جز
جایگزینی متن - 'تجدید' به 'تجدید'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'تجدید' به 'تجدید') |
||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
{{متن حدیث|فَأَقِمْهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَ جَدِّدْ عَهْدَهُ وَ مِيثَاقَهُ وَ بَيْعَتَهُ وَ ذَكِّرْهُمْ مَا أَخَذْتُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْعَتِي وَ مِيثَاقِيَ الَّذِي وَاثَقْتُهُمْ وَ عَهْدِيَ الَّذِي عَهِدْتُ إِلَيْهِمْ مِنْ وَلَايَةِ وَلِيِّي وَ مَوْلَاهُمْ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} فَإِنِّي لَمْ أَقْبِضْ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِكْمَالِ دِينِي وَ حُجَّتِي وَ إِتْمَامِ نِعْمَتِي بِوَلَايَةِ أَوْلِيَائِي وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِي وَ ذَلِكَ كَمَالُ تَوْحِيدِي وَ دِينِي وَ إِتْمَامُ نِعْمَتِي عَلَى خَلْقِي بِاتِّبَاعِ وَلِيِّي وَ طَاعَتِهِ...}} | {{متن حدیث|فَأَقِمْهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَ جَدِّدْ عَهْدَهُ وَ مِيثَاقَهُ وَ بَيْعَتَهُ وَ ذَكِّرْهُمْ مَا أَخَذْتُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْعَتِي وَ مِيثَاقِيَ الَّذِي وَاثَقْتُهُمْ وَ عَهْدِيَ الَّذِي عَهِدْتُ إِلَيْهِمْ مِنْ وَلَايَةِ وَلِيِّي وَ مَوْلَاهُمْ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} فَإِنِّي لَمْ أَقْبِضْ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِكْمَالِ دِينِي وَ حُجَّتِي وَ إِتْمَامِ نِعْمَتِي بِوَلَايَةِ أَوْلِيَائِي وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِي وَ ذَلِكَ كَمَالُ تَوْحِيدِي وَ دِينِي وَ إِتْمَامُ نِعْمَتِي عَلَى خَلْقِي بِاتِّبَاعِ وَلِيِّي وَ طَاعَتِهِ...}} | ||
پس او را [[رهبر]] [[مردم]] معرفی و [[عهد]] و [[پیمان]] و بیعتش را | پس او را [[رهبر]] [[مردم]] معرفی و [[عهد]] و [[پیمان]] و بیعتش را تجدید کن و هر آنچه از [[بیعت]] و پیمان من که با آنان بستهای و هر تعهدی که به من دادهاند، به آنان یادآوری کن؛ از جمله [[ولایت ولی]] من و مولای آنان و مولای هر مرد و [[زن]] با [[ایمان]]، علی بن ابی طالب {{ع}} را؛ چراکه من هیچیک از پیامبران {{عم}} را [[قبض روح]] نکردم، جز آنکه [[دین]] و حجتم را با [[ولایت]] اولیایم و [[دشمنی]] دشمنانم به کمال رساندم و نعمتم را کامل کردم. این است [[کمال توحید]] و [[آیین]] من و تکمیل شدن [[نعمت]] من بر خلقم، با [[پیروی]] از ولی من و [[اطاعت]] از او. | ||
{{متن حدیث|وَ ذَلِكَ أَنِّي لَا أَتْرُكُ أَرْضِي بِغَيْرِ وَلِيٍّ وَ لَا قَيِّمٍ لِيَكُونَ حُجَّةً لِي عَلَى خَلْقِي فَ {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref> بِوَلَايَةِ وَلِيِّي وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ عَلِيٍّ عَبْدِي وَ وَصِيِّ نَبِيِّي وَ الْخَلِيفَةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ حُجَّتِيَ الْبَالِغَةِ عَلَى خَلْقِي}} | {{متن حدیث|وَ ذَلِكَ أَنِّي لَا أَتْرُكُ أَرْضِي بِغَيْرِ وَلِيٍّ وَ لَا قَيِّمٍ لِيَكُونَ حُجَّةً لِي عَلَى خَلْقِي فَ {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref> بِوَلَايَةِ وَلِيِّي وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ عَلِيٍّ عَبْدِي وَ وَصِيِّ نَبِيِّي وَ الْخَلِيفَةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ حُجَّتِيَ الْبَالِغَةِ عَلَى خَلْقِي}} | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
او را شاخصی در [[ایمان]]، میان خود و خلقم قرار دادم؛ پس هر کس او را به [[امامت]] بپذیرد [[مؤمن]] است و هر که [[انکار]] کند [[کافر]] است و کسی که در [[بیعت]] با او دیگری را [[شریک]] قرار دهد [[مشرک]] است و کسی که با [[ولایت]] او مرا [[ملاقات]] کند به [[بهشت]] داخل کنم و دشمنش را به [[جهنم]] وارد نمایم. | او را شاخصی در [[ایمان]]، میان خود و خلقم قرار دادم؛ پس هر کس او را به [[امامت]] بپذیرد [[مؤمن]] است و هر که [[انکار]] کند [[کافر]] است و کسی که در [[بیعت]] با او دیگری را [[شریک]] قرار دهد [[مشرک]] است و کسی که با [[ولایت]] او مرا [[ملاقات]] کند به [[بهشت]] داخل کنم و دشمنش را به [[جهنم]] وارد نمایم. | ||
پس ای محمد {{صل}}، برخیز و علی {{ع}} را به ولایت اعلام کن و از آنان بر این امر بیعت بگیر و [[عهد]] و [[میثاق]] ازلیام را با آنها | پس ای محمد {{صل}}، برخیز و علی {{ع}} را به ولایت اعلام کن و از آنان بر این امر بیعت بگیر و [[عهد]] و [[میثاق]] ازلیام را با آنها تجدید کن که به زودی به نزد من خواهی آمد. | ||
{{متن حدیث|فَخَشِيَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} مِنْ قَوْمِهِ وَ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ أَنْ يَتَفَرَّقُوا وَ يَرْجِعُوا إِلَى الْجَاهِلِيَّةِ لِمَا عَرَفَ مِنْ عَدَاوَتِهِمْ وَ لِمَا يَنْطَوِي عَلَيْهِ أَنْفُسُهُمْ لِعَلِيٍّ مِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ وَ سَأَلَ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَسْأَلَ رَبَّهُ الْعِصْمَةَ مِنَ النَّاسِ وَ انْتَظَرَ أَنْ يَأْتِيَهُ جَبْرَئِيلُ بِالْعِصْمَةِ مِنَ النَّاسِ عَنِ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ}}. | {{متن حدیث|فَخَشِيَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} مِنْ قَوْمِهِ وَ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ أَنْ يَتَفَرَّقُوا وَ يَرْجِعُوا إِلَى الْجَاهِلِيَّةِ لِمَا عَرَفَ مِنْ عَدَاوَتِهِمْ وَ لِمَا يَنْطَوِي عَلَيْهِ أَنْفُسُهُمْ لِعَلِيٍّ مِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ وَ سَأَلَ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَسْأَلَ رَبَّهُ الْعِصْمَةَ مِنَ النَّاسِ وَ انْتَظَرَ أَنْ يَأْتِيَهُ جَبْرَئِيلُ بِالْعِصْمَةِ مِنَ النَّاسِ عَنِ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ}}. | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
در گزارشهای دیگری از [[واقعه غدیر]] و [[سخنرانی پیامبر]] اکرم {{صل}} در آن مناسبت، نکات دیگری نیز در مقدمه سخنرانی پیامبر {{صل}} گزارش شده است که در [[فهم]] معنا و [[مدلول حدیث غدیر]] موثر است. این نکات عبارتاند از: | در گزارشهای دیگری از [[واقعه غدیر]] و [[سخنرانی پیامبر]] اکرم {{صل}} در آن مناسبت، نکات دیگری نیز در مقدمه سخنرانی پیامبر {{صل}} گزارش شده است که در [[فهم]] معنا و [[مدلول حدیث غدیر]] موثر است. این نکات عبارتاند از: | ||
# مورد سؤال قرار گرفتن [[پیامبر]] {{صل}} و همه [[مسلمانان]] درباره وظایفشان<ref>{{متن حدیث|أيّها الناس! إنّي مسئول و أنتم مسئولون}}.</ref>؛ | # مورد سؤال قرار گرفتن [[پیامبر]] {{صل}} و همه [[مسلمانان]] درباره وظایفشان<ref>{{متن حدیث|أيّها الناس! إنّي مسئول و أنتم مسئولون}}.</ref>؛ | ||
# | # تجدید [[ایمان]] [[مؤمنان]] نسبت به [[توحید]]، [[نبوت]] و [[معاد]]<ref>{{متن حدیث|ألستم تشهدون ان لا اله الا الله و أن محمدا عبده و رسوله، و ان جنته حق، و ان ناره حق، والبعث بعد الموت حق؟ قالو: اللهم بلی}}.</ref>. | ||
# خبر دادن از [[رحلت]] قریب الوقوع خود<ref>{{متن حدیث|کأنی دعیت فأجبت }}.</ref>؛ | # خبر دادن از [[رحلت]] قریب الوقوع خود<ref>{{متن حدیث|کأنی دعیت فأجبت }}.</ref>؛ | ||
# بر جای گذاشتن دو چیز مهم و گرانبها، یعنی [[قرآن و عترت]] و اینکه آن دو از یکدیگر جداییناپذیرند، و [[مردم]] باید مراقب [[رفتار]] خود با آن دو باشند؛ زیرا اگر به آن دو [[تمسک]] جویند، [[گمراه]] نخواهد شد<ref>{{متن حدیث|إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَ الْحَوْضَ}}.</ref>. | # بر جای گذاشتن دو چیز مهم و گرانبها، یعنی [[قرآن و عترت]] و اینکه آن دو از یکدیگر جداییناپذیرند، و [[مردم]] باید مراقب [[رفتار]] خود با آن دو باشند؛ زیرا اگر به آن دو [[تمسک]] جویند، [[گمراه]] نخواهد شد<ref>{{متن حدیث|إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَ الْحَوْضَ}}.</ref>. | ||
| خط ۱۳۴: | خط ۱۳۴: | ||
[[رسول اکرم]] {{صل}} دستور داد تا به مردم اعلان کنند که برای سفر حج آماده شوند. در نتیجه، بیش از هفتاد هزار نفر از [[مردم مدینه]] و اطراف [[مدینه]] و مناطق دیگر برای انجام [[فریضه]] حج عازم [[مکه]] شدند. هنگامی که پیامبر {{صل}} به موقف ([[سرزمین]] مکه) رسید جبرئیل از سوی خداوند نزد او آمد و گفت: [[خدا]] به تو [[سلام]] میرساند و میگوید [[مرگ]] تو نزدیک است. باید [[جانشین]] خود را معرفی کنی و همه [[علوم]] و آنچه از آثار [[پیامبران]] که نزد تو است را به او بسپاری؛ او [[علی بن ابیطالب]] {{ع}} است، او را به مردم معرفی کن و [[عهد]] و [[میثاق]] من درباره ولایت او بر هر مرد و [[زن]] با [[ایمانی]] را به آنان [[یادآوری]] کن، زیرا من هیچ [[پیامبری]] را از مردم نگرفتم، مگر پس از آنکه [[دین]] خود را کامل و [[نعمت]] خود را با ولایت اولیای خود تمام کردم، چون [[کمال توحید]] و دین من و [[اتمام نعمت]] من بر [[خلق]] خود به [[پیروی]] و [[اطاعت]] از ولی من است، و من هیچگاه [[زمین]] را از ولی و [[رهبری]] که [[حجت]] من بر مردم باشد رها نمیکنم. | [[رسول اکرم]] {{صل}} دستور داد تا به مردم اعلان کنند که برای سفر حج آماده شوند. در نتیجه، بیش از هفتاد هزار نفر از [[مردم مدینه]] و اطراف [[مدینه]] و مناطق دیگر برای انجام [[فریضه]] حج عازم [[مکه]] شدند. هنگامی که پیامبر {{صل}} به موقف ([[سرزمین]] مکه) رسید جبرئیل از سوی خداوند نزد او آمد و گفت: [[خدا]] به تو [[سلام]] میرساند و میگوید [[مرگ]] تو نزدیک است. باید [[جانشین]] خود را معرفی کنی و همه [[علوم]] و آنچه از آثار [[پیامبران]] که نزد تو است را به او بسپاری؛ او [[علی بن ابیطالب]] {{ع}} است، او را به مردم معرفی کن و [[عهد]] و [[میثاق]] من درباره ولایت او بر هر مرد و [[زن]] با [[ایمانی]] را به آنان [[یادآوری]] کن، زیرا من هیچ [[پیامبری]] را از مردم نگرفتم، مگر پس از آنکه [[دین]] خود را کامل و [[نعمت]] خود را با ولایت اولیای خود تمام کردم، چون [[کمال توحید]] و دین من و [[اتمام نعمت]] من بر [[خلق]] خود به [[پیروی]] و [[اطاعت]] از ولی من است، و من هیچگاه [[زمین]] را از ولی و [[رهبری]] که [[حجت]] من بر مردم باشد رها نمیکنم. | ||
بنابراین، امروز دین خود را با [[ولایت ولی]] خود و مولای هر مرد و زن با [[ایمانی]] یعنی [[علی]] {{ع}} کامل کردم که [[بنده]] من و [[وصی]] و [[جانشین پیامبر]] من و [[حجت بالغه]] من بر خلقم است و [[نعمت]] خود را بر شما تمام کردم و از [[اسلام]] به عنوان [[دین]] از شما [[راضی]] هستم. [[اطاعت]] از او با اطاعت از من و [[پیامبر]] همراه است. هر کس وی را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر کس بر او [[عصیان]] ورزد بر من عصیان ورزیده است. وی را نشانهای میان خود و خلقم قرار دادم، هر کس او را بشناسد (به [[ولایت]] وی [[معتقد]] باشد) [[مؤمن]] و هر کس او را [[انکار]] کند [[کافر]] است. هر کس با ولایت او مرا [[ملاقات]] کند وارد [[بهشت]] خواهد شد و هر کس با [[عداوت]] وی مرا ملاقات کند داخل [[دوزخ]] خواهد شد. پس ای [[محمد]] {{صل}} علی {{ع}} را به عنوان نشانه [[حق]] معرفی کن و از آنان برایش [[بیعت]] بگیر و [[عهد]] و [[میثاق]] من از آنان را | بنابراین، امروز دین خود را با [[ولایت ولی]] خود و مولای هر مرد و زن با [[ایمانی]] یعنی [[علی]] {{ع}} کامل کردم که [[بنده]] من و [[وصی]] و [[جانشین پیامبر]] من و [[حجت بالغه]] من بر خلقم است و [[نعمت]] خود را بر شما تمام کردم و از [[اسلام]] به عنوان [[دین]] از شما [[راضی]] هستم. [[اطاعت]] از او با اطاعت از من و [[پیامبر]] همراه است. هر کس وی را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر کس بر او [[عصیان]] ورزد بر من عصیان ورزیده است. وی را نشانهای میان خود و خلقم قرار دادم، هر کس او را بشناسد (به [[ولایت]] وی [[معتقد]] باشد) [[مؤمن]] و هر کس او را [[انکار]] کند [[کافر]] است. هر کس با ولایت او مرا [[ملاقات]] کند وارد [[بهشت]] خواهد شد و هر کس با [[عداوت]] وی مرا ملاقات کند داخل [[دوزخ]] خواهد شد. پس ای [[محمد]] {{صل}} علی {{ع}} را به عنوان نشانه [[حق]] معرفی کن و از آنان برایش [[بیعت]] بگیر و [[عهد]] و [[میثاق]] من از آنان را تجدید کن. | ||
پیامبر {{صل}} در این باره نگران بود که [[قوم]] او گرفتار [[شقاق]] و پراکندگی شوند و به [[جاهلیت]] باز گردند، زیرا از عداوت و [[بغض]] آنان به علی {{ع}} [[آگاه]] بود. بدین سبب از [[جبرئیل]] خواست که [[مصونیت]] (دین و [[آیین]]) وی را از [[خدا]] بخواهد، و [[منتظر]] ماند تا جبرئیل، پاسخ درخواستش را از سوی خدا بیاورد، پس اعلام [[ولایت علی]] {{ع}} را به تأخیر انداخت تا به [[مسجد]] خیف رسید. در آنجا جبرئیل {{ع}} بر او نازل شد و بار دیگر [[فرمان خدا]] را درباره معرفی علی {{ع}} به عنوان نشانه [[هدایت]] به [[مردم]] به وی [[ابلاغ]] کرد، ولی وعدهای را درباره [[حفظ]] وی نیاورد. پیامبر {{صل}} نیز انجام آن [[مأموریت]] را به تأخیر انداخت تا به منطقه کراع الغمیم (بین [[مکه]] و [[مدینه]]) رسید. بار دیگر جبرئیل {{ع}} نزد وی آمد و [[امر الهی]] را به او ابلاغ کرد، اما [[وعده]] حفظ را نیاورد. | پیامبر {{صل}} در این باره نگران بود که [[قوم]] او گرفتار [[شقاق]] و پراکندگی شوند و به [[جاهلیت]] باز گردند، زیرا از عداوت و [[بغض]] آنان به علی {{ع}} [[آگاه]] بود. بدین سبب از [[جبرئیل]] خواست که [[مصونیت]] (دین و [[آیین]]) وی را از [[خدا]] بخواهد، و [[منتظر]] ماند تا جبرئیل، پاسخ درخواستش را از سوی خدا بیاورد، پس اعلام [[ولایت علی]] {{ع}} را به تأخیر انداخت تا به [[مسجد]] خیف رسید. در آنجا جبرئیل {{ع}} بر او نازل شد و بار دیگر [[فرمان خدا]] را درباره معرفی علی {{ع}} به عنوان نشانه [[هدایت]] به [[مردم]] به وی [[ابلاغ]] کرد، ولی وعدهای را درباره [[حفظ]] وی نیاورد. پیامبر {{صل}} نیز انجام آن [[مأموریت]] را به تأخیر انداخت تا به منطقه کراع الغمیم (بین [[مکه]] و [[مدینه]]) رسید. بار دیگر جبرئیل {{ع}} نزد وی آمد و [[امر الهی]] را به او ابلاغ کرد، اما [[وعده]] حفظ را نیاورد. | ||