←ارکان ایمان از منظر روایات
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
== ارکان ایمان از منظر [[روایات]] == | == ارکان ایمان از منظر [[روایات]] == | ||
با بررسی برخی روایات میتوان گفت که ایمان، [[تصدیق قلبی]]، [[اقرار زبانی]] و عمل به [[طاعات]] است، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۷.</ref>، اما باید توجه داشت اینکه چرا قاطبۀ علمای شیعه با [[علم]] به روایتهای مذکور از [[ائمه معصوم]]{{عم}}<ref>الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ | با بررسی برخی روایات میتوان گفت که ایمان، [[تصدیق قلبی]]، [[اقرار زبانی]] و عمل به [[طاعات]] است، چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۷.</ref>، اما باید توجه داشت اینکه چرا قاطبۀ علمای شیعه با [[علم]] به روایتهای مذکور از [[ائمه معصوم]]{{عم}}<ref>{{متن حدیث|الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان}}، الکافی، ج۲، ص۷۷.</ref> که ایمان را [[اقرار]] به لسان، تصدیق قلبی و عمل دانسته اند، بر این مطلب تأکید میکنند که [[حقیقت]] ایمان، تصدیق قلبی است، به خاطر این مسأله است که ترتب آثار [[ایمانی]] در ظاهر، متوقف است بر اقرار زبانی یا آنچه در [[حکم]] آن است، چنانکه ترتب [[آثار ایمان]] در ظرف واقع متوقف بر عمل به مقتضای آن است. از اینرو هر چند در [[احادیث]] مذکور سه جزء آمده، اما جزء قوامبخش، جزء نخستین است که همان تصدیق قلبی است و دو جزء دیگر بر آن مترتب میشود. | ||
عدهای دیگر با توجه به برخی [[روایات]] همچون {{متن حدیث|أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه اوّل.</ref>، بر این باورند که [[ایمان]]، [[معرفت]] و [[شناخت]] است<ref>اسفار، صدرالدین شیرازی: ۱۳۸۶، ۶: ۷- ۸/فیض کاشانی: ۱۳۵۸، ۱: ۶ و ۸/شهید ثانی: ۱۴۰۹، ۷۸/نراقی: ۱۳۶۷، ۳۵۹- ۳۶۲.</ref>؛ در رد این دیدگاه به [[آیات قرآن]] [[استدلال]] شده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ}}<ref>«همین که آنچه میشناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند» سوره بقره، آیه ۸۹.</ref>، [[خداوند]] میفرماید: عدهای با اینکه [[معرفت یقینی]] داشتند، باز کافراند و این نیست مگر به این جهت که صرف معرفت، ایمان نیست<ref>[[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[ایمان - عالمی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۶۹-۵۸۵.</ref>. | عدهای دیگر با توجه به برخی [[روایات]] همچون {{متن حدیث|أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه اوّل.</ref>، بر این باورند که [[ایمان]]، [[معرفت]] و [[شناخت]] است<ref>اسفار، صدرالدین شیرازی: ۱۳۸۶، ۶: ۷- ۸/فیض کاشانی: ۱۳۵۸، ۱: ۶ و ۸/شهید ثانی: ۱۴۰۹، ۷۸/نراقی: ۱۳۶۷، ۳۵۹- ۳۶۲.</ref>؛ در رد این دیدگاه به [[آیات قرآن]] [[استدلال]] شده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ}}<ref>«همین که آنچه میشناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند» سوره بقره، آیه ۸۹.</ref>، [[خداوند]] میفرماید: عدهای با اینکه [[معرفت یقینی]] داشتند، باز کافراند و این نیست مگر به این جهت که صرف معرفت، ایمان نیست<ref>[[سید محمد عالمی|عالمی، سید محمد]]، [[ایمان - عالمی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۵۶۹-۵۸۵.</ref>. | ||