پرش به محتوا

تکلیف: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۳۱۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ اکتبر ۲۰۲۲
خط ۱۴۸: خط ۱۴۸:


=== [[ستم به خود]]===
=== [[ستم به خود]]===
بی مبالاتی به انجام [[تکالیف شرعی]] فرد را در زمره [[ظالمان]] قرار می‌‌دهد؛ زیرا [[تجاوز]] از [[حدود الهی]] [[ستم]] به شمار می‌‌رود: «تِلکَ حُدودُ اللّهِ فَلا تَعتَدوها و مَن یَتَعَدَّ حُدودَ اللّهِ فَاُولـئِکَ هُمُ الظّــلِمون»(بقره / ۲، ۲۲۹) و [[متجاوزان]] از حدود الهی، ظالمانی‌اند که بیشتر به خویشتن ستم می‌‌کنند: «و مَن یَتَعَدَّ حُدودَ اللّهِ فَقَد ظَـلَمَ نَفسَهُ»([[طلاق]] / ۶۵، ۱)؛ زیرا با [[ترک]] تکلیف، [[انسان]] در معرض [[عقاب الهی]] قرار می‌‌گیرد.<ref>الصافی، ج۵، ص۱۸۷؛ تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۱۵۶.</ref>
بی مبالاتی به انجام [[تکالیف شرعی]] فرد را در زمره [[ظالمان]] قرار می‌‌دهد؛ زیرا [[تجاوز]] از [[حدود الهی]] [[ستم]] به شمار می‌‌رود: {{متن قرآن|الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلَّا أَنْ يَخَافَا أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«طلاق (رجعی) دوبار است پس از آن یا باید به شایستگی (با زن) زندگی یا (او را) به نیکی رها کرد و شما را روا نیست که از آنچه به آنان داده‌اید چیزی بازگیرید -مگر آنکه هر دو بیم کنند که احکام خداوند را بجا نیاورند- و اگر بیم داشتید که آن دو حدود خداوند را بجا نیاورند، در آنچه زن برای آزادی خود می‌دهد (و شوهر می‌ستاند) گناهی بر آن دو نیست؛ اینها احکام خداوند است از آنها تجاوز نکنید و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.</ref> و [[متجاوزان]] از حدود الهی، ظالمانی‌اند که بیشتر به خویشتن ستم می‌‌کنند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان را طلاق می‌دهید، هنگام (آغاز) عده‌شان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانه‌هاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر که از احکام خداوند پا فراتر نهد بی‌گمان به خویش ستم کرده است؛ تو نمی‌دانی، شاید خداوند پس از آن فرمانی (تازه) پیش آورد» سوره طلاق، آیه ۱.</ref>؛ زیرا با [[ترک]] تکلیف، [[انسان]] در معرض [[عقاب الهی]] قرار می‌‌گیرد.<ref>الصافی، ج۵، ص۱۸۷؛ تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۱۵۶.</ref>


=== [[خیانت به خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}===
=== [[خیانت به خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}===
تکالیف شرعی [[امانت الهی]] در دست بشرند: «اِنّا عَرَضنَا الاَمانَةَ عَلَی السَّمـوتِ... وحَمَلَهَا الاِنسـنُ»([[احزاب]] / ۳۳، ۷۲)<ref>تفسیر جلالین، ص۵۶۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۳۰؛ المیزان، ج ۱۶، ص۳۵۱.</ref>، از این رو [[متعهد]] نبودن به این تکالیف و [[بی‌اعتنایی]] به آنها نوعی [[خیانت]] در [[امانت]] به شمار می‌‌رود: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ وتَخونوا اَمـنـتِکُم.»... ([[انفال]] / ۸، ۲۷) برخی [[مفسران]]، مراد از «اَمـنـتِکُم» در این [[آیه]] را [[احکام]] و تکالیف الهی دانسته‌اند.<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۲۹۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۵۶؛ المیزان، ج ۹، ص۵۴ ـ ۵۵.</ref> در [[احادیث]] نیز از تکالیف شرعی به عنوان [[امانت]] [[خدا]] و [[رسول]] یاد شده و [[عصیان]] در برابر این [[تکالیف]]، [[خیانت]] در امانت به شمار رفته است.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۲۷۲؛ التفسیر الصافی، ج ۲، ص۲۹۱؛ نورالثقلین، ج ۲، ص۱۴۴.</ref>
تکالیف شرعی [[امانت الهی]] در دست بشرند: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>.<ref>تفسیر جلالین، ص۵۶۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۳۰؛ المیزان، ج ۱۶، ص۳۵۱.</ref>، از این رو [[متعهد]] نبودن به این تکالیف و [[بی‌اعتنایی]] به آنها نوعی [[خیانت]] در [[امانت]] به شمار می‌‌رود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref> برخی [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن| أَمَانَاتِكُمْ }} در این [[آیه]] را [[احکام]] و تکالیف الهی دانسته‌اند.<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۲۹۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۵۶؛ المیزان، ج ۹، ص۵۴ ـ ۵۵.</ref> در [[احادیث]] نیز از تکالیف شرعی به عنوان [[امانت]] [[خدا]] و [[رسول]] یاد شده و [[عصیان]] در برابر این [[تکالیف]]، [[خیانت]] در امانت به شمار رفته است.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۲۷۲؛ التفسیر الصافی، ج ۲، ص۲۹۱؛ نورالثقلین، ج ۲، ص۱۴۴.</ref>


===[[حسرت]] در [[قیامت]]===
===[[حسرت]] در [[قیامت]]===
آنان که [[اوامر و نواهی الهی]] را در [[دنیا]] فرو گذارده‌اند، در قیامت دچار [[حسرت]] می‌‌شوند: «یـحَسرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فی جَنـبِ اللّهِ».(زمر / ۳۹، ۵۶)<ref>جامع البیان، ج ۲۴، ص۲۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۲۷۱؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۳۳۲.</ref>، بر اساس برخی [[روایات]]، یکی از مصادیق «جَنـبِ اللّهِ» [[ولایت علی]]{{ع}} و [[اولاد]] او{{ع}} است،<ref>بحارالانوار، ج ۲۴، ص۱۹۱؛ الصافی، ج ۴، ص۳۲۶.</ref> از این رو برای انجام دادن تکالیفِ [[ترک]] شده، مانند [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]]، از [[خداوند]] خواهان بازگشت به دنیایند: «رَبِّ ارجِعون * لَعَلّی اَعمَلُ صــلِحـًا فیما تَرَکتُ».(مؤمنون / ۲۳، ۹۹ ـ ۱۰۰)<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۲۰۸؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۷؛ بحارالانوار، ج ۶، ص۲۱۰.</ref> در [[احادیث اهل بیت]]{{ع}} [[آیه]] بر ترک کنندگان [[زکات]] تطبیق شده است.<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص۵۵۲؛ تهذیب الاحکام، ج ۴، ص۱۱۱؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص۲۷.</ref>
آنان که [[اوامر و نواهی الهی]] را در [[دنیا]] فرو گذارده‌اند، در قیامت دچار [[حسرت]] می‌‌شوند: {{متن قرآن|أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ}}<ref>«(و پیش از آن) که کسی بگوید: ای دریغا از آنچه درباره خداوند کوتاهی کردم و بی‌گمان از ریشخندکنندگان بودم» سوره زمر، آیه ۵۶.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲۴، ص۲۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۲۷۱؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۳۳۲.</ref>، بر اساس برخی [[روایات]]، یکی از مصادیق {{متن قرآن|جَنْبِ اللَّهِ }} [[ولایت علی]]{{ع}} و [[اولاد]] او است،<ref>بحارالانوار، ج ۲۴، ص۱۹۱؛ الصافی، ج ۴، ص۳۲۶.</ref> از این رو برای انجام دادن تکالیفِ [[ترک]] شده، مانند [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]]، از [[خداوند]] خواهان بازگشت به دنیایند: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ}}<ref>«هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد می‌گوید: پروردگارا! مرا باز گردانید!» سوره مؤمنون، آیه ۹۹.</ref>، {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۲۰۸؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۷؛ بحارالانوار، ج ۶، ص۲۱۰.</ref> در [[احادیث اهل بیت]]{{ع}} [[آیه]] بر ترک کنندگان [[زکات]] تطبیق شده است.<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص۵۵۲؛ تهذیب الاحکام، ج ۴، ص۱۱۱؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص۲۷.</ref>


=== [[لعن]] و [[عذاب الهی]]===
=== [[لعن]] و [[عذاب الهی]]===
دیگر پیامد فروگذاردن [[تکالیف شرعی]]، [[لعن الهی]] و [[عذاب اخروی]] است: «والَّذینَ یَنقُضونَ عَهدَ اللّهِ مِن بَعدِ میثـقِهِ و یَقطَعونَ ما اَمَرَ اللّهُ بِهِ اَن یوصَلَ... اُولـئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ و لَهُم سوءُ الدّار».(رعد / ۱۳، ۲۵) مراد از «عَهدَ اللّهِ» در این آیه اوامر و نواهی الهی است،<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۲۶۳؛ التبیان، ج ۱، ص۱۱۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۴۰.</ref> چنان که مراد از «ما اَمَرَ اللّهُ» را [[صله رحم]] دانسته‌اند که تکلیفی [[شرعی]] است.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۳۳۶؛ الاختصاص، ص۲۳۹؛ بحارالانوار، ج ۷۱، ص۲۱۱.</ref> آیه ۸۵ بقره / ۲ با اشاره به [[بی‌اعتنایی]] [[بنی اسرائیل]] به برخی از تکالیف، آنان را بدین سبب، افزون بر [[خواری]] در دنیا، [[شایسته]] شدیدترین عذاب‌ها می‌‌داند: «فَما جَزاءُ مَن یَفعَلُ ذلِکَ مِنکُم اِلاّ خِزیٌ فِی الحَیوةِ الدُّنیا و یَومَ القِیـمَةِ یُرَدُّونَ اِلی اَشَدِّ العَذابِ... *... فَلایُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ و لا هُم یُنصَرون»(بقره / ۲، ۸۵ ـ ۸۶)؛ همچنین در [[آیه]] ۱۴ [[نساء]] / ۴ کسانی را که از [[تکالیف الهی]] سر بپیچند، مستحق ورود به [[دوزخ]] و [[عذاب]] خوارکننده دانسته است: «و مَن یَعصِ اللّهَ و رَسولَهُ و یَتَعَدَّ حُدودَهُ یُدخِلهُ نارًا خــلِدًا فیها و لَهُ عَذابٌ مُهین».
دیگر پیامد فروگذاردن [[تکالیف شرعی]]، [[لعن الهی]] و [[عذاب اخروی]] است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ}}<ref>«و لعنت و بدفرجامی آنان راست که پیمان خداوند را پس از بستن آن می‌شکنند و آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌گسلند و در زمین تبهکاری می‌ورزند» سوره رعد، آیه ۲۵.</ref> مراد از {{متن قرآن| عَهْدَ اللَّهِ }} در این آیه اوامر و نواهی الهی است،<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۲۶۳؛ التبیان، ج ۱، ص۱۱۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۴۰.</ref> چنان که مراد از {{متن قرآن| مَا أَمَرَ اللَّهُ }} را [[صله رحم]] دانسته‌اند که تکلیفی [[شرعی]] است.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۳۳۶؛ الاختصاص، ص۲۳۹؛ بحارالانوار، ج ۷۱، ص۲۱۱.</ref> آیه {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را می‌کشید و دسته‌ای از خودتان را از خانه‌هاشان بیرون می‌رانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی می‌کنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد می‌کنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سخت‌ترین عذاب باز برده می‌شوند؛ و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> با اشاره به [[بی‌اعتنایی]] [[بنی اسرائیل]] به برخی از تکالیف، آنان را بدین سبب، افزون بر [[خواری]] در دنیا، [[شایسته]] شدیدترین عذاب‌ها می‌‌داند: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنگاه، این شمایید که یکدیگر را می‌کشید و دسته‌ای از خودتان را از خانه‌هاشان بیرون می‌رانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی می‌کنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد می‌کنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سخت‌ترین عذاب باز برده می‌شوند؛ و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ}}<ref>«آنان، زندگانی این جهان را به بهای جهان واپسین خریدند؛ پس، نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه یاری خواهند شد» سوره بقره، آیه ۸۶.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در می‌آورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> کسانی را که از [[تکالیف الهی]] سر بپیچند، مستحق ورود به [[دوزخ]] و [[عذاب]] خوارکننده دانسته است.<ref>[[ سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تکلیف - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «تکلیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص 603-604.</ref>
 
 
.<ref>[[ سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تکلیف - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «تکلیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸، ص ۱۵۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش