برکت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۶۴۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
برکت: پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده‌ها از سوی خداوند
*'''برکت:''' پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیده‌ها از سوی خداوند
این واژه از ریشه «ب - ر - ک» است[۱] که به سه معنای اصلی «سینه شتر» [۲]، «ثبات» [۳] و «فزونی» [۴] دانسته شده است، گرچه راغب معنای اولیه را «سینه شتر» و معناهای دیگر را از استعمالهای بعدی شمرده، واژه برکت را به معنای ثبوت خیر الهی در امور، مشتق از «بِرکه» به معنای جایگاه استقرار و ثبات آب می‌داند.[۵] بعضی برکت را زیاد‌شدن از خاستگاهی نامحسوس دانسته و به این صورت بین «برکت یافتن» و «زیاد شدن» تفاوت قائل شده‌اند.[۶]
*این واژه از ریشه - ر - ک" است<ref>الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۵۷۴، «برک».</ref> که به سه معنای اصلی "سینه شتر"<ref>مفردات، ص‌۱۱۹؛ لسان العرب، ج‌۱، ص‌۳۸۷، «برک».</ref>، "ثبات"<ref>الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۵۷۴؛ مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۲۲۷، «برک».</ref> و "فزونی"<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۷، «برک».</ref> دانسته شده است، گرچه راغب معنای اولیه را "سینه شتر" و معناهای دیگر را از استعمالهای بعدی شمرده، واژه برکت را به معنای ثبوت خیر الهی در امور، مشتق از "بِرکه" به معنای جایگاه استقرار و ثبات آب می‌داند<ref>مفردات، ص‌۱۱۹، «برک».</ref>. بعضی برکت را زیاد‌شدن از خاستگاهی نامحسوس دانسته و به این صورت بین "برکت یافتن" و "زیاد شدن" تفاوت قائل شده‌اند<ref>الفروق اللغویه، ص‌۹۶؛ مفردات، ص‌۱۱۹‌ـ‌۱۲۰، «برک».</ref>.
آرتور جفری اصل این واژه را عربی نمی‌داند و معتقد است فعل «بَرَک» که برای زانو زدن به ویژه زانو زدن شتر به کار می‌رود مشترک بین همه زبانهای سامی است و پس از رواج زبانهای سامی شمالی، این ریشه، معنای برکت دادن پیدا کرده و از آنجا به ناحیه زبانهای سامی جنوبی رسیده است و به این ترتیب در زبانهای عبری، فنیقی، آرامی، پالمیری (تدمری)، سبایی، حبشی و عربی معنایی نزدیک به هم یافته است[۷]، به هر روی معنای متداول برکت را شامل فیض، فضل، خیر و فزونی مادی یا معنوی دانسته‌اند.[۸]
*[[آرتور جفری]] اصل این واژه را عربی نمی‌داند و معتقد است فعل "بَرَک" که برای زانو زدن به ویژه زانو زدن شتر به کار می‌رود مشترک بین همه زبانهای سامی است و پس از رواج زبانهای سامی شمالی، این ریشه، معنای برکت دادن پیدا کرده و از آنجا به ناحیه زبانهای سامی جنوبی رسیده است و به این ترتیب در زبانهای عبری، فنیقی، آرامی، پالمیری "تدمری"، سبایی، حبشی و عربی معنایی نزدیک به هم یافته است<ref>واژه‌های دخیل، ص‌۱۲۶‌ـ‌۱۲۷.</ref>، به هر روی معنای متداول برکت را شامل فیض، فضل، خیر و فزونی مادی یا معنوی دانسته‌اند<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۹، «برک».</ref>.
برکت از مفاهیمی است که در کتاب مقدس هم کاربرد زیادی دارد. در این کاربردها از اعطای برکت خداوند به پیامبران[۹] واز سوی پیامبران و کاهنان به دیگران[۱۰] سخن رفته‌است.
*برکت از مفاهیمی است که در کتاب مقدس هم کاربرد زیادی دارد. در این کاربردها از اعطای برکت خداوند به پیامبران<ref>معجم اللاهوت الکتابی، ص‌۱۵۹‌ـ‌۱۶۰.</ref> واز سوی پیامبران و کاهنان به دیگران<ref>المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۲.</ref> سخن رفته‌است.
برکت متناسب با معنای لغوی آن، در اصطلاح قرآنی و دینی به معنای پدید آمدن خیر الهی در کارها[۱۱] و از پربسامدترین اصطلاحات در شاخه‌های فرهنگ اسلامی است.[۱۲] کاربرد این مفهوم در اصطلاحات عرفان اسلامی با نامگذاری یکی از مراحل سلوک به «منزل برکات» [۱۳] می‌تواند بازتابی از اهمیت برکت در فرهنگ دینی باشد؛ همچنین «برکت و خیر الهی جُستن» که از آن با اصطلاح «تبرک» یاد می‌شود[۱۴] و مباحثی کلامی و فقهی[۱۵] بر محور آن سامان گرفته و فراگیری «تبریک» [۱۶] در میان مسلمانان به معنای دعا و درخواست برکت برای همدیگر، نشانه‌ای از اهمیت برکت و تأثیر آن در زندگی مسلمانان است.
*برکت متناسب با معنای لغوی آن، در اصطلاح قرآنی و دینی به معنای پدید آمدن خیر الهی در کارها<ref>مفردات، ص‌۱۱۹؛ المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۱.</ref> و از پربسامدترین اصطلاحات در شاخه‌های فرهنگ اسلامی است<ref>المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۲.</ref>. کاربرد این مفهوم در اصطلاحات عرفان اسلامی با نامگذاری یکی از مراحل سلوک به "منزل برکات"<ref>الفتوحات المکیه، ج‌۳، ص‌۱۲۹.</ref> می‌تواند بازتابی از اهمیت برکت در فرهنگ دینی باشد؛ همچنین "برکت و خیر الهی جُستن" که از آن با اصطلاح "تبرک" یاد می‌شود<ref>التبیان، ج۷، ص‌۱۲۴؛ لغت‌نامه، ج‌۴، ص‌۵۵۷۳‌، «تبرک».</ref> و مباحثی کلامی و فقهی<ref>الموسوعة الفقهیه، ج‌۱۰، ص‌۶۹‌.</ref> بر محور آن سامان گرفته و فراگیری "تبریک"<ref>لغت‌نامه، ص‌۵۵۸۴‌، «تبریک».</ref> در میان مسلمانان به معنای دعا و درخواست برکت برای همدیگر، نشانه‌ای از اهمیت برکت و تأثیر آن در زندگی مسلمانان است.
واژه «برکت» در قرآن نیامده؛ اما مشتقات «برک» در مجموع ۳۲ بار در قرآن آمده است: «برکات» (جمع برکت) سه مرتبه (اعراف/ ۷، ۹۶؛ هود/۱۱، ۴۸، ۷۳)، «مبارک» ۱۲ بار (برای نمونه نک: آل‌عمران/۳، ۹۶؛ انعام/ ۶‌، ۹۲) «بارکنا» ۶‌مورد (برای نمونه نک: اعراف/ ۷، ۱۳۷؛ صافات/ ۳۷، ۱۱۳)، «تبارک» ۹ مرتبه (برای نمونه نک: اعراف/ ۷، ۵۴‌؛ مؤمنون/ ۲۳، ۱۴)، «بارک» (فصّلت/ ۴۱، ۱۰) و «بورک» (نمل/ ۲۷، ۸) هرکدام یک مورد، افزون بر این، آیاتی هم که بدون کاربرد واژه‌ای از مشتقات «برک»، با‌شرایطی وعده فزونی نعمت را طرح کرده، به‌موضوع برکت مرتبط است. (برای نمونه. ر.ک: روم/۳۰،۲۹؛ سبأ/۳۴، ۳۷؛ بقره/۲،۲۶۱) در‌مجموع این آیات، هر جا واژه «تبارک» آمده‌است، بر ثبوت برکت در ذات خداوند دلالت‌دارد. و آیات‌دیگر، بر مبارک بودن قرآن گواهی می‌دهد. (برای نمونه نک: انعام/۶‌،۹۲)، برخی پیامبران (برای نمونه نک: مریم/ ۱۹، ۳۱)، بعضی‌زمانها (دخان/ ۴۴، ۳) و مکانها (نمونه نک: آل‌عمران/۳، ۹۶) و برخی نعمتهای خداوند در طبیعت (نور/۲۴، ۳۵) و سلام (نور/ ۲۴، ۶۱).
*واژه "برکت" در [[قرآن]] نیامده؛ اما مشتقات "برک" در مجموع ۳۲ بار در [[قرآن]] آمده است: "برکات" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ }}﴾}}<ref> و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم؛ سوره اعراف، آیه: ۹۶.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِّنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ }}﴾}}<ref> گفته شد: ای نوح! (از کشتی) فرود آی با درودی از ما و برکت‌هایی بر تو و بر امت‌هایی از همراهانت و امت‌هایی که به زودی آنان را برخوردار خواهیم کرد سپس از ما عذابی دردناک به ایشان خواهد رسید؛ سوره هود، آیه:۴۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ}}﴾}}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است؛ سوره هود، آیه:۷۳.</ref>، "مبارک" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان؛ سوره آل عمران، آیه:۹۶.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ }}﴾}}<ref> و این کتاب خجسته‌ای است که آن را فرو فرستاده‌ایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیم‌دهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان می‌آورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند؛ سوره انعام، آیه:۹۲.</ref> "بارکنا" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ}}﴾}}<ref> و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده می‌شدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را بر می‌افراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۳۷.</ref>؛ صافات/ ۳۷، ۱۱۳)، «تبارک» ۹ مرتبه (برای نمونه نک: اعراف/ ۷، ۵۴‌؛ مؤمنون/ ۲۳، ۱۴)، «بارک» (فصّلت/ ۴۱، ۱۰) و «بورک» (نمل/ ۲۷، ۸) هرکدام یک مورد، افزون بر این، آیاتی هم که بدون کاربرد واژه‌ای از مشتقات «برک»، با‌شرایطی وعده فزونی نعمت را طرح کرده، به‌موضوع برکت مرتبط است. (برای نمونه. ر.ک: روم/۳۰،۲۹؛ سبأ/۳۴، ۳۷؛ بقره/۲،۲۶۱) در‌مجموع این آیات، هر جا واژه «تبارک» آمده‌است، بر ثبوت برکت در ذات خداوند دلالت‌دارد. و آیات‌دیگر، بر مبارک بودن قرآن گواهی می‌دهد. (برای نمونه نک: انعام/۶‌،۹۲)، برخی پیامبران (برای نمونه نک: مریم/ ۱۹، ۳۱)، بعضی‌زمانها (دخان/ ۴۴، ۳) و مکانها (نمونه نک: آل‌عمران/۳، ۹۶) و برخی نعمتهای خداوند در طبیعت (نور/۲۴، ۳۵) و سلام (نور/ ۲۴، ۶۱).
علامه طباطبایی با استفاده از گزارشهای واژه‌شناسان و کاربردهای برکت در آیات، درصدد ترسیم چارچوب معنایی این مفهوم در قرآن برآمده است. وی پس از بازگویی نظر راغب درباره واژه برکت، نتیجه می‌گیرد که برکت، خیری است که متناسب با ظرفیت و کارکرد هر پدیده‌ای، در آن نهاده می‌شود؛ مثلاً برکت در نسل، به فراوانی فرزندان است و برکت در وقت، این است که گستردگی کارهای انسان در زمانی خاص، بیشتر از کار کسانی مانند او، در همان مقدار از زمان باشد؛ همچنین همان گونه که برکت در هر پدیده‌ای متناسب با آن تعریف می‌شود، در هر پدیده نیز ممکن است به اعتبارهای مختلف، نمودهای گوناگون یابد؛ مثلاً غذا به اعتبار اینکه هدف از آن سیر شدن افراد باشد یا نرساندن زیان به خورنده آن یا شفای بیمار یا اینکه در باطن انسان نوری پدید آورد که او را به عبادت خدا توانا کند، برکت و خیر در آن نیز گوناگون رخ می‌نماید. ایشان در پرتو هدف غایی دین که رسیدن به کمال معنوی است، برکت را در همه گونه‌های آن، پدید آمدن خیر معنوی یا مادی منتهی به خیر معنوی تعریف می‌کند، بر این اساس آیه «رَحمَتُ اللّهِ وبَرَکـتُهُ عَلَیکم اَهلَ البَیتِ» (هود/۱۱،۷۳) به خیرهای متنوع  معنوی مانند دین و قرب به خداوند و خیرهای مادی منتهی به خیرهای معنوی مانند مال و فراوانی فرزندان تفسیر شده است.[۱۷]
علامه طباطبایی با استفاده از گزارشهای واژه‌شناسان و کاربردهای برکت در آیات، درصدد ترسیم چارچوب معنایی این مفهوم در قرآن برآمده است. وی پس از بازگویی نظر راغب درباره واژه برکت، نتیجه می‌گیرد که برکت، خیری است که متناسب با ظرفیت و کارکرد هر پدیده‌ای، در آن نهاده می‌شود؛ مثلاً برکت در نسل، به فراوانی فرزندان است و برکت در وقت، این است که گستردگی کارهای انسان در زمانی خاص، بیشتر از کار کسانی مانند او، در همان مقدار از زمان باشد؛ همچنین همان گونه که برکت در هر پدیده‌ای متناسب با آن تعریف می‌شود، در هر پدیده نیز ممکن است به اعتبارهای مختلف، نمودهای گوناگون یابد؛ مثلاً غذا به اعتبار اینکه هدف از آن سیر شدن افراد باشد یا نرساندن زیان به خورنده آن یا شفای بیمار یا اینکه در باطن انسان نوری پدید آورد که او را به عبادت خدا توانا کند، برکت و خیر در آن نیز گوناگون رخ می‌نماید. ایشان در پرتو هدف غایی دین که رسیدن به کمال معنوی است، برکت را در همه گونه‌های آن، پدید آمدن خیر معنوی یا مادی منتهی به خیر معنوی تعریف می‌کند، بر این اساس آیه «رَحمَتُ اللّهِ وبَرَکـتُهُ عَلَیکم اَهلَ البَیتِ» (هود/۱۱،۷۳) به خیرهای متنوع  معنوی مانند دین و قرب به خداوند و خیرهای مادی منتهی به خیرهای معنوی مانند مال و فراوانی فرزندان تفسیر شده است.[۱۷]


خط ۴۲: خط ۴۲:
۲. آیاتی که عوامل یکی از مصداقهای برکت را معرفی می‌کند. (هود/ ۱۱، ۵۲‌؛ نوح/ ۷۱، ۱۰، ۱۱؛ جنّ / ۷۲، ۱۶) با توجه به مبارک بودن باران: «و‌نَزَّلنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبـرَکـًا» (ق / ۵۰‌، ۹) و تفسیر برکات آسمان (اعراف/۷،۹۶) به  باران می‌توان باران را از مصادیق برکت و بخشی از عوامل برکت را با عوامل باران مشترک دانست، بر این اساس افزون بر ایمان و تقوا، به این موارد می‌توان اشاره کرد: استقامت و پایداری بر ایمان: «و اَلَّوِ استَقـموا عَلَی الطَّریقَةِ لاََسقَینـهُم ماءً غَدَقـا» (جنّ/۷۲،۱۶)، توبه: «توبوا اِلَیهِ یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» (هود/۱۱، ۵۲) و استغفار: «استَغفِروا... یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» . (نوح/۷۱،۱۰ - ۱۱) «غَدَق» به معنای باران فراوان و فراگیر یا آب زیاد است[۸۸]و بعضی آن را تعبیری کنایی برای فراوانی نعمت دانسته‌اند.[۸۹] «مِدْرار» هم به باران مفید معنا شده‌است.[۹۰]
۲. آیاتی که عوامل یکی از مصداقهای برکت را معرفی می‌کند. (هود/ ۱۱، ۵۲‌؛ نوح/ ۷۱، ۱۰، ۱۱؛ جنّ / ۷۲، ۱۶) با توجه به مبارک بودن باران: «و‌نَزَّلنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبـرَکـًا» (ق / ۵۰‌، ۹) و تفسیر برکات آسمان (اعراف/۷،۹۶) به  باران می‌توان باران را از مصادیق برکت و بخشی از عوامل برکت را با عوامل باران مشترک دانست، بر این اساس افزون بر ایمان و تقوا، به این موارد می‌توان اشاره کرد: استقامت و پایداری بر ایمان: «و اَلَّوِ استَقـموا عَلَی الطَّریقَةِ لاََسقَینـهُم ماءً غَدَقـا» (جنّ/۷۲،۱۶)، توبه: «توبوا اِلَیهِ یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» (هود/۱۱، ۵۲) و استغفار: «استَغفِروا... یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» . (نوح/۷۱،۱۰ - ۱۱) «غَدَق» به معنای باران فراوان و فراگیر یا آب زیاد است[۸۸]و بعضی آن را تعبیری کنایی برای فراوانی نعمت دانسته‌اند.[۸۹] «مِدْرار» هم به باران مفید معنا شده‌است.[۹۰]
۳. آیاتی که عوامل افزایش نعمت و بهرهوری بیشتر انسان از مواهب مادی و معنوی خداوند را بازگو می‌کند. این دسته بخش گسترده‌ای از آیات را شامل می‌شود. علامه طباطبایی افزون بر تقوا، احسان: «هَل‌جَزاءُ الاِحسـنِ اِلاَّ الاِحسـن» (الرحمن/۵۵‌،۶۰) و شکرگزاری: «لـَئِن شَکرتُم لاََزیدَنَّکم» (ابراهیم/۱۴،۷) را ملازم برکت می‌داند.[۹۱] بر اساس این دسته از آیات موارد بسیار دیگری با موضوع برکت مرتبط‌اند؛ از جمله: انجام‌دادن حسنات (نساء/۴، ۴۰۰)، صدقه دادن (بقره/۲،‌۲۷۶)، پرداخت زکات (روم/۳۰، ۳۹) و قرض‌الحسنه. (حدید/۵۷‌، ۱۸) در روایات نیز عوامل بسیاری مانند یاد،[۹۲] اطاعت و رضایت[۹۳] خدا، روزه گرفتن[۹۴]، صله رحم[۹۵] و عدل[۹۶] برای جلب یا افزایش برکت بازگو شده است و در مقابل، عواملی مانند خیانت، سرقت، شرب خمر، زنا[۹۷]و جنایات[۹۸] را ناسازگار با برکت دانسته‌اند.
۳. آیاتی که عوامل افزایش نعمت و بهرهوری بیشتر انسان از مواهب مادی و معنوی خداوند را بازگو می‌کند. این دسته بخش گسترده‌ای از آیات را شامل می‌شود. علامه طباطبایی افزون بر تقوا، احسان: «هَل‌جَزاءُ الاِحسـنِ اِلاَّ الاِحسـن» (الرحمن/۵۵‌،۶۰) و شکرگزاری: «لـَئِن شَکرتُم لاََزیدَنَّکم» (ابراهیم/۱۴،۷) را ملازم برکت می‌داند.[۹۱] بر اساس این دسته از آیات موارد بسیار دیگری با موضوع برکت مرتبط‌اند؛ از جمله: انجام‌دادن حسنات (نساء/۴، ۴۰۰)، صدقه دادن (بقره/۲،‌۲۷۶)، پرداخت زکات (روم/۳۰، ۳۹) و قرض‌الحسنه. (حدید/۵۷‌، ۱۸) در روایات نیز عوامل بسیاری مانند یاد،[۹۲] اطاعت و رضایت[۹۳] خدا، روزه گرفتن[۹۴]، صله رحم[۹۵] و عدل[۹۶] برای جلب یا افزایش برکت بازگو شده است و در مقابل، عواملی مانند خیانت، سرقت، شرب خمر، زنا[۹۷]و جنایات[۹۸] را ناسازگار با برکت دانسته‌اند.
________________________________________
[۱]. الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۵۷۴، «برک».
[۲]. مفردات، ص‌۱۱۹؛ لسان العرب، ج‌۱، ص‌۳۸۷، «برک».
[۳]. الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۵۷۴؛ مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۲۲۷، «برک».
[۴]. التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۷، «برک».
[۵]. مفردات، ص‌۱۱۹، «برک».
[۶]. الفروق اللغویه، ص‌۹۶؛ مفردات، ص‌۱۱۹‌ـ‌۱۲۰، «برک».
[۷]. واژه‌های دخیل، ص‌۱۲۶‌ـ‌۱۲۷.
[۸]. التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۹، «برک».
[۹]. معجم اللاهوت الکتابی، ص‌۱۵۹‌ـ‌۱۶۰.
[۱۰]. المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۲.
[۱۱]. مفردات، ص‌۱۱۹؛ المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۱.
[۱۲]. المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۲.
[۱۳]. الفتوحات المکیه، ج‌۳، ص‌۱۲۹.
[۱۴]. التبیان، ج۷، ص‌۱۲۴؛ لغت‌نامه، ج‌۴، ص‌۵۵۷۳‌، «تبرک».
[۱۵]. الموسوعة الفقهیه، ج‌۱۰، ص‌۶۹‌.
[۱۶]. لغت‌نامه، ص‌۵۵۸۴‌، «تبریک».
[۱۷]. المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۰، ۲۸۱.
[۱۸]. التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۹‌ـ‌۲۶۰، «برک».
[۱۹]. المیزان، ج‌۱۹، ص‌۱۱۱‌ـ‌۱۱۲.
[۲۰]. المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۱.
[۲۱]. جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۲۵؛ مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۱۶۶.
[۲۲]. مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۱۶۶.
[۲۳]. مجمع البیان، ج‌۵‌، ص‌۲۵۵.
[۲۴]. الکشاف، ج‌۲، ص‌۴۰۱؛ تفسیر بیضاوی، ج‌۲، ص‌۲۶۶.
[۲۵]. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۵.
[۲۶]. مجمع البیان، ج‌۸‌، ص‌۷۰۹؛ تفسیر بیضاوی، ج‌۳، ص‌۴۶۸.
[۲۷]. تفسیر بیضاوی، ج‌۳، ص‌۴۶۸.
[۲۸]. تفسیر قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۷۵.
[۲۹]. المیزان، ج‌۱۰، ص‌۳۲۵.
[۳۰]. مجمع البیان، ج‌۵‌، ص‌۲۷۴.
[۳۱]. تفسیر قرطبی، ج‌۹، ص‌۴۸.
[۳۲]. تفسیر قرطبی، ج‌۹، ص‌۴۸.
[۳۳]. مجمع‌البیان، ج‌۵‌، ص‌۲۷۴.
[۳۴]. کشف الاسرار، ج‌۴، ص‌۴۱۶.
[۳۵]. المیزان، ج‌۱۰، ص‌۳۲۶.
[۳۶]. جامع‌البیان، مج‌۱۱، ج‌۱۹، ص‌۱۶۳‌ـ‌۱۶۴؛ تفسیر قرطبی، ج‌۸‌، ص‌۱۰۶.
[۳۷]. مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۳۳۰.
[۳۸]. جامع‌البیان، مج‌۱۱، ج‌۱۹، ص‌۱۶۴.
[۳۹]. جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۶، ص‌۱۰۱؛ مجمع‌البیان، ج‌۶‌، ص‌۷۹۳.
[۴۰]. رحمة من‌الرحمن، ج‌۳، ص‌۴۸.
[۴۱]. التفسیر الکبیر، ج‌۲۱، ص‌۲۱۴.
[۴۲]. کشف الاسرار، ج‌۶‌، ص‌۴۳؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۰، ص‌۷۰.
[۴۳]. جامع البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۵۷۰‌؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۴۱.
[۴۴]. التبیان، ج‌۱۰، ص‌۴۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳۲، ص‌۱۲۴؛ المیزان، ج‌۲۰، ص‌۳۷۰.
[۴۵]. تفسیر ابن‌عربی، ج‌۲، ص‌۴۶۰.
[۴۶]. جامع البیان، مج ۷، ج‌۱۲، ص‌۷۳؛ الکشاف، ج‌۲، ص‌۴۰۱؛ تفسیر قرطبی، ج‌۹، ص‌۳۳.
[۴۷]. مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۵۱۶‌.
[۴۸].  مجمع البحرین، ج‌۱، ص‌۱۹۱، «برک».
[۴۹]. روح المعانی، مج ۱۴، ج ۲۵، ص‌۱۷۰.
[۵۰]. جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۵، ص‌۱۳۸؛ تفسیر بیضاوی، ج‌۴، ص‌۱۱۷.
[۵۱]. جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۵، ص‌۱۳۹.
[۵۲]. مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۹۳؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۸۵‌.
[۵۳]. مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۷۸۶.
[۵۴]. روح‌المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۵، ص‌۱۷۲.
[۵۵]. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۴، ص‌۱۲۰.
[۵۶]. الکشاف، ج‌۱، ص‌۳۷۸؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۸.
[۵۷]. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۲، ص‌۱۰۲؛ الکشاف، ج‌۲، ص‌۱۴۹؛ مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۷۲۵.
[۵۸]. الکشاف، ج‌۲، ص‌۱۴۹، ۶۴۸‌؛ مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۷۲۵؛ ج‌۶‌، ص‌۶۱۱‌؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۲۰۲؛ ج‌۱۴، ص‌۱۸۵.
[۵۹]. مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۳۹۲؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۰، ص‌۱۳۹؛ ج‌۱۱، ص‌۲۰۲.
[۶۰]. تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۸۵.
[۶۱]. مجمع‌البیان، ج‌۶‌، ص‌۶۱۱‌؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲۲، ص‌۱۹۰، ۲۰۱؛ التحریر و التنویر، ج‌۱۳، ص‌۲۰.
[۶۲]. تفسیر قرطبی، ج‌۱۰، ص‌۱۳۹.
[۶۳]. التفسیر الکبیر، ج‌۲۲، ص‌۱۹۰.
[۶۴]. مجمع البیان، ج‌۶‌، ص‌۶۱۱‌.
[۶۵]. مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۷۲۵.
[۶۶]. مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۸۹‌؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۲۰۲.
[۶۷]. تفسیر قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۲۰۲.
[۶۸]. جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۷، ص‌۷۳.
[۶۹]. تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۸۵.
[۷۰]. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۲، ص‌۱۰۲.
[۷۱]. الامامة والتبصره، ص‌۱۴۰؛ کمال الدین، ص‌۴۸۳؛ وسائل‌الشیعه، ج‌۲۷، ص‌۱۵۲.
[۷۲]. المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۶۸.
[۷۳]. التفسیر الکبیر، ج‌۲۴، ص‌۲۴۴.
[۷۴]. مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۳۹۲.
[۷۵]. جامع البیان، مج‌۹، ج‌۱۶، ص‌۱۸۲؛ التبیان، ج‌۱۰، ص‌۲۵۶.
[۷۶]. جامع البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۹؛ التبیان، ج‌۷، ص‌۳۵۷.
[۷۷]. جامع البیان، مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۳۰۵؛ التبیان، ج‌۱۰، ص‌۳۷۵.
[۷۸]. جامع البیان، مج ۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۹، مج ۱۵، ج‌۳۰، ص‌۳۰۳؛ التبیان، ج‌۷، ص‌۳۵۸؛ ج‌۱۰، ص‌۳۷۵.
[۷۹]. جامع البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۹؛ مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۳۰۳‌ـ‌۳۰۵؛ التبیان، ج‌۷، ص‌۳۵۸؛ ج‌۱۰، ص‌۳۷۶.
[۸۰]. مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۲۲۵.
[۸۱]. جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۱۹۶‌ـ‌۱۹۷؛ الکشاف، ج‌۴، ص‌۳۸۱.
[۸۲]. جامع البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۴، ص‌۱۲۰.
[۸۳]. مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۲۴۷.
[۸۴]. الکشاف، ج‌۳، ص‌۲۵۸.
[۸۵]. بحارالانوار، ج‌۶۱‌، ص‌۱۱۶، ۱۲۷، ۱۳۰ - ۱۳۴؛ ج‌۲۲، ص‌۲۲۶؛ سفینة‌البحار، ج‌۱، ص‌۱۸۶، «برک».
[۸۶]. الکشاف، ج‌۲، ص‌۱۳۳.
[۸۷]. کشف الاسرار، ج‌۳، ص‌۶۸۶‌.
[۸۸]. لسان‌العرب، ج۱۰، ص‌۲۴؛ تاج‌العروس، ج‌۱۳، ص‌۳۷۰‌ـ‌۳۷۱، «غدق».
[۸۹]. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۸۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۱۷‌ـ‌۱۹.
[۹۰]. المیزان، ج‌۱۰، ص‌۲۹۹.
[۹۱]. المیزان، ج‌۱۱، ص‌۳۱۳.
[۹۲]. الکافی، ج۳، ص۶۱۰؛ بحارالانوار، ج‌۷، ص‌۳۴۱.
[۹۳]. الکافی، ج۲، ص۲۷۵؛ بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۴۱.
[۹۴]. مسند احمد، ج‌۳، ص‌۱۲.
[۹۵]. بحارالانوار، ج‌۷۱، ص‌۱۳۲.
[۹۶]. عیون الحکم، ص‌۱۸۸.
[۹۷]. بحارالانوار، ج‌۷۹، ص‌۱۹.
[۹۸]. الکافی، ج‌۵‌، ص‌۱۲۵.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش