←فرزندان
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
نوح سه فرزند داشت «حام» و «سام» و «یافث» [[مورخان]] معتقدند که تمام نژادهای امروز [[کره زمین]] به آن سه فرزند باز میگردد، گروهی [[نژاد]]«حامی» هستند که در منطقه [[آفریقا]] ساکنند، و گروه دیگری از نژاد«[[سامی]]» هستند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند، و نژاد«یافث» را ساکنان چین میدانند. | نوح سه فرزند داشت «حام» و «سام» و «یافث» [[مورخان]] معتقدند که تمام نژادهای امروز [[کره زمین]] به آن سه فرزند باز میگردد، گروهی [[نژاد]]«حامی» هستند که در منطقه [[آفریقا]] ساکنند، و گروه دیگری از نژاد«[[سامی]]» هستند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند، و نژاد«یافث» را ساکنان چین میدانند. | ||
«نوح» فرزند دیگری داشت بنام «[[کنعان]]» که با پدر [[مخالفت]] نمود حتی حاضر نشد در [[کشتی نجات]] به او ملحق شود، و با بدان بنشست و [[ارزش]] [[خاندان نبوت]] را گم کرد، و طبق صریح [[قرآن]] سرانجام همچون سایر [[کفار]] در [[طوفان]] [[غرق]] شد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۹.</ref> | «نوح» فرزند دیگری داشت بنام «[[کنعان]]» که با پدر [[مخالفت]] نمود حتی حاضر نشد در [[کشتی نجات]] به او ملحق شود، و با بدان بنشست و [[ارزش]] [[خاندان نبوت]] را گم کرد، و طبق صریح [[قرآن]] سرانجام همچون سایر [[کفار]] در [[طوفان]] [[غرق]] شد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۹.</ref> | ||
===سرگذشت دردناک [[فرزند نوح]]=== | |||
«نوح فرزندش را که در کناری جدا از پدر قرار گرفته بود مخاطب ساخت و فریاد زد پسرم! با ما سوار شو و با [[کافران]] مباش»<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ}} «و نوح پسرش را- که (هنوز) بر کرانهای بود- فرا خواند: پسرکم! با ما سوار شو و با کافران مباش!» سوره هود، آیه ۴۲.</ref> که فنا و نابودی دامنت را خواهد گرفت. | |||
نوح این [[پیامبر]] بزرگ نه تنها به عنوان یک پدر، بلکه به عنوان یک مربی خستگیناپذیر و پر [[امید]]، حتی در آخرین لحظه دست از وظیفۀ خود برنداشت به این امید که سخنش در [[قلب]] سخت فرزند اثر کند. | |||
اما متأسفانه تأثیر [[همنشین]] بد بیش از آن بود که گفتار این پدر [[دلسوز]] تأثیر مطلوب خود را ببخشد. | |||
لذا این فرزند لجوج و کوتاه [[فکر]] به [[گمان]] اینکه با [[خشم خدا]] میتوان به [[مبارزه]] برخاست «فریاد زد پدر برای من [[جوش]] نزن به زودی به سوی کوهی [[پناه]] میبرم که دست این سیلاب به دامنش هرگز نخواهد رسید و مرا در دامان خود پناه خواهد داد»<ref>{{متن قرآن|قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ}} «او گفت: آنک به کوهی پناه میجویم که مرا از آب نگاه میدارد» سوره هود، آیه ۴۳.</ref>. | |||
نوح باز [[مأیوس]] نشد، بار دیگر به [[اندرز]] و [[نصیحت]] پرداخت شاید فرزند کوتاه فکر از مرکب [[غرور]] و [[خیرهسری]] فرود آید و راه [[حق]] پیش گیرد، به او «گفت: فرزندم امروز هیچ قدرتی برابر [[فرمان خدا]] پناه نخواهد داد تنها [[نجات]] از آن کسی است که مشمول [[رحمت خدا]] باشد و بس»<ref>{{متن قرآن|قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ}} «(نوح) گفت: امروز هیچ پناهی از «امر» خداوند نخواهد بود جز (برای) آن کس که (خداوند بر او) بخشایش آورده باشد» سوره هود، آیه ۴۳.</ref>. | |||
[[کوه]] که [[سهل]] است، کرۀ [[زمین]] که سهل است، [[خورشید]] و تمام منظومۀ شمسی با آن [[عظمت]] خیرهکنندهاش در برابر [[قدرت]] لایزال او ذرۀ بیمقداری بیش نیست. | |||
در همین هنگام موجی برخاست و جلو آمد و جلوتر و [[فرزند نوح]] را همچون پر کاهی از جا کند و در لابلای خود در هم کوبید «و میان پدر و فرزند جدائی افکند و او را در صف غرقشدگان قرار داد»!<ref>{{متن قرآن|وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ}} «و موج میان آن دو افتاد و او از غرقشدگان گشت» سوره هود، آیه ۴۳.</ref> | |||
وقتی نوح فرزند خود را در میان امواج دید، عاطفۀ پدری به [[جوش]] آمد و به یاد [[وعدۀ الهی]] دربارۀ [[نجات]] فرزندش افتاد، رو به درگاه [[خدا]] کرد و گفت: | |||
«پروردگارا! پسرم از [[اهل]] من و [[خاندان]] من است، و تو [[وعده]] فرمودی که خاندان مرا از [[طوفان]] و [[هلاکت]] رهائی بخشی»<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ}} «و نوح پروردگارش را بخواند و گفت: پروردگارا! پسرم از خاندان من است و بیگمان وعده تو راستین است» سوره هود، آیه ۴۵.</ref>. | |||
این وعده اشاره به همان چیزی است که در [[سوره هود]] آمده است، آنجا که میفرماید: «ما به نوح [[فرمان]] دادیم که از هر نوعی از انواع حیوانات یک جفت بر کشتی و سوار کن و همچنین خانوادۀ خود را جز آن کسی که به [[فرمان خدا]] محکوم به نابودی است»<ref>{{متن قرآن|قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ}} «گفتیم در آن از هر گونهای دو تا (نر و ماده) بردار و (نیز) خانوادهات را- جز آن کس که درباره وی از پیش سخن رفته است- و (نیز) هر کس را که ایمان آورده است و جز اندکی همراه وی ایمان نیاورده بودند» سوره هود، آیه ۴۰.</ref>. | |||
نوح چنین [[فکر]] میکرد که منظور از جملۀ «جز آن کس که به فرمان خدا محکوم به نابودی است». تنها [[همسر]] [[بیایمان]] و [[مشرک]] او است و فرزندش [[کنعان]] جزء آنها نیست، و لذا چنین سخنی را به پیشگاه [[خدا]] عرضه داشت. | |||
اما بلافاصله پاسخ شنید، پاسخی تکاندهنده و روشنگر از یک [[واقعیت]] بزرگ واقعیتی که پیوند مکتبی را ما فوق پیوند نسبی و [[خویشاوندی]] قرار میدهد. | |||
«ای نوح! او از [[اهل]] تو نیست! بلکه او عملی است غیر [[صالح]]»<ref>{{متن قرآن|قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ}} «فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، بیگمان او کرداری ناشایسته است» سوره هود، آیه ۴۶.</ref>. | |||
فرد ناشایستهای است که بر اثر بریدن پیوند مکتبیش از تو، پیوند خانوادگیش به چیزی شمرده نمیشود. | |||
«حال که چنین است، آنچه را از آن [[آگاه]] نیستی از من تقاضا مکن. من به تو [[موعظه]] میکنم تا از [[جاهلان]] نباشی»<ref>{{متن قرآن|فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}} «پس چیزی را که نمیدانی از من مخواه، من تو را اندرز میدهم که مبادا از نادانان باشی» سوره هود، آیه ۴۶.</ref>. | |||
نوح دریافت که این تقاضا از پیشگاه [[پروردگار]] درست نبوده است و هرگز نباید [[نجات]] چنین [[فرزندی]] را مشمول [[وعدۀ الهی]] بر نجات خاندانش بداند؛ لذا رو به درگاه پروردگار کرد و گفت: «پروردگارا من به تو [[پناه]] میبرم از اینکه چیزی از تو بخواهم که به آن [[آگاهی]] ندارم و اگر مرا نبخشی و مشمول رحمتت قرار ندهی از [[زیانکاران]] خواهم بود»<ref>{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی از تو بخواهم که بدان دانشی ندارم به تو پناه میبرم و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۲.</ref> | |||
== شمایل و صفات ظاهری == | == شمایل و صفات ظاهری == | ||