اسب امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-')
خط ۲۱: خط ۲۱:
  | نویسنده اصلی=<!--جوکار، پورانزاب، واثق، امینی، بهمنی-->
  | نویسنده اصلی=<!--جوکار، پورانزاب، واثق، امینی، بهمنی-->
  | ارزیابی=<!--آماده، نشده، تمام-->
  | ارزیابی=<!--آماده، نشده، تمام-->
  | ارزیابی نهایی =<!--نشده، -،خیرآبادی، فرقانی، تمام توسط [[کاربر:خیرآبادی|خیرآبادی]]، تمام توسط [[کاربر:فرقانی|فرقانی]]-->
  | ارزیابی نهایی =<!--نشده، -خیرآبادی، فرقانی، تمام توسط [[کاربر:خیرآبادی|خیرآبادی]]، تمام توسط [[کاربر:فرقانی|فرقانی]]-->
  | شناسه = <!--ندارد، ناقص، کامل-->
  | شناسه = <!--ندارد، ناقص، کامل-->
  | جامعیت = <!--ندارد، دارد-->
  | جامعیت = <!--ندارد، دارد-->
خط ۲۸: خط ۲۸:
  | لینک‌دهی دستی = <!--ندارد، دارد-->
  | لینک‌دهی دستی = <!--ندارد، دارد-->
  | رده = <!--ندارد، دارد-->
  | رده = <!--ندارد، دارد-->
  | جعبه اطلاعات = <!--ندارد، -، دارد-->
  | جعبه اطلاعات = <!--ندارد، - دارد-->
  | عکس = <!-- ندارد، -، دارد-->
  | عکس = <!-- ندارد، - دارد-->
  | ناوبری = <!--ندارد، دارد-->
  | ناوبری = <!--ندارد، دارد-->
  | رعایت شیوه‌نامه ارجاع = <!--ندارد، دارد-->
  | رعایت شیوه‌نامه ارجاع = <!--ندارد، دارد-->

نسخهٔ ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۰۸

از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده است، پس از ظهور و هنگام حرکت آن حضرت از نجف به سوی مسجد سهله، امام مهدی (ع) بر اسب دست و پا سفیدی سوار است که پیشانی سفید و درخشنده‌ای دارد و همه درخشندگی آن را چون چراغ و ستاره می‌بینند[۱]. امام صادق (ع) فرموده‌اند: "گویی قائم (ع) را در پشت نجف به چشم خود می‌بینم که بر اسب تیره‌رنگی، سیاه و سفید که متمایل به مشکی است سوار است و در میان دو چشمش سفیدی خیره‌کننده‌ای است"[۲]. امام کاظم (ع) مرکب امام مهدی (ع) را بهترین، نیرومندترین و تندروترین وسیله سواری از چارپایان شمرده است[۳].

پرسش مستقیم

منابع

پانویس

  1. «كأنني به قد عبر من وادي السلام إلى مسيل السهلة على فرس محجل له شمراخ يزهر...»؛ منتخب الاثر، ص ۵۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۱.
  2. «كأني أنظر إلى القائم على ظهر نجف [النجف‏] فإذا استوى على ظهر النجف- «4» ركب فرسا أدهم أبلق بين عينيه شمراخ‏»؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۵؛ غیبة نعمانى، ص ۳۰۹.
  3. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص ۹۵.