از [[عطر]] را نزد [[کعبه]] نهاده، با فرو بردن دستانشان در آن، [[عهد]] بستند. سپس برای تأکید هر چه بیشتر این پیمان، با دستان عطرآلود، خانه خدا را مسح کردند، از این رو این پیمان به «مطیبین» [[شهرت]] یافت.<ref> بلاذری، انساب الشراف، ج۱، ص۵۶ و ج۱۱، ص۵۴؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۱۸۰؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۸.</ref> همچنین برخی منابع از حلفی میان [[بنی حارث]] و عبد مناف خبر دادهاند. بر پایه این [[حلف]]، [[عبدالعزی بن عامرة بن عمیره]] با دختر [[عبدمناف بن قصی]] [[ازدواج]] کرد و حاصل این [[ازدواج]] پسری به نام "ابوهمهمه" بود. <ref> ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۶۷-۲۶۸.</ref> | ||
== بنی حارث و [[ظهور اسلام]] == | == بنی حارث و [[ظهور اسلام]] == | ||
در پی آغاز [[دعوت الهی]] [[نبی خاتم]]{{صل}}، فهریان از جمله بنی حارث همگام با دیگر [[طوایف]] قریش به مقابله با [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] برخاستند و در سالهای نخست ظهور اسلام حد فاصل بین [[بعثت]] تا [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]]، از هیچ گونه [[آزار]] و اذیتی نسبت به [[حضرت]] و مسلمانان دریغ نورزیدند.<ref> از جمله این افراد قیهلة بن عامر فهری است که نام او در جمع تمسخر کنندگان رسول خدا{{صل}} در پیش از هجرت به ثبت رسیده است. ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۷۴، مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۶۲.</ref> این [[تقابل]]، پس از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] نیز ادامه یافت. چندان که در یکی از این موارد، نافع پسر «عبد قیس» همراه با جمعی دیگر از [[قریشیان]]، [[زینب]] -دختر خوانده بزرگ [[پیامبر]]{{صل}}- را تعقیب کردند تا مانع از [[هجرت]] او به مدینه و پیوستنش به [[حضرت]] شوند.<ref> قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۸، ص۵۴.</ref> با این همه، بودند افرادی از این [[خاندان]] که به [[ندای آسمانی]] [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} پاسخ دادند چندان که منابع نام تنی چند از آنان را در شمار [[صحابه]]، حتی برخی از ایشان را در شمار نخستین گروندگان به [[اسلام]] به ثبت رساندهاند. | در پی آغاز [[دعوت الهی]] [[نبی خاتم]]{{صل}}، فهریان از جمله بنی حارث همگام با دیگر [[طوایف]] قریش به مقابله با [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] برخاستند و در سالهای نخست ظهور اسلام حد فاصل بین [[بعثت]] تا [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]]، از هیچ گونه [[آزار]] و اذیتی نسبت به [[حضرت]] و مسلمانان دریغ نورزیدند.<ref> از جمله این افراد قیهلة بن عامر فهری است که نام او در جمع تمسخر کنندگان رسول خدا{{صل}} در پیش از هجرت به ثبت رسیده است. ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۷۴، مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۶۲.</ref> این [[تقابل]]، پس از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] نیز ادامه یافت. چندان که در یکی از این موارد، نافع پسر «عبد قیس» همراه با جمعی دیگر از [[قریشیان]]، [[زینب]] -دختر خوانده بزرگ [[پیامبر]]{{صل}}- را تعقیب کردند تا مانع از [[هجرت]] او به مدینه و پیوستنش به [[حضرت]] شوند.<ref> قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۸، ص۵۴.</ref> با این همه، بودند افرادی از این [[خاندان]] که به [[ندای آسمانی]] [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} پاسخ دادند چندان که منابع نام تنی چند از آنان را در شمار [[صحابه]]، حتی برخی از ایشان را در شمار نخستین گروندگان به [[اسلام]] به ثبت رساندهاند. | ||