جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - 'الإرشاد' به 'الارشاد') |
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-') |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== [[نامه]] توبیخآمیز امام {{ع}} به معاویه، درباره [[ستمها]] و بدعتهایش == | == [[نامه]] توبیخآمیز امام {{ع}} به معاویه، درباره [[ستمها]] و بدعتهایش == | ||
در کتاب [[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]] آورده شده: معاویه به [[حسین بن علی]] {{ع}} نوشت: اما بعد، درباره تو، خبر اموری به من رسیده که دوست دارم تو را از آنها دور ببینم. اگر خبر درست باشد، از تو نمیپذیرم - و به جانم [[سوگند]]، کسی که دست [[وفا]] و [[عهد]] داده و [[پیمان]] بسته، سزاوار وفا کردن است- | در کتاب [[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]] آورده شده: معاویه به [[حسین بن علی]] {{ع}} نوشت: اما بعد، درباره تو، خبر اموری به من رسیده که دوست دارم تو را از آنها دور ببینم. اگر خبر درست باشد، از تو نمیپذیرم - و به جانم [[سوگند]]، کسی که دست [[وفا]] و [[عهد]] داده و [[پیمان]] بسته، سزاوار وفا کردن است- و اگر نادرست باشد، تو کامرواترین [[مردم]] به آن هستی و [[حظ]] خود میبری و به عهد [[خدا]]، وفا میکنی. پس مرا وادار مکن که از تو ببرم و به تو [[بدی]] نمایم، که من هر گاه سرزنشت کنم، انکارم میکنی و هر گاه به من [[نیرنگ]] بزنی، به تو نیرنگ میزنم. پس، از در هم شکستن [[اجتماع]] این [[امت]] و بازگرداندن آنها به [[فتنه]]، [[پروا]] کن؛ چراکه تو مردم را آزمودهای و تجربه کردهای و پدرت از تو [[برتر]] بود و همه این افرادی که به تو [[پناه]] آوردهاند، گرد او جمع شده بودند و [[گمان]] نمیبرم که آنچه را برای پدرت تباه کردند، برای تو به سامان آورند. پس به خود و دینت بنگر «و کسانی که [[یقین]] ندارند، تو را سبک نکنند»<ref>{{متن قرآن|وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ}} «و مبادا آنان که اهل یقین نیستند تو را سبکسار گردانند» سوره روم، آیه ۶۰.</ref>. | ||
[[حسین]] {{ع}} در پاسخ نوشت: «اما بعد، نامهات به من رسید. نوشته بودی که درباره من، خبرهایی به تو رسیده که آنها را [[دوست]] نداری و اگر درست باشد، از من نمیپذیری، و [کسی] جز [[خداوند]]، به سوی نیکوییها راه نمینماید و بر آنها [[استوار]] نمیدارد. اما [[سخن چینی]] انجام شده برای تو را چاپلوسان [[سخن چین]] تفرقهافکن در میان [[جماعت]]، انجام دادهاند. من سر [[جنگ]] و [[مخالفت]] با تو ندارم. [[سوگند]] به [[خدا]]، آن را وا نهادهام و من از این وا نهادن، از خدا میترسم و [[گمان]] نمیکنم خداوند از این که [[دشمنی]] با تو را کنار گذاشتهام، [[خشنود]] باشد و درباره تو و [[دوستان]] [[متجاوز]] ملحدت - که [[حزب]] [[ستمکاران]] و دار و دسته شیطاناند- | [[حسین]] {{ع}} در پاسخ نوشت: «اما بعد، نامهات به من رسید. نوشته بودی که درباره من، خبرهایی به تو رسیده که آنها را [[دوست]] نداری و اگر درست باشد، از من نمیپذیری، و [کسی] جز [[خداوند]]، به سوی نیکوییها راه نمینماید و بر آنها [[استوار]] نمیدارد. اما [[سخن چینی]] انجام شده برای تو را چاپلوسان [[سخن چین]] تفرقهافکن در میان [[جماعت]]، انجام دادهاند. من سر [[جنگ]] و [[مخالفت]] با تو ندارم. [[سوگند]] به [[خدا]]، آن را وا نهادهام و من از این وا نهادن، از خدا میترسم و [[گمان]] نمیکنم خداوند از این که [[دشمنی]] با تو را کنار گذاشتهام، [[خشنود]] باشد و درباره تو و [[دوستان]] [[متجاوز]] ملحدت - که [[حزب]] [[ستمکاران]] و دار و دسته شیطاناند- کمترین عذری را از من بپذیرد. | ||
آیا تو [[حجر بن عدی]] و یارانش را به [[ستم]] نکشتی؛ آنان که [[نمازگزار]] و [[عابد]] بودند و [[ستم]] را [[زشت]] و [[بدعتها]] را دهشتناک میشمردند و از [[سرزنش]] هیچ [[سرزنشگری]] در [[راه خدا]] نمیترسیدند؟ این [[قتل]] را پس از [[امان]] دادن به آنها، با همه وثیقهها و سوگندهای غلیظ، انجام دادی. آیا تو [[قاتل]] [[عمرو بن حمق]]، [[صحابی پیامبر]] {{صل}}، نیستی که [[عبادت]]، فرسودهاش کرده بود و رنگش را زرد و بدنش را لاغر نموده بود؟ آیا تو [[زیاد بن سمیه]] را که بر بستر [[عبید]] (برده ثقیف) زاده شده بود، پسر پدرت نخواندی، در حالی که [[پیامبر]] {{صل}} فرموده بود: فرزند، متعلق به بستر [- زوجیت] است و برای زناکار، سنگ است؟ | آیا تو [[حجر بن عدی]] و یارانش را به [[ستم]] نکشتی؛ آنان که [[نمازگزار]] و [[عابد]] بودند و [[ستم]] را [[زشت]] و [[بدعتها]] را دهشتناک میشمردند و از [[سرزنش]] هیچ [[سرزنشگری]] در [[راه خدا]] نمیترسیدند؟ این [[قتل]] را پس از [[امان]] دادن به آنها، با همه وثیقهها و سوگندهای غلیظ، انجام دادی. آیا تو [[قاتل]] [[عمرو بن حمق]]، [[صحابی پیامبر]] {{صل}}، نیستی که [[عبادت]]، فرسودهاش کرده بود و رنگش را زرد و بدنش را لاغر نموده بود؟ آیا تو [[زیاد بن سمیه]] را که بر بستر [[عبید]] (برده ثقیف) زاده شده بود، پسر پدرت نخواندی، در حالی که [[پیامبر]] {{صل}} فرموده بود: فرزند، متعلق به بستر [- زوجیت] است و برای زناکار، سنگ است؟ | ||