توحید عملی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ نوامبر ۲۰۲۲
خط ۸: خط ۸:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[توحید عبادی]] یا عملی، لازمه [[توحید ذات]]، صفات و [[افعال]] است و هرکس بپذیرد که جز [[خدا]] و نه موجودی که [[واجب]] الوجود بالذات و متصف به اوصاف کمال ذاتی و فعلی باشد، در دایره وجود نیست و هرچه جز اوست در همه جهات ممکن و محتاج است، به گونه فطری [[پرستش]] را ویژه او خواهد دانست و کسی جز ذات [[پاک]] لایزالش را لایق [[پرستش]] نمی‌داند. [[عبادت]]، که همان اظهار [[خضوع]] و [[خشوع]] و نهایت [[تواضع]] و تذلّل است، جز برای [[آفریدگار]] مدبّر [[مهربان]] روا نیست، بنابراین اعراض از [[پرستش]] [[خدا]] و پرستیدن غیر، [[زشت]] و قبیح است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۰.</ref>، از این رو [[قرآن کریم]] پس از آنکه بر وجود إله [[قادر]]، مختار، [[حکیم]] و [[رحیم]] [[اقامه حجت]] کرده، [[فساد]] قول [[مشرکان]] را روشن می سازد، اعلام می‌دارد که این است [[خدا]]، [[پروردگار]] شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و از [[پرستش]] غیر اجتناب ورزید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰.</ref>: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>
[[توحید عملی]]، لازمه [[توحید ذات]]، صفات و [[افعال]] است و هرکس بپذیرد که جز [[خدا]] و نه موجودی که [[واجب]] الوجود بالذات و متصف به اوصاف کمال ذاتی و فعلی باشد، در دایره وجود نیست و هرچه جز اوست در همه جهات ممکن و محتاج است، به گونه فطری [[پرستش]] را ویژه او خواهد دانست و کسی جز ذات [[پاک]] لایزالش را لایق [[پرستش]] نمی‌داند. [[عبادت]]، که همان اظهار [[خضوع]] و [[خشوع]] و نهایت [[تواضع]] و تذلّل است، جز برای [[آفریدگار]] مدبّر [[مهربان]] روا نیست، بنابراین اعراض از [[پرستش]] [[خدا]] و پرستیدن غیر، [[زشت]] و قبیح است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۰.</ref>، از این رو [[قرآن کریم]] پس از آنکه بر وجود إله [[قادر]]، مختار، [[حکیم]] و [[رحیم]] [[اقامه حجت]] کرده، [[فساد]] قول [[مشرکان]] را روشن می سازد، اعلام می‌دارد که این است [[خدا]]، [[پروردگار]] شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و از [[پرستش]] غیر اجتناب ورزید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰.</ref>: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>


[[حضرت ابراهیم]] {{ع}} نیز پس از مشاهده افول کوکب، ماه و [[خورشید]]، از افول کنندگان روی برتافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}<ref> هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> و گفت: اگر پروردگارم مرا [[هدایت]] نمی‌کرد، قطعا از [[گمراهان]] بودم: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}<ref>و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۷۷.</ref> و به [[قوم]] خود گفت: من از آنچه او را شریک [[خداوند]] می‌دانید بیزارم: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ}}<ref> چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۸.</ref> و روی "[[دل]]" خود را حقگرایانه به سوی حقیقتی کردم که [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را پدید آورده است و من از [[مشرکان]] نیستم: {{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>.من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> با این همه، بیشتر لجاجت‌ها، مخالفت‌ها و [[انحراف‌ها]] در همین قسم از [[توحید]] صورت گرفته و بسیاری کسان به معبودهای دروغین روی آورده‌اند، از این رو<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۰، «توحید در قرآن».</ref> سرفصل [[دعوت]] [[پیامبران]]، مسئله [[توحید عبادی]] و درگیری‌های آنان با [[طاغوتیان]] و [[مشرکان]]، بیشتر در این مسئله بوده است<ref>پیام قرآن، ج۳، ص ۲۷۸.</ref>، چنان که [[فرعون]] که می‌گفت: من جز خود برای شما خدایی نمی‌شناسم: {{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ}}<ref> و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان می‌پندارم؛ سوره قصص، آیه:۳۸.</ref> یا من بلندمرتبه‌ترین [[پروردگار]] شمایم: {{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> مراد وی این بود که معبود [[مردم]] شود و به بهانه [[تدبیر امور]] [[مردم]]، آنان را زیر [[سلطه]] خویش نگاه دارد نه آنکه خویش را به واقع [[واجب]] الوجود و [[خالق]] [[جهان]] بشمارد<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
[[حضرت ابراهیم]] {{ع}} نیز پس از مشاهده افول کوکب، ماه و [[خورشید]]، از افول کنندگان روی برتافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}<ref> هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> و گفت: اگر پروردگارم مرا [[هدایت]] نمی‌کرد، قطعا از [[گمراهان]] بودم: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}<ref>و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۷۷.</ref> و به [[قوم]] خود گفت: من از آنچه او را شریک [[خداوند]] می‌دانید بیزارم: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ}}<ref> چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۸.</ref> و روی "[[دل]]" خود را حقگرایانه به سوی حقیقتی کردم که [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را پدید آورده است و من از [[مشرکان]] نیستم: {{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>.من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> با این همه، بیشتر لجاجت‌ها، مخالفت‌ها و [[انحراف‌ها]] در همین قسم از [[توحید]] صورت گرفته و بسیاری کسان به معبودهای دروغین روی آورده‌اند، از این رو<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۰، «توحید در قرآن».</ref> سرفصل [[دعوت]] [[پیامبران]]، مسئله [[توحید عبادی]] و درگیری‌های آنان با [[طاغوتیان]] و [[مشرکان]]، بیشتر در این مسئله بوده است<ref>پیام قرآن، ج۳، ص ۲۷۸.</ref>، چنان که [[فرعون]] که می‌گفت: من جز خود برای شما خدایی نمی‌شناسم: {{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ}}<ref> و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان می‌پندارم؛ سوره قصص، آیه:۳۸.</ref> یا من بلندمرتبه‌ترین [[پروردگار]] شمایم: {{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> مراد وی این بود که معبود [[مردم]] شود و به بهانه [[تدبیر امور]] [[مردم]]، آنان را زیر [[سلطه]] خویش نگاه دارد نه آنکه خویش را به واقع [[واجب]] الوجود و [[خالق]] [[جهان]] بشمارد<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
۲۲۴٬۹۵۹

ویرایش