انسان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ نوامبر ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳۲: خط ۱۳۲:
===۶. آفت‌ها و کاستی‌ها ===
===۶. آفت‌ها و کاستی‌ها ===
قرآن کریم به‌رغم اینکه انسان را با اوصافی همچون حامل [[امانت]] الهی، نیک سرشتی، ملکوتی، مختار و... می‌ستاید، در بسیاری از موارد او را با اوصافی ناپسند نکوهش می‌کند. در وجه جمع بین این دو دسته اوصاف می‌توان گفت که اوصاف پسندیده انسان، اصلی<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۲۶۸، «انسان در قرآن».</ref>، فطری<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۵، ص ۲۹۴.</ref> و به بُعد الهی او مربوط می‌شود و اوصاف ناپسند وی تبعی، طبیعی و به بُعد مادی و دنیایی او ارتباط می‌یابد، بنابراین می‌توان گفت در صورتی که انسان از تعلیم و تربیت الهی سود جوید و در پرتو علم و عمل خالصانه استعدادهای خود را به فعلیت برساند می‌تواند به کمال لایق خود دست یافته، خویش را شایسته همه محامد و کمالات و اوصاف پسندیده گرداند؛ ولی اگر از تعلیم و تربیت صحیح بهره‌ای نَبَرد و استعدادهای خود را شکوفا نسازد، اوصاف ناپسند دنیایی بر او حاکم می‌شود و چه بسا موجبات سقوط خویش را فراهم می‌سازد. اوصاف نکوهیده مزبور عبارت است از:
قرآن کریم به‌رغم اینکه انسان را با اوصافی همچون حامل [[امانت]] الهی، نیک سرشتی، ملکوتی، مختار و... می‌ستاید، در بسیاری از موارد او را با اوصافی ناپسند نکوهش می‌کند. در وجه جمع بین این دو دسته اوصاف می‌توان گفت که اوصاف پسندیده انسان، اصلی<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۲۶۸، «انسان در قرآن».</ref>، فطری<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۵، ص ۲۹۴.</ref> و به بُعد الهی او مربوط می‌شود و اوصاف ناپسند وی تبعی، طبیعی و به بُعد مادی و دنیایی او ارتباط می‌یابد، بنابراین می‌توان گفت در صورتی که انسان از تعلیم و تربیت الهی سود جوید و در پرتو علم و عمل خالصانه استعدادهای خود را به فعلیت برساند می‌تواند به کمال لایق خود دست یافته، خویش را شایسته همه محامد و کمالات و اوصاف پسندیده گرداند؛ ولی اگر از تعلیم و تربیت صحیح بهره‌ای نَبَرد و استعدادهای خود را شکوفا نسازد، اوصاف ناپسند دنیایی بر او حاکم می‌شود و چه بسا موجبات سقوط خویش را فراهم می‌سازد. اوصاف نکوهیده مزبور عبارت است از:
# '''ضعف:'''انسان موجودی ضعیف، معرفی و این ضعف به اصل خلقت او نسبت داده شده است: {{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا}}<ref> خداوند بر آن است تا بر شما آسان گیرد و آدمی را ناتوان آفریده‌اند؛ سوره نساء، آیه۲۸.</ref>، زیرا خداوند قوای شهوانی را در انسان قرار داده و این قوا همواره او را به خواسته‌های خود فرا می‌خوانند<ref>المیزان، ج ۴، ص ۲۸۸.</ref> و وی در برابر آنها ضعیف است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۸.</ref>.
# '''ضعف:''' انسان موجودی ضعیف، معرفی و این ضعف به اصل خلقت او نسبت داده شده است: {{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا}}<ref> خداوند بر آن است تا بر شما آسان گیرد و آدمی را ناتوان آفریده‌اند؛ سوره نساء، آیه۲۸.</ref>، زیرا خداوند قوای شهوانی را در انسان قرار داده و این قوا همواره او را به خواسته‌های خود فرا می‌خوانند<ref>المیزان، ج ۴، ص ۲۸۸.</ref> و وی در برابر آنها ضعیف است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۸.</ref>.
# '''خسران:'''قرآن همه انسان‌ها جز انسان‌های با [[ایمان]] و دارای عمل صالح را، دچار خسارت می‌داند و بر آن سوگند یاد می‌کند: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}}<ref> سوگند به روزگار، که آدمی در زیانمندی است. جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند؛ سوره والعصر، آیه ۱- ۳.</ref> خسران آدمیان از آن جهت است که هر روزی که از وی به غفلت می‌گذرد از عمر وی کاسته می‌شود<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۸۱۵.</ref> و او گمان می‌کند که بر عمر او افزوده شده است و از گناه نمی‌گذرد؛ ولی انجام اطاعت را به فردا می‌افکند<ref>کشف‌الاسرار، ج ۱۰، ص ۶۰۷.</ref>.
# '''خسران:''' قرآن همه انسان‌ها جز انسان‌های با [[ایمان]] و دارای عمل صالح را، دچار خسارت می‌داند و بر آن سوگند یاد می‌کند: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}}<ref> سوگند به روزگار، که آدمی در زیانمندی است. جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند؛ سوره والعصر، آیه ۱- ۳.</ref> خسران آدمیان از آن جهت است که هر روزی که از وی به غفلت می‌گذرد از عمر وی کاسته می‌شود<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۸۱۵.</ref> و او گمان می‌کند که بر عمر او افزوده شده است و از گناه نمی‌گذرد؛ ولی انجام اطاعت را به فردا می‌افکند<ref>کشف‌الاسرار، ج ۱۰، ص ۶۰۷.</ref>.
# '''فراموشی و غفلت:'''قرآن در این‌باره می‌فرماید: آنگاه که ضرری به انسان رو کند، به سوی خدا می‌رود و او را با انابه و زاری، می‌خواند و چون نعمتی از خداوند دریافت کند، دعا و حالت پیشین را از یاد می‌برد و با کفر خویش به گمراه ساختن دیگران برمی‌خیزد و نتیجه این ناسپاسی و فراموشی، بهره‌مندی اندک او در دنیا و آتش نشینی آخرت است: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ}}<ref> و چون آدمی را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او می‌خواند سپس چون (خداوند) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیش‌تر از درگاه او فرا می‌خواند، از یاد می‌برد و برای خداوند همانندهایی برمی‌سازد تا (دیگران را هم) از راه او گمراه گرداند؛ بگو: چند روزی از کفر خود بهره‌ور شو که تو از دوزخیان خواهی بود؛ سوره زمر، آیه۸.</ref> و باز در همین باره می‌فرماید: انسان به هنگام رنج و مشقت و گرفتاری، در هر حالی که هست "به پهلو خوابیده، نشسته یا ایستاده" ما را می‌خواند. البته نه برای آنکه به ثواب اخروی برسد، بلکه صرفاً برای نجات از آن گرفتاری خدا را می‌خواند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۴۳.</ref>؛ اما پس از اینکه او را نجات بخشیدیم، گویی در آن گرفتاری و پریشان حالی، ما را هرگز نخوانده بود{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا می‌خواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود می‌رود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که می‌کردند آراسته‌اند؛ سوره یونس، آیه۱۲.</ref> و چنین شیوه‌ای انسان را در صف اسرافگران غافل جای می‌دهد و اعمال ناروای خویش را زیبا می‌بیند: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا می‌خواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود می‌رود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که می‌کردند آراسته‌اند؛ سوره یونس، آیه۱۲.</ref>؛ نیز در جای دیگر می‌فرماید: انسان در گرفتاری ما را می‌خواند؛ اما پس از اینکه به او نعمتی دادیم، آن را ره آورد علم خود می‌خواند و از فتنه و آزمون الهی نسبت به خویش غافل می‌ماند و این، مشکل بیشتر انسان‌هاست: {{متن قرآن|فَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> و چون به آدمی گزندی می‌رسد ما را می‌خواند؛ سپس هنگامی که از خویش نعمتی بدو دهیم می‌گوید: جز این نیست که (آن نعمت) برای دانشی (که داشته‌ام) به من داده شده است (چنین نیست) بلکه یک آزمون است امّا بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره زمر، آیه۴۹.</ref> در ادامه این آیات نیز با اشاره به سود نبردن پیشینیان از این‌گونه برخورد، پیامدهای زیانبار آن را برمی‌شمرد{{متن قرآن|قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref> به یقین پیشینیان آنان (نیز) همین را گفتند امّا آنچه می‌کردند سودی برای آنان نداشت. پس بدی‌های کارهایی که کردند به آنان رسید و به زودی به ستمگران ایشان بدی‌های کارهایی که کردند خواهد رسید و آنان به ستوه آورنده (ی خداوند) نیستند. آیا ندانسته‌اند که خداوند برای هر کس که بخواهد روزی را فراخ یا تنگ می‌دارد، بی‌گمان در این نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان دارند؛ سوره زمر، آیه ۵۰- ۵۲.</ref>. باز در آیه دیگری از رویگردانی انسان به هنگام توجه نعمت و روی‌آوری و دعای فراوانش به درگاه خدا در زمان سختی، یاد کرده است: {{متن قرآن|وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ }}<ref> و چون به انسان نعمتی دهیم روی می‌گرداند و با تکبر کناره می‌جوید «1» و چون گزندی بدو رسد بسیار (خداوند را) می‌خواند؛ سوره فصلت، آیه۵۱.</ref> و حاصل این شیوه ناروا را فاصله‌ای دور از حق می‌نامد و چنین انسانی را گمراه‌ترین، می‌خواند. خداوند به وسیله آیه ۱۲ سوره یونس و مانند آن انسان‌هایی را که به نعمت آسایش پس از گرفتاری رسیده‌اند تحریک و تشویق می‌کند تا متذکر این نعمت بزرگ خدا و برخورد نیکوی وی نسبت به خود بوده و شکر وی را به جای آورند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۴۳.</ref>.
# '''فراموشی و غفلت:''' قرآن در این‌باره می‌فرماید: آنگاه که ضرری به انسان رو کند، به سوی خدا می‌رود و او را با انابه و زاری، می‌خواند و چون نعمتی از خداوند دریافت کند، دعا و حالت پیشین را از یاد می‌برد و با کفر خویش به گمراه ساختن دیگران برمی‌خیزد و نتیجه این ناسپاسی و فراموشی، بهره‌مندی اندک او در دنیا و آتش نشینی آخرت است: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ}}<ref> و چون آدمی را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او می‌خواند سپس چون (خداوند) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیش‌تر از درگاه او فرا می‌خواند، از یاد می‌برد و برای خداوند همانندهایی برمی‌سازد تا (دیگران را هم) از راه او گمراه گرداند؛ بگو: چند روزی از کفر خود بهره‌ور شو که تو از دوزخیان خواهی بود؛ سوره زمر، آیه۸.</ref> و باز در همین باره می‌فرماید: انسان به هنگام رنج و مشقت و گرفتاری، در هر حالی که هست "به پهلو خوابیده، نشسته یا ایستاده" ما را می‌خواند. البته نه برای آنکه به ثواب اخروی برسد، بلکه صرفاً برای نجات از آن گرفتاری خدا را می‌خواند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۴۳.</ref>؛ اما پس از اینکه او را نجات بخشیدیم، گویی در آن گرفتاری و پریشان حالی، ما را هرگز نخوانده بود{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا می‌خواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود می‌رود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که می‌کردند آراسته‌اند؛ سوره یونس، آیه۱۲.</ref> و چنین شیوه‌ای انسان را در صف اسرافگران غافل جای می‌دهد و اعمال ناروای خویش را زیبا می‌بیند: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا می‌خواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود می‌رود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که می‌کردند آراسته‌اند؛ سوره یونس، آیه۱۲.</ref>؛ نیز در جای دیگر می‌فرماید: انسان در گرفتاری ما را می‌خواند؛ اما پس از اینکه به او نعمتی دادیم، آن را ره آورد علم خود می‌خواند و از فتنه و آزمون الهی نسبت به خویش غافل می‌ماند و این، مشکل بیشتر انسان‌هاست: {{متن قرآن|فَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> و چون به آدمی گزندی می‌رسد ما را می‌خواند؛ سپس هنگامی که از خویش نعمتی بدو دهیم می‌گوید: جز این نیست که (آن نعمت) برای دانشی (که داشته‌ام) به من داده شده است (چنین نیست) بلکه یک آزمون است امّا بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره زمر، آیه۴۹.</ref> در ادامه این آیات نیز با اشاره به سود نبردن پیشینیان از این‌گونه برخورد، پیامدهای زیانبار آن را برمی‌شمرد{{متن قرآن|قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref> به یقین پیشینیان آنان (نیز) همین را گفتند امّا آنچه می‌کردند سودی برای آنان نداشت. پس بدی‌های کارهایی که کردند به آنان رسید و به زودی به ستمگران ایشان بدی‌های کارهایی که کردند خواهد رسید و آنان به ستوه آورنده (ی خداوند) نیستند. آیا ندانسته‌اند که خداوند برای هر کس که بخواهد روزی را فراخ یا تنگ می‌دارد، بی‌گمان در این نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان دارند؛ سوره زمر، آیه ۵۰- ۵۲.</ref>. باز در آیه دیگری از رویگردانی انسان به هنگام توجه نعمت و روی‌آوری و دعای فراوانش به درگاه خدا در زمان سختی، یاد کرده است: {{متن قرآن|وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ }}<ref> و چون به انسان نعمتی دهیم روی می‌گرداند و با تکبر کناره می‌جوید «1» و چون گزندی بدو رسد بسیار (خداوند را) می‌خواند؛ سوره فصلت، آیه۵۱.</ref> و حاصل این شیوه ناروا را فاصله‌ای دور از حق می‌نامد و چنین انسانی را گمراه‌ترین، می‌خواند. خداوند به وسیله آیه ۱۲ سوره یونس و مانند آن انسان‌هایی را که به نعمت آسایش پس از گرفتاری رسیده‌اند تحریک و تشویق می‌کند تا متذکر این نعمت بزرگ خدا و برخورد نیکوی وی نسبت به خود بوده و شکر وی را به جای آورند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۴۳.</ref>.
# '''تردید و دودلی:'''قرآن با طرح این پرسشِ انسان که آیا پس از مرگ دوباره زنده می‌شوم؟ تردید وی درباره معاد را یادآوری می‌کند و چنین پاسخ می‌گوید که پیش ازاین هم، چنین شده و خداوند او را در حالی که هیچ نحوه وجود و شیئیتی نداشت، به عرصه هستی آورده است: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا أَوَلا يَذْكُرُ الإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا}}<ref> و آدمی می‌گوید: آیا چون مردم به زودی زنده (از خاک) بیرونم می‌آورند؟ و آیا آدمی به یاد نمی‌آورد که ما او را پیش از این آفریدیم در حالی که او هیچ چیز نبود؟؛ سوره مریم، آیه ۶۶ - ۶۷.</ref>. به گفته برخی مفسران احتمال می‌رود مراد از انسان در آیه یاد شده جنس انسان باشد یا تنها بعضی از آنها؛ یعنی انسان‌های کافر<ref>الکشاف، ج ۳، ص ۳۱.</ref>.
# '''تردید و دودلی:''' قرآن با طرح این پرسشِ انسان که آیا پس از مرگ دوباره زنده می‌شوم؟ تردید وی درباره معاد را یادآوری می‌کند و چنین پاسخ می‌گوید که پیش ازاین هم، چنین شده و خداوند او را در حالی که هیچ نحوه وجود و شیئیتی نداشت، به عرصه هستی آورده است: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا أَوَلا يَذْكُرُ الإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا}}<ref> و آدمی می‌گوید: آیا چون مردم به زودی زنده (از خاک) بیرونم می‌آورند؟ و آیا آدمی به یاد نمی‌آورد که ما او را پیش از این آفریدیم در حالی که او هیچ چیز نبود؟؛ سوره مریم، آیه ۶۶ - ۶۷.</ref>. به گفته برخی مفسران احتمال می‌رود مراد از انسان در آیه یاد شده جنس انسان باشد یا تنها بعضی از آنها؛ یعنی انسان‌های کافر<ref>الکشاف، ج ۳، ص ۳۱.</ref>.
# '''یأس، کفران، ظلم و ناسپاسی:'''در این زمینه قرآن گاه از هریک به تنهایی سخن می‌گوید و گاهی برخی را با هم ذکر می‌کند. از جمله آیات مربوط به ناسپاسی انسان، موارد زیر است: {{متن قرآن|وَكَانَ الإِنسَانُ كَفُورًا }}<ref>سوره اسراء، آیه۶۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لَكَفُورٌ }}<ref>سوره حج، آیه۶۶.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُورٌ}}<ref>سوره شوری، آیه۴۸.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ}}<ref>سوره زخرف، آیه۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قُتِلَ الإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ }}<ref>سوره عبس، آیه۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ}}<ref>سوره عادیات، آیه۶.</ref> گاهی تنها از یأس انسان سخن می‌گوید و با اشاره به اینکه از درخواست خیر، خسته نمی‌شود، می‌فرماید: هنگامی که شر و بدی به آدمی رو کند، دچار یأس و نومیدی می‌گردد{{متن قرآن|لا يَسْأَمُ الإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ}}<ref> آدمی هرگز از خواستن نیکی خسته نمی‌گردد اما چون گزندی بدو رسد نومید و بی‌انگیزه می‌شود؛ سوره فصلت، آیه ۴۹.</ref> خیر در این آیه به مال و سلامت جسمانی و شرّ به مشقتها و نارساییهای معیشتی تفسیر شده است<ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص ۵.</ref>؛ همچنین است آیه{{متن قرآن|وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا}}<ref> و چون به آدمی نعمت دهیم روی برمی‌تابد و با تکبّر کناره می‌جوید و چون بدی بدو رسد ناامید می‌گردد؛ سوره اسراء، آیه۸۳.</ref> گاهی در کنار یأس از کفران آدمی نیز یاد کرده و می‌فرماید: اگر رحمتی را که بدو چشانده‌ایم، از او برگیریم هم نومید می‌شود و هم ناسپاس: {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ}}<ref> و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد؛ سوره هود، آیه ۹.</ref> منظور از رحمت به گفته برخی همان آسایش و فراوانی روزی و فراخی زندگی است<ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۲، ص ۱۲.</ref> گاهی نیز به ستم و ناسپاسی انسان با هم اشاره می‌کند{{متن قرآن|وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمی‌توانید شمار کرد؛ بی‌گمان انسان ستمکاره‌ای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه۳۴.</ref> و در آیه [[امانت]] نیز از انسان با دو وصف ستمگری و نادانی یاد کرده و می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}<ref> ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه۷۲.</ref>.
# '''یأس، کفران، ظلم و ناسپاسی:''' در این زمینه قرآن گاه از هریک به تنهایی سخن می‌گوید و گاهی برخی را با هم ذکر می‌کند. از جمله آیات مربوط به ناسپاسی انسان، موارد زیر است: {{متن قرآن|وَكَانَ الإِنسَانُ كَفُورًا }}<ref>سوره اسراء، آیه۶۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لَكَفُورٌ }}<ref>سوره حج، آیه۶۶.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُورٌ}}<ref>سوره شوری، آیه۴۸.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ}}<ref>سوره زخرف، آیه۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قُتِلَ الإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ }}<ref>سوره عبس، آیه۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ}}<ref>سوره عادیات، آیه۶.</ref> گاهی تنها از یأس انسان سخن می‌گوید و با اشاره به اینکه از درخواست خیر، خسته نمی‌شود، می‌فرماید: هنگامی که شر و بدی به آدمی رو کند، دچار یأس و نومیدی می‌گردد{{متن قرآن|لا يَسْأَمُ الإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ}}<ref> آدمی هرگز از خواستن نیکی خسته نمی‌گردد اما چون گزندی بدو رسد نومید و بی‌انگیزه می‌شود؛ سوره فصلت، آیه ۴۹.</ref> خیر در این آیه به مال و سلامت جسمانی و شرّ به مشقتها و نارساییهای معیشتی تفسیر شده است<ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص ۵.</ref>؛ همچنین است آیه{{متن قرآن|وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا}}<ref> و چون به آدمی نعمت دهیم روی برمی‌تابد و با تکبّر کناره می‌جوید و چون بدی بدو رسد ناامید می‌گردد؛ سوره اسراء، آیه۸۳.</ref> گاهی در کنار یأس از کفران آدمی نیز یاد کرده و می‌فرماید: اگر رحمتی را که بدو چشانده‌ایم، از او برگیریم هم نومید می‌شود و هم ناسپاس: {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ}}<ref> و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد؛ سوره هود، آیه ۹.</ref> منظور از رحمت به گفته برخی همان آسایش و فراوانی روزی و فراخی زندگی است<ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۲، ص ۱۲.</ref> گاهی نیز به ستم و ناسپاسی انسان با هم اشاره می‌کند{{متن قرآن|وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمی‌توانید شمار کرد؛ بی‌گمان انسان ستمکاره‌ای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه۳۴.</ref> و در آیه [[امانت]] نیز از انسان با دو وصف ستمگری و نادانی یاد کرده و می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}<ref> ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه۷۲.</ref>.
# '''فخر فروشی:'''اگر پس از گرفتاری و ضرر، نعمتی از سوی خدا به انسان برسد، دچار فخر فروشی و خشنودی بیجا می‌گردد و تنها صاحبان صبر و عمل صالح از این شیوه ناروا برکنارند.
# '''فخر فروشی:''' اگر پس از گرفتاری و ضرر، نعمتی از سوی خدا به انسان برسد، دچار فخر فروشی و خشنودی بیجا می‌گردد و تنها صاحبان صبر و عمل صالح از این شیوه ناروا برکنارند.
# '''بی‌تابی و شتاب ناروا:'''وجود این صفت در انسان تا حدی است که قرآن کریم وی را آفریده شده از عجله می‌خواند: {{متن قرآن|خُلِقَ الإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ}}<ref> آدمی را از شتاب آفریده‌اند، به زودی نشانه‌های خود را به شما نشان خواهم داد بنابراین از من شتاب مخواهید؛ سوره انبیاء، آیه۳۷.</ref> و گاهی او را با صیغه مبالغه "عجول" می‌نامد: {{متن قرآن|وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً}}<ref> و آدمی بدی را چنان فرا می‌خواند که نیکی را و آدمی شتابگر است؛ سوره اسراء، آیه۱۱.</ref> و گاه نیز صفات هلوع، جزوع و منوع را که بر آزمندی، بیتابی و بخل و امساک دلالت دارد<ref>القاموس المحیط، ج ۲، ص ۱۰۳۸، ۹۵۳؛ المصباح، ص ۹۹، ۶۳۹؛ لسان العرب، ج ۲، ص۲۷۴؛ ج ۱۳، ص ۱۹۴.</ref> یاد کرده و جز انسان‌های آراسته به برخی صفات پسندیده، همگان را دچار این رذیلتها می‌خواند{{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا إِلاَّ الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ دَائِمُونَ وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}}<ref> بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند. چون شرّی بدو رسد بی‌تاب است. و چون خیری بدو رسد بازدارنده است. جز نمازگزاران، آنان که در نمازهایشان پیگیری دارند. و آنان که در دارایی‌هایشان حقی معین است، برای پرسنده (ی مستمند) و بی‌بهره، و آنان که روز پاداش و کیفر را راست می‌شمارند، و آنان که از عذاب پروردگارشان در هراسند. بی‌گمان عذاب پروردگارشان ایمنی‌ناپذیر است و آنان که پاکدامنند، جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند. پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند و آنان که سپرده‌های نزد خود و پیمان خویش را پاس می‌دارند. و آنان که به ادای گواهی‌های خود برمی‌خیزند. و آنان که بر نماز خویش نگهداشت دارند؛ سوره معارج، آیه ۱۹- ۳۴.</ref> و گاه نیز برای بیان بخل انسان از او با وصف "قتور" یاد می‌کند: {{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا}}<ref> بگو: اگر شما گنجینه‌های بخشایش پروردگارم را می‌داشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگ‌چشمی پیشه می‌کردید و آدمی تنگ‌چشم است؛ سوره اسراء، آیه۱۰۰.</ref>.
# '''بی‌تابی و شتاب ناروا:''' وجود این صفت در انسان تا حدی است که قرآن کریم وی را آفریده شده از عجله می‌خواند: {{متن قرآن|خُلِقَ الإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ}}<ref> آدمی را از شتاب آفریده‌اند، به زودی نشانه‌های خود را به شما نشان خواهم داد بنابراین از من شتاب مخواهید؛ سوره انبیاء، آیه۳۷.</ref> و گاهی او را با صیغه مبالغه "عجول" می‌نامد: {{متن قرآن|وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً}}<ref> و آدمی بدی را چنان فرا می‌خواند که نیکی را و آدمی شتابگر است؛ سوره اسراء، آیه۱۱.</ref> و گاه نیز صفات هلوع، جزوع و منوع را که بر آزمندی، بیتابی و بخل و امساک دلالت دارد<ref>القاموس المحیط، ج ۲، ص ۱۰۳۸، ۹۵۳؛ المصباح، ص ۹۹، ۶۳۹؛ لسان العرب، ج ۲، ص۲۷۴؛ ج ۱۳، ص ۱۹۴.</ref> یاد کرده و جز انسان‌های آراسته به برخی صفات پسندیده، همگان را دچار این رذیلتها می‌خواند{{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا إِلاَّ الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ دَائِمُونَ وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}}<ref> بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند. چون شرّی بدو رسد بی‌تاب است. و چون خیری بدو رسد بازدارنده است. جز نمازگزاران، آنان که در نمازهایشان پیگیری دارند. و آنان که در دارایی‌هایشان حقی معین است، برای پرسنده (ی مستمند) و بی‌بهره، و آنان که روز پاداش و کیفر را راست می‌شمارند، و آنان که از عذاب پروردگارشان در هراسند. بی‌گمان عذاب پروردگارشان ایمنی‌ناپذیر است و آنان که پاکدامنند، جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند. پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند و آنان که سپرده‌های نزد خود و پیمان خویش را پاس می‌دارند. و آنان که به ادای گواهی‌های خود برمی‌خیزند. و آنان که بر نماز خویش نگهداشت دارند؛ سوره معارج، آیه ۱۹- ۳۴.</ref> و گاه نیز برای بیان بخل انسان از او با وصف "قتور" یاد می‌کند: {{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا}}<ref> بگو: اگر شما گنجینه‌های بخشایش پروردگارم را می‌داشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگ‌چشمی پیشه می‌کردید و آدمی تنگ‌چشم است؛ سوره اسراء، آیه۱۰۰.</ref>.
# '''غرور، طغیان و اراده فجور:'''خدای سبحان با خطابی عتاب‌آمیز، انسان را مورد سؤال قرار می‌دهد که چه چیز تو را نسبت به پروردگار کریمت، مغرور ساخت{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ }}<ref> ای انسان! چه تو را با پروردگار بخشنده‌ات به خیرگی وا داشت؟؛ سوره انفطار، آیه۶.</ref> حاصل این غرور نیز تکذیب دین<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۶۸۳.</ref> در دنیا و پیوستن به فاجران در آخرت است و این بدان روست که آدمی، خود بدین ورطه گام نهاده و با تکذیب دین به انکار قیامت و معاد نیز منتهی شده است. قرآن کریم با اشاره به این پندار باطل، می‌فرماید{{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ}}<ref> آیا آدمی می‌پندارد هرگز استخوان‌های (پوسیده) او را فراهم نمی‌آوریم؟؛ سوره قیامت، آیه۳.</ref> و سپس با اشاره به قدرت خدا در ترسیم دوباره سرانگشتان آدمی، تصریح می‌کند که انسان فرا پیش خود، اراده فجور و بدکاری دارد{{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ }}<ref> بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد؛ سوره قیامت، آیه۵.</ref> برخی، اراده فجور را به آرزوهای دور و دراز انسان نسبت به برخورداریهای دنیایی و فراموشی آخرت و تکذیب آن و وارد شدن تدریجی در گناهان تفسیر کرده‌اند<ref>جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۱۱۵.</ref> و بعضی مراد از آن را اراده ظهور و انکشاف احوال قیامت به‌گونه‌ای که آشکارا دیده شود دانسته‌اند<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص ۴۸.</ref> جدال باطل انسان با حق نیز چه بسا از آثار این اراده ناروا باشد و قرآن کریم به این ویژگی نیز اشاره کرده و با این بیان که خداوند در قرآن برای هدایت انسان هرگونه مثلی را طرح کرده می‌فرماید: آدمی بیش از هر چیز، در پی جدال است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلا}}<ref> و بی‌گمان در این قرآن برای مردم از هر مثلی گوناگون آورده‌ایم و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است؛ سوره کهف، آیه۵۴.</ref> چنین شیوه‌ای سرانجام انسان را به احساس بی‌نیازی و در نهایت به طغیان و سرکشی در برابر پروردگارِ مرجع هستی وا می‌دارد: {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى}}<ref> حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد، چون خود را بی‌نیاز بیند. به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست؛ سوره علق، آیه ۶- ۸.</ref>.<ref>[[غلام علی امین|امین غلام علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص۴۹۵ - ۴۹۸.</ref>
# '''غرور، طغیان و اراده فجور:''' خدای سبحان با خطابی عتاب‌آمیز، انسان را مورد سؤال قرار می‌دهد که چه چیز تو را نسبت به پروردگار کریمت، مغرور ساخت{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ }}<ref> ای انسان! چه تو را با پروردگار بخشنده‌ات به خیرگی وا داشت؟؛ سوره انفطار، آیه۶.</ref> حاصل این غرور نیز تکذیب دین<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۶۸۳.</ref> در دنیا و پیوستن به فاجران در آخرت است و این بدان روست که آدمی، خود بدین ورطه گام نهاده و با تکذیب دین به انکار قیامت و معاد نیز منتهی شده است. قرآن کریم با اشاره به این پندار باطل، می‌فرماید{{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ}}<ref> آیا آدمی می‌پندارد هرگز استخوان‌های (پوسیده) او را فراهم نمی‌آوریم؟؛ سوره قیامت، آیه۳.</ref> و سپس با اشاره به قدرت خدا در ترسیم دوباره سرانگشتان آدمی، تصریح می‌کند که انسان فرا پیش خود، اراده فجور و بدکاری دارد{{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ }}<ref> بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد؛ سوره قیامت، آیه۵.</ref> برخی، اراده فجور را به آرزوهای دور و دراز انسان نسبت به برخورداریهای دنیایی و فراموشی آخرت و تکذیب آن و وارد شدن تدریجی در گناهان تفسیر کرده‌اند<ref>جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۱۱۵.</ref> و بعضی مراد از آن را اراده ظهور و انکشاف احوال قیامت به‌گونه‌ای که آشکارا دیده شود دانسته‌اند<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص ۴۸.</ref> جدال باطل انسان با حق نیز چه بسا از آثار این اراده ناروا باشد و قرآن کریم به این ویژگی نیز اشاره کرده و با این بیان که خداوند در قرآن برای هدایت انسان هرگونه مثلی را طرح کرده می‌فرماید: آدمی بیش از هر چیز، در پی جدال است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلا}}<ref> و بی‌گمان در این قرآن برای مردم از هر مثلی گوناگون آورده‌ایم و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است؛ سوره کهف، آیه۵۴.</ref> چنین شیوه‌ای سرانجام انسان را به احساس بی‌نیازی و در نهایت به طغیان و سرکشی در برابر پروردگارِ مرجع هستی وا می‌دارد: {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى}}<ref> حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد، چون خود را بی‌نیاز بیند. به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست؛ سوره علق، آیه ۶- ۸.</ref>.<ref>[[غلام علی امین|امین غلام علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص۴۹۵ - ۴۹۸.</ref>


== انسان در برزخ ==
== انسان در برزخ ==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش