جز
جایگزینی متن - ' نامهای ' به ' نامهای '
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - ' نامهای ' به ' نامهای ') |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== [[اسلام]] غفار == | == [[اسلام]] غفار == | ||
غفاریها از همان آغاز با [[بعثت]] [[رسول خدا]] {{صل}} در [[مکه]] آشنا شدند. وجود [[ابوذر]] به عنوان چهارمین یا پنجمین [[مسلمان]] <ref>المعجم الکبیر، ج ۶، ص ۱۲۶؛ تاریخ دمشق، ج ۲۰، ص ۳۸۴.</ref> و بازگشت او به میان قبیلهاش و [[تبلیغ]] اسلام در نزد آنان <ref> الطبقات، ج ۴، ص ۲۲۰ـ۲۲۵.</ref> خود دلیلی بر این ادعاست؛ اما در خصوص اسلام غفاریان، به جز معدودی که در دوران مکی یا اوایل [[هجرت]]، مسلمان شدند [[روایات]] مختلف است. برخی گزارشها به اسلام [[ایماء بن رحضه غفاری]] بزرگ، [[خطیب]] و [[امام]] غفار به همراه نیمی از قبیلهاش پیش از هجرت اشاره دارند.<ref>اسد الغابه، ج ۱، ص ۱۶۰؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۸۴، ۳۱۵؛ ج ۸، ص ۳۸۷.</ref> در مقابل، گزارشی حاکی از [[تصمیم]] ایماء یا پسرش [[خفاف]] برای [[یاری رساندن]] [[قریش]] در [[بدر]] به همراه مردان [[جنگی]] خود بر ضد [[پیامبر]] {{صل}} است.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۶۰؛ ر. ک: سیرة النبی {{صل}}، ج ۲، ص ۴۵۳؛ انسابالاشراف، ج ۱۱، ص ۱۲۸.</ref> بر پایه خبر [[ابن اسحاق]] <ref>سیرة النبی {{صل}}، ج ۲، ص ۴۴۶ ـ ۴۴۷.</ref> تیرههای بنونار و بنوحراق از غفاریها دستکم تا [[زمان]] [[جنگ بدر]] [[مسلمان]] نبودند، چنانکه [[رسول خدا]] {{صل}} به هنگام حرکت به سوی بدر به | غفاریها از همان آغاز با [[بعثت]] [[رسول خدا]] {{صل}} در [[مکه]] آشنا شدند. وجود [[ابوذر]] به عنوان چهارمین یا پنجمین [[مسلمان]] <ref>المعجم الکبیر، ج ۶، ص ۱۲۶؛ تاریخ دمشق، ج ۲۰، ص ۳۸۴.</ref> و بازگشت او به میان قبیلهاش و [[تبلیغ]] اسلام در نزد آنان <ref> الطبقات، ج ۴، ص ۲۲۰ـ۲۲۵.</ref> خود دلیلی بر این ادعاست؛ اما در خصوص اسلام غفاریان، به جز معدودی که در دوران مکی یا اوایل [[هجرت]]، مسلمان شدند [[روایات]] مختلف است. برخی گزارشها به اسلام [[ایماء بن رحضه غفاری]] بزرگ، [[خطیب]] و [[امام]] غفار به همراه نیمی از قبیلهاش پیش از هجرت اشاره دارند.<ref>اسد الغابه، ج ۱، ص ۱۶۰؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۸۴، ۳۱۵؛ ج ۸، ص ۳۸۷.</ref> در مقابل، گزارشی حاکی از [[تصمیم]] ایماء یا پسرش [[خفاف]] برای [[یاری رساندن]] [[قریش]] در [[بدر]] به همراه مردان [[جنگی]] خود بر ضد [[پیامبر]] {{صل}} است.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۶۰؛ ر. ک: سیرة النبی {{صل}}، ج ۲، ص ۴۵۳؛ انسابالاشراف، ج ۱۱، ص ۱۲۸.</ref> بر پایه خبر [[ابن اسحاق]] <ref>سیرة النبی {{صل}}، ج ۲، ص ۴۴۶ ـ ۴۴۷.</ref> تیرههای بنونار و بنوحراق از غفاریها دستکم تا [[زمان]] [[جنگ بدر]] [[مسلمان]] نبودند، چنانکه [[رسول خدا]] {{صل}} به هنگام حرکت به سوی بدر به نامهای [[زشت]] <ref>ر. ک: سبل الهدی، ج ۴، ص ۷۹.</ref> این دو تیره و دو [[کوه]] آنان مُسْلِح و مخرئ تفأل زد و با [[پرهیز]] از ورود به مناطق آنان، [[راه]] دیگری را برگزید تا به ذَفِران رسید و از آنجا به بدر رفت.<ref>معجم ما استعجم، ج ۴، ص ۱۲۲۷.</ref> | ||
[[روایت]] [[طبرانی]] <ref>الاحادیث الطوال، ص ۲۳.</ref> نیز [[گواه]] [[اسلام آوردن]] [[غفار]] در [[مدینه]] است. [[نامه]] رسول خدا {{صل}} در سال دوم و در پی [[غزوه سَفَوان]] (واقع در نواحی بدر)<ref> المحبر، ص ۱۱۱.</ref> به بنوغفار <ref> الطبقات، ج ۱، ص ۲۷۴.</ref> نیز نامسلمانی غفار را تا آن زمان و احتمال [[همکاری]] آنان را با [[دشمنان اسلام]] نشان میدهد. برخی زمان [[نوشتن]] نامه را پس از سال هفتم ذکر کردهاند.<ref>مکاتیب الرسول {{صل}}، ج ۳، ص ۲۵۸.</ref> پیش از [[غزوه احد]] <ref>دلائل النبوه، ج ۳، ص ۱۹۳.</ref> (سال سوم) یا [[خندق]] <ref>تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۹؛ تاریخ المدینه، ج ۲، ص ۴۵۲ ـ ۴۵۳.</ref> (سالپنجم) برخی از بزرگان [[یهود]] [[بنینضیر]] برای جلب [[حمایت]] قریش در [[حمله]] به مدینه با بزرگان [[مکه]] [[ملاقات]] کردند. مکیان ضمن برشمردن صفات نیکوی خود، [[پیروان]] پیامبر {{صل}} را دزدان بنیغفار معرفی و از بزرگان یهود درباره [[برتری]] هریک از [[آیین اسلام]] و [[آیین]] [[بت پرستی]] قریش نظرخواهی کردند. [[یهودیان]] یاد شده آیین مکیان را [[برتر]] دانستند. [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}<ref>«آیا به کسانی که بهرهای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریستهای (که چگونه) به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کافران میگویند که اینان رهیافتهتر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.</ref> که در این خصوص نازل شده به این گفت و گو اشاره دارد. [[خداوند]] در این [[آیه]] این [[یهودیان]] را [[مؤمنان]] به [[بت]] و [[طاغوت]] معرفی کرده است. بنابر [[روایت]] [[عکرمه]] منظور از [[مؤمنین]] در آیه مجموعههایی از جمله بنیغفارند که یهودیان، [[قریش]] را بر ایشان ترجیح دادهاند.<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۲۰۱؛ التبیان، ج ۳، ص ۲۲۴.</ref> برخی [[نزول آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۳.</ref> را نیز به این رخداد مرتبط دانستهاند؛<ref>تفسیرابن ابی حاتم، ج ۳، ص ۹۷۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۵۲۵؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۳۰۶.</ref> اما این دو گزارش نیز نمیتواند به [[تنهایی]] به [[اسلام]] [[غفار]] تا قبل از [[غزوه احزاب]] ([[خندق]]) دلالت داشته باشد، زیرا مطرح کردن [[پیروی]] غفار از [[دولت]] [[مدینه]]، شاید با [[هدف]] [[تخریب]] چهره [[حضرت]] صورت گرفته و تنها میتواند مؤید اسلام برخی از غفاریان باشد، به خصوص آنکه برخی گزارشها از اسلام [[ایماء بن رحضه غفاری]] (از بزرگان غفار) اندکی قبل از [[حدیبیه]] در سال ششم خبر دادهاند.<ref>انساب الاشراف، ج ۱۱، ص ۱۲۸؛ اسدالغابه، ج ۱، ص ۱۶۰.</ref> پس از [[صلح حدیبیه]]، که به موجب آن [[مسلمانان]] [[متعهد]] شده بودند که از آن پس تازه مسلمانانی را که به یثرب [[پناه]] میبرند به [[مکه]] باز گردانند، [[پیامبر]] {{صل}} [[ابوبصیر]] نومسلمان را به مکه بازگرداند؛ اما وی گریخت و در مناطق بیابانی میان مکه و مدینه ماند. ۳۰۰ تن از غفاریان [[مسلمان]] همراه وی شدند و بر ضدّ قریش اقداماتی انجام دادند.<ref>دلائل النبوه، ج ۴، ص ۱۷۳؛ اعلام الوری، ص ۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ تاریخ دمشق، ج ۲۵، ص ۳۰۰.</ref> این گزارش نیز احتمال [[اسلام آوردن]] غفار را در دوره [[مدنی]] و پیش از صلح حدیبیه تقویت میکند. | [[روایت]] [[طبرانی]] <ref>الاحادیث الطوال، ص ۲۳.</ref> نیز [[گواه]] [[اسلام آوردن]] [[غفار]] در [[مدینه]] است. [[نامه]] رسول خدا {{صل}} در سال دوم و در پی [[غزوه سَفَوان]] (واقع در نواحی بدر)<ref> المحبر، ص ۱۱۱.</ref> به بنوغفار <ref> الطبقات، ج ۱، ص ۲۷۴.</ref> نیز نامسلمانی غفار را تا آن زمان و احتمال [[همکاری]] آنان را با [[دشمنان اسلام]] نشان میدهد. برخی زمان [[نوشتن]] نامه را پس از سال هفتم ذکر کردهاند.<ref>مکاتیب الرسول {{صل}}، ج ۳، ص ۲۵۸.</ref> پیش از [[غزوه احد]] <ref>دلائل النبوه، ج ۳، ص ۱۹۳.</ref> (سال سوم) یا [[خندق]] <ref>تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۹؛ تاریخ المدینه، ج ۲، ص ۴۵۲ ـ ۴۵۳.</ref> (سالپنجم) برخی از بزرگان [[یهود]] [[بنینضیر]] برای جلب [[حمایت]] قریش در [[حمله]] به مدینه با بزرگان [[مکه]] [[ملاقات]] کردند. مکیان ضمن برشمردن صفات نیکوی خود، [[پیروان]] پیامبر {{صل}} را دزدان بنیغفار معرفی و از بزرگان یهود درباره [[برتری]] هریک از [[آیین اسلام]] و [[آیین]] [[بت پرستی]] قریش نظرخواهی کردند. [[یهودیان]] یاد شده آیین مکیان را [[برتر]] دانستند. [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}<ref>«آیا به کسانی که بهرهای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریستهای (که چگونه) به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کافران میگویند که اینان رهیافتهتر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.</ref> که در این خصوص نازل شده به این گفت و گو اشاره دارد. [[خداوند]] در این [[آیه]] این [[یهودیان]] را [[مؤمنان]] به [[بت]] و [[طاغوت]] معرفی کرده است. بنابر [[روایت]] [[عکرمه]] منظور از [[مؤمنین]] در آیه مجموعههایی از جمله بنیغفارند که یهودیان، [[قریش]] را بر ایشان ترجیح دادهاند.<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۲۰۱؛ التبیان، ج ۳، ص ۲۲۴.</ref> برخی [[نزول آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۳.</ref> را نیز به این رخداد مرتبط دانستهاند؛<ref>تفسیرابن ابی حاتم، ج ۳، ص ۹۷۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۵۲۵؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۳۰۶.</ref> اما این دو گزارش نیز نمیتواند به [[تنهایی]] به [[اسلام]] [[غفار]] تا قبل از [[غزوه احزاب]] ([[خندق]]) دلالت داشته باشد، زیرا مطرح کردن [[پیروی]] غفار از [[دولت]] [[مدینه]]، شاید با [[هدف]] [[تخریب]] چهره [[حضرت]] صورت گرفته و تنها میتواند مؤید اسلام برخی از غفاریان باشد، به خصوص آنکه برخی گزارشها از اسلام [[ایماء بن رحضه غفاری]] (از بزرگان غفار) اندکی قبل از [[حدیبیه]] در سال ششم خبر دادهاند.<ref>انساب الاشراف، ج ۱۱، ص ۱۲۸؛ اسدالغابه، ج ۱، ص ۱۶۰.</ref> پس از [[صلح حدیبیه]]، که به موجب آن [[مسلمانان]] [[متعهد]] شده بودند که از آن پس تازه مسلمانانی را که به یثرب [[پناه]] میبرند به [[مکه]] باز گردانند، [[پیامبر]] {{صل}} [[ابوبصیر]] نومسلمان را به مکه بازگرداند؛ اما وی گریخت و در مناطق بیابانی میان مکه و مدینه ماند. ۳۰۰ تن از غفاریان [[مسلمان]] همراه وی شدند و بر ضدّ قریش اقداماتی انجام دادند.<ref>دلائل النبوه، ج ۴، ص ۱۷۳؛ اعلام الوری، ص ۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ تاریخ دمشق، ج ۲۵، ص ۳۰۰.</ref> این گزارش نیز احتمال [[اسلام آوردن]] غفار را در دوره [[مدنی]] و پیش از صلح حدیبیه تقویت میکند. | ||