ابوثعلبه خشنی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'داود' به 'داوود'
جز (جایگزینی متن - 'داود' به 'داوود')
خط ۲۸: خط ۲۸:
وی از [[راویان احادیث]] پیامبر است و از [[معاذ بن جبل]] و [[ابوعبیده بن جراح]] نیز روایت کرده است. روایاتش نزد [[شامیان]] است<ref>ابن ماکولا، ج۷، ص۴۲۴.</ref> و بسیاری از [[اهل]] داریا از وی روایت کرده‌اند. [[راویان]] زیادی برای وی نام برده‌اند؛ از آن جمله‌اند: [[ابوادریس خولانی]]، [[جبیر بن نفیر حضرمی]]، [[سعید بن مسیب]]، [[ابورجاء عطاردی]]، [[عطاء بن یزید لیثی]]، [[مکحول شامی]]<ref>ابن عساکر، ج۴۶، ص۳۳۲ و ۴۹۶ و ج۶۶، ص۸۴.</ref>، [[ابوقلابه جرمی]]<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۴۳-۳۲۱.</ref>، [[عبدالله بن عمرو بن عاص]]<ref>مزی، ج۳۳، ص۱۶۸-۱۶۷.</ref> و [[ابوعبیدالله مسلم بن مشکم خزاعی]]<ref>خطیب بغدادی، ج۷، ص۴۴۶.</ref>.
وی از [[راویان احادیث]] پیامبر است و از [[معاذ بن جبل]] و [[ابوعبیده بن جراح]] نیز روایت کرده است. روایاتش نزد [[شامیان]] است<ref>ابن ماکولا، ج۷، ص۴۲۴.</ref> و بسیاری از [[اهل]] داریا از وی روایت کرده‌اند. [[راویان]] زیادی برای وی نام برده‌اند؛ از آن جمله‌اند: [[ابوادریس خولانی]]، [[جبیر بن نفیر حضرمی]]، [[سعید بن مسیب]]، [[ابورجاء عطاردی]]، [[عطاء بن یزید لیثی]]، [[مکحول شامی]]<ref>ابن عساکر، ج۴۶، ص۳۳۲ و ۴۹۶ و ج۶۶، ص۸۴.</ref>، [[ابوقلابه جرمی]]<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۴۳-۳۲۱.</ref>، [[عبدالله بن عمرو بن عاص]]<ref>مزی، ج۳۳، ص۱۶۸-۱۶۷.</ref> و [[ابوعبیدالله مسلم بن مشکم خزاعی]]<ref>خطیب بغدادی، ج۷، ص۴۴۶.</ref>.


او [[محسود زهری]] بود. زهری با [[حسرت]] به وی گفت: ای کاش این [[روایت]] را که [[پیامبر]] به تو گفت، به من می‌گفت و این برایم بهتر از فلان و بهمان بود<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴.</ref>. [[روایات]] زیادی در موضوعات مختلف از وی گزارش شده است. در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمی‌رساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵؛ ابن عساکر، ج۶۴، ص۴۰.</ref>. روایتی دارد که [[آیه]] یاد شده، [[نفی]] [[أمر به معروف و نهی از منکر]] نمی‌کند <ref>ابوداود، ج۲، ص۳۲۴.</ref>. او روایاتی در [[سیره نبوی]] دارد؛ مثل اینکه [[عقبة بن یریم دمشقی]] می‌گوید: از ابوثعلبه شنیدم که گفت: هرگاه پیامبر از [[غزوه]] یا مسافرتی باز می‌گشت، به [[مسجد]] می‌رفت و دو رکعت [[نماز]] می‌گزارد<ref>عقیلی، ج۳، ص۳۵۱.</ref>. ابوثعلبه روایاتی درباره [[فرایض]]، [[محرمات]]، [[حدود الهی]]<ref>دولابی، ج۱، ص۳۹؛ دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴.</ref>، و نیز روایتی در مورد [[شب نیمه شعبان]] نقل کرده که پیامبر فرمود: «[[خداوند]] در شب نیمه شعبان به [[بندگان]] نظر می‌کند تا [[مؤمنان]] را ببخشاید و [[کافران]] را مهلت دهد و [[اهل حق]] را به حال خود را می‌گذارد تا دست به [[دعا]] بردارند»<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۲۳.</ref>. او همچنین روایاتی درباره [[احکام]] خاص [[زنان]] نقل کرده است<ref>دولابی، ج۱، ص۴۰.</ref>.
او [[محسود زهری]] بود. زهری با [[حسرت]] به وی گفت: ای کاش این [[روایت]] را که [[پیامبر]] به تو گفت، به من می‌گفت و این برایم بهتر از فلان و بهمان بود<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴.</ref>. [[روایات]] زیادی در موضوعات مختلف از وی گزارش شده است. در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمی‌رساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵؛ ابن عساکر، ج۶۴، ص۴۰.</ref>. روایتی دارد که [[آیه]] یاد شده، [[نفی]] [[أمر به معروف و نهی از منکر]] نمی‌کند <ref>ابوداوود، ج۲، ص۳۲۴.</ref>. او روایاتی در [[سیره نبوی]] دارد؛ مثل اینکه [[عقبة بن یریم دمشقی]] می‌گوید: از ابوثعلبه شنیدم که گفت: هرگاه پیامبر از [[غزوه]] یا مسافرتی باز می‌گشت، به [[مسجد]] می‌رفت و دو رکعت [[نماز]] می‌گزارد<ref>عقیلی، ج۳، ص۳۵۱.</ref>. ابوثعلبه روایاتی درباره [[فرایض]]، [[محرمات]]، [[حدود الهی]]<ref>دولابی، ج۱، ص۳۹؛ دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴.</ref>، و نیز روایتی در مورد [[شب نیمه شعبان]] نقل کرده که پیامبر فرمود: «[[خداوند]] در شب نیمه شعبان به [[بندگان]] نظر می‌کند تا [[مؤمنان]] را ببخشاید و [[کافران]] را مهلت دهد و [[اهل حق]] را به حال خود را می‌گذارد تا دست به [[دعا]] بردارند»<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۲۳.</ref>. او همچنین روایاتی درباره [[احکام]] خاص [[زنان]] نقل کرده است<ref>دولابی، ج۱، ص۴۰.</ref>.


وی نزد پیامبر رفت و درخواست کرد [[فرمان]] واگذاری زمین‌هایی را برایش مرقوم فرماید. [[حضرت]] فرمود: «از [[سرزمین]] [[شام]] برایت می‌نویسم». او با بهت زدگی گفت: [[سوگند]] به آنکه تو را به [[راستی]] و [[حقیقت]] فرستاد، آیا آنچه زیر پای [[شامیان]] است به من وامی‌گذاری! [[پیامبر]] از [[تعجب]] کردن وی به شگفت آمد و با اعجاب به دیگر [[اصحاب]] نگریست که او چه می‌گوید! آنگاه [[فرمان]] [[نامه]] را نوشت. ابوقلابه افزوده [[گمان]] برده می‌شود هنگامی که [[مسلمانان]] به [[شام]] [[راه]] یافتند، ابوثعلبه نامه پیامبر را نشان داد و زمین‌هایی به وی داده شد. در همین گزارش آمده است ابوثعلبه به [[رسول خدا]] {{صل}} می‌گوید: [[مادر]] سرزمینی هستیم که در آن به صید و شکار مشغول‌اند، چه چیزهایی بر ما [[حلال]] و چه [[حرام]] است؟ ما در کنار [[اهل کتاب]] [[زندگی]] می‌کنیم و به ظرف و ظروف آنان نیازمندیم، چه کنیم؟ [[حضرت]] پاسخش را داد و فرمود مادامی که چاره‌ای دارید، از آن فاصله بگیرید و اگر چیزی نیافتید و آنها مورد نیاز بود، با آب [[تطهیر]] و سپس استفاده کنید<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴-۳۱۴؛ ابن عساکر، ج۶۶، ص۱۰۱-۱۰۲.</ref>. [[دارقطنی]] روایاتی را از وی در موضوعات [[حلیت]] صید با سگ شکاری و [[نهی]] پیامبر از خوردن گوشت الاغ اهلی و حیوانات چنگال‌دار آورده است<ref>دولابی، ج۱، ص۳۹؛ دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴-۳۱۴.</ref>. ابوثعلبه از [[ابوعبیده جراح]] از پیامبر [[روایت]] کرد: {{متن حدیث| لا يَزالُ هَذَا الْأَمْرِ قائِماً بِالْقِسْطِ حَتَّى يَكُونُ أَوَّلُ مَنْ يَثْلِمُهُ رَجُلُ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ }}<ref>ابن عساکر، ج۶۳، ص۳۳۵، این نظام بر عدالت و برابری استوار است تا مردی از بنی امیه آن را در هم می‌درد.</ref>؛
وی نزد پیامبر رفت و درخواست کرد [[فرمان]] واگذاری زمین‌هایی را برایش مرقوم فرماید. [[حضرت]] فرمود: «از [[سرزمین]] [[شام]] برایت می‌نویسم». او با بهت زدگی گفت: [[سوگند]] به آنکه تو را به [[راستی]] و [[حقیقت]] فرستاد، آیا آنچه زیر پای [[شامیان]] است به من وامی‌گذاری! [[پیامبر]] از [[تعجب]] کردن وی به شگفت آمد و با اعجاب به دیگر [[اصحاب]] نگریست که او چه می‌گوید! آنگاه [[فرمان]] [[نامه]] را نوشت. ابوقلابه افزوده [[گمان]] برده می‌شود هنگامی که [[مسلمانان]] به [[شام]] [[راه]] یافتند، ابوثعلبه نامه پیامبر را نشان داد و زمین‌هایی به وی داده شد. در همین گزارش آمده است ابوثعلبه به [[رسول خدا]] {{صل}} می‌گوید: [[مادر]] سرزمینی هستیم که در آن به صید و شکار مشغول‌اند، چه چیزهایی بر ما [[حلال]] و چه [[حرام]] است؟ ما در کنار [[اهل کتاب]] [[زندگی]] می‌کنیم و به ظرف و ظروف آنان نیازمندیم، چه کنیم؟ [[حضرت]] پاسخش را داد و فرمود مادامی که چاره‌ای دارید، از آن فاصله بگیرید و اگر چیزی نیافتید و آنها مورد نیاز بود، با آب [[تطهیر]] و سپس استفاده کنید<ref>دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴-۳۱۴؛ ابن عساکر، ج۶۶، ص۱۰۱-۱۰۲.</ref>. [[دارقطنی]] روایاتی را از وی در موضوعات [[حلیت]] صید با سگ شکاری و [[نهی]] پیامبر از خوردن گوشت الاغ اهلی و حیوانات چنگال‌دار آورده است<ref>دولابی، ج۱، ص۳۹؛ دارقطنی، ج۶، ص۳۲۴-۳۱۴.</ref>. ابوثعلبه از [[ابوعبیده جراح]] از پیامبر [[روایت]] کرد: {{متن حدیث| لا يَزالُ هَذَا الْأَمْرِ قائِماً بِالْقِسْطِ حَتَّى يَكُونُ أَوَّلُ مَنْ يَثْلِمُهُ رَجُلُ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ }}<ref>ابن عساکر، ج۶۳، ص۳۳۵، این نظام بر عدالت و برابری استوار است تا مردی از بنی امیه آن را در هم می‌درد.</ref>؛
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش