پیشگویی امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابن‌شهرآشوب')
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-')
خط ۱۵: خط ۱۵:
* [[امام علی]] {{ع}}: بر [[مردم]]، روزگاری خواهد آمد که از [[قرآن]]، جز نقش آن و از [[اسلام]]، جزنام آن نخواهد ماند. در آن روزگار، مسجدهای آنان از نظر ساختمان، آباد و از نظر [[هدایت]]، ویران‌است و ساکنان و آبادکنندگان [[مساجد]]، بدترین مردمِ روی زمین‌اند. [[فتنه]]، ازآنان سرچشمه می‌گیرد و [[گناه]] به آنان برمی‌گردد. آن را که از [[فتنه]] کناره گزیند، بدان‌بازش می‌گردانند و آنکه بخواهد از آن فاصله گیرد، به سوی آن، می‌کشانندش. [[خداوند متعال]] می‌فرماید: "به خودم [[سوگند]] خورده‌ام که بر آنان، چنان‌ فتنه‌ای‌بفرستم که بردبار، در آن، حیران بماند" و چنین کرده است و ما از خداوندمی‌خواهیم که از [[لغزش]] [[غفلت]] ما در گذرد<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}: یأتی عَلَی الناسِ زَمانٌ لا یبقی‌ فیهِم مِنَ القُرآنِ إلارَسمُهُ، ومِنَ الإِسلامِ إلااسمُهُ. ومَساجِدُهُم یومَئِذٍ عامِرَةٌ مِنَ البِناءِ، خَرابٌ مِنَ الهُدی‌، سُکانُها وعُمارُها شَر أهلِ الأَرضِ، مِنهُم تَخرُجُ الفِتنَةُ، وإلَیهِم تَأوِی الخَطیئَةُ، یرُدونَ مَن شَذ عَنها فیها، ویسوقونَ مَن تَأَخرَ عَنها إلَیها. یقولُ اللهُ سُبحانَهُ: فَبی حَلَفتُ لَأَبعَثَن عَلی‌ اولئِک فِتنَةً تَترُک الحَلیمَ فیها حَیرانَ. وقَد فَعَلَ، ونَحنُ نَستَقیلُ اللهَ عَثرَةَ الغَفلَةِ}} (نهج البلاغة، حکمت ۳۶۹).</ref>.
* [[امام علی]] {{ع}}: بر [[مردم]]، روزگاری خواهد آمد که از [[قرآن]]، جز نقش آن و از [[اسلام]]، جزنام آن نخواهد ماند. در آن روزگار، مسجدهای آنان از نظر ساختمان، آباد و از نظر [[هدایت]]، ویران‌است و ساکنان و آبادکنندگان [[مساجد]]، بدترین مردمِ روی زمین‌اند. [[فتنه]]، ازآنان سرچشمه می‌گیرد و [[گناه]] به آنان برمی‌گردد. آن را که از [[فتنه]] کناره گزیند، بدان‌بازش می‌گردانند و آنکه بخواهد از آن فاصله گیرد، به سوی آن، می‌کشانندش. [[خداوند متعال]] می‌فرماید: "به خودم [[سوگند]] خورده‌ام که بر آنان، چنان‌ فتنه‌ای‌بفرستم که بردبار، در آن، حیران بماند" و چنین کرده است و ما از خداوندمی‌خواهیم که از [[لغزش]] [[غفلت]] ما در گذرد<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}: یأتی عَلَی الناسِ زَمانٌ لا یبقی‌ فیهِم مِنَ القُرآنِ إلارَسمُهُ، ومِنَ الإِسلامِ إلااسمُهُ. ومَساجِدُهُم یومَئِذٍ عامِرَةٌ مِنَ البِناءِ، خَرابٌ مِنَ الهُدی‌، سُکانُها وعُمارُها شَر أهلِ الأَرضِ، مِنهُم تَخرُجُ الفِتنَةُ، وإلَیهِم تَأوِی الخَطیئَةُ، یرُدونَ مَن شَذ عَنها فیها، ویسوقونَ مَن تَأَخرَ عَنها إلَیها. یقولُ اللهُ سُبحانَهُ: فَبی حَلَفتُ لَأَبعَثَن عَلی‌ اولئِک فِتنَةً تَترُک الحَلیمَ فیها حَیرانَ. وقَد فَعَلَ، ونَحنُ نَستَقیلُ اللهَ عَثرَةَ الغَفلَةِ}} (نهج البلاغة، حکمت ۳۶۹).</ref>.
== [[پادشاهی]] معاویه‌==
== [[پادشاهی]] معاویه‌==
* [[مروج الذهب (کتاب)|مروج الذهب]]: [[معاویه]]، گروهی از [[یاران]] خود را در [[کوفه]] گمارد تا خبر مرگش را پخش کنند. [[مردم]] در این باره سخن بسیار گفتند تا به [[گوش]] [[علی]] {{ع}} رسید. [[علی]] {{ع}}‌ در مجلسش فرمود: "از [[مرگ]] [[معاویه]] بسیار سخن گفتید. به [[خدا]] [[سوگند]]، او نمرده است و نمی‌میرد، مگر آنکه آنچه را در زیر گام من است، به دست گیرد. [[فرزند]] جگرخوار می‌خواهد موضع مرا بداند. از این رو، کسی را فرستاده که این موضوع را در بین شما شایع کند تا بداند و [[یقین]] کند که نظر من درباره او چیست و کار خودش در [[آینده]] چگونه خواهد بود". سپس، [[علی]] {{ع}}‌ بحثی طولانی کرد و در آن، از روزگار [[معاویه]]، [[یزید]]- که پس از [[معاویه]] خواهد آمد-، [[مروان]] و فرزندانش، و حَجاج و شکنجه‌هایی که از او به [[مردم]] خواهد رسید، یاد نمود. صدای [[مردم]] بلند شد و [[گریه و زاری]]، بسیار گشت. شخصی از میان [[مردم]] برخاست و گفت: ای [[امیر مؤمنان]]! چیزهای ناگواری راتوصیف کردی. تو را به [[خدا]]، آیا اینها اتفاق خواهد افتاد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اتفاق خواهد افتاد. من [[دروغ]] نگفتم و به من نیزدروغ گفته نشده است". دیگران گفتند: ای [[امیر مؤمنان]]! کی این [[کارها]] پیش خواهد آمد؟ فرمود: "آن گاه که این از این، رنگین شود" و یک دست خود را بر ریش و دست‌دیگرش را بر سرش نهاد. [[مردم]]، بسیار گریستند. فرمود: "اکنون نگِریید، که پس از من، روزگاری دراز خواهید گریست". بسیاری از [[کوفیان]]، به طور مخفی، درباره خودشان به [[معاویه]] [[نامه]] نوشتند و پیش‌او آدم‌هایی برای خود، [[دست]] و پا کردند. به [[خدا]] [[سوگند]]، چند روزی نگذشت که آن خبر ([[شهادت علی]] {{ع}})، تحقق یافت<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۴۲۹.</ref>.
* [[مروج الذهب (کتاب)|مروج الذهب]]: [[معاویه]]، گروهی از [[یاران]] خود را در [[کوفه]] گمارد تا خبر مرگش را پخش کنند. [[مردم]] در این باره سخن بسیار گفتند تا به [[گوش]] [[علی]] {{ع}} رسید. [[علی]] {{ع}}‌ در مجلسش فرمود: "از [[مرگ]] [[معاویه]] بسیار سخن گفتید. به [[خدا]] [[سوگند]]، او نمرده است و نمی‌میرد، مگر آنکه آنچه را در زیر گام من است، به دست گیرد. [[فرزند]] جگرخوار می‌خواهد موضع مرا بداند. از این رو، کسی را فرستاده که این موضوع را در بین شما شایع کند تا بداند و [[یقین]] کند که نظر من درباره او چیست و کار خودش در [[آینده]] چگونه خواهد بود". سپس، [[علی]] {{ع}}‌ بحثی طولانی کرد و در آن، از روزگار [[معاویه]]، [[یزید]]- که پس از [[معاویه]] خواهد آمد- [[مروان]] و فرزندانش، و حَجاج و شکنجه‌هایی که از او به [[مردم]] خواهد رسید، یاد نمود. صدای [[مردم]] بلند شد و [[گریه و زاری]]، بسیار گشت. شخصی از میان [[مردم]] برخاست و گفت: ای [[امیر مؤمنان]]! چیزهای ناگواری راتوصیف کردی. تو را به [[خدا]]، آیا اینها اتفاق خواهد افتاد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اتفاق خواهد افتاد. من [[دروغ]] نگفتم و به من نیزدروغ گفته نشده است". دیگران گفتند: ای [[امیر مؤمنان]]! کی این [[کارها]] پیش خواهد آمد؟ فرمود: "آن گاه که این از این، رنگین شود" و یک دست خود را بر ریش و دست‌دیگرش را بر سرش نهاد. [[مردم]]، بسیار گریستند. فرمود: "اکنون نگِریید، که پس از من، روزگاری دراز خواهید گریست". بسیاری از [[کوفیان]]، به طور مخفی، درباره خودشان به [[معاویه]] [[نامه]] نوشتند و پیش‌او آدم‌هایی برای خود، [[دست]] و پا کردند. به [[خدا]] [[سوگند]]، چند روزی نگذشت که آن خبر ([[شهادت علی]] {{ع}})، تحقق یافت<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۴۲۹.</ref>.
== [[پادشاهی]] بنی مروان‌==
== [[پادشاهی]] بنی مروان‌==
* [[امام علی]] {{ع}}‌- در توصیف [[مروان]] بن [[حَکم]]-: [[پادشاهی]] برای او به مقداری [کوتاه‌] خواهد بود که سگ، بینی‌اش را می‌لیسد. او [[پدر]] چهار فرمان‌روا خواهد بود و امت‌ازوی و فرزندانش روزهای خونینی را خواهند دید<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- فی وَصفِ مَروانَ بنِ الحَکمِ-: أما إن لَهُ إمرَةً کلعَقَةِ الکلبِ أنفَهُ، وهُوَ أبُو الأَکبُشِ الأَربَعَةِ، وسَتَلقَی الامةُ مِنهُ ومِن وُلدِهِ یوماً أحمَرَ}} (نهج البلاغة، خطبه ۷۳).</ref>.
* [[امام علی]] {{ع}}‌- در توصیف [[مروان]] بن [[حَکم]]-: [[پادشاهی]] برای او به مقداری [کوتاه‌] خواهد بود که سگ، بینی‌اش را می‌لیسد. او [[پدر]] چهار فرمان‌روا خواهد بود و امت‌ازوی و فرزندانش روزهای خونینی را خواهند دید<ref>{{متن حدیث|الإمام علی {{ع}}- فی وَصفِ مَروانَ بنِ الحَکمِ-: أما إن لَهُ إمرَةً کلعَقَةِ الکلبِ أنفَهُ، وهُوَ أبُو الأَکبُشِ الأَربَعَةِ، وسَتَلقَی الامةُ مِنهُ ومِن وُلدِهِ یوماً أحمَرَ}} (نهج البلاغة، خطبه ۷۳).</ref>.
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش