آزار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر'
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر')
خط ۳۴: خط ۳۴:
[[پیامبر اسلام]] نیز از این آزارها مصون نبود؛ حتی بنابر برخی [[روایات]]، [[حضرت]] بیش از همه پیامبران مورد اذیّت قوم خویش قرار گرفت: {{متن حدیث|مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ}}<ref> المناقب، ج‌۳، ص‌۲۸۶؛ کنزالعمال، ج‌۳، ص‌۱۳۰؛ بحارالانوار، ج‌۳۹، ص‌۵۶.</ref> این آزارها گاهی از سوی [[پیروان ادیان]] پیشین نیز سر می‌زد. پس از بیان مسأله [[امتحان]] [[مؤمنان]] و سخنان [[یهودیان]] که ممکن است باعث [[سستی]] آنان شود، در آیه ‌{{متن قرآن|لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ}}<ref>«بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۶.</ref> آمده است که مسأله [[آزمایش]] از یک سو، و گفتارهای پنهانی و زخم [[زبان]] [[اهل‌کتاب]] از سوی دیگر، مسائلی هستند که مؤمنان همواره با آن روبه‌رو خواهند بود؛ بدین جهت باید [[صبر]] و [[تقوا]] داشته باشند تا [[خداوند]] آنان را از [[لغزش]] و سستی نگه دارد. برخی [[شأن نزول]] [[آیه]] را "[[کعب ‌بن اشرف]]" به جهت هجو [[پیامبر]] و تشبیب و تغزّل به [[زنان]] [[مؤمن]] دانسته‌اند<ref> جامع‌البیان، مج۳، ج‌۴، ص‌۲۶۷؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص‌۹۰۳.</ref> که به [[نقلی]] پیامبر به قتل او، به جهت ایذا و نه [[شرک]]، [[فرمان]] داد و برخلاف دیگر [[مشرکان]]، بدون فراخوانی به [[اسلام]] کشته شد.<ref> الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج‌۲، ص‌۲۲۱.</ref> هم‌چنین گفته شده: پیامبر کافرانی چون [[نضر بن حارث]] و [[عقبة ‌بن ابی‌ معیط]] را که حضرت را با [[دشنام]] می‌آزردند، هیچ‌گاه نبخشید.<ref> نورالثقلین، ج‌۲، ص‌۱۳۵؛ الصافی، ج‌۲، ص‌۲۸۵.</ref> آیه‌ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref> اذیّت‌ کنندگان [[خداوند]] و [[پیامبران]] را به [[لعنت]] و [[عذاب]] [[بیم]] داده است. در [[تفسیر]] "اذیّت" در این [[آیه]]، آرای گوناگونی بیان شده است؛ از‌جمله، هرگونه [[سرپیچی]] و [[گناه]]، سرپیچی [[یهود]] از [[فرمان خدا]] و [[پیامبر]]،<ref>الوجوه والنظائر، ج‌۱، ص‌۴۲؛ بصائر ذوی التمیز، ج‌۲، ص‌۷۳.</ref> نسبت دادن فرزند به [[خدا]] یا [[انکار]] [[رستاخیز]]،<ref> مجمع ‌البحرین، ج۱، ص‌۲۵؛ تفسیر ماوردی، ج‌۴، ص‌۴۲۲.</ref> شبیه‌سازی آفریده‌های خداوند (نقاشی و مجسمه‌سازی)، زخم [[زبان]] به [[پیامبر اسلام]] به جهت [[ازدواج]] با [[صفیّه]] <ref>الکشاف، ج۳، ص۵۵۹؛ جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۵۵‌ـ‌۵۶.</ref> یا ضرب و [[جرح]] و شکستن دندان پیامبر {{صل}} و ساحر و [[کاهن]] خواندن آن [[حضرت]] در آغاز [[اسلام]] و [[تکذیب]] او.<ref>کشف‌الاسرار، ج‌۸، ص‌۸۷؛ تفسیر ماوردی، ج‌۴، ص‌۴۲۲.</ref> برخی نیز مقصود از {{متن قرآن|يُؤْذُونَ اللَّهَ}} را اذیّت [[دوستان]] و اولیاء الله یا اذیّت و [[آزار پیامبر]] خدا دانسته‌اند که برای ارج نهادن به [[مقام]] ایشان از آن به اذیّت خداوند تعبیر شده است.<ref> تفسیر ماوردی؛ ج‌۴، ص‌۴۲۲؛ الکشاف، ج‌۳، ص‌۵۵۹؛ مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۵۷۹.</ref> برخی با استناد به آیه‌ {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>، [[ارتداد]] اذیّت‌ کنندگان پیامبر و [[وجوب]] [[قتل]] آنها را محتمل دانسته‌اند.<ref>الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۲، ص۲۱۹؛ زبدة‌البیان، ص۲۵۷.</ref>
[[پیامبر اسلام]] نیز از این آزارها مصون نبود؛ حتی بنابر برخی [[روایات]]، [[حضرت]] بیش از همه پیامبران مورد اذیّت قوم خویش قرار گرفت: {{متن حدیث|مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ}}<ref> المناقب، ج‌۳، ص‌۲۸۶؛ کنزالعمال، ج‌۳، ص‌۱۳۰؛ بحارالانوار، ج‌۳۹، ص‌۵۶.</ref> این آزارها گاهی از سوی [[پیروان ادیان]] پیشین نیز سر می‌زد. پس از بیان مسأله [[امتحان]] [[مؤمنان]] و سخنان [[یهودیان]] که ممکن است باعث [[سستی]] آنان شود، در آیه ‌{{متن قرآن|لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ}}<ref>«بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۶.</ref> آمده است که مسأله [[آزمایش]] از یک سو، و گفتارهای پنهانی و زخم [[زبان]] [[اهل‌کتاب]] از سوی دیگر، مسائلی هستند که مؤمنان همواره با آن روبه‌رو خواهند بود؛ بدین جهت باید [[صبر]] و [[تقوا]] داشته باشند تا [[خداوند]] آنان را از [[لغزش]] و سستی نگه دارد. برخی [[شأن نزول]] [[آیه]] را "[[کعب ‌بن اشرف]]" به جهت هجو [[پیامبر]] و تشبیب و تغزّل به [[زنان]] [[مؤمن]] دانسته‌اند<ref> جامع‌البیان، مج۳، ج‌۴، ص‌۲۶۷؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص‌۹۰۳.</ref> که به [[نقلی]] پیامبر به قتل او، به جهت ایذا و نه [[شرک]]، [[فرمان]] داد و برخلاف دیگر [[مشرکان]]، بدون فراخوانی به [[اسلام]] کشته شد.<ref> الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج‌۲، ص‌۲۲۱.</ref> هم‌چنین گفته شده: پیامبر کافرانی چون [[نضر بن حارث]] و [[عقبة ‌بن ابی‌ معیط]] را که حضرت را با [[دشنام]] می‌آزردند، هیچ‌گاه نبخشید.<ref> نورالثقلین، ج‌۲، ص‌۱۳۵؛ الصافی، ج‌۲، ص‌۲۸۵.</ref> آیه‌ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref> اذیّت‌ کنندگان [[خداوند]] و [[پیامبران]] را به [[لعنت]] و [[عذاب]] [[بیم]] داده است. در [[تفسیر]] "اذیّت" در این [[آیه]]، آرای گوناگونی بیان شده است؛ از‌جمله، هرگونه [[سرپیچی]] و [[گناه]]، سرپیچی [[یهود]] از [[فرمان خدا]] و [[پیامبر]]،<ref>الوجوه والنظائر، ج‌۱، ص‌۴۲؛ بصائر ذوی التمیز، ج‌۲، ص‌۷۳.</ref> نسبت دادن فرزند به [[خدا]] یا [[انکار]] [[رستاخیز]]،<ref> مجمع ‌البحرین، ج۱، ص‌۲۵؛ تفسیر ماوردی، ج‌۴، ص‌۴۲۲.</ref> شبیه‌سازی آفریده‌های خداوند (نقاشی و مجسمه‌سازی)، زخم [[زبان]] به [[پیامبر اسلام]] به جهت [[ازدواج]] با [[صفیّه]] <ref>الکشاف، ج۳، ص۵۵۹؛ جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۵۵‌ـ‌۵۶.</ref> یا ضرب و [[جرح]] و شکستن دندان پیامبر {{صل}} و ساحر و [[کاهن]] خواندن آن [[حضرت]] در آغاز [[اسلام]] و [[تکذیب]] او.<ref>کشف‌الاسرار، ج‌۸، ص‌۸۷؛ تفسیر ماوردی، ج‌۴، ص‌۴۲۲.</ref> برخی نیز مقصود از {{متن قرآن|يُؤْذُونَ اللَّهَ}} را اذیّت [[دوستان]] و اولیاء الله یا اذیّت و [[آزار پیامبر]] خدا دانسته‌اند که برای ارج نهادن به [[مقام]] ایشان از آن به اذیّت خداوند تعبیر شده است.<ref> تفسیر ماوردی؛ ج‌۴، ص‌۴۲۲؛ الکشاف، ج‌۳، ص‌۵۵۹؛ مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۵۷۹.</ref> برخی با استناد به آیه‌ {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>، [[ارتداد]] اذیّت‌ کنندگان پیامبر و [[وجوب]] [[قتل]] آنها را محتمل دانسته‌اند.<ref>الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۲، ص۲۱۹؛ زبدة‌البیان، ص۲۵۷.</ref>


طبق [[نقل]] [[قرآن]]، [[شیوه]] پیامبران در برخورد با [[آزار دیگران]]، [[بردباری]] بوده است: {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بی‌گمان بر آزاری که می‌دهیدمان شکیبایی پیشه می‌کنیم و توکّل‌کنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref>؛ از این‌رو خداوند برای تسلّی <ref>جامع البیان، مج‌۵، ج‌۸، ص‌۲۴۱.</ref> و تسکین خاطر پیامبر اسلام، پس از دلتنگی و اندوهش به جهت درشت‌گویی و تکذیب [[مردم]]،<ref>تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۲۰۴.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.</ref> اذیّت‌های [[پیامبران پیشین]] و پیروانشان و نیز [[استقامت]] ایشان را یادآور شده است. دیگر [[آیات]] نیز پیامبر‌ اسلام را به [[صبر]] در برابر آزارهای زبانی فرا‌خوانده {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}}<ref>«پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟» سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref>، و به او [[وعده]] [[یاری]] در ‌برابر استهزای [[مشرکان]] را داده ‌است. {{متن قرآن|إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسنده‌ایم» سوره حجر، آیه ۹۵.</ref> آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا}}<ref>«و از کافران و منافقان فرمان نبر و به آزارشان بها مده و بر خداوند توکل کن و خداوند (تو را) کارساز، بس» سوره احزاب، آیه ۴۸.</ref> نیز [[پیامبر]] را به [[توکّل بر خدا]] و [[بی‌اعتنایی]] به اذیّت [[کافران]] و [[منافقان]] [[فرمان]] داده است. برخی [[مفسّران]]، مفعول بودن [[ضمیر]] {{متن قرآن|أَذَاهُمْ}} را محتمل دانسته‌اند که در این صورت، [[آیه]]، پیامبر را از [[آزار]] دادن منافقان و کافران با [[قتل]] و‌... باز ‌می‌دارد.<ref> الکشاف، ج‌۳، ص‌۵۴۷.</ref>
طبق [[نقل]] [[قرآن]]، [[شیوه]] پیامبران در برخورد با [[آزار دیگران]]، [[بردباری]] بوده است: {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بی‌گمان بر آزاری که می‌دهیدمان شکیبایی پیشه می‌کنیم و توکّل‌کنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref>؛ از این‌رو خداوند برای تسلّی <ref>جامع البیان، مج‌۵، ج‌۸، ص‌۲۴۱.</ref> و تسکین خاطر پیامبر اسلام، پس از دلتنگی و اندوهش به جهت درشت‌گویی و تکذیب [[مردم]]،<ref>تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۲۰۴.</ref> در آیه‌ {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.</ref> اذیّت‌های [[پیامبران پیشین]] و پیروانشان و نیز [[استقامت]] ایشان را یادآور شده است. دیگر [[آیات]] نیز پیامبر‌ اسلام را به [[صبر]] در برابر آزارهای زبانی فرا‌خوانده {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}}<ref>«پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟» سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref>، و به او [[وعده]] [[یاری]] در ‌برابر استهزای [[مشرکان]] را داده ‌است. {{متن قرآن|إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسنده‌ایم» سوره حجر، آیه ۹۵.</ref> آیه‌ {{متن قرآن|وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا}}<ref>«و از کافران و منافقان فرمان نبر و به آزارشان بها مده و بر خداوند توکل کن و خداوند (تو را) کارساز، بس» سوره احزاب، آیه ۴۸.</ref> نیز [[پیامبر]] را به [[توکّل بر خدا]] و [[بی‌اعتنایی]] به اذیّت [[کافران]] و [[منافقان]] [[فرمان]] داده است. برخی [[مفسّران]]، مفعول بودن ضمیر {{متن قرآن|أَذَاهُمْ}} را محتمل دانسته‌اند که در این صورت، [[آیه]]، پیامبر را از [[آزار]] دادن منافقان و کافران با [[قتل]] و‌... باز ‌می‌دارد.<ref> الکشاف، ج‌۳، ص‌۵۴۷.</ref>


افزون بر مشرکان و [[اهل‌کتاب]]، گاهی اطرافیان و [[پیروان]] [[نادان]] نیز بر اثر [[جهل]]، [[ضعف]] [[فرهنگی]] و ناآشنایی با [[آداب]] [[معاشرت]]، زمینه‌ساز اذیّت پیامبر بودند؛ چنان‌که آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> به مواردی از آن (ورود بدون [[اذن]] به [[خانه پیامبر]]، طولانی کردن جلوس و بحث در [[منزل]] [[حضرت]] و‌...) اشاره کرده است. از این آیه چنین برداشت می‌شود که گاهی کسانی بدون اذن و [[دعوت]] به خانه پیامبر وارد می‌شدند و گاهی نیز دعوت شدگان، پس از صرف [[غذا]] به نشستن در منزل حضرت و گفت و گو با یک‌دیگر ادامه می‌دادند که این هر دو، پیامبر را می‌آزرد؛ ولی او به جهت حُجب و [[حیا]] چیزی نمی‌گفت.<ref>جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۴۷ـ‌۴۸؛ التفسیرالکبیر، ج‌۲۵، ص‌۲۲۳.</ref> شاید آنها [[سکوت]] و عدم [[اعتراض]] پیامبر را نشانه [[رضایت]] می‌دانستند؛ ولی [[قرآن]] حیا را سبب سکوت دانسته و بدین‌سان به [[مؤمنان]] فهمانده که سکوت پیامبر نباید مجوزی بر آزار وی باشد. <ref>التحریر و التنویر، ج‌۲۲، ص‌۸۶.</ref> شاید وجه ایذا آن بوده که این جلسات پیامبر را از رسیدگی به [[شؤون]] [[نبوّت]] ([[عبادت]] و رسیدگی به امور [[جامعه اسلامی]]) و امور شخصی و [[خانوادگی]] باز‌می‌داشت.<ref>التحریر و التنویر، ج‌۲۲، ص‌۸۶.</ref> جزء پایانی آیه به موردی دیگر از این نوع آزارها اشاره دارد. مقصود از "ایذا در این [[آیه]]، [[اعتراض]] برخی [[مسلمانان]] به [[ازدواج پیامبر]] با [[بیوه]] [[زنان]] و [[ازدواج]] نکردن آنان با [[زنان پیامبر]] پس از [[وفات]] وی و شیوه [[معاشرت]] آنان با زنان پیامبر و‌... دانسته شده <ref>جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۴۸؛ مجمع‌البیان، ج۸، ص۵۷۶‌ـ‌۵۷۷؛ تفسیرماوردی، ج۴، ص۴۱۹ـ۴۲۰.</ref> که این امور [[پیامبر]] را می‌آزرد. آیه ‌{{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref> نیز به یکی از اذیّت‌های زبانی [[منافقان]] که پیامبر را "زودباور" می‌خواندند، اشاره دارد. به دنبال [[آیات]] پیشین و آیاتی که [[آزار]] دهندگان [[خدا]] و پیامبر را به [[نفرین]] [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[عذاب]] خوار‌ کننده [[بیم]] داده {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>، آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا}}<ref>«ای مؤمنان! همچون کسانی نباشید که موسی را آزردند و خداوند او را از آنچه (درباره او) گفتند برکنار داشت و او نزد خداوند آبرومند بود» سوره احزاب، آیه ۶۹.</ref> [[مؤمنان]] را از [[آزار پیامبر]]، چنان‌که [[قوم موسی]] به آن [[مبتلا]] بودند، [[نهی]] می‌کند. در مقصود از "اذیّت موسی" اقوال گوناگونی بیان شده است: تهمت‌هایی مانند [[قتل]] [[هارون]]، رابطه [[نامشروع]] با زنی بدکاره، [[سحر]] و [[جنون]]، [[نقص]] عضو و [[عیوب جسمانی]] یا بهانه‌جویی‌هایی که با آن موسی را می‌آزردند<ref>جامع‌البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۲، ص‌۶۲‌ـ‌۶۵؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲۵، ص‌۲۳۳؛ تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۱۷۳.</ref> که در هر صورت، [[خداوند]] او را از این نسبت‌های ناروا و بهانه‌جویی‌ها [[رهایی]] بخشید. در [[تورات]] در مورد خروج [[بنی‌اسرائیل]] از [[مصر]] آمده است که آنها به موسی گفتند: تو ما را از مصر خارج ساختی تا در این بیابان بمیریم؛ در‌حالی‌که [[خدمت‌گزاری]] [[مصریان]]، از [[مرگ]] در این بیابان بهتر بود <ref>کتاب مقدس، خروج، ۱۴:۱۲‌ـ‌۱۴.</ref> یا در فقره‌ای دیگر آنها به موسی و هارون اعتراض کرده، از مرگ در بیابان بر اثر [[گرسنگی]] و از دست دادن سفره‌های رنگین [[غذا]] [[گله]] می‌کردند<ref>کتاب مقدس، خروج، ۱۷:۱‌ـ‌۵.</ref> که این گفته‌ها و فزون‌طلبی‌ها خود به نوعی ایذا بود. برخی منظور از "اذیّت" در این [[آیه]] را [[تهمت]] [[نقص]] و [[عیب]] جسمانی به [[موسی]] دانسته، معتقدند: [[خداوند]] با نمایاندن [[بدن]] او به [[مردم]] این [[اتهام]] را خنثا کرد؛ ولی این دیدگاه دارای ضعف‌هایی است؛ چون اولاً لازمه آن آشکار شدن بدن [[پیامبر]] بر مردم است؛<ref> مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۵۸۳.</ref>هرچند برخی ذکر نکردن نوع ایذا را مؤیّدی بر [[حدیثی]] که ایذا را تهمت نقص عضو [[مردانگی]] دانسته، گرفته‌اند <ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۴۷.</ref> و دیگر اینکه در [[تاریخ]]، چنین تهمتی درباره [[پیامبر اسلام]] [[نقل]] نشده <ref> نمونه، ج‌۱۷، ص‌۴۴۵.</ref> تا این [[تشبیه]] درست باشد. همچنین نسبت [[سحر]] و [[جنون]] نیز تناسبی با خطاب {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} ندارد؛ چرا که [[مؤمنان]]، چنین نسبتی به پیامبر اسلام نداده‌اند.<ref>نمونه، ج‌۱۷، ص‌۴۴۵.</ref> برخی با توجّه به عبارت {{متن قرآن|فَبَرَّأَهُ اللَّهُ}} معتقدند که مقصود، ایذایی مانند تهمت و [[افترا]] است که به تبرئه و [[تنزیه]] [[نیازمند]] است نه مطلق اذیّت.<ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۴۷.</ref>
افزون بر مشرکان و [[اهل‌کتاب]]، گاهی اطرافیان و [[پیروان]] [[نادان]] نیز بر اثر [[جهل]]، [[ضعف]] [[فرهنگی]] و ناآشنایی با [[آداب]] [[معاشرت]]، زمینه‌ساز اذیّت پیامبر بودند؛ چنان‌که آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> به مواردی از آن (ورود بدون [[اذن]] به [[خانه پیامبر]]، طولانی کردن جلوس و بحث در [[منزل]] [[حضرت]] و‌...) اشاره کرده است. از این آیه چنین برداشت می‌شود که گاهی کسانی بدون اذن و [[دعوت]] به خانه پیامبر وارد می‌شدند و گاهی نیز دعوت شدگان، پس از صرف [[غذا]] به نشستن در منزل حضرت و گفت و گو با یک‌دیگر ادامه می‌دادند که این هر دو، پیامبر را می‌آزرد؛ ولی او به جهت حُجب و [[حیا]] چیزی نمی‌گفت.<ref>جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۴۷ـ‌۴۸؛ التفسیرالکبیر، ج‌۲۵، ص‌۲۲۳.</ref> شاید آنها [[سکوت]] و عدم [[اعتراض]] پیامبر را نشانه [[رضایت]] می‌دانستند؛ ولی [[قرآن]] حیا را سبب سکوت دانسته و بدین‌سان به [[مؤمنان]] فهمانده که سکوت پیامبر نباید مجوزی بر آزار وی باشد. <ref>التحریر و التنویر، ج‌۲۲، ص‌۸۶.</ref> شاید وجه ایذا آن بوده که این جلسات پیامبر را از رسیدگی به [[شؤون]] [[نبوّت]] ([[عبادت]] و رسیدگی به امور [[جامعه اسلامی]]) و امور شخصی و [[خانوادگی]] باز‌می‌داشت.<ref>التحریر و التنویر، ج‌۲۲، ص‌۸۶.</ref> جزء پایانی آیه به موردی دیگر از این نوع آزارها اشاره دارد. مقصود از "ایذا در این [[آیه]]، [[اعتراض]] برخی [[مسلمانان]] به [[ازدواج پیامبر]] با [[بیوه]] [[زنان]] و [[ازدواج]] نکردن آنان با [[زنان پیامبر]] پس از [[وفات]] وی و شیوه [[معاشرت]] آنان با زنان پیامبر و‌... دانسته شده <ref>جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۴۸؛ مجمع‌البیان، ج۸، ص۵۷۶‌ـ‌۵۷۷؛ تفسیرماوردی، ج۴، ص۴۱۹ـ۴۲۰.</ref> که این امور [[پیامبر]] را می‌آزرد. آیه ‌{{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref> نیز به یکی از اذیّت‌های زبانی [[منافقان]] که پیامبر را "زودباور" می‌خواندند، اشاره دارد. به دنبال [[آیات]] پیشین و آیاتی که [[آزار]] دهندگان [[خدا]] و پیامبر را به [[نفرین]] [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[عذاب]] خوار‌ کننده [[بیم]] داده {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>، آیه ‌{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا}}<ref>«ای مؤمنان! همچون کسانی نباشید که موسی را آزردند و خداوند او را از آنچه (درباره او) گفتند برکنار داشت و او نزد خداوند آبرومند بود» سوره احزاب، آیه ۶۹.</ref> [[مؤمنان]] را از [[آزار پیامبر]]، چنان‌که [[قوم موسی]] به آن [[مبتلا]] بودند، [[نهی]] می‌کند. در مقصود از "اذیّت موسی" اقوال گوناگونی بیان شده است: تهمت‌هایی مانند [[قتل]] [[هارون]]، رابطه [[نامشروع]] با زنی بدکاره، [[سحر]] و [[جنون]]، [[نقص]] عضو و [[عیوب جسمانی]] یا بهانه‌جویی‌هایی که با آن موسی را می‌آزردند<ref>جامع‌البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۲، ص‌۶۲‌ـ‌۶۵؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲۵، ص‌۲۳۳؛ تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۱۷۳.</ref> که در هر صورت، [[خداوند]] او را از این نسبت‌های ناروا و بهانه‌جویی‌ها [[رهایی]] بخشید. در [[تورات]] در مورد خروج [[بنی‌اسرائیل]] از [[مصر]] آمده است که آنها به موسی گفتند: تو ما را از مصر خارج ساختی تا در این بیابان بمیریم؛ در‌حالی‌که [[خدمت‌گزاری]] [[مصریان]]، از [[مرگ]] در این بیابان بهتر بود <ref>کتاب مقدس، خروج، ۱۴:۱۲‌ـ‌۱۴.</ref> یا در فقره‌ای دیگر آنها به موسی و هارون اعتراض کرده، از مرگ در بیابان بر اثر [[گرسنگی]] و از دست دادن سفره‌های رنگین [[غذا]] [[گله]] می‌کردند<ref>کتاب مقدس، خروج، ۱۷:۱‌ـ‌۵.</ref> که این گفته‌ها و فزون‌طلبی‌ها خود به نوعی ایذا بود. برخی منظور از "اذیّت" در این [[آیه]] را [[تهمت]] [[نقص]] و [[عیب]] جسمانی به [[موسی]] دانسته، معتقدند: [[خداوند]] با نمایاندن [[بدن]] او به [[مردم]] این [[اتهام]] را خنثا کرد؛ ولی این دیدگاه دارای ضعف‌هایی است؛ چون اولاً لازمه آن آشکار شدن بدن [[پیامبر]] بر مردم است؛<ref> مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۵۸۳.</ref>هرچند برخی ذکر نکردن نوع ایذا را مؤیّدی بر [[حدیثی]] که ایذا را تهمت نقص عضو [[مردانگی]] دانسته، گرفته‌اند <ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۴۷.</ref> و دیگر اینکه در [[تاریخ]]، چنین تهمتی درباره [[پیامبر اسلام]] [[نقل]] نشده <ref> نمونه، ج‌۱۷، ص‌۴۴۵.</ref> تا این [[تشبیه]] درست باشد. همچنین نسبت [[سحر]] و [[جنون]] نیز تناسبی با خطاب {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} ندارد؛ چرا که [[مؤمنان]]، چنین نسبتی به پیامبر اسلام نداده‌اند.<ref>نمونه، ج‌۱۷، ص‌۴۴۵.</ref> برخی با توجّه به عبارت {{متن قرآن|فَبَرَّأَهُ اللَّهُ}} معتقدند که مقصود، ایذایی مانند تهمت و [[افترا]] است که به تبرئه و [[تنزیه]] [[نیازمند]] است نه مطلق اذیّت.<ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۴۷.</ref>
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش