جز
جایگزینی متن - 'لام' به 'لام'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'لام' به 'لام') |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
بر پایه [[آیات قرآنی]]، [[حیا]] دو گونه است: [[پسندیده]]؛ [[ناپسند]]. نوع یکم، براثر [[ترک معاصی]] و دوری از [[کارهای زشت]] پدید میآید و در بیشتر آیات قرآنی که سخن از حیا یا [[بیحیایی]] است، همین نوع مراد است. نوع دوم، براثر ترک کارهای پسندیده یا [[کتمان]] [[حقایق]] رخ مینماید،<ref>الکاشف، ج ۱، ص۶۹. </ref> بنابراین حیا ذاتا از [[فضایل اخلاقی]] شمرده نمیشود، بلکه تنها زمانی [[فضیلت]] است که حیا از ارتکاب [[قبیح]] باشد. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۰۶. </ref> این دستهبندی در گونههای متفاوتی از حیا و [[شرم]] که در [[آیات قرآن]] به مناسبتهای مختلفی یاد شدهاند، تطبیقپذیر است.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | بر پایه [[آیات قرآنی]]، [[حیا]] دو گونه است: [[پسندیده]]؛ [[ناپسند]]. نوع یکم، براثر [[ترک معاصی]] و دوری از [[کارهای زشت]] پدید میآید و در بیشتر آیات قرآنی که سخن از حیا یا [[بیحیایی]] است، همین نوع مراد است. نوع دوم، براثر ترک کارهای پسندیده یا [[کتمان]] [[حقایق]] رخ مینماید،<ref>الکاشف، ج ۱، ص۶۹. </ref> بنابراین حیا ذاتا از [[فضایل اخلاقی]] شمرده نمیشود، بلکه تنها زمانی [[فضیلت]] است که حیا از ارتکاب [[قبیح]] باشد. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۰۶. </ref> این دستهبندی در گونههای متفاوتی از حیا و [[شرم]] که در [[آیات قرآن]] به مناسبتهای مختلفی یاد شدهاند، تطبیقپذیر است.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | ||
=== حیای [[بانوان]] === | === حیای [[بانوان]] === | ||
در [[بینش]] [[اسلامی]]، حیا از برجستهترین [[کمالات]] [[زن]] به شمار میآید. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: حیا نیکوست؛ ولی برای [[زنان]] نیکوتر است. <ref>کنزالعمال، ج ۱۶، ۱۳۸؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۸۹. </ref> [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} [[عفت]] و [[پاکدامنی]] را نتیجه حیا میداند. <ref>عیون الحکم، ص۲۰۹. </ref> [[آیه]] {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> با بسندگی به یادکرد صفت حیا برای دختر [[شعیب]] هنگام آمدن نزد [[موسی]] {{ع}} در پی بیان نیکویی حیا برای بانوان است: <ref>فرهنگ قرآن، ج ۱۲، ص۲۲۳. </ref> {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶. </ref> استحیاء در اینجا بیانگر حالت آن دختر و چگونگی راه رفتنش <ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص۳۸۶؛ جوامع الجامع، ج ۳، ص۲۱۶. </ref> و نشانه [[مبالغه]] در [[حیا]] <ref>التحریر والتنویر، ج ۲۰، ص۴۲. </ref> بوده است و علت بی«الف و | در [[بینش]] [[اسلامی]]، حیا از برجستهترین [[کمالات]] [[زن]] به شمار میآید. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: حیا نیکوست؛ ولی برای [[زنان]] نیکوتر است. <ref>کنزالعمال، ج ۱۶، ۱۳۸؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۸۹. </ref> [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} [[عفت]] و [[پاکدامنی]] را نتیجه حیا میداند. <ref>عیون الحکم، ص۲۰۹. </ref> [[آیه]] {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> با بسندگی به یادکرد صفت حیا برای دختر [[شعیب]] هنگام آمدن نزد [[موسی]] {{ع}} در پی بیان نیکویی حیا برای بانوان است: <ref>فرهنگ قرآن، ج ۱۲، ص۲۲۳. </ref> {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶. </ref> استحیاء در اینجا بیانگر حالت آن دختر و چگونگی راه رفتنش <ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص۳۸۶؛ جوامع الجامع، ج ۳، ص۲۱۶. </ref> و نشانه [[مبالغه]] در [[حیا]] <ref>التحریر والتنویر، ج ۲۰، ص۴۲. </ref> بوده است و علت بی«الف و لام» (نکره) آمدن {{متن قرآن| اسْتِحْيَاءٍ }}، بیان [[تعظیم]] و [[تمجید]] این حال. مراد از [[راه رفتن]] با حیا آن است که [[عفت]] و [[نجابت]] از چگونه راه رفتنش پیدا بود. <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶. </ref> برخی در بیان چگونگی رعایت حیا از سوی دختر [[شعیب]] گفتهاند که چهرهاش را با آستینش پوشانده بود؛ یا خوش نداشت پیشاپیش مردی راه برود؛ یا با او سخن گوید. برخی نیز گفتهاند که از [[بیراهه]] میرفت. <ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص۳۸۸. </ref> [[ارزش]] [[حیا]] برای [[زن]] به اندازهای است که مراعات آن در قالب [[پوشش]]، حتی برای [[زنان]] سالخورده نیز امری [[پسندیده]] به شمار میرود: {{متن قرآن|وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بر زنان از کار افتادهای که امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را وانهند بیآنکه زیورنمایی کنند و پاکدامنی پیشه کردن (و پوشش داشتن) برای آنان بهتر است و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۶۰.</ref>.<ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج ۳، ص۱۴۰۰ - ۱۴۰۱. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | ||
=== حیا در برابر مهمان === | === حیا در برابر مهمان === | ||
[[پیامبر]] {{صل}} در [[رفتار]] با [[مهمانان]]، با آنکه از درنگ دراز آنها پس از خوردن [[غذا]] [[اذیت]] میشدند، از ابراز [[ناراحتی]] و بیرون کردن ایشان حیا داشتند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار میدهد و از شما شرم میدارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمیکند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پردهای بخواهید، این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۲۷؛ کشف الاسرار، ج ۸، ص۸۲. </ref> از این [[حیای پیامبر]] {{صل}} به حیای [[کرم]] تعبیر شده است<ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص۲۷۲. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | [[پیامبر]] {{صل}} در [[رفتار]] با [[مهمانان]]، با آنکه از درنگ دراز آنها پس از خوردن [[غذا]] [[اذیت]] میشدند، از ابراز [[ناراحتی]] و بیرون کردن ایشان حیا داشتند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار میدهد و از شما شرم میدارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمیکند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پردهای بخواهید، این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۲۷؛ کشف الاسرار، ج ۸، ص۸۲. </ref> از این [[حیای پیامبر]] {{صل}} به حیای [[کرم]] تعبیر شده است<ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص۲۷۲. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | ||