جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
#بزرگان [[علم اصول]] گفتهاند: [[شأن]] عقل فقط [[ادراک]] [[تکالیف شرعی]] و [[مولوی]] است و عقل خودش جاعل و [[حاکم]] نیست، ولی عمل به آنچه عقل از تکالیف شرعی ادراک میکند، لازم است و در صورت [[مخالفت]] با آن [[عقاب]] میشود. پس [[انسان]] در برابر [[تکالیف عقلی]] که همان مدرکات [[عقل عملی]] و نظری باشد [[مسئول]] است<ref>اجود التقریرات، ج۱، ص۱۱۶؛ تهذیب الأصول، ج۲، ص۴۱.</ref>؛ | #بزرگان [[علم اصول]] گفتهاند: [[شأن]] عقل فقط [[ادراک]] [[تکالیف شرعی]] و [[مولوی]] است و عقل خودش جاعل و [[حاکم]] نیست، ولی عمل به آنچه عقل از تکالیف شرعی ادراک میکند، لازم است و در صورت [[مخالفت]] با آن [[عقاب]] میشود. پس [[انسان]] در برابر [[تکالیف عقلی]] که همان مدرکات [[عقل عملی]] و نظری باشد [[مسئول]] است<ref>اجود التقریرات، ج۱، ص۱۱۶؛ تهذیب الأصول، ج۲، ص۴۱.</ref>؛ | ||
#برخی گفتهاند که عقل نیز حاکم است و از جمله شواهد این دیدگاه، آیاتی است که در آنها، [[انسانها]] به [[تعقل]] [[فرمان]] داده شدهاند؛ مانند {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمیورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>. | #برخی گفتهاند که عقل نیز حاکم است و از جمله شواهد این دیدگاه، آیاتی است که در آنها، [[انسانها]] به [[تعقل]] [[فرمان]] داده شدهاند؛ مانند {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمیورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>. | ||
#برخی نیز نظیر اخباریان، عقل و [[ادراکات عقلی]] را بیارزش شمرده و به برخی از [[آیات قرآن]] که [[عذاب]] [[مجرمان]] را به تمام بودن بیان [[شرعی]] و ارسال [[رسول]] منوط دانسته، [[استدلال]] نمودهاند: {{متن قرآن|وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمیکنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>. | #برخی نیز نظیر اخباریان، عقل و [[ادراکات عقلی]] را بیارزش شمرده و به برخی از [[آیات قرآن]] که [[عذاب]] [[مجرمان]] را به تمام بودن بیان [[شرعی]] و ارسال [[رسول]] منوط دانسته، [[استدلال]] نمودهاند: {{متن قرآن|وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمیکنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>. لکن این استدلالها [[ضعیف]] است زیرا در برخی از [[آیات]] تصریح نموده که بر عدم تعقل عذاب مترتب میشود: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و میگویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز میبودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> و نیز [[روایات]]، عقل را به عنوان یک [[حجت]] از طرف [[شارع]] و به عنوان رسول دیگری از طرف [[خدا]] بیان نموده است: {{متن حدیث|يَا هِشَامُ، إِنَّ لِلّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ: حُجَّةً ظَاهِرَةً، وَ حُجَّةً بَاطِنَةً، فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ، وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}، «[[امام صادق]]{{ع}} به هشام فرمود: برای خدا بر [[مردم]] دو [[حجت]] وجود دارد: حجتی آشکار و حجتی پنهان، پس حجت آشکار، [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]] هستند و حجت [[باطن]] پس [[عقل]] است»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۶.</ref>. | ||
[[معتزله]] و امامیان همان نظر اول را پذیرفتهاند و به [[حسن و قبح عقلی]] قائل شدهاند و بر آناند که عقل [[قادر]] است [[حسن و قبح]] برخی امور، مانند حسن [[راستگویی]] و [[قبح]] دروغگوبی را [[ادراک]] کند، هرچند نسبت به [[ادراک حسن و قبح]] برخی امور دیگری همچون [[عبادات]]، [[ناتوان]] است. هر یک از [[افعال]] اختیاری [[انسان]] از نظر عقل، صرف نظر از [[حکم]] [[شارع]]، مقوم ذاتی دارند و افعال در رابطه با حسن و قبح بر سه نوع هستند. بعضی از افعال فی نفسها حسن دارند و حسن مقوم ذاتی آنها خواهد بود مانند [[صدق]] که صفت حسن، جزء ذات «صدق» میباشد و بعضی از افعال فی نفسها قبح دارند مانند [[کذب]] و لذا [[خداوند]] به خاطر حسن «صدق» به [[صداقت]] و راستگویی دستور داده و به خاطر قبحی که کذب دارد کذب را [[نهی]] نموده و [[حرام]] دانسته است و بعضی از افعال نسبت به حسن و قبح [[بلا]] اقتضا هستند یعنی حسن و قبح در ذات آنها نهفته نمیباشد مانند افعال [[مباح]]. | [[معتزله]] و امامیان همان نظر اول را پذیرفتهاند و به [[حسن و قبح عقلی]] قائل شدهاند و بر آناند که عقل [[قادر]] است [[حسن و قبح]] برخی امور، مانند حسن [[راستگویی]] و [[قبح]] دروغگوبی را [[ادراک]] کند، هرچند نسبت به [[ادراک حسن و قبح]] برخی امور دیگری همچون [[عبادات]]، [[ناتوان]] است. هر یک از [[افعال]] اختیاری [[انسان]] از نظر عقل، صرف نظر از [[حکم]] [[شارع]]، مقوم ذاتی دارند و افعال در رابطه با حسن و قبح بر سه نوع هستند. بعضی از افعال فی نفسها حسن دارند و حسن مقوم ذاتی آنها خواهد بود مانند [[صدق]] که صفت حسن، جزء ذات «صدق» میباشد و بعضی از افعال فی نفسها قبح دارند مانند [[کذب]] و لذا [[خداوند]] به خاطر حسن «صدق» به [[صداقت]] و راستگویی دستور داده و به خاطر قبحی که کذب دارد کذب را [[نهی]] نموده و [[حرام]] دانسته است و بعضی از افعال نسبت به حسن و قبح [[بلا]] اقتضا هستند یعنی حسن و قبح در ذات آنها نهفته نمیباشد مانند افعال [[مباح]]. | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
جنیان موجوداتی با [[شعور]] و [[اراده]]<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹؛ حیات الحیوان، ج ۱، ص۲۸۸ ـ ۲۸۹.</ref> و در [[انتخاب]] راه [[نیکی]] و [[بدی]] مختارند، ازین رو همانند [[انسانها]] [[مکلف]] به شمار میروند.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۶۹.</ref> مستند این دیدگاه، [[آیات]] پرشمار [[قرآنی]] است؛ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> که [[هدف از خلقت]] [[جن]] را همانند انسانها [[عبادت خدا]] دانسته است <ref>جامع البیان، ج ۲۷، ص۱۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۶۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۸۴.</ref> برخی، مفاد واژه «لِیَعبُدون» را امر کردن آنان به [[عبادت]] <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۵۵؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۱۳۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۸۴.</ref> یا مطلق [[امر و نهی]] و تکلیف <ref> تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۳۱؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۱۳۲.</ref> دانستهاند. در آیه {{متن قرآن|وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا میدادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم میدادند» سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref>، [[مأمور]] شدن گروهی از جنیان برای شنیدن [[آیات قرآن]] از [[پیامبراکرم]]{{صل}} و [[تبلیغ]] آن در میان همنوعان خود مطرح شده است. [[مفسران]] از این آیه مکلف بودن جنیان <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۱۴۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۶۹؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص۷۹ ـ ۸۰.</ref> و مأمور بودن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برای [[هدایت]] آنان را استفاده کردهاند.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۱۷۵ ـ ۱۷۶.</ref> این مطلب از آیاتی دیگر نیز استفاده میشود؛ از جمله آیاتی که از وجود افراد [[مؤمن]] و [[فاسق]] در میان [[جنیان]] خبر داده {{متن قرآن|وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا}}<ref>«و اینکه برخی از ما فرمانبردارند و برخی رویگردان از راه درست ، پس کسانی که فرمانبرداری کنند، رهیافتی را میجویند» سوره جن، آیه ۱۴.</ref> یا جنیان را به ورود در [[جهنم]] [[تهدید]] کرده {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند ؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref>«جز کسانی که پروردگارت (بر آنان) بخشایش آورد و آنها را برای همین (بخشایش) آفرید؛ و حکم پروردگارت (بدین قرار) اتمام یافت که: بیگمان دوزخ را از پریان و آدمیان میآکنم» سوره هود، آیه ۱۱۹.</ref> یا از [[محشور]] شدن آنها در [[قیامت]] [[سخن]] به میان آورده {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و روزی که همه آنان را گرد میآورد (میفرماید:) ای گروه پریان! به یقین از انسانها (پیروان) بسیار یافتید و دوستان ایشان از انسانها میگویند: پروردگارا! برخی از ما از برخی دیگر بهرهمند شدیم و به اجلی که برای ما مقرّر فرموده بودی رسیدیم؛ (خداوند) میفرم» سوره انعام، آیه ۱۲۸.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ}}<ref>«و میان او و پریان، خویشی نهادند و بیگمان پریان میدانند که آنان را (برای حسابرسی) حاضر میآورند» سوره صافات، آیه ۱۵۸.</ref> یا از [[اقرار]] آنان به [[گناه]] خویش {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیامدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> یا [[عذاب]] شدن جنیان در قیامت یاد کرده است. {{متن قرآن|يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ}}<ref>«بر (سر) شما زبانهای از آتش و مس گداخته فرستاده میشود و شما از خود نمیتوانید دفاع کرد» سوره الرحمن، آیه ۳۵.</ref> برخی [[مفسران]] از [[آیه]] {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم ! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> استفاده کردهاند که جنیان افزون بر [[اصول دین]]، به [[فروع دین]] نیز مکلفاند؛ زیرا مراد از {{متن قرآن|الْحَقِّ }} اصول دین و مراد از {{متن قرآن|طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}} فروع دین و [[احکام عملی]] است.<ref>روح المعانی، ج ۲۶، ص۴۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۱۸۳؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص۷۶.</ref> | جنیان موجوداتی با [[شعور]] و [[اراده]]<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹؛ حیات الحیوان، ج ۱، ص۲۸۸ ـ ۲۸۹.</ref> و در [[انتخاب]] راه [[نیکی]] و [[بدی]] مختارند، ازین رو همانند [[انسانها]] [[مکلف]] به شمار میروند.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۶۹.</ref> مستند این دیدگاه، [[آیات]] پرشمار [[قرآنی]] است؛ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> که [[هدف از خلقت]] [[جن]] را همانند انسانها [[عبادت خدا]] دانسته است <ref>جامع البیان، ج ۲۷، ص۱۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۶۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۸۴.</ref> برخی، مفاد واژه «لِیَعبُدون» را امر کردن آنان به [[عبادت]] <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۵۵؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۱۳۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۸۴.</ref> یا مطلق [[امر و نهی]] و تکلیف <ref> تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۳۱؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۱۳۲.</ref> دانستهاند. در آیه {{متن قرآن|وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا میدادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم میدادند» سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref>، [[مأمور]] شدن گروهی از جنیان برای شنیدن [[آیات قرآن]] از [[پیامبراکرم]]{{صل}} و [[تبلیغ]] آن در میان همنوعان خود مطرح شده است. [[مفسران]] از این آیه مکلف بودن جنیان <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۱۴۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۶۹؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص۷۹ ـ ۸۰.</ref> و مأمور بودن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برای [[هدایت]] آنان را استفاده کردهاند.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۱۷۵ ـ ۱۷۶.</ref> این مطلب از آیاتی دیگر نیز استفاده میشود؛ از جمله آیاتی که از وجود افراد [[مؤمن]] و [[فاسق]] در میان [[جنیان]] خبر داده {{متن قرآن|وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا}}<ref>«و اینکه برخی از ما فرمانبردارند و برخی رویگردان از راه درست ، پس کسانی که فرمانبرداری کنند، رهیافتی را میجویند» سوره جن، آیه ۱۴.</ref> یا جنیان را به ورود در [[جهنم]] [[تهدید]] کرده {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند ؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref>«جز کسانی که پروردگارت (بر آنان) بخشایش آورد و آنها را برای همین (بخشایش) آفرید؛ و حکم پروردگارت (بدین قرار) اتمام یافت که: بیگمان دوزخ را از پریان و آدمیان میآکنم» سوره هود، آیه ۱۱۹.</ref> یا از [[محشور]] شدن آنها در [[قیامت]] [[سخن]] به میان آورده {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و روزی که همه آنان را گرد میآورد (میفرماید:) ای گروه پریان! به یقین از انسانها (پیروان) بسیار یافتید و دوستان ایشان از انسانها میگویند: پروردگارا! برخی از ما از برخی دیگر بهرهمند شدیم و به اجلی که برای ما مقرّر فرموده بودی رسیدیم؛ (خداوند) میفرم» سوره انعام، آیه ۱۲۸.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ}}<ref>«و میان او و پریان، خویشی نهادند و بیگمان پریان میدانند که آنان را (برای حسابرسی) حاضر میآورند» سوره صافات، آیه ۱۵۸.</ref> یا از [[اقرار]] آنان به [[گناه]] خویش {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیامدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> یا [[عذاب]] شدن جنیان در قیامت یاد کرده است. {{متن قرآن|يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ}}<ref>«بر (سر) شما زبانهای از آتش و مس گداخته فرستاده میشود و شما از خود نمیتوانید دفاع کرد» سوره الرحمن، آیه ۳۵.</ref> برخی [[مفسران]] از [[آیه]] {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم ! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> استفاده کردهاند که جنیان افزون بر [[اصول دین]]، به [[فروع دین]] نیز مکلفاند؛ زیرا مراد از {{متن قرآن|الْحَقِّ }} اصول دین و مراد از {{متن قرآن|طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}} فروع دین و [[احکام عملی]] است.<ref>روح المعانی، ج ۲۶، ص۴۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۱۸۳؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص۷۶.</ref> | ||
در [[احادیث اسلامی]] نیز از [[پیمان]] گرفتن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از جنیان درباره به جا آوردن برخی [[عبادات]]، همچون [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]] و [[جهاد]] یاد شده است.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱، ص۱۷۷؛ بحارالانوار، ج ۱۰، ص۴۴؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۲۰.</ref> شماری از مفسران از [[آیات]] و [[روایات]] مذکور استفاده کردهاند که [[تکلیف]] جنیان همانند تکلیف [[انسان]] هاست؛<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۶۹؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۹؛ عالم الجن، ص۲۲۷ ـ ۲۲۸.</ref> اما عده ای دیگر برآناند که جنیان در اصل تکلیف با [[انسانها]] مشترکاند؛ | در [[احادیث اسلامی]] نیز از [[پیمان]] گرفتن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از جنیان درباره به جا آوردن برخی [[عبادات]]، همچون [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]] و [[جهاد]] یاد شده است.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱، ص۱۷۷؛ بحارالانوار، ج ۱۰، ص۴۴؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۲۰.</ref> شماری از مفسران از [[آیات]] و [[روایات]] مذکور استفاده کردهاند که [[تکلیف]] جنیان همانند تکلیف [[انسان]] هاست؛<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۶۹؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۹؛ عالم الجن، ص۲۲۷ ـ ۲۲۸.</ref> اما عده ای دیگر برآناند که جنیان در اصل تکلیف با [[انسانها]] مشترکاند؛ لکن نوع تکلیف آنها متفاوت است.<ref>کشاف القناع، ج ۱، ص۵۷۱ ـ ۵۷۲؛ عالم الجن، ص۲۲۹.</ref> شماری دیگر، اصولا تکلیف داشتن جنیان را [[نفی]] کرده و گفتهاند که اگر آنان [[مکلف]] بودند، [[پیامبری]] از جنس خود داشتند؛ زیرا از آیه {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه میدارد و هر که را بخواهد به راه میآورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref> چنین برداشت میشود.<ref>عالم الجن، ص۱۹۳ ـ ۱۹۹.</ref> با وجود این، هرچند برخی مفسران، [[پیامبران]] جنیان را همان پیامبران انسانها دانستهاند؛<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۱۶۴؛ جامع البیان، ج ۸، ص۴۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۸۶.</ref> اما عدهای با استناد به آیاتی مانند [[آیه]] {{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیامدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> برآناند که [[جنیان]] نیز پیامبرانی از جنس خودشان دارند.<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۴۷ ـ ۴۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۸۶؛ فتح القدیر، ج ۲، ص۱۶۳.</ref> دیدگاههای دیگری نیز در این باره مطرح شدهاند.<ref>کشاف القناع، ج ۱، ص۵۷۱؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۲۹؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص۷۹.</ref> | ||
=== [[فرشتگان]]=== | === [[فرشتگان]]=== | ||