←شاخصههای نظاممندی
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
===[[تعادل گرایی]]=== | ===[[تعادل گرایی]]=== | ||
*در یک نظام اداری وقتی روابط منطقی و منظم بین فعالیتهای واحدهای تابعه و نیازمندی و توقعات ارباب رجوع و ارزشهای جامعه باشد آن سازمان دارای تعادل است.<ref>زارعی متین، حسن، مبانی سازمان و مدیریت و رویکرد اقتضایی، ص ۵۷</ref> مدیریت نبوی یک مدیریت نظاممند و متعادل بوده یعنی در حالی که به درونگرایی و عبادت و ذکر اهمیت میدهد، از برون گرایی و اهتمام به امور جامعه، غفلت نمینماید. [[اسلام]] دینی میانه و معتدل است و لذا در هر کاری به اعتدال دستور داده است همانگونه که از کفر و شرک برحذر داشته و به عبادت و یکتاپرستی دستور داده است، هر چند که عبادت، تقرب خدا را به دنبال دارد اما با این حال عبادت هم اندازهای دارد و نباید آنقدر زیاد باشدکه به انسان صدمه وارد نماید. و این نکته به [[پیامبر]]{{صل}} گوشزد شده است چون ایشان آنقدر عبادت میکردند که پاهایشان متورم گردیده بود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۴</ref> | *در یک نظام اداری وقتی روابط منطقی و منظم بین فعالیتهای واحدهای تابعه و نیازمندی و توقعات ارباب رجوع و ارزشهای جامعه باشد آن سازمان دارای تعادل است.<ref>زارعی متین، حسن، مبانی سازمان و مدیریت و رویکرد اقتضایی، ص ۵۷</ref> مدیریت نبوی یک مدیریت نظاممند و متعادل بوده یعنی در حالی که به درونگرایی و عبادت و ذکر اهمیت میدهد، از برون گرایی و اهتمام به امور جامعه، غفلت نمینماید. [[اسلام]] دینی میانه و معتدل است و لذا در هر کاری به اعتدال دستور داده است همانگونه که از کفر و شرک برحذر داشته و به عبادت و یکتاپرستی دستور داده است، هر چند که عبادت، تقرب خدا را به دنبال دارد اما با این حال عبادت هم اندازهای دارد و نباید آنقدر زیاد باشدکه به انسان صدمه وارد نماید. و این نکته به [[پیامبر]]{{صل}} گوشزد شده است چون ایشان آنقدر عبادت میکردند که پاهایشان متورم گردیده بود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۴</ref> | ||
*فرهنگ اسلامی، انسانی میسازد که ارزشهای اخلاقیاش از کهکشانها شکوهمندتر است سیمای مسلمان راستین همگام با [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را قرآن چنین توصیف کرده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن| | *فرهنگ اسلامی، انسانی میسازد که ارزشهای اخلاقیاش از کهکشانها شکوهمندتر است سیمای مسلمان راستین همگام با [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را قرآن چنین توصیف کرده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللَّهِ}}﴾}}<ref>«محمّد فرستاده خداست کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند، پیوسته آنان را در حال رکوع و سجود میبینی.»سورۀ فتح، آیۀ ۲۹</ref> [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] یارانش را به تعادل و میانهروی در گرایشهای بیرونی و درونی فرا خواند یعنی از یک طرف به جامعهگرایی، یگانگی و مهربانی در میان خود و شدت و جهاد در برابر مشرکان فرا خواند و از طرف دیگر به درون گرایی و عبادت الهی و رکوع و سجده و راز و نیاز فرا میخواند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۲</ref> | ||
*خدمت به خلق نیز یکی از ارزشهای انسانی است و [[اسلام]] آن را صد در صد تأیید میکند اما عدهای این سخن را شعار خود قرار داده که عبادت به جز خدمت خلق نیست و با این سخن ارزش علم و جهاد و عبادت را نفی میکنند در حالی که اگر همه ارزشها منحصر در خدمت به خلق باشد آن گاه خلق خدا همانند مجموعهای از حیوانات میشوند که خدمت به آنها سیر کردن شکم آنهاست پس این یک دیدگاه افراطی است.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، انسان بر آستان دین، خلاصۀ مجموعه آثار، ص ۹۲</ref> [[اسلام]] سختگیری یهود و آسانگیری نصارا را در پیش نمیگیرد بلکه راه میانه را بر گزیده است انسان را به زهد و گوشهگیری نمیکشاند و از اباحیگری و اسراف هم باز میدارد [[اسلام]] مادیت و معنویت را با یکدیگر پیوند داده است فرد را جزئی از جامعه و جامعه را مجموعه افراد میداند [[اسلام]] فرد را قربانی جامعه و جامعه را قربانی فرد نمیکند انسان مسلمان نه خوشبین افراطی است نه بدبین و نا امید آن چنان که در اندیشه غربی سراغ داریم [[اسلام]] بدترین خطر را جدایی دین از سیاست و علم از عمل و باقی ماندن در علم بدون عمل میداند و همواره ایمان و عمل صالح را همراه یکدیگر ذکر کرده است<ref>جندی، انور، [[اسلام]] و جهان معاصر، ص ۱۹</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۵</ref> | *خدمت به خلق نیز یکی از ارزشهای انسانی است و [[اسلام]] آن را صد در صد تأیید میکند اما عدهای این سخن را شعار خود قرار داده که عبادت به جز خدمت خلق نیست و با این سخن ارزش علم و جهاد و عبادت را نفی میکنند در حالی که اگر همه ارزشها منحصر در خدمت به خلق باشد آن گاه خلق خدا همانند مجموعهای از حیوانات میشوند که خدمت به آنها سیر کردن شکم آنهاست پس این یک دیدگاه افراطی است.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، انسان بر آستان دین، خلاصۀ مجموعه آثار، ص ۹۲</ref> [[اسلام]] سختگیری یهود و آسانگیری نصارا را در پیش نمیگیرد بلکه راه میانه را بر گزیده است انسان را به زهد و گوشهگیری نمیکشاند و از اباحیگری و اسراف هم باز میدارد [[اسلام]] مادیت و معنویت را با یکدیگر پیوند داده است فرد را جزئی از جامعه و جامعه را مجموعه افراد میداند [[اسلام]] فرد را قربانی جامعه و جامعه را قربانی فرد نمیکند انسان مسلمان نه خوشبین افراطی است نه بدبین و نا امید آن چنان که در اندیشه غربی سراغ داریم [[اسلام]] بدترین خطر را جدایی دین از سیاست و علم از عمل و باقی ماندن در علم بدون عمل میداند و همواره ایمان و عمل صالح را همراه یکدیگر ذکر کرده است<ref>جندی، انور، [[اسلام]] و جهان معاصر، ص ۱۹</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۵</ref> | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
*نظامی به کمال میرسد که در آن نوآوری یعنی اصلاح و تجدید حیات به طور مستمر رخ دهد و خود را با استعدادهای جوان و افکار جدید تازه کند و در جریان آخرین پیشرفتها و دانشها قرار گیرد. | *نظامی به کمال میرسد که در آن نوآوری یعنی اصلاح و تجدید حیات به طور مستمر رخ دهد و خود را با استعدادهای جوان و افکار جدید تازه کند و در جریان آخرین پیشرفتها و دانشها قرار گیرد. | ||
#[[اصلاح نام ها]]: [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} تصمیم گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این تغییر نام را یک ضرورت روانی ـ اجتماعی تشخیص داد. نام یثرب که به معنای افساد و مذمّت بود به "طیبه" و پاکی تغییر دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج ۵، ص ۴۳</ref> قطعاً انتخاب اسم زیبایی مانند طیبه در القای روح امید و خوش بینی در دیدگاه یاران تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از اقدامات فرهنگی است که در انقلابهای عمیق اجتماعی صورت میگیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج ۲، ص ۱۲۴</ref> این گردهم آمدن و پیوستگی روحی جمعیت در تمامی مذاهب، به ویژه در مذاهب عالیه توحیدی، وجود دارد. اما در مورد اسلام، مسأله وحدت اجتماعی و به هم پیوستگی معنوی به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۷]]</ref> | #[[اصلاح نام ها]]: [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} تصمیم گرفتند که نام یثرب را تغییر دهد. ایشان این تغییر نام را یک ضرورت روانی ـ اجتماعی تشخیص داد. نام یثرب که به معنای افساد و مذمّت بود به "طیبه" و پاکی تغییر دادند.<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج ۵، ص ۴۳</ref> قطعاً انتخاب اسم زیبایی مانند طیبه در القای روح امید و خوش بینی در دیدگاه یاران تأثیر بسزایی داشته است. تغییر نام یکی از اقدامات فرهنگی است که در انقلابهای عمیق اجتماعی صورت میگیرد.<ref>واقدی، ابن سعد کاتب، المغازی، ج ۲، ص ۱۲۴</ref> این گردهم آمدن و پیوستگی روحی جمعیت در تمامی مذاهب، به ویژه در مذاهب عالیه توحیدی، وجود دارد. اما در مورد اسلام، مسأله وحدت اجتماعی و به هم پیوستگی معنوی به نوع دیگر مطرح است.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۷]]</ref> | ||
#[[اصلاح باورها]]: کانون اصلی فرهنگ اسلامی که [[پیامبر خاتم|پیامبر اعظم]] ایجاد کرد تغییر در لایههای اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی [[اسلام]] جایگزین آن شد. در صدر [[اسلام]] نظام قبیلهای بود، هویت فرد به حوزه ارتباطات قبیلهای و عشیرهای او بود: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن| | #[[اصلاح باورها]]: کانون اصلی فرهنگ اسلامی که [[پیامبر خاتم|پیامبر اعظم]] ایجاد کرد تغییر در لایههای اعتقادی بود که در جاهلیت فرهنگ بود، ولی [[اسلام]] جایگزین آن شد. در صدر [[اسلام]] نظام قبیلهای بود، هویت فرد به حوزه ارتباطات قبیلهای و عشیرهای او بود: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ}}﴾}}<ref>سورۀ تکاثر، آیۀ ۱</ref> و قوانین نیز بر اساس قراردادهای قبیلهایی شکل میگرفت. آنجا ثار بود اینجا ثارالله شد، در جاهلیت علم الانساب بود [[اسلام]] علم الاسما آورد، آنجا برتری نزد قبیله، اینجا برتری نزد خدا، آنجا عصبیت و اینجا ایثار، قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ}}﴾}}<ref>«و خویشان نزدیکت را هشدار ده» سورۀ شعراء، آیۀ ۲۱۴</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش ۸، ص ۵۸]]</ref> | ||
===[[تمایل به نظم]]=== | ===[[تمایل به نظم]]=== | ||
*کمال انسان وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ رشد دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، رشد استعدادهای انسان مانند رشد اندام یک کودک است به این معنا که رشد هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم رشد کنند اگر تنها یکی از اعضای کودک مثلاً دست یا پای او رشد کند نمیتوان او را رشد یافته نامید قرآن تعبیر [[امام]] را برای ابراهیم به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعهها از راه گرایش به باطل به گمراهی کشیده نمیشوند بلکه از افراط در یک طرف نیز به فساد کشیده میشوند یعنی اگر انسان تنها در یک جهت گرایش پیدا کرد و سایر ارزشها را به فراموشی سپرد همانند کودکی میگردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر مسلمانی منحصر در مسجد رفتن و دعا خواندن شد و سایر ارزش ها فراموش گردید این فرد تعادل روحی خود را از دست میدهد از این رو وقتی به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دادند که عدهای از اصحاب غرق در عبادت شده اند و زن و فرزند را رها کرده و به هیچ کاری نمیپردازند آن حضرت عصبانی شد و به مسجد تشریف آورد و به شدت با آن افراد به مخالفت پرداخت و فرمود کسانی که این کارها را پیش گرفته اند از [[سنت]] من خارجاند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۳</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۹</ref> | *کمال انسان وقتی است که همه استعدادهایش را به طور هماهنگ رشد دهد نه اینکه برخی را رشد داده و برخی را معطل گذارد، رشد استعدادهای انسان مانند رشد اندام یک کودک است به این معنا که رشد هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمتها باهم رشد کنند اگر تنها یکی از اعضای کودک مثلاً دست یا پای او رشد کند نمیتوان او را رشد یافته نامید قرآن تعبیر [[امام]] را برای ابراهیم به کار برده چون انسان کامل شد و در همه امتحانات موفق بیرون آمد غالباً افراد و جامعهها از راه گرایش به باطل به گمراهی کشیده نمیشوند بلکه از افراط در یک طرف نیز به فساد کشیده میشوند یعنی اگر انسان تنها در یک جهت گرایش پیدا کرد و سایر ارزشها را به فراموشی سپرد همانند کودکی میگردد که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است. مثلاً اگر مسلمانی منحصر در مسجد رفتن و دعا خواندن شد و سایر ارزش ها فراموش گردید این فرد تعادل روحی خود را از دست میدهد از این رو وقتی به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دادند که عدهای از اصحاب غرق در عبادت شده اند و زن و فرزند را رها کرده و به هیچ کاری نمیپردازند آن حضرت عصبانی شد و به مسجد تشریف آورد و به شدت با آن افراد به مخالفت پرداخت و فرمود کسانی که این کارها را پیش گرفته اند از [[سنت]] من خارجاند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۳</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهشهای اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۵۹</ref> | ||