←آیا تعارض و ناسازگاری بین امامت و دموکراسی وجود دارد؟
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
به نظر میرسد نکات مزبور در رفع [[شبهه]] تعارض [[مهدویت]] با دموکراسی کافی باشد و خواننده محترم با این نگاه درمییابد که [[حکومت مهدوی]] واقعاً [[حکومت]] آرماین و [[مدینه]] فاضله همه جهانیان اعم از [[مسلمانان]] و غیرمسلمان است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص:۱۳۳ - ۱۴۲.</ref> | به نظر میرسد نکات مزبور در رفع [[شبهه]] تعارض [[مهدویت]] با دموکراسی کافی باشد و خواننده محترم با این نگاه درمییابد که [[حکومت مهدوی]] واقعاً [[حکومت]] آرماین و [[مدینه]] فاضله همه جهانیان اعم از [[مسلمانان]] و غیرمسلمان است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص:۱۳۳ - ۱۴۲.</ref> | ||
== | ==ادعای ناسازگاری [[امامت]] با دموکراسی == | ||
مخالفان و منتقدان اصل [[امامت]] و [[مکتب]] [[تشيع]] که از راهکارهای مختلف به [[جرح]] و تضعیف این اصل و [[مکتب]] میپردازند، یکی از مستمسکهای خود را ادعای تعارض اصل [[امامت]] با دموکراسی (اکثریت مردم) وصف کردند، به این معنا که چون [[امام]] یعنی [[حاکم]] و [[رهبر]] [[سیاست|سیاسی]] و اجتماعی [[مردم]] توسط یک [[مقام]] قدسی به نام [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} یا [[خداوند]] [[انتخاب]] و [[تعیین]] میشود، لذا رأی [[مردم]] و دموکراسی مغفول و نادیده انگاشته شده و بدینسان با دموکراسی ناخواناست. دکتر [[عبدالکریم سروش]] در سخنرانی دو ساعته [[دانشگاه سوربن]] پاریس در سال ۱۳۸۵ تحت عنوان مردمسالاری و [[تشيع]] آن دو را ناسازگار معرفی کرد<ref>پاسخ اول به بهمنپور، سایت سروش، نکته قابل ذکر اینکه نسبت تنافی دموکراسی و [[اسلام]] به آقای مصباح قابل بحث است که اولاً: آقای سروش میبایست منبع نسبت خود را ذکر میکرد و ثانیاً: مقصود کدام مدل از مدلهای دموکراسی است.</ref>. البته پیشینه این [[شبهه]] به حدود یک قرن پیش برمیگردد که روشنفکران [[اهل سنت]] مانند [[احمد امین]] مصری نظریه [[شیعه]] در باب [[امامت]] را با دموکراسی متعارض انگاشتند<ref>احمد امین، ضحی الاسلام، ص ۶۵۵.</ref> | * مخالفان و منتقدان اصل [[امامت]] و [[مکتب]] [[تشيع]] که از راهکارهای مختلف به [[جرح]] و تضعیف این اصل و [[مکتب]] میپردازند، یکی از مستمسکهای خود را ادعای تعارض اصل [[امامت]] با دموکراسی (اکثریت مردم) وصف کردند، به این معنا که چون [[امام]] یعنی [[حاکم]] و [[رهبر]] [[سیاست|سیاسی]] و اجتماعی [[مردم]] توسط یک [[مقام]] قدسی به نام [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} یا [[خداوند]] [[انتخاب]] و [[تعیین]] میشود، لذا رأی [[مردم]] و دموکراسی مغفول و نادیده انگاشته شده و بدینسان با دموکراسی ناخواناست. دکتر [[عبدالکریم سروش]] در سخنرانی دو ساعته [[دانشگاه سوربن]] پاریس در سال ۱۳۸۵ تحت عنوان مردمسالاری و [[تشيع]] آن دو را ناسازگار معرفی کرد<ref>پاسخ اول به بهمنپور، سایت سروش، نکته قابل ذکر اینکه نسبت تنافی دموکراسی و [[اسلام]] به آقای مصباح قابل بحث است که اولاً: آقای سروش میبایست منبع نسبت خود را ذکر میکرد و ثانیاً: مقصود کدام مدل از مدلهای دموکراسی است.</ref>. البته پیشینه این [[شبهه]] به حدود یک قرن پیش برمیگردد که روشنفکران [[اهل سنت]] مانند [[احمد امین]] مصری نظریه [[شیعه]] در باب [[امامت]] را با دموکراسی متعارض انگاشتند<ref>احمد امین، ضحی الاسلام، ص ۶۵۵.</ref> | ||
===نقد و بررسی=== | |||
* در نقد [[شبهه]] فوق نکات ذیل قابل تأمل است. | |||
'''نقد اول: تعدد مدلهای دموکراسی:''' طرفداران تعارض [[امامت]] با دموکراسی متأسفانه بدون [[تبیین]] و ترسیم دو طرف نسبت "[[امامت]] و دموکراسی" به ناسازگاری آن دو حکم دادند، در حالیکه سیر منطقی بحث اقتضا میکرد نخست ضمن تعریف [[امامت]] و دموکراسی چگونگی تعارض و عدم جمعشان را توضیح میدادند. در اینجا ما برای رعایت سیر منطقی بحث به توضیح آن دو میپردازیم. | '''نقد اول: تعدد مدلهای دموکراسی:''' طرفداران تعارض [[امامت]] با دموکراسی متأسفانه بدون [[تبیین]] و ترسیم دو طرف نسبت "[[امامت]] و دموکراسی" به ناسازگاری آن دو حکم دادند، در حالیکه سیر منطقی بحث اقتضا میکرد نخست ضمن تعریف [[امامت]] و دموکراسی چگونگی تعارض و عدم جمعشان را توضیح میدادند. در اینجا ما برای رعایت سیر منطقی بحث به توضیح آن دو میپردازیم. | ||