←تمایل به نظم
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
#[[اصلاح نام ها]]: پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) تصمیم گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این تغییر نام را یک ضرورت روانی ـ اجتماعی تشخیص داد. نام یثرب که به معنای افساد و مذمّت بود به «طیبه» و پاکی تغییر دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج 5، ص 43</ref> قطعاً انتخاب اسم زیبایی مانند «طیبه» در القای روح امید و خوش بینی در دیدگاه یاران تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از اقدامات فرهنگی است که در انقلابهای عمیق اجتماعی صورت می گیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج 2، ص 124</ref> این گردهم آمدن و پیوستگی روحی جمعیت در تمامی مذاهب، به ویژه در مذاهب عالیه توحیدی، وجود دارد. اما در مورد اسلام، مسأله وحدت اجتماعی و به هم پیوستگی معنوی به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 57]]</ref> | #[[اصلاح نام ها]]: پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) تصمیم گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این تغییر نام را یک ضرورت روانی ـ اجتماعی تشخیص داد. نام یثرب که به معنای افساد و مذمّت بود به «طیبه» و پاکی تغییر دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج 5، ص 43</ref> قطعاً انتخاب اسم زیبایی مانند «طیبه» در القای روح امید و خوش بینی در دیدگاه یاران تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از اقدامات فرهنگی است که در انقلابهای عمیق اجتماعی صورت می گیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج 2، ص 124</ref> این گردهم آمدن و پیوستگی روحی جمعیت در تمامی مذاهب، به ویژه در مذاهب عالیه توحیدی، وجود دارد. اما در مورد اسلام، مسأله وحدت اجتماعی و به هم پیوستگی معنوی به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 57]]</ref> | ||
#[[اصلاح باورها]]: کانون اصلی فرهنگ اسلامی که پیامبر اعظم ایجاد کرد تغییر در لایه های اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی اسلام جایگزین آن شد. در صدر اسلام نظام قبیله ای بود، هویت فرد به حوزه ارتباطات قبیله ای و عشیره ای او بود: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ»<ref>سورۀ تکاثر، آیۀ 1</ref> و قوانین نیز بر اساس قراردادهای قبیله ایی شکل می گرفت. آنجا ثار بود اینجا ثارالله شد، در جاهلیت علم الانساب بود اسلام علم الاسما آورد، آنجا برتری نزد قبیله، اینجا برتری نزد خدا، آنجا عصبیت و اینجا ایثار، قرآن میفرماید: «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ و خویشان نزدیکت را هشدار ده.»<ref>سورۀ شعراء، آیۀ 214</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 58]]</ref> | #[[اصلاح باورها]]: کانون اصلی فرهنگ اسلامی که پیامبر اعظم ایجاد کرد تغییر در لایه های اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی اسلام جایگزین آن شد. در صدر اسلام نظام قبیله ای بود، هویت فرد به حوزه ارتباطات قبیله ای و عشیره ای او بود: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ»<ref>سورۀ تکاثر، آیۀ 1</ref> و قوانین نیز بر اساس قراردادهای قبیله ایی شکل می گرفت. آنجا ثار بود اینجا ثارالله شد، در جاهلیت علم الانساب بود اسلام علم الاسما آورد، آنجا برتری نزد قبیله، اینجا برتری نزد خدا، آنجا عصبیت و اینجا ایثار، قرآن میفرماید: «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ و خویشان نزدیکت را هشدار ده.»<ref>سورۀ شعراء، آیۀ 214</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 58]]</ref> | ||
===تمایل به نظم=== | ===[[تمایل به نظم]]=== | ||
*کمال انسان وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ رشد دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، رشد استعدادهای انسان مانند رشد اندام یک کودک است به این معنا که رشد هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم رشد کنند اگر تنها یکی از اعضای کودک مثلاً دست یا پای او رشد کند نمی توان او را رشد یافته نامید قرآن تعبیر امام را برای ابراهیم به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعه ها از راه گرایش به باطل به گمراهی کشیده نمی شوند بلکه از افراط در یک طرف نیز به فساد کشیده می شوند یعنی اگر انسان تنها در یک جهت گرایش پیدا کرد و سایر ارزش ها را به فراموشی سپرد همانند کودکی می گردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر مسلمانی منحصر در مسجد رفتن و دعا خواندن شد و سایر ارزش ها فراموش گردید این فرد تعادل روحی خود را از دست می دهد از این رو وقتی به پیامبر خبر دادند که عده ای از اصحاب غرق در عبادت شده اند و زن و فرزند را رها کرده و به هیچ کاری نمی پردازند آن حضرت عصبانی شد و به مسجد تشریف آورد و به شدت با آن افراد به مخالفت پرداخت و فرمود کسانی که این کارها را پیش گرفته اند از سنت من خارج اند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 67، ص 113</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 59]]</ref> | *کمال انسان وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ رشد دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، رشد استعدادهای انسان مانند رشد اندام یک کودک است به این معنا که رشد هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم رشد کنند اگر تنها یکی از اعضای کودک مثلاً دست یا پای او رشد کند نمی توان او را رشد یافته نامید قرآن تعبیر امام را برای ابراهیم به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعه ها از راه گرایش به باطل به گمراهی کشیده نمی شوند بلکه از افراط در یک طرف نیز به فساد کشیده می شوند یعنی اگر انسان تنها در یک جهت گرایش پیدا کرد و سایر ارزش ها را به فراموشی سپرد همانند کودکی می گردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر مسلمانی منحصر در مسجد رفتن و دعا خواندن شد و سایر ارزش ها فراموش گردید این فرد تعادل روحی خود را از دست می دهد از این رو وقتی به پیامبر خبر دادند که عده ای از اصحاب غرق در عبادت شده اند و زن و فرزند را رها کرده و به هیچ کاری نمی پردازند آن حضرت عصبانی شد و به مسجد تشریف آورد و به شدت با آن افراد به مخالفت پرداخت و فرمود کسانی که این کارها را پیش گرفته اند از سنت من خارج اند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 67، ص 113</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 59]]</ref> | ||
===[[برپایی نظام ولایی]]=== | |||
*نوع نگرش اسلام به حکومت و سیاست و اهدافی که دنبال می نماید، موجب آن گشته است که نه تنها در تعریف سیاست و مبانی و اصول کلی نظام سیاسی با سایر دیدگاه ها و نظام های سیاسی تفاوت ماهوی و مبنایی داشته باشد بلکه در ساختار کلی و شکل عملی حکومت نیز مبتکر روش و نظام منحصر بفرد و ویژه ای باشد. روش ها و انواع حکومتی که در طول تاریخ به وجود آمده، هیچ کدام با مبانی اسلامی هماهنگی نداشته و با هیچ توجیهی نمیتوان آنها را حکومت کاملاً دینی نامید. گر چه برخی در عمل به ظواهر دینی و احکام اسلامی نسبت به بقیه توجه و اهتمام بیشتری داشته اند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 60]]</ref> | *نوع نگرش اسلام به حکومت و سیاست و اهدافی که دنبال می نماید، موجب آن گشته است که نه تنها در تعریف سیاست و مبانی و اصول کلی نظام سیاسی با سایر دیدگاه ها و نظام های سیاسی تفاوت ماهوی و مبنایی داشته باشد بلکه در ساختار کلی و شکل عملی حکومت نیز مبتکر روش و نظام منحصر بفرد و ویژه ای باشد. روش ها و انواع حکومتی که در طول تاریخ به وجود آمده، هیچ کدام با مبانی اسلامی هماهنگی نداشته و با هیچ توجیهی نمیتوان آنها را حکومت کاملاً دینی نامید. گر چه برخی در عمل به ظواهر دینی و احکام اسلامی نسبت به بقیه توجه و اهتمام بیشتری داشته اند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 60]]</ref> | ||
*پیامبر برای حکومت مطلوبیت ذاتی قایل نیست لکن نظر به اهمیت و تأثیری که در هدایت انسان ها و فراهم نمودن مقدمات و زمینه های رشد و تعالی ارزش ها و توانمندی های افراد بشر دارد مدیریت و نظام خاصی را برای آن را ترسیم کرده است. اسلام مدیریت کلان جامعه اسلامی را پیمان الهی می داند که با انشاء خدا، بوسیله افراد ممتازی که شایستگی علمی و عملی لازم را برای قائم مقامی خدا دارند، تجلی مییابد. از این رو با الهام از آیات قرآن و بویژه محوریت توحید در همه معارف دینی، می توان گفت که ساختار کلی نظام سیاسی اسلام " نظام ولایی و امامت" است. فلسفه سیاسی اسلام، حکومتی را دینی می داند که در قانون و اجرا به خدا منتهی گردد و از خود خواهی و شخص پرستی به دور باشد و راه آن را نظام ولایی معرفی میکند؛ یعنی نظامی که جانشین خدا، قانون الهی را در بین مومنان اجرا می نماید.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 60]]</ref> | *پیامبر برای حکومت مطلوبیت ذاتی قایل نیست لکن نظر به اهمیت و تأثیری که در هدایت انسان ها و فراهم نمودن مقدمات و زمینه های رشد و تعالی ارزش ها و توانمندی های افراد بشر دارد مدیریت و نظام خاصی را برای آن را ترسیم کرده است. اسلام مدیریت کلان جامعه اسلامی را پیمان الهی می داند که با انشاء خدا، بوسیله افراد ممتازی که شایستگی علمی و عملی لازم را برای قائم مقامی خدا دارند، تجلی مییابد. از این رو با الهام از آیات قرآن و بویژه محوریت توحید در همه معارف دینی، می توان گفت که ساختار کلی نظام سیاسی اسلام " نظام ولایی و امامت" است. فلسفه سیاسی اسلام، حکومتی را دینی می داند که در قانون و اجرا به خدا منتهی گردد و از خود خواهی و شخص پرستی به دور باشد و راه آن را نظام ولایی معرفی میکند؛ یعنی نظامی که جانشین خدا، قانون الهی را در بین مومنان اجرا می نماید.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 60]]</ref> | ||
*پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) پس از ورود به مدینه به تشکیل حکومت پرداخت. اقدامات سیاسی ـ فرهنگی ایشان در تاسیس یک حکومت متمرکز با سیستم اداری و نظامی منظم و سازمان یافته در عربستان آن روز که مهمترین عنصر سیاسی آن قبیله بود و به جز قبیله و آداب و رسوم قبیله ای هیچ تشکیلات سیاسی و قانون و ضابطه همگانی وجود نداشت بسیار تازگی داشت. این اولین باری بود که جزیره العرب با استقرار یک حکومت مرکزی در دوران خود روبه رو می شد. حکومت جدید بر پایه روابط گسترده اجتماعی و جایگزینی ارزش های دینی در مقابل ارزش های قومی و قبیله ای شکل گرفت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 61]]</ref> | *پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) پس از ورود به مدینه به تشکیل حکومت پرداخت. اقدامات سیاسی ـ فرهنگی ایشان در تاسیس یک حکومت متمرکز با سیستم اداری و نظامی منظم و سازمان یافته در عربستان آن روز که مهمترین عنصر سیاسی آن قبیله بود و به جز قبیله و آداب و رسوم قبیله ای هیچ تشکیلات سیاسی و قانون و ضابطه همگانی وجود نداشت بسیار تازگی داشت. این اولین باری بود که جزیره العرب با استقرار یک حکومت مرکزی در دوران خود روبه رو می شد. حکومت جدید بر پایه روابط گسترده اجتماعی و جایگزینی ارزش های دینی در مقابل ارزش های قومی و قبیله ای شکل گرفت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 61]]</ref> | ||
===[[تحولگرایی]]=== | ===[[تحولگرایی]]=== | ||
*تحول ایجاد تغییر و تکمیل در ساختارها، فرایندها و راهبردهای حاکم بر یک سیستم با هدف تولید کیفیت برتر و تغییر از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است و تغییر غیر از انحراف و تجدید نظر است<ref>نوسازی، و تحول، جمعی از نویسندگان مجلۀ حوزه،</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 62]]</ref> | *تحول ایجاد تغییر و تکمیل در ساختارها، فرایندها و راهبردهای حاکم بر یک سیستم با هدف تولید کیفیت برتر و تغییر از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است و تغییر غیر از انحراف و تجدید نظر است<ref>نوسازی، و تحول، جمعی از نویسندگان مجلۀ حوزه،</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 62]]</ref> | ||