ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{ولایت}}
{{ولایت}}
{{خرد}}
{{خرد}}
شرح مدخل اصلی '''ولایت''' هنوز آماده انتشار نیست.


اين مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار خواهد گرفت:
==نقش ولایت در [[اسلام]]==
*یکی از [[ارکان اسلام]]، [[ولایت]] است که [[حقیقت اسلام]] با آن کامل و تمام می‌گردد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }}﴾}}<ref>امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref> این آیه که درباره واقعه غدیر است ولایت را عامل کمال و تمام دین می‌داند. واژه "کمال" در مواردی به‌کار می‌رود که مجموعه‌ای دارای اجزای مختلف باشد و هر جزء آن اثری خاص داشته باشد و پیدا شدن همه اجزای مقصود و غرض اصلی از مجموعه پیدا می‌شود؛ مانند آیه شریفه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ}}﴾}}<ref> سوره بقره، آیه:۱۸۵.</ref> در مقابل، واژه "تمام" در مواردی است که اجزا به‌صورت جدا اثری ندارد و با جمع همه آنها اثر مورد نظر یافت می‌شود؛ نظیر آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ }}﴾}}<ref> سوره بقره، آیه: ۱۸۷.</ref> بر‌ اساس آیه ۳ سوره مائده [[ولایت]] همانند سایر ارکان اسلام در کمال این دین نقش دارد و بدون آن این مجموعه ناقص است. از سوی دیگر اسلام به‌عنوان نعمت الهی هنگامی اثر واقعی خود را می‌یابد که همراه ولایت باشد و به بیان دیگر، اسلام بدون ولایت در حقیقت اسلام نیست<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۹‌ـ‌۱۸۱.</ref>. سرّ اهمیت [[ولایت]] هنگامی آشکار می‌گردد که به شئون گوناگون دین اسلام ـ‌ که دارای ابعاد اجتماعی و عمومی، آن هم در سطح جهانی و در همه زمانهاست‌ ـ توجه کنیم. با نگاهی به وقایع تاریخ‌ اسلام پس از رحلت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و اهمال مسئله [[ولایت]] از سوی مسلمانان و مشکلات و آسیب‌هایی که از این ناحیه به جامعه اسلامی رسید اهمیت این مسئله روشن‌تر می‌گردد. به عقیده [[علامه طباطبایی]] [[ولایت]] همچون سایر اصول و فروع اسلام با فطرت هماهنگ است و [[ولایت]] و انتصاب شخصی برای اداره امور جامعه از بدیهیات فطرت است که هیچ اجتماعی در هیچ شرایطی از آن بی‌نیاز نیست<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۴۸.</ref>. این وظیفه و امر مهم در زمان حیات [[رسول اکرم]]{{صل}} بر عهده خود آن حضرت بود. انتصاب والی، اعزام مبلغ و مأمور مالیاتی و دیگر شئون ولایت از اموری است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به عنوان ولی امر مسلمانان عهده‌دار اداره آن بودند<ref>المیزان، ص‌۴۹.</ref>. به عقیده شیعه پس از [[رسول‌ اکرم]]{{صل}}، [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} برای این مقام برگزیده شده‌اند و پس از ایشان ۱۱‌ نفر از اولاد گرامی ایشان برای این مقام تعیین گردیده‌اند<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۶‌ـ‌۱۸۱.</ref> شیعه برای اثبات این عقیده خود در برابر [[اهل سنت]] که این حقیقت را نمی‌پذیرند، به دلایل عقلی و نیز آیات قرآن و اخبار متواتر که از طریق شیعه و سنی نقل شده تمسک جسته‌اند<ref>المیزان، ص‌۱۶۷‌ـ‌۲۰۱.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>.
*در روایاتی متعدد از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] برای اسلام ارکان دیگری نیز ذکر شده است. روایات [[اهل سنت]] غالباً به ۵ رکن اشاره دارد: توحید، برپایی نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان و حجّ<ref>صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۹‌ـ‌۱۰؛ صحیح مسلم، ج‌۱، ص‌۴۵.</ref> و در بعضی از روایات شهادت به رسالت [[نبی‌ اکرم]]{{صل}} در کنار شهادت به وحدانیت خدا ذکر شده است<ref>صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۱۰.</ref> در برخی از روایات شیعه نیز ارکان اسلام همین ۵‌ رکن شمرده شده<ref>الکافی، ج‌۲، ص‌۳۱.</ref> و در غالب روایاتی که از [[اهل بیت]]{{صل}} نقل شده عنصر "[[ولایت]]" از ارکان و مهم‌ترین آنها دانسته شده است: {{عربی|اندازه=150%|" وَ لَمْ‏ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَة‏‏‏"}}<ref>الکافی، ص‌۱۸.</ref> در حدیثی [[ولایت]] به منزله کلید و راه ورود به دیگر ارکان معرفی شده<ref>الکافی، ص‌۱۸.</ref>، و اسلام بدون ولایت، اسلام تهی از حقیقت شمرده شده است. در برخی از روایات در مقام بیان فرق بین [[ولایت]] و دیگر ارکان گفته شده: در برخی حالات ممکن است رخصت در ترک سایر ارکان یعنی نماز، زکات، روزه و حجّ پیدا شود؛ ولی در ترک ولایت هیچ‌گاه رخصت پیدا‌ نمی‌شود<ref>بحارالانوار، ج‌۶۵، ص‌۳۷۶.</ref>. در برخی روایات افزون بر ذکر ولایت به‌ صورت کلی، ولایت هر یک از [[امامان‌ معصوم]]{{عم}} به تفصیل مطرح شده‌ است<ref>بحارالانوار، ج‌۶۶، ص‌۲.</ref> در برخی دیگر پس از ذکر ولایت گفته شده که بدون اعتقاد به آن، مرگ انسان مرگ جاهلی است<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۸۷.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>.


# [[ولایت در قرآن]]؛
# [[ولایت در حدیث]]؛
# [[ولایت در کلام اسلامی]]؛
# [[ولایت در حکمت اسلامی]]؛
# [[ولایت در عرفان اسلامی]]؛
# [[ولایت از دیدگاه برون‌دینی]].


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{پرسش‌های وابسته}}
{{ستون-شروع|7}}  
{{ستون-شروع|7}}  
* [[ولایت در قرآن]]
* [[ولایت در حدیث]]
* [[ولایت در کلام اسلامی]]
* [[ولایت در حکمت اسلامی]]
* [[ولایت در عرفان اسلامی]]
* [[ولایت از دیدگاه برون‌دینی]]
* [[تفاضل ولایت‌ها]]
* [[تفاضل ولایت‌ها]]
* [[عموم ولایت]]
* [[عموم ولایت]]

نسخهٔ ‏۱۶ سپتامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۳۴

نقش ولایت در اسلام

  • یکی از ارکان اسلام، ولایت است که حقیقت اسلام با آن کامل و تمام می‌گردد:﴿﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا [۱] این آیه که درباره واقعه غدیر است ولایت را عامل کمال و تمام دین می‌داند. واژه "کمال" در مواردی به‌کار می‌رود که مجموعه‌ای دارای اجزای مختلف باشد و هر جزء آن اثری خاص داشته باشد و پیدا شدن همه اجزای مقصود و غرض اصلی از مجموعه پیدا می‌شود؛ مانند آیه شریفه ﴿﴿وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ[۲] در مقابل، واژه "تمام" در مواردی است که اجزا به‌صورت جدا اثری ندارد و با جمع همه آنها اثر مورد نظر یافت می‌شود؛ نظیر آیه ﴿﴿أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ [۳] بر‌ اساس آیه ۳ سوره مائده ولایت همانند سایر ارکان اسلام در کمال این دین نقش دارد و بدون آن این مجموعه ناقص است. از سوی دیگر اسلام به‌عنوان نعمت الهی هنگامی اثر واقعی خود را می‌یابد که همراه ولایت باشد و به بیان دیگر، اسلام بدون ولایت در حقیقت اسلام نیست[۴]. سرّ اهمیت ولایت هنگامی آشکار می‌گردد که به شئون گوناگون دین اسلام ـ‌ که دارای ابعاد اجتماعی و عمومی، آن هم در سطح جهانی و در همه زمانهاست‌ ـ توجه کنیم. با نگاهی به وقایع تاریخ‌ اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و اهمال مسئله ولایت از سوی مسلمانان و مشکلات و آسیب‌هایی که از این ناحیه به جامعه اسلامی رسید اهمیت این مسئله روشن‌تر می‌گردد. به عقیده علامه طباطبایی ولایت همچون سایر اصول و فروع اسلام با فطرت هماهنگ است و ولایت و انتصاب شخصی برای اداره امور جامعه از بدیهیات فطرت است که هیچ اجتماعی در هیچ شرایطی از آن بی‌نیاز نیست[۵]. این وظیفه و امر مهم در زمان حیات رسول اکرم(ص) بر عهده خود آن حضرت بود. انتصاب والی، اعزام مبلغ و مأمور مالیاتی و دیگر شئون ولایت از اموری است که پیامبر اکرم(ص) به عنوان ولی امر مسلمانان عهده‌دار اداره آن بودند[۶]. به عقیده شیعه پس از رسول‌ اکرم(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع) برای این مقام برگزیده شده‌اند و پس از ایشان ۱۱‌ نفر از اولاد گرامی ایشان برای این مقام تعیین گردیده‌اند[۷] شیعه برای اثبات این عقیده خود در برابر اهل سنت که این حقیقت را نمی‌پذیرند، به دلایل عقلی و نیز آیات قرآن و اخبار متواتر که از طریق شیعه و سنی نقل شده تمسک جسته‌اند[۸][۹].
  • در روایاتی متعدد از شیعه و اهل سنت برای اسلام ارکان دیگری نیز ذکر شده است. روایات اهل سنت غالباً به ۵ رکن اشاره دارد: توحید، برپایی نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان و حجّ[۱۰] و در بعضی از روایات شهادت به رسالت نبی‌ اکرم(ص) در کنار شهادت به وحدانیت خدا ذکر شده است[۱۱] در برخی از روایات شیعه نیز ارکان اسلام همین ۵‌ رکن شمرده شده[۱۲] و در غالب روایاتی که از اهل بیت(ص) نقل شده عنصر "ولایت" از ارکان و مهم‌ترین آنها دانسته شده است: " وَ لَمْ‏ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَة‏‏‏"[۱۳] در حدیثی ولایت به منزله کلید و راه ورود به دیگر ارکان معرفی شده[۱۴]، و اسلام بدون ولایت، اسلام تهی از حقیقت شمرده شده است. در برخی از روایات در مقام بیان فرق بین ولایت و دیگر ارکان گفته شده: در برخی حالات ممکن است رخصت در ترک سایر ارکان یعنی نماز، زکات، روزه و حجّ پیدا شود؛ ولی در ترک ولایت هیچ‌گاه رخصت پیدا‌ نمی‌شود[۱۵]. در برخی روایات افزون بر ذکر ولایت به‌ صورت کلی، ولایت هر یک از امامان‌ معصوم(ع) به تفصیل مطرح شده‌ است[۱۶] در برخی دیگر پس از ذکر ولایت گفته شده که بدون اعتقاد به آن، مرگ انسان مرگ جاهلی است[۱۷][۱۸].


جستارهای وابسته


منبع‌شناسی جامع ولایت

  1. امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.
  2. سوره بقره، آیه:۱۸۵.
  3. سوره بقره، آیه: ۱۸۷.
  4. المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۹‌ـ‌۱۸۱.
  5. المیزان، ج‌۶، ص‌۴۸.
  6. المیزان، ص‌۴۹.
  7. المیزان، ج‌۵، ص‌۱۷۶‌ـ‌۱۸۱.
  8. المیزان، ص‌۱۶۷‌ـ‌۲۰۱.
  9. دیبا، حسین، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.
  10. صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۹‌ـ‌۱۰؛ صحیح مسلم، ج‌۱، ص‌۴۵.
  11. صحیح البخاری، ج‌۱، ص‌۱۰.
  12. الکافی، ج‌۲، ص‌۳۱.
  13. الکافی، ص‌۱۸.
  14. الکافی، ص‌۱۸.
  15. بحارالانوار، ج‌۶۵، ص‌۳۷۶.
  16. بحارالانوار، ج‌۶۶، ص‌۲.
  17. الکافی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۸۷.
  18. دیبا، حسین، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۳، ص:۲۳۷ - ۲۶۰.