جز
جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر'
جز (جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمعآوری') |
جز (جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر') |
||
| خط ۳۴۰: | خط ۳۴۰: | ||
راغب اصفهانی نیز در این باره، میان “وِلایت” و “وَلایت” تفاوت گذاشته و اولی را به معنای “یاری کردن” و دومی را به معنای “بر عهده گرفتن [[مسئولیت]] چیزی” دانسته است<ref>راغب اصفهانی، المفردات، ص۸۸۵. یادکرد این نکته ضروری است که تفاوت میان وِلایت با وَلایت از مباحثی است که ذهن اندیشمندان زیادی رابه خود مشغول کرده است. برخی محققان بر این باورند که آنگاه که ولایت به کسر واو خوانده میشود، بیانگر آن است که تأثیر و تأثر میان دو طرف وجود دارد؛ بدین معنا که طرفین ولیّ یکدیگرند؛ اما هنگامی که ولایت تنها از سوی یک طرف باشد، به فتح واو خوانده میشود. ر. ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۵۱. گفتنی است، از آنجا که تبیین تفاوت میان وِلایت و وَلایت، تأثیر چندانی در بحث این نوشتار ندارد، از بررسی آن صرف نظر کردهایم.</ref>. | راغب اصفهانی نیز در این باره، میان “وِلایت” و “وَلایت” تفاوت گذاشته و اولی را به معنای “یاری کردن” و دومی را به معنای “بر عهده گرفتن [[مسئولیت]] چیزی” دانسته است<ref>راغب اصفهانی، المفردات، ص۸۸۵. یادکرد این نکته ضروری است که تفاوت میان وِلایت با وَلایت از مباحثی است که ذهن اندیشمندان زیادی رابه خود مشغول کرده است. برخی محققان بر این باورند که آنگاه که ولایت به کسر واو خوانده میشود، بیانگر آن است که تأثیر و تأثر میان دو طرف وجود دارد؛ بدین معنا که طرفین ولیّ یکدیگرند؛ اما هنگامی که ولایت تنها از سوی یک طرف باشد، به فتح واو خوانده میشود. ر. ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۵۱. گفتنی است، از آنجا که تبیین تفاوت میان وِلایت و وَلایت، تأثیر چندانی در بحث این نوشتار ندارد، از بررسی آن صرف نظر کردهایم.</ref>. | ||
در میان لغتشناسان، ابن [[فارس]] و [[زمخشری]] بر این مطلب تأکید کردهاند که ریشه این واژه، “ولی” به سکون لام است و تمامی معانی این ماده به معنای [[قرب]] و نزدیکی است، و ابن [[فارس]] پس از آن، معانی ای همچون [[ناصر]]، [[دوست]]، پسرعمو، [[همسایه]] و [[عبد]] را برای آن برشمرده است<ref>احمد بن زکریا بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۱۴۱؛ محمود زمخشری، اساس البلاغة، ص۵۰۹.</ref>. | در میان لغتشناسان، ابن [[فارس]] و [[زمخشری]] بر این مطلب تأکید کردهاند که ریشه این واژه، “ولی” به سکون لام است و تمامی معانی این ماده به معنای [[قرب]] و نزدیکی است، و ابن [[فارس]] پس از آن، معانی ای همچون [[ناصر]]، [[دوست]]، پسرعمو، [[همسایه]] و [[عبد]] را برای آن برشمرده است<ref>احمد بن زکریا بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۱۴۱؛ محمود زمخشری، اساس البلاغة، ص۵۰۹.</ref>. | ||
با توجه به آن چه [[گذشت]]، روشن میشود که ولی دارای معانی -[[دست]] کم معانی استعمالی نه وضعی - متعددی است که [[تعیین]] یکی از آنها در یک متن، با توجه به قراین و شواهد موجود | با توجه به آن چه [[گذشت]]، روشن میشود که ولی دارای معانی -[[دست]] کم معانی استعمالی نه وضعی - متعددی است که [[تعیین]] یکی از آنها در یک متن، با توجه به قراین و شواهد موجود امکانپذیر است. هر چند میتوان این دیدگاه را که در تمام استعمالات این واژه، معنای [[قرب]] و نزدیکی اشراب شده استس، نیز دیدگاهی صحیح به شمار آورد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۵۶.</ref>. | ||
=== کاربرد واژه "[[ولی]]" در [[قرآن]] === | === کاربرد واژه "[[ولی]]" در [[قرآن]] === | ||