جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
در [[نقلی]] آمده است که ابوثروان خطاب به حضرت گفت: در این [[جماعت]]، عمهها، خالهها و [[خواهران]] تو هستند که از تو [[مراقبت]] و نگهداری میکردند. ما تو را در خانههایمان پرورش و شیر دادیم. تو [[شیرخواره]] بودی که تو را دیدم و شیرخواری بهتر از تو ندیدهام. پس از اینکه از شیر گرفته شده بودی، بهتر از تو کسی نبود. تو را در [[جوانی]] دیدم و جوانی بهتر از تو ندیدهام و در تو [[خصال]] [[خیر]] جمع شده است. ما از [[خاندان]] تو و [[عشیره]] تو هستیم، پس بر ما [[منت]] بگذار که [[خداوند]] بر تو منت نهاده است<ref>واقدی، ج۳، ص۹۴۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۴۸.</ref>. [[پیامبر]] فرمود: "من مدتها [[منتظر]] شما ماندم و [[خیال]] نمیکردم برگردید، اکنون [[غنایم]] تقسیم شده است". سخنگوی آنان گفت: اگر ما [[حارث بن ابیشمر]]، [[پادشاه]] [[عرب]] در [[شام]]، یا [[نعمان بن منذر]] عرب، پادشاه [[عراق]] را شیر داده بودیم و برای آن دو، این مسئلهای که برای شما پیش آمده پیش میآمد، [[امید]] به [[فضل]] و [[مهربانی]] از آن دو داشتیم؛ در حالی که ای [[رسول خدا]]! تو بهتر از آن دو هستی<ref>واقدی، ج۳، ص۹۵۰؛ شامی، ج۵، ص۳۹۰.</ref>. | در [[نقلی]] آمده است که ابوثروان خطاب به حضرت گفت: در این [[جماعت]]، عمهها، خالهها و [[خواهران]] تو هستند که از تو [[مراقبت]] و نگهداری میکردند. ما تو را در خانههایمان پرورش و شیر دادیم. تو [[شیرخواره]] بودی که تو را دیدم و شیرخواری بهتر از تو ندیدهام. پس از اینکه از شیر گرفته شده بودی، بهتر از تو کسی نبود. تو را در [[جوانی]] دیدم و جوانی بهتر از تو ندیدهام و در تو [[خصال]] [[خیر]] جمع شده است. ما از [[خاندان]] تو و [[عشیره]] تو هستیم، پس بر ما [[منت]] بگذار که [[خداوند]] بر تو منت نهاده است<ref>واقدی، ج۳، ص۹۴۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۴۸.</ref>. [[پیامبر]] فرمود: "من مدتها [[منتظر]] شما ماندم و [[خیال]] نمیکردم برگردید، اکنون [[غنایم]] تقسیم شده است". سخنگوی آنان گفت: اگر ما [[حارث بن ابیشمر]]، [[پادشاه]] [[عرب]] در [[شام]]، یا [[نعمان بن منذر]] عرب، پادشاه [[عراق]] را شیر داده بودیم و برای آن دو، این مسئلهای که برای شما پیش آمده پیش میآمد، [[امید]] به [[فضل]] و [[مهربانی]] از آن دو داشتیم؛ در حالی که ای [[رسول خدا]]! تو بهتر از آن دو هستی<ref>واقدی، ج۳، ص۹۵۰؛ شامی، ج۵، ص۳۹۰.</ref>. | ||
از ابوموسی مدینی نقل! شده است که ابوبرقان بر [[حضرت]] وارد شد و گفت: ای [[محمد]]! تو آمدی در حالی که [[جوانی]] [[دوست]] داشتنیتر از تو میان قومت نیست، و نیکوتر از تو هم در بین قومت یافت نمیشود و آنان تو را از میان خود [[اخراج]] کردند. حضرت فرمود: "ای ابوبرقان! آیا [[حیره]] را میشناسی؟" گفت: بله. فرمود: "اگر عمرت طولانی شد، میشنوی که کسی بدون [[امان]] وارد میشود". گفت: من نمیدانم چه میگویی، ولی من از ثنیه برای امان خواستن آمدم. سپس حضرت فرمود: "دستت را در [[روز قیامت]] میگیرم و آن را به یادت میآورم". [[راوی]] گوید که [[عثمان بن عفان]] میگفت: ای ابوبرقان! در حالی که تو مرد صالحی هستی، دستت را میگیرد. ابوبرقان گوید: به حیره آمدم و حیره را همان طور دیدم که برایم | از ابوموسی مدینی نقل! شده است که ابوبرقان بر [[حضرت]] وارد شد و گفت: ای [[محمد]]! تو آمدی در حالی که [[جوانی]] [[دوست]] داشتنیتر از تو میان قومت نیست، و نیکوتر از تو هم در بین قومت یافت نمیشود و آنان تو را از میان خود [[اخراج]] کردند. حضرت فرمود: "ای ابوبرقان! آیا [[حیره]] را میشناسی؟" گفت: بله. فرمود: "اگر عمرت طولانی شد، میشنوی که کسی بدون [[امان]] وارد میشود". گفت: من نمیدانم چه میگویی، ولی من از ثنیه برای امان خواستن آمدم. سپس حضرت فرمود: "دستت را در [[روز قیامت]] میگیرم و آن را به یادت میآورم". [[راوی]] گوید که [[عثمان بن عفان]] میگفت: ای ابوبرقان! در حالی که تو مرد صالحی هستی، دستت را میگیرد. ابوبرقان گوید: به حیره آمدم و حیره را همان طور دیدم که برایم وصف شده بود<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۲۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۳۳.</ref>. [[ابن حجر]] درباره راوی این [[روایت]] یعنی [[عیسی بن یزید]] معروف به ابن دأب اخباری گوید: [[محدثان]] عیسی را [[تکذیب]] کردهاند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۳۴.</ref>. | ||
ابوبرقان از رسول خدا روایت نقل کرده<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۸۲؛ ابن جوزی، ص۳۱۳.</ref> و تا [[زمان]] [[خلافت]] [[امام علی]] {{ع}} زنده بوده؛ زیرا در [[جنگها]] در کنار [[حضرت]] بوده است.<ref>[[حسین مرادی نسب|مرادی نسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوبرقان سعدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۱۴۹-۱۵۰.</ref> | ابوبرقان از رسول خدا روایت نقل کرده<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۸۲؛ ابن جوزی، ص۳۱۳.</ref> و تا [[زمان]] [[خلافت]] [[امام علی]] {{ع}} زنده بوده؛ زیرا در [[جنگها]] در کنار [[حضرت]] بوده است.<ref>[[حسین مرادی نسب|مرادی نسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوبرقان سعدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۱۴۹-۱۵۰.</ref> | ||