←توحید افعال
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
*با تکیه بر آیات [[قرآن]] میتوان برای توحید صفات معنای دیگری را نیز استنباط کرد و آن عبارت از حصر اوصاف کمال در ذات حق تعالی و نفی آنها از غیر است؛ بدین صورت که بگوییم: فقط اوست که حی، عالم، قادر، سمیع و بصیر است و آنچه از این صفات در غیر مشاهده میشود، در حقیقت تجلّی اوصاف خداست و همه آن ها فانی در اوصاف اویند و این معنا از ویژگیهای بحث های قرآنی است که نظیر آن را در مباحث فلسفی و کلامی نمیتوان یافت<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۲۹.</ref>. البته در عرفان نظری ردّ پایی از این بحث را میتوان یافت که آن نیز در [[قرآن]] "کشف تامّ محمدی{{صل}}" ریشه دارد، در هر صورت، لسان برخی از آیات مربوط به صفات الهی لسان حصر است؛ مانند آیه ۶۵ سوره غافر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> اوست که زنده است، هیچ خدایی جز او نیست، از این روی او را در حالی که دین خویش را برای او ناب میدارید بخوانید؛ سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره غافر، آیه: ۶۵.</ref> که مفید حصر حیات در خداست<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۳۴۶.</ref> و معنایش این است که زنده واقعی فقط خداست و دیگران بهرهای از این حیات ندارند؛ نه اینکه دیگران واقعا حیات دارند ولی به گونه موقّت و در آینده حیات خود را از دست میدهند و تنها او زنده میماند<ref> تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۱۷، «توحید در قرآن».</ref>، بنابراین، معنای دقیقتر آیه ۳۰ سوره زمر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ}}﴾}}<ref> بیگمان تو خواهی مرد و آنان نیز میمیرند؛ سوره زمر، آیه:۳۰.</ref> این است که هم اکنون نه توحیات واقعی داری و نه دیگران، چون حقیقت حیات از آن خداست و همه آیینهدار حیات واقعی خدایند و تنها اوست که به نحو مطلق حی است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۱۷، «توحید در قرآن».</ref>. در [[قرآن کریم]] آیات دیگری هستند که افزون بر تصریح به برخی از اسما و صفات الهی زبانشان زبان حصر یا ظاهر در حصر است؛ مانند آیات ۸۳ و ۱۰۰ سوره یوسف {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ }}﴾}}<ref> اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه:۸۳.</ref> که افزون بر یادکرد دو صفت علم و حکمت الهی، مفید آن اند که فقط خداوند دانا و حکیم است و آیه ۱۱ سوره شوری{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}﴾}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه:۱۱.</ref> که ضمن تصریح به سمیع و بصیر بودن خدا بر حصر نیز دلالت دارد و گویای این است که تنها خداست که شنوا و بیناست و دیگران مظهر سمیع و بصیرند، و آیه ۱۶۵ سوره بقره{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ }}﴾}}<ref> و برخی از مردم به جای خداوند همتایانی میگزینند و آنها را چنان دوست میدارند که خداوند را و مؤمنان، خداوند را دوستدارترند. و کاش کسانی (که با گزینش بتها) به خود ستم کردند آنگاه که عذاب را (در رستخیز) مینگرند، دریابند که تمام توان (ها) از آن خداوند است و اینکه خداوند سختکیفر است؛ سوره بقره، آیه: ۱۶۵.</ref> که همه قدرت را از آن خدا دانسته، به نحوی اشاره میکند که قدرت به گونه انحصاری از خداست و برای دیگران هیچ سهمی از قدرت ـ نه در طول و نه در عرض قدرت الهی ـ وجود ندارد جز آنکه آنها تنها مظهر و آیت قدرت خدای سبحاناند؛ همچنیناند آیات ۱۰ سوره فاطر{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}﴾}}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه: ۱۰.</ref> و ۱۳۹ سوره نساء{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا }}﴾}}<ref> همان کسانی که به جای مؤمنان، کافران را دوست میگزینند؛ آیا عزّت را نزد آنان میجویند با آنکه بیگمان عزّت همه از آن خداوند است؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۹.</ref> که همه عزّت را از آن خدا دانستهاند و دلالت میکنند که عزّت خدا حقیقی و اصیل و عزّت دیگران مجازی و اعتباری است، زیرا حصر عزّت در خدا و بی کرانگی آن، جایی برای عزّت حقیقی و مستقل غیر نمیگذارد<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۲۹ - ۳۷۳.</ref>. | *با تکیه بر آیات [[قرآن]] میتوان برای توحید صفات معنای دیگری را نیز استنباط کرد و آن عبارت از حصر اوصاف کمال در ذات حق تعالی و نفی آنها از غیر است؛ بدین صورت که بگوییم: فقط اوست که حی، عالم، قادر، سمیع و بصیر است و آنچه از این صفات در غیر مشاهده میشود، در حقیقت تجلّی اوصاف خداست و همه آن ها فانی در اوصاف اویند و این معنا از ویژگیهای بحث های قرآنی است که نظیر آن را در مباحث فلسفی و کلامی نمیتوان یافت<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۲۹.</ref>. البته در عرفان نظری ردّ پایی از این بحث را میتوان یافت که آن نیز در [[قرآن]] "کشف تامّ محمدی{{صل}}" ریشه دارد، در هر صورت، لسان برخی از آیات مربوط به صفات الهی لسان حصر است؛ مانند آیه ۶۵ سوره غافر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> اوست که زنده است، هیچ خدایی جز او نیست، از این روی او را در حالی که دین خویش را برای او ناب میدارید بخوانید؛ سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره غافر، آیه: ۶۵.</ref> که مفید حصر حیات در خداست<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۳۴۶.</ref> و معنایش این است که زنده واقعی فقط خداست و دیگران بهرهای از این حیات ندارند؛ نه اینکه دیگران واقعا حیات دارند ولی به گونه موقّت و در آینده حیات خود را از دست میدهند و تنها او زنده میماند<ref> تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۱۷، «توحید در قرآن».</ref>، بنابراین، معنای دقیقتر آیه ۳۰ سوره زمر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ}}﴾}}<ref> بیگمان تو خواهی مرد و آنان نیز میمیرند؛ سوره زمر، آیه:۳۰.</ref> این است که هم اکنون نه توحیات واقعی داری و نه دیگران، چون حقیقت حیات از آن خداست و همه آیینهدار حیات واقعی خدایند و تنها اوست که به نحو مطلق حی است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۱۷، «توحید در قرآن».</ref>. در [[قرآن کریم]] آیات دیگری هستند که افزون بر تصریح به برخی از اسما و صفات الهی زبانشان زبان حصر یا ظاهر در حصر است؛ مانند آیات ۸۳ و ۱۰۰ سوره یوسف {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ }}﴾}}<ref> اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه:۸۳.</ref> که افزون بر یادکرد دو صفت علم و حکمت الهی، مفید آن اند که فقط خداوند دانا و حکیم است و آیه ۱۱ سوره شوری{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}﴾}}<ref> پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست؛ سوره شوری، آیه:۱۱.</ref> که ضمن تصریح به سمیع و بصیر بودن خدا بر حصر نیز دلالت دارد و گویای این است که تنها خداست که شنوا و بیناست و دیگران مظهر سمیع و بصیرند، و آیه ۱۶۵ سوره بقره{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ }}﴾}}<ref> و برخی از مردم به جای خداوند همتایانی میگزینند و آنها را چنان دوست میدارند که خداوند را و مؤمنان، خداوند را دوستدارترند. و کاش کسانی (که با گزینش بتها) به خود ستم کردند آنگاه که عذاب را (در رستخیز) مینگرند، دریابند که تمام توان (ها) از آن خداوند است و اینکه خداوند سختکیفر است؛ سوره بقره، آیه: ۱۶۵.</ref> که همه قدرت را از آن خدا دانسته، به نحوی اشاره میکند که قدرت به گونه انحصاری از خداست و برای دیگران هیچ سهمی از قدرت ـ نه در طول و نه در عرض قدرت الهی ـ وجود ندارد جز آنکه آنها تنها مظهر و آیت قدرت خدای سبحاناند؛ همچنیناند آیات ۱۰ سوره فاطر{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}﴾}}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه: ۱۰.</ref> و ۱۳۹ سوره نساء{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا }}﴾}}<ref> همان کسانی که به جای مؤمنان، کافران را دوست میگزینند؛ آیا عزّت را نزد آنان میجویند با آنکه بیگمان عزّت همه از آن خداوند است؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۹.</ref> که همه عزّت را از آن خدا دانستهاند و دلالت میکنند که عزّت خدا حقیقی و اصیل و عزّت دیگران مجازی و اعتباری است، زیرا حصر عزّت در خدا و بی کرانگی آن، جایی برای عزّت حقیقی و مستقل غیر نمیگذارد<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۲۹ - ۳۷۳.</ref>. | ||
==توحید افعال== | |||
*بنابر آیات [[قرآن]] سراسر جهان فعل و مخلوق خداست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده هر چیز است؛ سوره رعد، آیه: ۱۶.</ref> و همه امور، حرکتها، تأثیر و تأثّرها و سلسله اسباب و علل به ذات او میانجامند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی»؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲۲.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى}}﴾}}<ref> و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست؛ سوره نجم، آیه:۲.</ref> و همه موجودات در وجود، صفات و افعال خویش به خدا وابسته اند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۱.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ }}﴾}}<ref> آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ سوره اعراف، آیه:۵۴.</ref> و مالک چیزی ـ حتّی ذات خویش ـ نیستند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۲.</ref> فقط خداست که خزاین همه چیز از آن اوست و هموست که ذات و آثار اشیا را به آنها تملیک میکند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۸۹.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است.کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست و آنان که به آیات خداوند انکار ورزیدند زیانکارند؛ سوره زمر، آیه: ۶۲-۶۳.</ref> و در همان حال هیچ موجودی به خود وانهاده و مُفَوَّض نیست، زیرا اعتقاد به تفویض یک موجود ـ اعمّ از انسان و غیر انسان ـ مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در فاعلیت به نحو استقلال است و استقلال در فاعلیت مستلزم استقلال در ذات و با توحید ذاتی منافی است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».</ref>؛ همچنین بنابر برخی آیات، توحید خالص این است که خداوند با اراده ازلی خویش ـ که از تأثیر حوادث منزّه است ـ آنچه را بخواهد انجام میدهد و همه مخلوقات مسخّر اراده و تدبیر او و در برابر سنّت و تقدیر الهی خاضعاند و احدی برای خود و نیز دیگران مالک چیزی نیست، جز آنچه خدا در محدوده نظام اسباب و مسببات مقرّر کرده است<ref>المنار، ج ۷، ص ۴۱۰.</ref>. آیات یاد شده تأکید میکنند که همه کارها به دست خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ }}﴾}}<ref> بگو:بیگمان یکسره کار با خداوند است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵۴.</ref> و اوست که آسمانها و زمین را حفظ میکند: «اِنَّ اللّهَ یمسِک السَّمـوتِ والاَرضَ اَن تَزولا» (فاطر/۳۵، ۴۱) و پرندگان را در آسمان نگاه می دارد: «اَلَم یرَوا اِلَی الطَّیرِ مُسَخَّرتٍ فی جَوِّ السَّـماءِ ما یمسِکهُنَّ اِلاَّ اللّه» (نحل/۱۶، ۷۹) و عامل خنده (شادی) و گریه (غم)، فقر و غنا و حیات و مرگ انسان هاست: «و اَنَّهُ هُوَ اَضحَک واَبکی * و اَنَّهُ هُوَ اَماتَ و اَحیا * ... واَنَّهُ هُوَ اَغنی و اَقنی» (نجم/۵۳، ۴۳ - ۴۸) و خداوند است که باران را از ابر فرو می ریزد: «اَفَرَءَیتُمُ الماءَ الَّذی تَشرَبون * ءَاَنتُم اَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ اَم نَحنُ المُنزِلون» (واقعه/۵۶، ۶۸ - ۶۹) و گیاهان را می رویاند: «اَفَرَءَیتُم ما تَحرُثون * ءَاَنتُم تَزرَعونَهُ اَم نَحنُ الزّ ارِعون» (واقعه/۵۶، ۶۳ - ۶۴) و مشیت همه بر مشیت او متوقف است: «وما تَشاءونَ اِلاّ اَن یشاءَ اللّهُ رَبُّ العــلَمین» (تکویر/۸۱،۲۹)، حتّی خاتم و والاترین رسولان صلی الله علیه و آله برای خود و دیگران مالک نفع و ضرری نیست، مگر آنکه خدا بخواهد: «قُل لا اَملِک لِنَفسی نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلاّ ما شاءَ اللّه» (اعراف/۷، ۱۸۸)،«قُل اِنّی لااَملِک لَکم ضَرًّا ولا رَشَدا» (جنّ/۷۲،۲۱) و او را در آمرزش و عذاب مشرکان و کارهای عالم و امر ولایت[۹۲] اختیاری نیست: «لَیسَ لَک مِنَ الاَمرِ شَی ءٌ» (آل عمران/۳،۱۲۸) و نمی تواند به طور دلخواه کسی را هدایت کند، بلکه خداست که هرکس را بخواهد هدایت می کند: «اِنَّک لا تَهدی مَن اَحبَبتَ ولـکنَّ اللّهَ یهدی مَن یشاءُ» (قصص/۲۸،۵۶) و در آخرت نیز شفاعت از آن خداوند است:«قُل لِلَّهِ الشَّفـعَةُ جَمیعـًا» (زمر/۳۹،۴۴) و کسی بی اذن او نمی تواند از کسی شفاعت کند: «مَن ذَا الَّذی یشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِه». (بقره/۲،۲۵۵) | *بنابر آیات [[قرآن]] سراسر جهان فعل و مخلوق خداست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده هر چیز است؛ سوره رعد، آیه: ۱۶.</ref> و همه امور، حرکتها، تأثیر و تأثّرها و سلسله اسباب و علل به ذات او میانجامند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی»؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲۲.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى}}﴾}}<ref> و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست؛ سوره نجم، آیه:۲.</ref> و همه موجودات در وجود، صفات و افعال خویش به خدا وابسته اند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۱.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ }}﴾}}<ref> آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ سوره اعراف، آیه:۵۴.</ref> و مالک چیزی ـ حتّی ذات خویش ـ نیستند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۲.</ref> فقط خداست که خزاین همه چیز از آن اوست و هموست که ذات و آثار اشیا را به آنها تملیک میکند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۸۹.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است.کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست و آنان که به آیات خداوند انکار ورزیدند زیانکارند؛ سوره زمر، آیه: ۶۲-۶۳.</ref> و در همان حال هیچ موجودی به خود وانهاده و مُفَوَّض نیست، زیرا اعتقاد به تفویض یک موجود ـ اعمّ از انسان و غیر انسان ـ مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در فاعلیت به نحو استقلال است و استقلال در فاعلیت مستلزم استقلال در ذات و با توحید ذاتی منافی است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».</ref>؛ همچنین بنابر برخی آیات، توحید خالص این است که خداوند با اراده ازلی خویش ـ که از تأثیر حوادث منزّه است ـ آنچه را بخواهد انجام میدهد و همه مخلوقات مسخّر اراده و تدبیر او و در برابر سنّت و تقدیر الهی خاضعاند و احدی برای خود و نیز دیگران مالک چیزی نیست، جز آنچه خدا در محدوده نظام اسباب و مسببات مقرّر کرده است<ref>المنار، ج ۷، ص ۴۱۰.</ref>. آیات یاد شده تأکید میکنند که همه کارها به دست خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ }}﴾}}<ref> بگو:بیگمان یکسره کار با خداوند است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵۴.</ref> و اوست که آسمانها و زمین را حفظ میکند: «اِنَّ اللّهَ یمسِک السَّمـوتِ والاَرضَ اَن تَزولا» (فاطر/۳۵، ۴۱) و پرندگان را در آسمان نگاه می دارد: «اَلَم یرَوا اِلَی الطَّیرِ مُسَخَّرتٍ فی جَوِّ السَّـماءِ ما یمسِکهُنَّ اِلاَّ اللّه» (نحل/۱۶، ۷۹) و عامل خنده (شادی) و گریه (غم)، فقر و غنا و حیات و مرگ انسان هاست: «و اَنَّهُ هُوَ اَضحَک واَبکی * و اَنَّهُ هُوَ اَماتَ و اَحیا * ... واَنَّهُ هُوَ اَغنی و اَقنی» (نجم/۵۳، ۴۳ - ۴۸) و خداوند است که باران را از ابر فرو می ریزد: «اَفَرَءَیتُمُ الماءَ الَّذی تَشرَبون * ءَاَنتُم اَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ اَم نَحنُ المُنزِلون» (واقعه/۵۶، ۶۸ - ۶۹) و گیاهان را می رویاند: «اَفَرَءَیتُم ما تَحرُثون * ءَاَنتُم تَزرَعونَهُ اَم نَحنُ الزّ ارِعون» (واقعه/۵۶، ۶۳ - ۶۴) و مشیت همه بر مشیت او متوقف است: «وما تَشاءونَ اِلاّ اَن یشاءَ اللّهُ رَبُّ العــلَمین» (تکویر/۸۱،۲۹)، حتّی خاتم و والاترین رسولان صلی الله علیه و آله برای خود و دیگران مالک نفع و ضرری نیست، مگر آنکه خدا بخواهد: «قُل لا اَملِک لِنَفسی نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلاّ ما شاءَ اللّه» (اعراف/۷، ۱۸۸)،«قُل اِنّی لااَملِک لَکم ضَرًّا ولا رَشَدا» (جنّ/۷۲،۲۱) و او را در آمرزش و عذاب مشرکان و کارهای عالم و امر ولایت[۹۲] اختیاری نیست: «لَیسَ لَک مِنَ الاَمرِ شَی ءٌ» (آل عمران/۳،۱۲۸) و نمی تواند به طور دلخواه کسی را هدایت کند، بلکه خداست که هرکس را بخواهد هدایت می کند: «اِنَّک لا تَهدی مَن اَحبَبتَ ولـکنَّ اللّهَ یهدی مَن یشاءُ» (قصص/۲۸،۵۶) و در آخرت نیز شفاعت از آن خداوند است:«قُل لِلَّهِ الشَّفـعَةُ جَمیعـًا» (زمر/۳۹،۴۴) و کسی بی اذن او نمی تواند از کسی شفاعت کند: «مَن ذَا الَّذی یشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِه». (بقره/۲،۲۵۵) | ||
این گونه از توحید را، که از آن با «توحید افعالی» یاد می شود[۹۳]، می توان با تکیه بر قیومیت خدا: «اللّهُ لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الحَی القَیومُ» (بقره/۲، ۲۵۵) نیز استنباط کرد، زیرا «قیوم» صیغه مبالغه است و بر کمالِ استقلال خداوند در ایجاد و تقویم برحسب عدد و شدّت دلالت می کند، بنابراین اگر در عالم وجود فاعلی جز خداوند فرض شود ـ خواه تامّ و مستقلّ باشد یا ناقص و شریک در فاعلیت ـ این فرض مستلزم قصور و نیز ضعفِ خدا در فاعلیت «قیومیت» است، زیرا اگر فاعل مفروض تام و مستقل باشد، لازم می آید برخی موجودات از دایره صنع و ایجاد خدا بیرون روند و قدرت او | این گونه از توحید را، که از آن با «توحید افعالی» یاد می شود[۹۳]، می توان با تکیه بر قیومیت خدا: «اللّهُ لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الحَی القَیومُ» (بقره/۲، ۲۵۵) نیز استنباط کرد، زیرا «قیوم» صیغه مبالغه است و بر کمالِ استقلال خداوند در ایجاد و تقویم برحسب عدد و شدّت دلالت می کند، بنابراین اگر در عالم وجود فاعلی جز خداوند فرض شود ـ خواه تامّ و مستقلّ باشد یا ناقص و شریک در فاعلیت ـ این فرض مستلزم قصور و نیز ضعفِ خدا در فاعلیت «قیومیت» است، زیرا اگر فاعل مفروض تام و مستقل باشد، لازم می آید برخی موجودات از دایره صنع و ایجاد خدا بیرون روند و قدرت او | ||