تولی در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '، -' به ' -'
جز (جایگزینی متن - '، -' به ' -')
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
“تولّی” با واژه‌های ولی، [[ولاء]]، [[ولایت]]، [[مولی]] و مشابه آنها هم‌ریشه می‌باشد. استاد [[شهید مرتضی مطهری]] بررسی نسبتاً جامعی از این کلمات دارد که نقل می‌شود: ولاء، ولایت (به [[فتح]] واو)، ولایت (به کسر واو)، ولی، مولی، اولی و امثال اینها همه از ماده “ولی” - و، ل، ی، - اشتقاق یافته‌اند. این واژه، از پر استعمال‌ترین واژه‌های [[قرآن کریم]] است که به صورت‌های مختلفی به کار رفته است، می‌گویند در ۱۲۴ مورد به صورت “اسم” و ۱۱۲ مورد در قالب “فعل” در قرآن کریم آمده است.
“تولّی” با واژه‌های ولی، [[ولاء]]، [[ولایت]]، [[مولی]] و مشابه آنها هم‌ریشه می‌باشد. استاد [[شهید مرتضی مطهری]] بررسی نسبتاً جامعی از این کلمات دارد که نقل می‌شود: ولاء، ولایت (به [[فتح]] واو)، ولایت (به کسر واو)، ولی، مولی، اولی و امثال اینها همه از ماده “ولی” - و، ل، ی - اشتقاق یافته‌اند. این واژه، از پر استعمال‌ترین واژه‌های [[قرآن کریم]] است که به صورت‌های مختلفی به کار رفته است، می‌گویند در ۱۲۴ مورد به صورت “اسم” و ۱۱۲ مورد در قالب “فعل” در قرآن کریم آمده است.


معنای اصلی این کلمه، همچنان‌که راغب در مفردات‌القرآن گفته است این است که: دو چیز آن‌چنان در کنار هم قرار گیرند که فاصله‌ای در کار نباشد؛ یعنی اگر دو چیز آن‌چنان به هم متّصل باشند که هیچ چیز دیگر در میان آنها نباشد ماده “ولی” استعمال می‌شود؛ مثلاً اگر چند نفر پهلوی هم نشسته باشند و ما بخواهیم وضع و ترتیب نشستن آنها را بیان کنیم می‌گوییم:[[زید]] در صدر مجلس نشسته است {{عربی|ویلیه عمرو}} و {{عربی|یلی عمرو و بکر}}، یعنی بلافاصله در کنار [[زید]] [[عمرو]] نشسته است و در کنار عمرو بدون هیچ فاصله‌ای بکر نشسته است. به همین مناسبت طبعاً این کلمه در مورد [[قرب]] و نزدیکی به کار رفته است، اعم از قرب مکانی و قرب [[معنوی]] و باز به همین مناسبت در مورد [[دوستی]] و [[یاری]]، تصدّی امر، [[تسلط]] و معانی دیگر از این قبیل، استعمال شده است، چون در همه اینها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد. راغب راجع به خصوص کلمه “ولایت” از نظر موارد استعمال می‌گوید: ولایت (به کسر واو) به معنای [[نصرت]] است و اما ولایت (به فتح واو) به معنی تصدّی و صاحب اختیاری یک کار است و گفته شده است که معنای هر دو یکی است و [[حقیقت]] آن همان تصدّی و صاحب اختیاری است.
معنای اصلی این کلمه، همچنان‌که راغب در مفردات‌القرآن گفته است این است که: دو چیز آن‌چنان در کنار هم قرار گیرند که فاصله‌ای در کار نباشد؛ یعنی اگر دو چیز آن‌چنان به هم متّصل باشند که هیچ چیز دیگر در میان آنها نباشد ماده “ولی” استعمال می‌شود؛ مثلاً اگر چند نفر پهلوی هم نشسته باشند و ما بخواهیم وضع و ترتیب نشستن آنها را بیان کنیم می‌گوییم:[[زید]] در صدر مجلس نشسته است {{عربی|ویلیه عمرو}} و {{عربی|یلی عمرو و بکر}}، یعنی بلافاصله در کنار [[زید]] [[عمرو]] نشسته است و در کنار عمرو بدون هیچ فاصله‌ای بکر نشسته است. به همین مناسبت طبعاً این کلمه در مورد [[قرب]] و نزدیکی به کار رفته است، اعم از قرب مکانی و قرب [[معنوی]] و باز به همین مناسبت در مورد [[دوستی]] و [[یاری]]، تصدّی امر، [[تسلط]] و معانی دیگر از این قبیل، استعمال شده است، چون در همه اینها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد. راغب راجع به خصوص کلمه “ولایت” از نظر موارد استعمال می‌گوید: ولایت (به کسر واو) به معنای [[نصرت]] است و اما ولایت (به فتح واو) به معنی تصدّی و صاحب اختیاری یک کار است و گفته شده است که معنای هر دو یکی است و [[حقیقت]] آن همان تصدّی و صاحب اختیاری است.
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش