←عصر امام حسن مجتبی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
== عصر امام حسن مجتبی == | == عصر امام حسن مجتبی == | ||
[[امام حسین]] {{ع}} پس از پدر بزرگوار خویش در کنار [[برادر]] ارجمندش [[امام مجتبی]] {{ع}} قرار گرفت و در جهت به [[خلافت]] رسیدن [[امام حسن]] {{ع}} همانند [[توده]] [[مسلمانان]] [[مهاجر]] و [[انصار]] و [[تابعین]]، در [[کوفه]] با برادر [[بیعت]] نمود و با اینکه [[معاویه]] برای از چشم انداختن امام مجتبی {{ع}} و پراکنده ساختن طرفداران وی و پایان دادن به [[حکومت]] قانونی او تمام عوامل [[فریبنده]] خود را به کار گرفته بود، هیچگاه از مواضع برادرش حسن {{ع}} که هریک از جدّ بزرگوار و پدر ارجمندش به [[امامت]] وی تصریح کرده بودند، پا فراتر ننهاد. | |||
[[حسین بن علی]] {{ع}} از مواضع برادر و نتایجی که بر آنها مترتب بود، کاملا [[آگاه]] بود زیرا شرایط [[دشواری]] که مسلمانان را در آن برهه به ویژه پس از [[شهادت امام علی]] {{ع}} فراگرفته بود به خوبی [[احساس]] میکرد،؛ چراکه [[سیاسی]] بازیها و شعارهای عوامفریبانه معاویه بسیاری از سادهاندیشانی که پایگاه بزرگ مردمی را در [[جامعه]] کوفه و مرکز [[خلافت اسلامی]] تشکیل میدادند، تحت تأثیر قرار داده بود. به همین دلیل پس از [[تبلیغات]] [[گمراهکننده]] معاویه و حاشیهنشینان و کارگزارانش در صفوف [[سپاه]] [[طرفدار امام علی]] {{ع}}، این افراد در [[حقّانیت]] خط [[امام علی بن ابی طالب]] {{ع}} دچار [[شک و تردید]] شده و دیگران را نیز به تردید انداختند و [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} با تمام [[تدبیر]] [[سیاسی]] و [[شجاعت]] ادبی، [[متانت]] و [[وقار]] منطقی خویش، [[قادر]] بر قانع ساختن این [[پایگاه مردمی]] نشد و نتوانست آنان را بر غیر [[واقعی]] بودن شعارهای [[بنی امیّه]] [[آگاه]] سازد تا [[تسلیم]] شعارهای [[صلح]] و [[آشتی]] که [[معاویه]] در جهت دستیابی به [[خلافت]] آن هم با کمترین هزینه ممکن سر داده است، نشوند و همین امر سبب شد [[امام حسن]] {{ع}} پس از اجرای کلیه طرحهای سیاسی ممکن و پیمودن تمام راههای خردورزانهای که یک [[رهبر]] [[با تدبیر]] در آن شرایط و اوضاع سیاسی و [[اجتماعی]] و [[روانی]] که [[امام]] و پیروانش در آن میزیستند، سزاوار بود بپیماید؛ ناگزیر شد از موضع [[قدرت]] [[اقدام]] به صلح نماید، از اینرو، خلافت را وانهاد؛ ولی با اینهمه هیچگاه [[مشروعیت]] [[حاکمیت]] معاویه را [[تأیید]] ننمود. افزون بر آن، امام {{ع}} شروطی منطقی وضع کرد تا [[واقعیت]] معاویه و [[حکومت اموی]] را در کوتاهمدت و درازمدت فاش سازد. | |||
بدین ترتیب، امام حسن {{ع}} پس از [[گزینش]] این راه دشوار، به [[موفقیت]] دست یافت و گذشته از [[تحمل]] [[آزار]] و [[اذیت]] [[دشمنان]]، از نزدیکترین [[یاران]] خویش نیز سخنان ناروا و زخمزبان شنید تا سرانجام توانست از چهره [[حقیقی]] [[حکومت]] [[جاهلی]] بنی امیّه که در [[پوشش]] [[اسلام]] و با سر دادن [[شعار]] صلح و آشتی با نام اسلام و منتسب ساختن خود به [[قریش]] [[قبیله]] [[رسول خدا]] {{صل}} در پی ریشهکن ساختن این [[آیین الهی]] بود، پرده بردارد. معاویه با نقشه ماهرانهای که کشید، کاری کرد که [[مسلمانان]] فراموش کنند [[خاندان]] [[ابوسفیان]] که بر اریکه [[حکومت اسلامی]] تکیه زده و با نام [[رسول اکرم]] {{صل}} و [[جانشینی]] آن بزرگوار بر مسلمانان [[حکمرانی]] میکنند، همان کسانیاند که تا دیروز با [[آیین اسلام]] در [[ستیز]] بودند. | |||
[[امام مجتبی]] {{ع}} ـ با امضای [[قرارداد صلح]] ـ زمینه لازم را برای [[شورش]] بر [[ضد]] [[حکومت]] [[جاهلی]] [[اموی]] که یکبار دیگر با ظاهری [[اسلامی]] پدیدار گشته بود، فراهم ساخت و زمانی این ماجرا اتفاق افتاد که [[معاویه]] به هیچیک از شروطی که [[امام حسن]] {{ع}} بر او قید کرده بود؛ از جمله عدم تعیین فردی برای [[خلافت]] پس از خود و عدم تعرّض به [[پیروان امام علی]] و خودداری از ناروا گفتن به امام حسن و [[امام حسین]] {{عم}} [[وفا]] نکرد. | |||
معاویه نتوانست در برابر شروط یاد شده [[خویشتنداری]] نشان دهد، نفسش وی را به [[وسوسه]] واداشت که زهر کشندهای را به امام حسن {{ع}} بخوراند تا بدین وسیله بتواند خلافت را به فرزند فاسقش [[یزید]]، به [[میراث]] [[نهد]]... ولی از نتایج عدم پذیرش شروط و این [[توطئه]] [[پلید]] [[آگاهی]] نداشت. | |||
در واقع [[مسلمانان]] پس از گذشت دو دهه از [[سلطه]] [[بنی امیّه]] به درندهخویی و [[جاهلیّت]] این حکومت [[یقین]] حاصل کردند و [[مشاهده]] این اوضاع، [[پایگاههای مردمی]] [[شیعیان]] را برای ورود به عرصههای کارزاری جدید بر ضد [[نظام حاکم]]، مهیّا ساخت و بدینسان شرایط مناسب شوریدن بر حکومت فراهم شد و با مردن معاویه و بر سر کار آمدن یزید [[فاسق]] بادهنوش که [[احکام دین]] را گستاخانه به [[تمسخر]] میگرفت و بر [[بیعت گرفتن]] از بزرگان [[صحابه]] و عموم [[تابعان]] و افراد [[ظلمستیزی]] نظیر [[ابو عبدالله]] الحسین {{ع}} [[سرور]] ذلتناپذیر و [[پیشوای مسلمانان]]، پافشاری نشان میداد، شروط لازم برای آن حرکت کامل گردید. | |||
[[معاویة بن ابی سفیان]] نزدیک به بیست سال، با [[پیروی]] از [[سیاست]] گرسنه نگاه داشتن [[مردم]]، [[تهدید]] و [[حیله]] و [[نیرنگ]]، بر [[مسند]] خلافت تکیه زد. همین امر سبب شد از سویی [[حقیقت]] وی برای [[امّت]] آشکار شود و از سوی دیگر، مردمی که به [[بیماری]] [[وجدان]] و از دست دادن [[عزم]] و [[اراده]]، [[مبتلا]] بودند حیاتی نو بیابند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۲۲-۲۹.</ref>. | |||
== دوران تصدی امامت == | == دوران تصدی امامت == | ||
===در عصر حکومت معاویه=== | ===در عصر حکومت معاویه=== | ||