انتخاب در حقوق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۷: خط ۳۷:


==انتخاب شدن==
==انتخاب شدن==
یکی از دیگر ساحت‌های حق انتخاب، آزادی در انتخاب شدن است، به معنای آنکه افراد دارای [[آزادی]] و اختیاری باشند تا بتوانند در معرض [[گزینش]] دیگران قرار گیرند. با این ظرفیت، امکان چرخش [[نخبگان]] در [[جامعه]] فراهم شده، از انباشت و تراکم [[قدرت]] جلوگیری می‌شود و به تبع آن، جلوی [[فساد]] و ریشه دواندن قدرت گرفته می‌شود. با این [[حق]]، [[انسان]] صرفاً موجودی نیست که برای بالارفتن دیگران از [[دیوار]] قدرت، دست خویش را قلاب می‌کند، بلکه [[فرصت]] می‌یابد تا خود نیز در فرایند چرخش نخبگان، به چرخه قدرت وارد شود و در این عرصه تعاملی، صرفاً فرمان‌بر نباشد، بلکه این موقعیت را داشته باشد تا [[فرمانده]] نیز باشد. با وجود [[آزادی سیاسی]]، این حق به رسمیت شناخته می‌شود و در فراگردی مشخص، [[شهروندان]] به کسی که قدرت و اقتداری در [[اختیار]] ندارد، این حق را می‌دهند که او نیز دارای قدرت و توان [[فرمانداری]] شود. با این رویکرد، حق [[انتخاب]] شدن، در کنار حق انتخاب کردن مطرح می‌شود. اگر آزادی سیاسی در نگرش کلان [[قرآن]]، امری مطلوب و پذیرفته شده است و شهروندان می‌توانند انتخاب کنند، پس طبعاً حق انتخاب شدن نیز که یکی از وجوه و اقسام آزادی است را به رسمیت می‌شناسد، اگر انتخاب‌گری وجود داشت به دنبال آن، انتخاب شونده‌ای نیز خواهد بref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۱۴۹.</ref>
یکی از دیگر ساحت‌های حق انتخاب، آزادی در انتخاب شدن است، به معنای آنکه افراد دارای [[آزادی]] و اختیاری باشند تا بتوانند در معرض [[گزینش]] دیگران قرار گیرند. با این ظرفیت، امکان چرخش [[نخبگان]] در [[جامعه]] فراهم شده، از انباشت و تراکم [[قدرت]] جلوگیری می‌شود و به تبع آن، جلوی [[فساد]] و ریشه دواندن قدرت گرفته می‌شود. با این [[حق]]، [[انسان]] صرفاً موجودی نیست که برای بالارفتن دیگران از [[دیوار]] قدرت، دست خویش را قلاب می‌کند، بلکه [[فرصت]] می‌یابد تا خود نیز در فرایند چرخش نخبگان، به چرخه قدرت وارد شود و در این عرصه تعاملی، صرفاً فرمان‌بر نباشد، بلکه این موقعیت را داشته باشد تا [[فرمانده]] نیز باشد. با وجود [[آزادی سیاسی]]، این حق به رسمیت شناخته می‌شود و در فراگردی مشخص، [[شهروندان]] به کسی که قدرت و اقتداری در [[اختیار]] ندارد، این حق را می‌دهند که او نیز دارای قدرت و توان [[فرمانداری]] شود. با این رویکرد، حق [[انتخاب]] شدن، در کنار حق انتخاب کردن مطرح می‌شود. اگر آزادی سیاسی در نگرش کلان [[قرآن]]، امری مطلوب و پذیرفته شده است و شهروندان می‌توانند انتخاب کنند، پس طبعاً حق انتخاب شدن نیز که یکی از وجوه و اقسام آزادی است را به رسمیت می‌شناسد، اگر انتخاب‌گری وجود داشت به دنبال آن، انتخاب شونده‌ای نیز خواهد بود.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۱۴۹.</ref>
۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش