توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۹۶۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ اکتبر ۲۰۱۸
خط ۷۷: خط ۷۷:


==توحید عبادی (عملی)==
==توحید عبادی (عملی)==
توحید عبادی یا عملی، لازمه توحید ذات، صفات و افعال است و هرکس بپذیرد که جز خدا و نه موجودی که واجب الوجود بالذات و متصف به اوصاف کمال ذاتی و فعلی باشد، در دایره وجود نیست و هرچه جز اوست در همه جهات ممکن و محتاج است، به گونه فطری پرستش را ویژه او خواهد دانست و کسی جز ذات پاک لایزالش را لایق پرستش نمی داند. عبادت، که همان اظهار خضوع و خشوع و نهایت تواضع و تذلّل است، جز برای آفریدگار مدبّر مهربان روا نیست، بنابراین اعراض از پرستش خدا و پرستیدن غیر، زشت و قبیح است[۱۲۶]، از این رو قرآن کریم پس از آنکه بر وجود إله قادر، مختار، حکیم و رحیم اقامه حجت کرده، فساد قول مشرکان را روشن می سازد، اعلام می دارد که این است خدا، پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و از پرستش غیر اجتناب ورزید[۱۲۷]: «ذلِکمُ اللّهُ رَبُّکم لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ خــلِقُ کلِّ شَی ءٍ فَاعبُدوهُ وهُوَ عَلی کلِّ شَی ءٍ وکیل».(انعام/۶،۱۰۲)
*توحید عبادی یا عملی، لازمه توحید ذات، صفات و افعال است و هرکس بپذیرد که جز خدا و نه موجودی که واجب الوجود بالذات و متصف به اوصاف کمال ذاتی و فعلی باشد، در دایره وجود نیست و هرچه جز اوست در همه جهات ممکن و محتاج است، به گونه فطری پرستش را ویژه او خواهد دانست و کسی جز ذات پاک لایزالش را لایق پرستش نمی‌داند. عبادت، که همان اظهار خضوع و خشوع و نهایت تواضع و تذلّل است، جز برای آفریدگار مدبّر مهربان روا نیست، بنابراین اعراض از پرستش خدا و پرستیدن غیر، زشت و قبیح است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۰.</ref>، از این رو [[قرآن کریم]] پس از آنکه بر وجود إله قادر، مختار، حکیم و رحیم اقامه حجت کرده، فساد قول مشرکان را روشن می سازد، اعلام می‌دارد که این است خدا، پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و از پرستش غیر اجتناب ورزید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}﴾}}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref>
ابراهیم علیه السلام نیز پس از مشاهده افول کوکب، ماه و خورشید، از افول کنندگان روی برتافت: «فَلَمّا اَفَلَ قالَ لا اُحِبُّ الاَفِلین» (انعام/۶،۷۶) و گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نمی کرد، قطعا از گمراهان بودم: «فَلَمّا اَفَلَ قالَ لـَئِن لَم یهدِنی رَبّی لاََکونَنَّ مِنَ القَومِ الضّالّین» (انعام/۶،۷۷) و به قوم خود گفت: من از آنچه او را شریک خداوند
*[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز پس از مشاهده افول کوکب، ماه و خورشید، از افول کنندگان روی برتافت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}﴾}}<ref> هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> و گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نمی‌کرد، قطعا از گمراهان بودم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}﴾}}<ref>و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۷۷.</ref> و به قوم خود گفت: من از آنچه او را شریک خداوند می‌دانید بیزارم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۸.</ref> و روی "دل" خود را حقگرایانه به سوی حقیقتی کردم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> .من با درستی آیین  روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> با این همه، بیشتر لجاجت‌ها، مخالفت‌ها و انحراف‌ها در همین قسم از توحید صورت گرفته و بسیاری کسان به معبودهای دروغین روی آورده‌اند، از این رو<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۰، «توحید در قرآن».</ref> سرفصل دعوت پیامبران، مسئله توحید عبادی و درگیری‌های آنان با طاغوتیان و مشرکان، بیشتر در این مسئله بوده است<ref>پیام قرآن، ج۳، ص ۲۷۸.</ref>، چنان که فرعون که می‌گفت: من جز خود برای شما خدایی نمی‌شناسم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ}}﴾}}<ref> و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان می‌پندارم؛ سوره قصص، آیه:۳۸.</ref> یا من بلندمرتبه‌ترین پروردگار شمایم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> مراد وی این بود که معبود مردم شود و به بهانه تدبیر امور مردم، آنان را زیر سلطه خویش نگاه دارد نه آنکه خویش را به واقع واجب الوجود و خالق جهان بشمارد.
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۹۷
*سامری نیز که با اشاره به گوساله دست‌ساز خود می‌گفت: این خدای شما و خدای موسی است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ}}﴾}}<ref> آنگاه گوساله‌ای برای آنان برآورد، پیکری (بی‌روح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است؛ سوره طه، آیه:۸۸.</ref> در پی آن بود که معبودی برای مردم بسازد نه آنکه به واقع گوساله را واجب الوجود یا خالق عالم بداند و نیز کسانی که بتان برساخته خود را "خدایان" می‌نامیدند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}﴾}}<ref> آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بی‌گمان این چیزی شگفت است؛ سوره ص، آیه:۵.</ref> یا هوای خویش را خدای خود می‌گرفتند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلا }}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را خدای خویش گرفته است؟ و آیا تو بر او مراقب می‌توانی بود؟؛ سوره فرقان، آیه: ۴۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پرده‌ای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه: ۲۳.</ref> باور نداشتند که بتان یا هوای نفس، خالق آسمان‌ها و زمین‌اند، بلکه آنان نمی‌خواستند در برابر خدایی که او را "آفریدگار" می‌دانستند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند، بگو: سپاس، خداوند راست اما بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره لقمان، آیه:۲۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}﴾}}<ref> و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشایش او را باز دارند؟ بگو: خداوند مرا بس؛ توکّل‌کنندگان تنها بر او توکّل دارند؛ سوره زمر، آیه: ۳۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است خواهند گفت آنها را (خداوند) پیروزمند دانا آفریده است؛ سوره زخرف، آیه:۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوند؟؛ سوره زخرف، آیه:۸۷.</ref> سر تسلیم فرود آورند و به درگاه او سجده کنند، بنابراین، چنان که [[قرآن]] تصریح می‌کند، هدف اساسی بعثت، دعوت به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت است<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۸۵.</ref>: «ولَقَد بَعَثنا فی کلِّ اُمَّةٍ رَسولاً اَنِ اعبُدُوا اللّهَ واجتَنِبُوا الطّـغوت».(نحل/۱۶،۳۶) پیش از حضرت محمد صلی الله علیه و آله هیچ رسولی نیامد مگر آنکه خدا بدو وحی کرد که معبودی جز من نیست که سزاوار پرستش باشد، پس همه مرا بپرستید: «وما اَرسَلنا مِن قَبلِک مِن رَسولٍ اِلاّ نوحی اِلَیهِ اَنَّهُ لا اِلـهَ اِلاّ اَنا فَاعبُدون» (انبیاء/۲۱،۲۵)؛ چنان که سخن پیامبرانی چون نوح، هود، صالح و شعیب با قومشان این بود که (تنها) خدا را بپرستید که برای شما جز او معبودی نیست: «یـقَومِ اعبُدُوا اللّهَ ما لَکم مِن اِلـهٍ غَیرُه» (اعراف/۷،۵۹، ۶۵، ۷۳، ۸۵؛
می دانید بیزارم: «فَلَمّا اَفَلَت قالَ یـقَومِ اِنّی بَرِی ءٌ مِمّا تُشرِکون» (انعام/۶،۷۸) و روی (دل) خود را حقگرایانه به سوی حقیقتی کردم که آسمان ها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم: «اِنّی وجَّهتُ وجهِی لِلَّذی فَطَرَ السَّمـوتِ والاَرضَ حَنیفـًا وما اَنا مِنَ المُشرِکین». (انعام/۶،۷۹)
با این همه، بیشتر لجاجت ها، مخالفت ها و انحراف ها در همین قسم از توحید صورت گرفته و بسیاری کسان به معبودهای دروغین روی آورده اند، از این رو[۱۲۸] سرفصل دعوت پیامبران، مسئله توحید عبادی و درگیری های آنان با طاغوتیان و مشرکان، بیشتر در این مسئله بوده است[۱۲۹]، چنان که فرعون که می گفت: من جز خود برای شما خدایی نمی شناسم: «ما عَلِمتُ لَکم مِن اِلـهٍ غَیری» (قصص/۲۸،۳۸) یا من بلندمرتبه ترین پروردگار شمایم: «اَنا رَبُّکمُ الاَعلی» (نازعات/۷۹،۲۴) مراد وی این بود که معبود مردم شود و به بهانه تدبیر امور مردم، آنان را زیر سلطه خویش نگاه دارد نه آنکه خویش را به واقع واجب الوجود و خالق جهان بشمارد.
سامری نیز که با اشاره به گوساله دست ساز خود می گفت: این خدای شما و خدای موسی است: «هـذا اِلـهُکم و اِلـهُ موسی» (طه/۲۰،۸۸) در پی آن بود که معبودی برای مردم بسازد نه آنکه به واقع گوساله را واجب الوجود یا خالق عالم بداند و نیز کسانی که بتان برساخته خود را «خدایان» می نامیدند: «اَجَعَلَ الألِهَةَ اِلـهـًا واحِدًا» (ص/۳۸،۵) یا هوای خویش را خدای خود می گرفتند: «اَرَءَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلـهَهُ هَوه» (فرقان/۲۵،۴۳؛ جاثیه/۴۵،۲۳) باور نداشتند که بتان یا هوای نفس، خالق آسمان ها و زمین اند، بلکه آنان نمی خواستند در برابر خدایی که او را «آفریدگار» می دانستند: «و لـَئِن سَاَلتَهُم مَن خَلَقَ السَّمـوتِ والاَرضَ لَیقولُنَّ اللّه» (لقمان/۳۱،۲۵؛ زمر/۳۹،۳۸؛ زخرف/۴۳، ۹، ۸۷) سر تسلیم فرود آورند و به درگاه او سجده کنند، بنابراین، چنان که قرآن تصریح می کند، هدف اساسی بعثت، دعوت به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت است[۱۳۰]: «ولَقَد بَعَثنا فی کلِّ اُمَّةٍ رَسولاً اَنِ اعبُدُوا اللّهَ واجتَنِبُوا الطّـغوت».(نحل/۱۶،۳۶) پیش از حضرت محمد صلی الله علیه و آله هیچ رسولی نیامد مگر آنکه خدا بدو وحی کرد که معبودی جز من نیست که سزاوار پرستش باشد، پس همه مرا بپرستید: «وما اَرسَلنا مِن قَبلِک مِن رَسولٍ اِلاّ نوحی اِلَیهِ اَنَّهُ لا اِلـهَ اِلاّ اَنا فَاعبُدون» (انبیاء/۲۱،۲۵)؛ چنان که سخن پیامبرانی چون نوح، هود، صالح و شعیب با قومشان این بود که (تنها) خدا را بپرستید که برای شما جز او معبودی نیست: «یـقَومِ اعبُدُوا اللّهَ ما لَکم مِن اِلـهٍ غَیرُه» (اعراف/۷،۵۹، ۶۵، ۷۳، ۸۵؛
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۹۸
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۹۸
هود/۱۱،۵۰، ۶۱، ۸۴).
هود/۱۱،۵۰، ۶۱، ۸۴).
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش