←منابع
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
=== وفد [[کلاب]] === | === وفد [[کلاب]] === | ||
این هیئت در [[سال ۹ هجری]] [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} رسیدند. آنها ۱۳ نفر بودند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۸.</ref>. به نظر میرسد این گروه، قبل از اینکه [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} برسند، [[اسلام]] آورده بودند؛ زیرا وقتی به حضور [[رسول خدا]] {{صل}} رسیدند به طریق [[اسلام]]، [[سلام]] دادند و گفتند: "[[ضحاک بن سفیان]] میان ما طبق [[احکام]] [[قرآنی]] و سنتهایی که شما دادهای [[رفتار]] میکند.... ما برای [[خدا]] و رسولش به او پاسخ مثبت دادیم. او [[زکات]] را از دولتمندان میگیرد و میان [[مستمندان]] ما تقسیم میکند"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۸.</ref><ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[وفود (مقاله)|مقاله«وفود»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۸۶.</ref>. | این هیئت در [[سال ۹ هجری]] [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} رسیدند. آنها ۱۳ نفر بودند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۸.</ref>. به نظر میرسد این گروه، قبل از اینکه [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} برسند، [[اسلام]] آورده بودند؛ زیرا وقتی به حضور [[رسول خدا]] {{صل}} رسیدند به طریق [[اسلام]]، [[سلام]] دادند و گفتند: "[[ضحاک بن سفیان]] میان ما طبق [[احکام]] [[قرآنی]] و سنتهایی که شما دادهای [[رفتار]] میکند.... ما برای [[خدا]] و رسولش به او پاسخ مثبت دادیم. او [[زکات]] را از دولتمندان میگیرد و میان [[مستمندان]] ما تقسیم میکند"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۸.</ref><ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[وفود (مقاله)|مقاله«وفود»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۸۶.</ref>. | ||
==وفود== | |||
[[فتح مکه]] جایگاه ویژه [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[جزیرة العرب]] [[استوار]] ساخت. از آن پس، ورود [[نمایندگان]] به حضور ایشان، پس از بازگشت به [[مدینه]] افزایش یافت؛ به گونهای که [[سال نهم هجری]] را «[[عام الوفود]] (سال نمایندگان [[سیاسی]])» نامیدند. حضور [[وفود]] در مدینه به انگیزههای گوناگونی بود. [[پذیرش اسلام]] و [[آگاهی]] از اصول و برنامههای [[دین جدید]]، از جمله اهداف برخی از این هیئتها به شمار میآمد، ولی به نظر میرسد بسیاری از آنها که شمارشان به بیش از هفتاد میرسد، برای گرفتن تأمین از [[دولت]] مدینه که اینک [[قدرت]] و [[غلبه]] نظامی آن کاملاً آشکار شده بود، بدان [[شهر]] روی آوردند. تلاش رسول خدا{{صل}} در این [[دیدارها]]، آشنا کردن قبائل با [[تعالیم اسلام]] و [[آموزش]] حساسیتهای [[فرهنگی]] و سیاسی این [[دین]] نوپا بود. آن [[حضرت]] هر چند [[آگاه]] بود که پذیرش اسلام از سوی برخی از این قبائل ظاهری است، اما تلاش میکرد قبائل پراکنده در سراسر جزیرة العرب [[مطیع]] [[حکومت]] مرکزی مدینه شوند و از آن [[پیروی]] کنند<ref>ر.ک: مغلطای، الاشارة الی سیرة المصطفی، ص۳۴۱؛ کلاعی، الاکتفاء، ج۱، ص۵۸۹؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۸۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۲۱، ص۳۶۴.</ref>. ایشان با وجود پذیرش تقاضاهای [[مالی]] این قبائل و اعطای امتیازهای مالی به آنها، از پذیرش تقاضاهای سیاسی و [[زیادهخواهی]] آنان خودداری کرد. برخی از نمایندگان مانند ثقیف خواستار [[حفظ]] [[بت]] [[لات]] به مدت سه سال و حذف برخی از [[دستورات اسلام]] مانند [[نماز]] و یا [[حرمت]] شراب بودند که [[پیامبر]]{{صل}} به شدت شروط آنان را رد کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۴۰-۵۴۱.</ref>. شراکت در قدرت با پیامبر{{صل}} نیز خواسته و شرط برخی دیگر بود. از جمله این گروهها، [[بنی حنیفه]] بودند که تقسیم قدرت را میان خود و رسول خدا{{صل}} خواستار شدند<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۶۸۳؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۲، ص۲۹۲.</ref>، ولی آن حضرت با توجه به موضوع [[نبوت]] و [[مشروعیت]] ناشی از آن، بر [[یگانگی]] [[قدرت]] مرکزی [[اصرار]] داشت. | |||
در [[حقیقت]]، اعلام [[اسلام]] از سوی [[نمایندگان]] قبائل، اعترافی ضمنی به [[یگانگی]] [[دولت]] و قدرت مرکزی مستقر در [[مدینه]]، آن هم بدون هیچگونه قید و شرطی بود. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} بر قبائلی که اسلام آورده بودند، خواستههای سنگین و شرطهای سخت قرار نمیداد. آنان نیز همچون [[مسلمانان]] باید [[رسالت]] [[نبوی]] را میپذیرفتند و دستورهای [[دین]] را به جا میآوردند و [[حقوق مالی]] را به دولت مدینه میپرداختند، اما [[سرزمین]]، بزرگان و [[نظم]] خود را همچنان محفوظ نگاه میداشتند. بنابراین، با [[پذیرش اسلام]]، نظم کهن و [[روابط]] میان عشایر و قبائل و ساکنان دهکدهها و [[شهرها]]، همچنان [[پایدار]] بود. البته فردی که به عنوان [[امیر]] یا [[رئیس]] از سوی [[حکومت]] مرکزی [[تأیید]] میشد، لازم بود از دستورهای دولت مدینه [[پیروی]] کند و [[ارتباط]] خویش را با آن محفوظ دارد.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص ۲۰۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[وفود (مقاله)|مقاله«وفود»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']] | # [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[وفود (مقاله)|مقاله«وفود»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲''']] | ||
# [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||