شأن نزول آیه اطعام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:


==[[شأن نزول آیه]]==
==[[شأن نزول آیه]]==
[[ابن عباس]] می‌گوید:
[[ابن عباس]] می‌گوید: حسن و حسین{{عم}} مریض شدند و [[رسول خدا]]{{صل}} با جماعتی همراه به عیادتشان آمدند، آنان گفتند: ای اباالحسن! اگر می‌توانی بر دو فرزندت [[نذر]] کن. [[حضرت علی]] و [[فاطمه]]{{عم}} و [[فضه]] – کنیزشان- نذر کردند که اگر دو فرزندشان خوب شوند، سه [[روز]] [[روزه]] بگیرند. آن دو بهبود یافتند؛ ولی در [[خانه]] چیزی نداشتند. [[حضرت علی]]{{ع}} از [[شمعون]] خیبری [[یهودی]]، سه پیمانه جو [[قرض]] کرد و [[فاطمه]]{{س}} یک پیمانه آن را آرد نمود و از آن پنج قرص نان به تعدادشان پخت. آنان نان‌ها را در برابر خود گذاشتند تا [[افطار]] نمایند که سائلی در برابرشان قرار گرفت و گفت: [[درود]] بر شما [[اهل بیت]] محمد{{عم}}، مسکینی از [[مساکین]] [[مسلمانان]] هستم! مرا طعام دهید، [[خداوند]] شما را از طعام [[بهشتی]] طعام دهد. آنان همگی [[ایثار]] کرده، نان‌ها را به وی دادند و شب را به صبح نمودند، بدون آن‌که چیزی به جز آب خورده باشند و [[روز]] را دوباره [[روزه]] گرفتند.
{{متن حدیث|أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ{{عم}} مَرِضَا فَعَادَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ‌{{صل}} فِي نَاسٍ مَعَهُ فَقَالُوا يَا أَبَا الْحَسَنِ لَوْ نَذَرْتَ عَلَى وُلْدِكَ فَنَذَرَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ فِضَّةُ جَارِيَةٌ لَهُمَا إِنْ بَرَءَا مِمَّا بِهِمَا أَنْ يَصُومُوا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَشُفِيَا وَ مَا مَعَهُمْ شَيْ‌ءٌ فَاسْتَقْرَضَ عَلِيٌّ مِنْ شَمْعُونَ الْخَيْبَرِيِّ الْيَهُودِيِّ ثَلَاثَةَ أَصْوُعٍ مِنْ شَعِيرٍ فَطَحَنَتْ فَاطِمَةُ{{س}} صَاعاً وَ اخْتَبَزَتْ خَمْسَةَ أَقْرَاصٍ عَلَى عَدَدِهِمْ فَوَضَعُوهَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ لِيُفْطِرُوا فَوَقَفَ عَلَيْهِمْ سَائِلٌ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ بَيْتِ مُحَمَّدٍ مِسْكِينٌ مِنْ مَسَاكِينِ الْمُسْلِمِينَ أَطْعِمُونِي أَطْعَمَكُمُ اللَّهُ مِنْ مَوَائِدِ الْجَنَّةِ فَآثَرُوهُ وَ بَاتُوا لَمْ يَذُوقُوا إِلَّا الْمَاءَ وَ أَصْبَحُوا صِيَاماً فَلَمَّا أَمْسَوْا وَ وَضَعُوا الطَّعَامَ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَقَفَ عَلَيْهِمْ يَتِيمٌ فَآثَرُوهُ وَ وَقَفَ عَلَيْهِمْ أَسِيرٌ فِي الثَّالِثَةِ فَفَعَلُوا مِثْلَ ذَلِكَ فَلَمَّا أَصْبَحُوا أَخَذَ عَلِيٌّ{{ع}} بِيَدِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ أَقْبَلُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَلَمَّا أَبْصَرَهُمْ وَ هُمْ يَرْتَعِشُونَ كَالْفِرَاخِ مِنْ شِدَّةِ الْجُوعِ قَالَ مَا أَشَدَّ مَا يَسُوءُنِي مَا أَرَى بِكُمْ وَ قَامَ فَانْطَلَقَ مَعَهُمْ فَرَأَى فَاطِمَةَ فِي مِحْرَابِهَا قَدْ الْتَصَقَ ظَهْرُهَا بِبَطْنِهَا وَ غَارَتْ عَيْنَاهَا فَسَاءَهُ ذَلِكَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ خُذْهَا يَا مُحَمَّدُ هَنَّأَكَ اللَّهُ فِي أَهْلِ بَيْتِكَ فَأَقْرَأَهُ السُّورَةَ}}<ref>زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۴، ص۶۷۰.</ref>.
عصر که شد نان‌ها را در برابر خود گذاشتند که [[یتیمی]] بر آنان وارد شد و همگی ایثار کرده و نان‌های خودشان را به او دادند و در روز سوم اسیری آمد و آنان این کار را تکرار کردند. چون صبح شد، علی{{ع}} دست حسن و حسین‌{{عم}} را گرفت و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورد و چون [[حضرت]] نگاهش به آنان افتاد؛ در حالی که همانند جوجه از شدت [[گرسنگی]] به خود می‌لرزیدند، فرمود: چه بسیار مرا ناراحت می‌کند این حالتی را که از شما [[مشاهده]] می‌کنم. حضرت برخاست و با آنان حرکت کرد، فاطمه{{س}} را در محرابش مشاهده کرد که کمرش بر شکمش چسبیده و چشمانش تیره و تار شده است، از این حالت ناخرسند شد. [[جبرئیل]] بر حضرت نازل شد و فرمود: بگیر این را ای محمد! تهنیت گفته است خداوند تو را در [[حق]] [[اهل]] بیتت. آنگاه [[سوره]] {{متن قرآن|هَلْ أَتَى}} را بر [[پیامبر]]{{صل}} قرائت فرمود.<ref>{{متن حدیث|أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ{{عم}} مَرِضَا فَعَادَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ‌{{صل}} فِي نَاسٍ مَعَهُ فَقَالُوا يَا أَبَا الْحَسَنِ لَوْ نَذَرْتَ عَلَى وُلْدِكَ فَنَذَرَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ فِضَّةُ جَارِيَةٌ لَهُمَا إِنْ بَرَءَا مِمَّا بِهِمَا أَنْ يَصُومُوا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَشُفِيَا وَ مَا مَعَهُمْ شَيْ‌ءٌ فَاسْتَقْرَضَ عَلِيٌّ مِنْ شَمْعُونَ الْخَيْبَرِيِّ الْيَهُودِيِّ ثَلَاثَةَ أَصْوُعٍ مِنْ شَعِيرٍ فَطَحَنَتْ فَاطِمَةُ{{س}} صَاعاً وَ اخْتَبَزَتْ خَمْسَةَ أَقْرَاصٍ عَلَى عَدَدِهِمْ فَوَضَعُوهَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ لِيُفْطِرُوا فَوَقَفَ عَلَيْهِمْ سَائِلٌ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ بَيْتِ مُحَمَّدٍ مِسْكِينٌ مِنْ مَسَاكِينِ الْمُسْلِمِينَ أَطْعِمُونِي أَطْعَمَكُمُ اللَّهُ مِنْ مَوَائِدِ الْجَنَّةِ فَآثَرُوهُ وَ بَاتُوا لَمْ يَذُوقُوا إِلَّا الْمَاءَ وَ أَصْبَحُوا صِيَاماً فَلَمَّا أَمْسَوْا وَ وَضَعُوا الطَّعَامَ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَقَفَ عَلَيْهِمْ يَتِيمٌ فَآثَرُوهُ وَ وَقَفَ عَلَيْهِمْ أَسِيرٌ فِي الثَّالِثَةِ فَفَعَلُوا مِثْلَ ذَلِكَ فَلَمَّا أَصْبَحُوا أَخَذَ عَلِيٌّ{{ع}} بِيَدِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ أَقْبَلُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَلَمَّا أَبْصَرَهُمْ وَ هُمْ يَرْتَعِشُونَ كَالْفِرَاخِ مِنْ شِدَّةِ الْجُوعِ قَالَ مَا أَشَدَّ مَا يَسُوءُنِي مَا أَرَى بِكُمْ وَ قَامَ فَانْطَلَقَ مَعَهُمْ فَرَأَى فَاطِمَةَ فِي مِحْرَابِهَا قَدْ الْتَصَقَ ظَهْرُهَا بِبَطْنِهَا وَ غَارَتْ عَيْنَاهَا فَسَاءَهُ ذَلِكَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ خُذْهَا يَا مُحَمَّدُ هَنَّأَكَ اللَّهُ فِي أَهْلِ بَيْتِكَ فَأَقْرَأَهُ السُّورَةَ}}؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۴، ص۶۷۰.</ref>.<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[دانشنامه علمی کلمات امام حسین ج۱ (کتاب)|دانشنامه علمی کلمات امام حسین]]، ج۱، ص ۲۷۱.</ref>
حسن و حسین{{عم}} مریض شدند و [[رسول خدا]]{{صل}} با جماعتی همراه به عیادتشان آمدند، آنان گفتند: ای اباالحسن! اگر می‌توانی بر دو فرزندت [[نذر]] کن. [[حضرت علی]] و [[فاطمه]]{{عم}} و [[فضه]] – کنیزشان- نذر کردند که اگر دو فرزندشان خوب شوند، سه [[روز]] [[روزه]] بگیرند. آن دو بهبود یافتند؛ ولی در [[خانه]] چیزی نداشتند. [[حضرت علی]]{{ع}} از [[شمعون]] خیبری [[یهودی]]، سه پیمانه جو [[قرض]] کرد و [[فاطمه]]{{س}} یک پیمانه آن را آرد نمود و از آن پنج قرص نان به تعدادشان پخت. آنان نان‌ها را در برابر خود گذاشتند تا [[افطار]] نمایند که سائلی در برابرشان قرار گرفت و گفت: [[درود]] بر شما [[اهل بیت]] محمد{{عم}}، مسکینی از [[مساکین]] [[مسلمانان]] هستم! مرا طعام دهید، [[خداوند]] شما را از طعام [[بهشتی]] طعام دهد. آنان همگی [[ایثار]] کرده، نان‌ها را به وی دادند و شب را به صبح نمودند، بدون آن‌که چیزی به جز آب خورده باشند و [[روز]] را دوباره [[روزه]] گرفتند.
عصر که شد نان‌ها را در برابر خود گذاشتند که [[یتیمی]] بر آنان وارد شد و همگی ایثار کرده و نان‌های خودشان را به او دادند و در روز سوم اسیری آمد و آنان این کار را تکرار کردند. چون صبح شد، علی{{ع}} دست حسن و حسین‌{{عم}} را گرفت و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورد و چون [[حضرت]] نگاهش به آنان افتاد؛ در حالی که همانند جوجه از شدت [[گرسنگی]] به خود می‌لرزیدند، فرمود: چه بسیار مرا ناراحت می‌کند این حالتی را که از شما [[مشاهده]] می‌کنم. حضرت برخاست و با آنان حرکت کرد، فاطمه{{س}} را در محرابش مشاهده کرد که کمرش بر شکمش چسبیده و چشمانش تیره و تار شده است، از این حالت ناخرسند شد. [[جبرئیل]] بر حضرت نازل شد و فرمود: بگیر این را ای محمد! تهنیت گفته است خداوند تو را در [[حق]] [[اهل]] بیتت. آنگاه [[سوره]] {{متن قرآن|هَلْ أَتَى}} را بر [[پیامبر]]{{صل}} قرائت فرمود.<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[دانشنامه علمی کلمات امام حسین ج۱ (کتاب)|دانشنامه علمی کلمات امام حسین]]، ج۱، ص ۲۷۱.</ref>


==[[راویان حدیث]] از [[عامه]]==
==[[راویان حدیث]] از [[عامه]]==
۸۱٬۹۱۳

ویرایش