جز
جایگزینی متن - 'پیامبرخاتم' به 'پیامبر خاتم'
جز (جایگزینی متن - 'پیامبرخاتم' به 'پیامبر خاتم') |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*[[امام علی]]{{ع}} در مورد [[امامان]]{{عم}} "مخزن علم پیامبرند و احکام شریعت او را بیانگر و دین را نگهبان... پس همچون قرآن، نیک حرمت آنان را در دل بدارید ... اگر ایستادند بایستید و اگر برخاستند برخیزید..."<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۰۵.</ref>. | *[[امام علی]]{{ع}} در مورد [[امامان]]{{عم}} "مخزن علم پیامبرند و احکام شریعت او را بیانگر و دین را نگهبان... پس همچون قرآن، نیک حرمت آنان را در دل بدارید ... اگر ایستادند بایستید و اگر برخاستند برخیزید..."<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۰۵.</ref>. | ||
*از جمله [[شئون]] مهم [[امامت]]، [[تبیین]] و [[تفسیر معارف دینی]] است که پیشتر از سوی خدا بر [[ | *از جمله [[شئون]] مهم [[امامت]]، [[تبیین]] و [[تفسیر معارف دینی]] است که پیشتر از سوی خدا بر [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]]{{صل}} نازل شده است. این همان شأنی است که عموماً از آن به شأن مرجعیت دینی نیز تعبیر میشود. اگر بر این باور شویم که امام، شأن مرجعیت دینی را داراست، بدین معناست که بر مردم لازم است برای دانستن [[دین]] به [[امام]] مراجعه کرده، [[معارف]] را از او بیاموزند. اثبات شأن [[مرجعیت دینی امام]] و گستره آن، نیازمند بررسی همهجانبه [[آیات]] و [[روایات]] است.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۱۷۴ - ۱۸۴.</ref> | ||
==[[تبیین معارف]]== | ==[[تبیین معارف]]== | ||
* [[دین]] مجموعهای از عقاید و قوانین و مقررات مربوط به رفتار انسان است. نگاهی کلی به مجموعه روایات موجود در متون حدیثی نشان از این واقعیت دارد که پیشوایان حقیقی دین اسلام سخنان فراوانی درباره هر دو قسمت (عقاید و مقررات) داشتهاند. چنانکه محدثان شیعی بهطور ویژه نیز به ضبط روایات اعتقادی، فقهی و اخلاقی امامان معصوم{{عم}} پرداختهاند. برای نمونه کتاب التوحيد شیخ صدوق دربردارنده روایات اعتقادی در باب توحید است. کتابهایی همچون فروع کافی، من لا يحضره الفقیه، تهذیب و استبصار همگی درباره روایات فقهی است و کتابهایی همچون الزهد، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، الخصال و مکارم الاخلاق بهطور عمده دربردارنده روایات اخلاقی است. افزون بر آن، [[ائمه]] اطهار{{عم}} نیز گاه به نقش خود در این سه بُعد، به ویژه در احکام فقهی تأکید کردهاند. برای نمونه، در روایات متعددی از پاسخگویی امام نسبت به حلال و حرام مردم سخن به میان آمده است. چنانکه عبدالله بن سليمان عامری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: "همواره زمین بهگونهای است که برای خداوند در آن حجتی است که حلال و حرام را شناسانده، مردم را به سوی راه خدا دعوت میکند".<ref>همان، ص۱۷۸؛ محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، ص۱۳۸. گفتنی است تمام راویان این حدیث، ثقهاند و تنها سخن در عبدالله بن سليمان عامری است که مرحوم خویی او را توثیق کرده است (ر.ک: سید ابوالقاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۲۰۱). افزون بر آن، روایات دیگری نیز به همین مضمون وجود دارد (محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، کمال الدین، ص۲۲۳).</ref> دراینباره روایات مستفيض دیگری نیز وجود دارد.<ref>برای نمونه، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۳۴؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۳.</ref> نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد آن است که امامان{{عم}} بارها تأكيد كردند که اگرچه علم به حلال و حرام نزد آنهاست، چنان نیست که همواره موظف به پاسخگویی به پرسشهای فقهی مردم باشند. چنانکه صفوان بن یحیی در روایتی صحیح از [[امام کاظم]]{{ع}} میپرسد که آیا ممکن است از امام{{ع}} چیزی درباره حلال و حرام پرسیده شود و پاسخ آن نزد امام نباشد؟ امام{{ع}} فرمودند: "نه، اما گاهی نزد او پاسخ وجود دارد و جواب نمیدهد".<ref>{{عربی|"قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ{{ع}} يَكُونُ الْإِمَامُ فِي حَالٍ يُسْأَلُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الَّذِي يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ فَلَا يَكُونُ عِنْدَهُ شَيْءٌ. قَالَ: لَا، وَ لَكِنْ قَدْ يَكُونُ عِنْدَهُ وَ لَا يُجِيبُ"}} (همو، بصائر الدرجات، ص۴۴).</ref> تحلیل چرایی این پاسخ، چندان دشوار نیست و به احتمال فراوان میتوان گفت دلیل این امر میتواند مربوط به شرایط آن روز جامعه و لزوم تقیه از سوی امامان باشد یا آنکه خود پرسشگر به لحاظ فکری، توانایی پذیرش پاسخ حقیقی را نداشته باشد.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۲۲۲ - ۲۳۵.</ref> | * [[دین]] مجموعهای از عقاید و قوانین و مقررات مربوط به رفتار انسان است. نگاهی کلی به مجموعه روایات موجود در متون حدیثی نشان از این واقعیت دارد که پیشوایان حقیقی دین اسلام سخنان فراوانی درباره هر دو قسمت (عقاید و مقررات) داشتهاند. چنانکه محدثان شیعی بهطور ویژه نیز به ضبط روایات اعتقادی، فقهی و اخلاقی امامان معصوم{{عم}} پرداختهاند. برای نمونه کتاب التوحيد شیخ صدوق دربردارنده روایات اعتقادی در باب توحید است. کتابهایی همچون فروع کافی، من لا يحضره الفقیه، تهذیب و استبصار همگی درباره روایات فقهی است و کتابهایی همچون الزهد، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، الخصال و مکارم الاخلاق بهطور عمده دربردارنده روایات اخلاقی است. افزون بر آن، [[ائمه]] اطهار{{عم}} نیز گاه به نقش خود در این سه بُعد، به ویژه در احکام فقهی تأکید کردهاند. برای نمونه، در روایات متعددی از پاسخگویی امام نسبت به حلال و حرام مردم سخن به میان آمده است. چنانکه عبدالله بن سليمان عامری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: "همواره زمین بهگونهای است که برای خداوند در آن حجتی است که حلال و حرام را شناسانده، مردم را به سوی راه خدا دعوت میکند".<ref>همان، ص۱۷۸؛ محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، ص۱۳۸. گفتنی است تمام راویان این حدیث، ثقهاند و تنها سخن در عبدالله بن سليمان عامری است که مرحوم خویی او را توثیق کرده است (ر.ک: سید ابوالقاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۲۰۱). افزون بر آن، روایات دیگری نیز به همین مضمون وجود دارد (محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، کمال الدین، ص۲۲۳).</ref> دراینباره روایات مستفيض دیگری نیز وجود دارد.<ref>برای نمونه، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۳۴؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۳.</ref> نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد آن است که امامان{{عم}} بارها تأكيد كردند که اگرچه علم به حلال و حرام نزد آنهاست، چنان نیست که همواره موظف به پاسخگویی به پرسشهای فقهی مردم باشند. چنانکه صفوان بن یحیی در روایتی صحیح از [[امام کاظم]]{{ع}} میپرسد که آیا ممکن است از امام{{ع}} چیزی درباره حلال و حرام پرسیده شود و پاسخ آن نزد امام نباشد؟ امام{{ع}} فرمودند: "نه، اما گاهی نزد او پاسخ وجود دارد و جواب نمیدهد".<ref>{{عربی|"قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ{{ع}} يَكُونُ الْإِمَامُ فِي حَالٍ يُسْأَلُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الَّذِي يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ فَلَا يَكُونُ عِنْدَهُ شَيْءٌ. قَالَ: لَا، وَ لَكِنْ قَدْ يَكُونُ عِنْدَهُ وَ لَا يُجِيبُ"}} (همو، بصائر الدرجات، ص۴۴).</ref> تحلیل چرایی این پاسخ، چندان دشوار نیست و به احتمال فراوان میتوان گفت دلیل این امر میتواند مربوط به شرایط آن روز جامعه و لزوم تقیه از سوی امامان باشد یا آنکه خود پرسشگر به لحاظ فکری، توانایی پذیرش پاسخ حقیقی را نداشته باشد.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۲۲۲ - ۲۳۵.</ref> | ||