←ویژگیهای حکومت امیرمؤمنان
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
همانگونه که در سخنان آن [[حضرت]] آمده، [[حکومت]] ایشان در [[حق]] میانهترین، در [[عدل]] فراگیرترین و در جلب [[خشنودی]] مردم گستردهترین [[حکومتها]] بود<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. آن حضرت حاکمی بود، که دیر به [[خشم]] میآمد و عذرپذیرترین افراد بود، بر [[ناتوان]] [[رحمت]] میآورد، و با [[قدرتمندان]]، با [[قدرت]] برخورد میکرد، [[درشتی]] مردم او را به [[تجاوز]] نمیکشاند و [[ناتوانی]] آنان او را از حرکت بازنمیداشت. [[دلاور]] و سلحشور، [[بخشنده]] و بلندنظر و بیشتر از دیگران کمککار مردم بود<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. مردم را به هیچ طاعتی توصیه نمیکرد، مگر پیش از آن خود بدان عمل کرده باشد و از معصیتی باز نمیداشت جز آنکه پیش از آنان، آن را ترک نموده باشد<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵.</ref>. در هیچ [[حکومتی]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} به اندازه [[حکومت حضرت علی]]{{ع}} [[اخلاق]] رعایت نشد<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۳ و ۳۷.</ref>، به طوری که در حکومت آن حضرت مرزی میان اخلاق و [[سیاست]] وجود نداشت<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۳۱.</ref>. [[سلوک سیاسی]] آن حضرت با [[سلوک معنوی]] و [[اخلاقی]] او پیوند داشت و سیاستش آمیخته با [[معنویت]] و اخلاق بود<ref>بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، ۲۰/۶/۱۳۸۸ (سایت آیتالله خامنه ای).</ref>. | همانگونه که در سخنان آن [[حضرت]] آمده، [[حکومت]] ایشان در [[حق]] میانهترین، در [[عدل]] فراگیرترین و در جلب [[خشنودی]] مردم گستردهترین [[حکومتها]] بود<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. آن حضرت حاکمی بود، که دیر به [[خشم]] میآمد و عذرپذیرترین افراد بود، بر [[ناتوان]] [[رحمت]] میآورد، و با [[قدرتمندان]]، با [[قدرت]] برخورد میکرد، [[درشتی]] مردم او را به [[تجاوز]] نمیکشاند و [[ناتوانی]] آنان او را از حرکت بازنمیداشت. [[دلاور]] و سلحشور، [[بخشنده]] و بلندنظر و بیشتر از دیگران کمککار مردم بود<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. مردم را به هیچ طاعتی توصیه نمیکرد، مگر پیش از آن خود بدان عمل کرده باشد و از معصیتی باز نمیداشت جز آنکه پیش از آنان، آن را ترک نموده باشد<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵.</ref>. در هیچ [[حکومتی]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} به اندازه [[حکومت حضرت علی]]{{ع}} [[اخلاق]] رعایت نشد<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۳ و ۳۷.</ref>، به طوری که در حکومت آن حضرت مرزی میان اخلاق و [[سیاست]] وجود نداشت<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۳۱.</ref>. [[سلوک سیاسی]] آن حضرت با [[سلوک معنوی]] و [[اخلاقی]] او پیوند داشت و سیاستش آمیخته با [[معنویت]] و اخلاق بود<ref>بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، ۲۰/۶/۱۳۸۸ (سایت آیتالله خامنه ای).</ref>. | ||
آن حضرت با [[مخالفان]] خود نیز با [[اخلاق اسلامی]] رفتار میکرد. نسبت به [[بیت المال]] مسلمانان حساس بود و اگر [[کارگزاری]] به بیت المال دست درازی میکرد، به شدت با او برخورد داشت و در اولین [[فرصت]] او را [[عزل]] میکرد<ref>برای آگاهی از برخورد شدید امام و عزل کارگزاران متخلف ر.ک: یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۰۲-۲۰۳؛ سید رضی، نهج البلاغه، نامه ۴۱ و ۲۱؛ احمدی میانجی، مکاتیب الأئمة{{عم}}، ج۲، ص۲۸۰.</ref> و هرگز [[ظلم]] [[والیان]] را به [[مردم]] [[تحمل]] نکرد. برای نمونه، [[سوده]] [[یمانی]] از [[کارگزاری]] [[شکایت]] کرد و [[امام]]{{ع}} در نامهای، ضمن [[دعوت]] او به [[عدالت]]، دستور داد همین که [[نامه]] به دستش رسید، نزد آن [[حضرت]] بیاید و آن [[کارگزار]] را [[عزل]] کرد<ref>اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۷۴.</ref>.<ref>گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۴۷.</ref> | آن حضرت با [[مخالفان]] خود نیز با [[اخلاق اسلامی]] رفتار میکرد. نسبت به [[بیت المال]] مسلمانان حساس بود و اگر [[کارگزاری]] به بیت المال دست درازی میکرد، به شدت با او برخورد داشت و در اولین [[فرصت]] او را [[عزل]] میکرد<ref>برای آگاهی از برخورد شدید امام و عزل کارگزاران متخلف ر.ک: یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۰۲-۲۰۳؛ سید رضی، نهج البلاغه، نامه ۴۱ و ۲۱؛ احمدی میانجی، مکاتیب الأئمة{{عم}}، ج۲، ص۲۸۰.</ref> و هرگز [[ظلم]] [[والیان]] را به [[مردم]] [[تحمل]] نکرد. برای نمونه، [[سوده]] [[یمانی]] از [[کارگزاری]] [[شکایت]] کرد و [[امام]]{{ع}} در نامهای، ضمن [[دعوت]] او به [[عدالت]]، دستور داد همین که [[نامه]] به دستش رسید، نزد آن [[حضرت]] بیاید و آن [[کارگزار]] را [[عزل]] کرد<ref>اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۷۴.</ref>.<ref>گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۴۷.</ref> | ||
==[[اقدامات اصلاحی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}== | |||
منظور از [[اصلاحات]]، [[اصلاح]] [[مفاسد]] و رفع نابسامانیهایی بود که در [[حکومت]] خلفای پیشین پدید آمده بود. [[فتوحات]] در عصر خلفای سهگانه سبب گسترش [[قلمرو اسلام]] و سرازیر شدن [[غنائم]] به [[مدینه]] و در نتیجه [[ثروتاندوزی]]، دنیامداری و [[رفاهطلبی]] و دوری [[جامعه]] از [[ارزشهای الهی]] شد. از این رو، مهمترین مشکل رویاروی آن حضرت [[دنیاگرایی]]، [[اشرافیگری]]، [[بدعتها]]، [[انحرافات]] و [[کارگزاران]] [[ناصالح]] بود. | |||
امام{{ع}} [[باور]] داشت که [[جاهلیت]] با شکلی جدید بازگشته است و ناشایستگان [[مدیریت جامعه]] را تصاحب کرده و [[شایستگان]] عقب ماندهاند. از این رو، فرمود: کاری میکنم که بالارفتگان پایین افتند و پایین ماندگان بالا روند<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶.</ref> و روند اصلاح و بهبود جامعه را در حوزههای مختلف [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] آغاز کرد. | |||
حضرت برای کاهش آسیبها و انحرافهای اجتماعی و بهسازی [[تعاملات اجتماعی]]، به بازگشت به [[سنت نبوی]]، [[اجرا]] کردن [[آموزههای دینی]] و اصلاح [[بینش]] [[مسلمانان]] درباره [[دنیا]] و [[آخرت]] تأکید داشت و میفرمود: من شما را به راه و روش [[رسول خدا]]{{صل}} و جامعه عصر آن حضرت بر میگردانم<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶.</ref>. بدین منظور در صدد تقویت [[پیوندهای اجتماعی]] بر اساس [[خدامحوری]] و آموزههای [[نبوی]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.</ref>، [[حسن معاشرت]]، دوری از [[تفرقه]] میان مسلمانان<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>، رواج [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>، تصحیح [[فرهنگ عمومی]] و نیز [[توسعه]] [[آموزش و پرورش]] بود. | |||
امام{{ع}} در بعد سیاسی، بدون توجه به [[زیادهخواهی]] دیگران دست به اقداماتی زد که از مهمترین آنها [[تغییر]] [[ساختار سیاسی]]<ref>منقری، وقعة صفین، ص۴۸۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۲۰.</ref>، [[عزل]] [[کارگزاران]] ناشایسته پیشین و به خصوص [[معاویه]]<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الأئمة{{عم}}، ج۱، ص۵۸.</ref>، و [[نصب]] افراد [[شایسته]]<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۷۹.</ref>، [[برابری]] [[مردم]] در برابر [[قانون]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۵۶.</ref> و انتقال مرکز [[خلافت]] از [[مدینه]] به [[کوفه]]<ref>ابوحنیفه دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۳.</ref> بود. [[حضرت]] برخی کارگزاران [[عثمان]] را فرا خواند تا [[اموال]] به ناحق گرفته را از آنان پس بگیرد و به [[بیت المال]] برگرداند که این سبب [[نگرانی]] معاویه شد<ref>قاضی نعمان، شرح الاخبار، ج۲، ص۸۸.</ref>. برخی کارگزاران عثمان نیز با توجه به [[شناختی]] که از حضرت داشتند، قبل از برکناری گریختند<ref>مفید، الجمل، ص۱۶۶ و ۲۲۸.</ref>. | |||
حضرت در [[بعد اقتصادی]] امتیازها را برداشت و در دادن سهم به [[خویشان]] خود بسیار سختگیر بود<ref>ثقفی، الغارات، ص۶۷.</ref>. بیت المال را به [[مساوات]] میان [[مسلمانان]] تقسیم کرد، میان [[غلام]] و ارباب فرقی نگذاشت<ref>ابن عقده، فضائل امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۹۱.</ref> و اموال [[غارت]] شده بیت المال را بازگرداندند. ایشان هر [[جمعه]] بیت المال را تقسیم میکرد و آن را شیوه [[رسول خدا]]{{صل}} میدانست<ref>ثقفی، الغارات، ص۴۸.</ref> و خود تا زمانی که میتوانست از اموال شخصاش استفاده کند، از بیت المال استفاده نمیکرد<ref>اسکافی، المعیار و الموازنه، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۱، ص۶۸.</ref>. [[اصلاحات اقتصادی]] برای زیادهخواهان گران آمد و بر [[تساوی]] [[تقسیم بیت المال]] [[اعتراض]] کردند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۸؛ ابن عقده، فضائل امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۹۱.</ref>، اما [[امیرمؤمنان]]{{ع}} ضمن بیان خطبهای، این اعتراض و درخواستها را منطبق با [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] ندانست و فرمود: [[کتاب خدا]] و [[سنت]] [[رسول]]{{صل}} را به خوبی زیر و رو کردم و در آن جز [[تقوا]] معیاری برای [[برتری]] ندیدم<ref>ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۶-۴۰.</ref>. [[رفتار عادلانه]] [[امام]]{{ع}}، سبب شد برخی به [[شام]] و نزد معاویه بگریزند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۹۷.</ref> و برخی [[بیعت]] شکنند و راه [[مخالفت]] پیش گیرند.<ref>گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۴۸.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == |