رستگاری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۵۶۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۸
(صفحه‌ای تازه حاوی «*'''رستگاری:''' پیروزی و رسیدن به خواسته‌ها در دنیا و آخرت *رستگار، واژه‌ای فار...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۲: خط ۱۲:
*هرچند رسیدن به رستگاری خواسته فطریِ همگان است<ref>مواهب الرحمن، ج ۳، ص ۲۲۷.</ref> و قرآن با چنین رویکردی به ذکر اسباب و موانع رستگاری پرداخته و انسان‌ها را به تحصیل اسباب و ترک موانع آن فرمان داده، گاه با صراحت آنها را برای به دست آوردن رستگاری حقیقی تشویق کرده، چنان که پس از اشاره به رستگاری بهشتیان فرموده است که اهل عمل باید برای مانند چنین سعادتی بكوشند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ}}﴾}}<ref> به راستی، این رستگاری سترگ است.پس برای این (دستاورد)، اهل کردار باید کار کنند؛ سوره صافات، آیه: ۶۰- ۶۱.</ref>.
*هرچند رسیدن به رستگاری خواسته فطریِ همگان است<ref>مواهب الرحمن، ج ۳، ص ۲۲۷.</ref> و قرآن با چنین رویکردی به ذکر اسباب و موانع رستگاری پرداخته و انسان‌ها را به تحصیل اسباب و ترک موانع آن فرمان داده، گاه با صراحت آنها را برای به دست آوردن رستگاری حقیقی تشویق کرده، چنان که پس از اشاره به رستگاری بهشتیان فرموده است که اهل عمل باید برای مانند چنین سعادتی بكوشند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ}}﴾}}<ref> به راستی، این رستگاری سترگ است.پس برای این (دستاورد)، اهل کردار باید کار کنند؛ سوره صافات، آیه: ۶۰- ۶۱.</ref>.
==اکتسابی بودن رستگاری==
==اکتسابی بودن رستگاری==
*[[قرآن کریم]] در آیات پرشماری انسان‌ها را به تحصیل اسباب سعادت و دوری از موانع آن فرمان داده که این امر بیانگر اکتسابی بودن رستگاری است. برخی از جبری‌ها، از آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ}}﴾}} (هود/۱۱، ۱۰۵) که در آن خدای متعالی برخی انسان‌ها را شقاوتمند و بعضی را سعادتمند نامیده، چنین برداشت کرده‌اند که سعادت و شقاوت، ذاتی هستند و سعادتمند هیچ‌گاه شقاوتمند، چنانکه شقاوتمند هرگز سعادتمند نمی‌شود<ref>التفسير الكبير، ج ۱۸، ص ۳۹۹.</ref> مفسران امامیه<ref>التبیان، ج ص 6۵؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۹6؛ الجديد، ج ۳، ص ۵۱۸-۵۲۰.</ref> و معتزله<ref>الكشاف، ج ۲، ص ۴۲۹.</ref> در تفسیر آیه یادشده، رستگاری انسان‌ها را تنها در گرو اعمال پسندیده و اطاعت خدا و شقاوت آنان را بر اثر گناهان و اعمال زشت خودشان و استدلال‌های جبری‌ها را سست و مغالطه‌آمیز دانسته و با ردّ آنها گفته‌اند آیه مذکور، تنها درباره اصل اتصاف گروهی به شقاوت و دسته‌ای به سعادت است؛ نه چگونگی این اتصاف و ذاتی یا اکتسابی بودن آن<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۹-۲۰؛ نمونه، ج ۹، ص ۲۳۵-۲۳۷.</ref>؛ نیز از همه خوبی‌هایی که به انسان می‌رسند و از جمله رستگاری از ناحیه خداست (نک: نساء/۴، ۷۹) و از اینکه در آیات پسین، شقاوت به شکل فعل معلوم: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ}}﴾}} (هود/۱۱، ۱۰۶) و سعادت به صورت فعل مجهول: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ}}﴾}} (هود/۱۱، ۱۰۸) به کار رفته‌اند، برداشت می‌شود که انسان راه شقاوت را با پای خود می‌پیماید؛ ولی برای پیمودن راه سعادت بی‌کمک خدا پیروز نخواهد شد؛ اما یاری خدا به کسانی می‌رسد که گام‌های نخست را با اراده و اختیار خود برداشته و شایستگی بهره‌مندی از چنین کمکی را یافته‌اند<ref>نمونه، ج ۹، ص ۲۳۸-۲۳۹.</ref>
*[[قرآن کریم]] در آیات پرشماری انسان‌ها را به تحصیل اسباب سعادت و دوری از موانع آن فرمان داده که این امر بیانگر اکتسابی بودن رستگاری است. برخی از جبری‌ها، از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ}}﴾}} <ref>روزی که (چون) فرا رسد، هیچ کس جز به اذن خداوند سخن نمی‌گوید؛ برخی نگونبخت و برخی نیکبخت‌ان سوره هود، آیه:۱۰۵.</ref> که در آن خدای متعالی برخی انسان‌ها را شقاوتمند و بعضی را سعادتمند نامیده، چنین برداشت کرده‌اند که سعادت و شقاوت، ذاتی هستند و سعادتمند هیچ‌گاه شقاوتمند، چنانکه شقاوتمند هرگز سعادتمند نمی‌شود<ref>التفسير الكبير، ج ۱۸، ص ۳۹۹.</ref> مفسران امامیه<ref>التبیان، ج ۶، ص ۶۵؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۹۶؛ الجديد، ج ۳، ص ۵۱۸-۵۲۰.</ref> و معتزله<ref>الكشاف، ج ۲، ص ۴۲۹.</ref> در تفسیر آیه یادشده، رستگاری انسان‌ها را تنها در گرو اعمال پسندیده و اطاعت خدا و شقاوت آنان را بر اثر گناهان و اعمال زشت خودشان و استدلال‌های جبری‌ها را سست و مغالطه‌آمیز دانسته و با ردّ آنها گفته‌اند آیه مذکور، تنها درباره اصل اتصاف گروهی به شقاوت و دسته‌ای به سعادت است؛ نه چگونگی این اتصاف و ذاتی یا اکتسابی بودن آن<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۹-۲۰؛ نمونه، ج ۹، ص ۲۳۵-۲۳۷.</ref>؛ نیز از همه خوبی‌هایی که به انسان می‌رسند و از جمله رستگاری از ناحیه خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا }}﴾}}<ref> ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس؛ سوره نساء، آیه: ۷۹.</ref> و از اینکه در آیات پسین، شقاوت به شکل فعل معلوم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ}}﴾}}<ref> اما آنان که نگونبخت‌اند در آتش‌اند، آنان را در آن داد و فریاد ی است ؛ سوره هود، آیه:۱۰۶.</ref> و سعادت به صورت فعل مجهول: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ}}﴾}}<ref> و اما آنان که نیکبخت شده‌اند در بهشتند؛ تا آسمان‌ها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد؛ سوره هود، آیه:۱۰۸.</ref> به کار رفته‌اند، برداشت می‌شود که انسان راه شقاوت را با پای خود می‌پیماید؛ ولی برای پیمودن راه سعادت بی‌کمک خدا پیروز نخواهد شد؛ اما یاری خدا به کسانی می‌رسد که گام‌های نخست را با اراده و اختیار خود برداشته و شایستگی بهره‌مندی از چنین کمکی را یافته‌اند<ref>نمونه، ج ۹، ص ۲۳۸-۲۳۹.</ref>.
اسباب رستگاری: در آیات متعددی از قرآن به اسباب گوناگون رستگاری اشاره شده که در عرض یکدیگر نیستند و جامع همه آنها ایمان و اعمال صالح است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}﴾}}. (جاثیه/۴۵، ۳۰؛ نیز حجّ/۲۲، ۲۷؛ تغابن/۶۴، ۹؛ بروج/۸۵، ۱۱) برخی از این اسباب، به تنهایی مایه رستگاری نمی‌شوند، بلکه کنار دیگر اسباب و شرایط، سعادت انسان را در پی دارند، از این رو با واژه‌هایی که بر امیدواری دلالت دارند، مانند لعلّ و عسى (بقره/۲، ۱۸۹؛ آل‌عمران/۳، ۲۰۰؛ مائده/۵، ۳۵؛ قصص/۲۸، ۶۷ و...) به کار رفته‌اند<ref>المیزان، ج ۲، ص ۵۷؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص ۳۸۳؛ اطیب البیان، ج ، ص ۳۵۷.</ref>؛ البته برخی گفته‌اند: کاربرد واژه‌های ترجی (امیدواری) درباره خدا به معنای تحقق قطعی است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۹۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج 6، ص ۲۲۵؛ بيان السعاده، ج ۱، ص ۳۲۷.</ref>
==اسباب رستگاری==
*در آیات متعددی از قرآن به اسباب گوناگون رستگاری اشاره شده که در عرض یکدیگر نیستند و جامع همه آنها ایمان و اعمال صالح است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}﴾}}. (جاثیه/۴۵، ۳۰؛ نیز حجّ/۲۲، ۲۷؛ تغابن/۶۴، ۹؛ بروج/۸۵، ۱۱) برخی از این اسباب، به تنهایی مایه رستگاری نمی‌شوند، بلکه کنار دیگر اسباب و شرایط، سعادت انسان را در پی دارند، از این رو با واژه‌هایی که بر امیدواری دلالت دارند، مانند لعلّ و عسى (بقره/۲، ۱۸۹؛ آل‌عمران/۳، ۲۰۰؛ مائده/۵، ۳۵؛ قصص/۲۸، ۶۷ و...) به کار رفته‌اند<ref>المیزان، ج ۲، ص ۵۷؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص ۳۸۳؛ اطیب البیان، ج ، ص ۳۵۷.</ref>؛ البته برخی گفته‌اند: کاربرد واژه‌های ترجی (امیدواری) درباره خدا به معنای تحقق قطعی است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۹۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج 6، ص ۲۲۵؛ بيان السعاده، ج ۱، ص ۳۲۷.</ref>
۱. ایمان: ایمان، امری قلبی<ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۳، ص ۲6۲-۲6۳.</ref> و از نگاه قرآن کریم مهم‌ترین شرط رستگاری است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>التحرير والتنوير، ج ۱۸، ص ۸؛ نیز نک: عمدة القاری، ج ۱، ص ۱۲۲.</ref> (مومنون/۲۳، ۱)، چنانکه از عدم رستگاری قطعی کافران که افزون بر عبادت خدای جهان، خدایانی دیگر نیز می‌پرستیدند، خبر می‌دهد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ}}﴾}} (مؤمنون/۲۳، ۱۱۷)؛ نیز اصحاب کهف تأکید کردند که اگر مشرکان بر آنان دست یابند، یا ایشان را سنگسار کرده؛ یا به کیش خود (کفر و بت‌پرستی)<ref>تفسير مقاتل، ج ۲، ص ۵۷۹؛ التبیان، ج ۷، ص ۲۵؛ تفسیر ثعلبی، ج 6، ص ۱6۲.</ref> باز خواهند گرداند، در نتیجه هیچ‌گاه رستگار نخواهند شد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا}}﴾}} (کهف/۱۸، ۲۰)؛ البته ایمان وقتی مایه رستگاری است که زنده و کوشا باشد و آثارش عملی شود، از این رو در آیات ۹-۲ مؤمنون/۲۳، به ذکر اوصافی پرداخته شده که تنها مؤمنانِ برخوردار از آنها به رستگاری خواهند رسید: خشوع در نماز؛ روی‌گردانی از لغو و بیهودگی؛ پرداخت زکات؛ پاکدامنی؛ رعایت امانت‌ها و پیمان؛ مواظبت بر نمازها<ref>الميزان، ج ۱۵، ص ۸-۷.</ref> بر این اساس، رستگاری قطعی به ایمان حقیقی بسته است که در پرتو تصدیق یگانگی خدا، پیامبران الهی و روز جزا به دست می‌آید<ref>التبیان، ج ۷، ص ۳۴۷؛ المیزان، ج ۱۵، ص 6-7.</ref> (بقره/۲، ۲-۵) و نتیجه‌اش عمل به هر حکم خدا و پیامبر اوست: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}} (نور/۲۴، ۵۱؛ نیز نساء/۴، ۱۳ و احزاب/۳۳، ۷۱)، بنابراین حزب خدا یعنی لشکر الهی و دوستان خدا و یاری کنندگان دین او رستگارند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|... أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref>التبیان، ج ۹، ص ۵۵۷؛ مجمع البیان، ج 9، ص ۳۸۳.</ref> (مجادله/۵۸، ۲۲)
۱. ایمان: ایمان، امری قلبی<ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۳، ص ۲6۲-۲6۳.</ref> و از نگاه قرآن کریم مهم‌ترین شرط رستگاری است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>التحرير والتنوير، ج ۱۸، ص ۸؛ نیز نک: عمدة القاری، ج ۱، ص ۱۲۲.</ref> (مومنون/۲۳، ۱)، چنانکه از عدم رستگاری قطعی کافران که افزون بر عبادت خدای جهان، خدایانی دیگر نیز می‌پرستیدند، خبر می‌دهد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ}}﴾}} (مؤمنون/۲۳، ۱۱۷)؛ نیز اصحاب کهف تأکید کردند که اگر مشرکان بر آنان دست یابند، یا ایشان را سنگسار کرده؛ یا به کیش خود (کفر و بت‌پرستی)<ref>تفسير مقاتل، ج ۲، ص ۵۷۹؛ التبیان، ج ۷، ص ۲۵؛ تفسیر ثعلبی، ج 6، ص ۱6۲.</ref> باز خواهند گرداند، در نتیجه هیچ‌گاه رستگار نخواهند شد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا}}﴾}} (کهف/۱۸، ۲۰)؛ البته ایمان وقتی مایه رستگاری است که زنده و کوشا باشد و آثارش عملی شود، از این رو در آیات ۹-۲ مؤمنون/۲۳، به ذکر اوصافی پرداخته شده که تنها مؤمنانِ برخوردار از آنها به رستگاری خواهند رسید: خشوع در نماز؛ روی‌گردانی از لغو و بیهودگی؛ پرداخت زکات؛ پاکدامنی؛ رعایت امانت‌ها و پیمان؛ مواظبت بر نمازها<ref>الميزان، ج ۱۵، ص ۸-۷.</ref> بر این اساس، رستگاری قطعی به ایمان حقیقی بسته است که در پرتو تصدیق یگانگی خدا، پیامبران الهی و روز جزا به دست می‌آید<ref>التبیان، ج ۷، ص ۳۴۷؛ المیزان، ج ۱۵، ص 6-7.</ref> (بقره/۲، ۲-۵) و نتیجه‌اش عمل به هر حکم خدا و پیامبر اوست: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}} (نور/۲۴، ۵۱؛ نیز نساء/۴، ۱۳ و احزاب/۳۳، ۷۱)، بنابراین حزب خدا یعنی لشکر الهی و دوستان خدا و یاری کنندگان دین او رستگارند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|... أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref>التبیان، ج ۹، ص ۵۵۷؛ مجمع البیان، ج 9، ص ۳۸۳.</ref> (مجادله/۵۸، ۲۲)
آیات بسیار دیگری نیز که از رستگاری سخن دارند، از افراد با عنوان ایمانشان یاد و فرمان‌های خاصی برای رستگاری آنان به دست داده‌اند. (بقره/۲، ۱۷۷؛ آل‌عمران/۳، ۲۰۰؛ مائده/۵، ۳۵؛ توبه/۹، ۸۸؛ حجّ/۲۲، ۷۷؛ قصص/۲۸، ۶۷ و...)
آیات بسیار دیگری نیز که از رستگاری سخن دارند، از افراد با عنوان ایمانشان یاد و فرمان‌های خاصی برای رستگاری آنان به دست داده‌اند. (بقره/۲، ۱۷۷؛ آل‌عمران/۳، ۲۰۰؛ مائده/۵، ۳۵؛ توبه/۹، ۸۸؛ حجّ/۲۲، ۷۷؛ قصص/۲۸، ۶۷ و...)
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش