حارث بن کلده: تفاوت میان نسخهها
←آشنایی اجمالی
| خط ۴: | خط ۴: | ||
وی فرزند [[کلدة بن عمرو بن علاج]]، از [[بنوعلاج بن ابی سلمه]]، از [[قبیله ثقیف]] است<ref>ابن کلبی، هشام بن محمد، نسب قد والیمن الکبیر، ج۲، ص۷۷؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۶۸.</ref>. حارث طبیب [[عرب]] و مردی [[حکیم]] بود که گاهی او را به بقراط [[تشبیه]] کردهاند، گفتاری از او درباره بعضی [[بیماریها]] و راه درمان آن به جا مانده است<ref>ابن قیم الجوزی، محمد، الطب النبوی، ص۹۳.</ref>. وی دوبار به [[فارس]] [[سفر]] کرد، [[طب]] و ضرب را آموخت، سپس به [[سرزمین]] خود بازگشت. کتابی در طب به نام [[محاورة فی الطب (کتاب)|محاورة فی الطب]] دارد که حاصل گفتگوی وی با انوشیروان [[پادشاه ایران]] است<ref> زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج۲، ص۱۵۷؛ کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، ج۳، ص۱۷۶.</ref>. «سمیه» [[مادر]] [[زیاد بن عبید]]، [[کنیز]] وی بود که او را به عبید بخشید و زیاد به [[دنیا]] آمد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۳۳.</ref>. همچنین مادر [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، به نام «فارعه»، دختر «همام» پیش از [[ازدواج]] با [[یوسف بن ابیعقیل]]، [[همسر]] حارث بود که به دلیل [[مسواک زدن]] در نیمه شب او را [[طلاق]] داده بود<ref>ابن خلکان، أحمد بن محمد، وفیات الأعیان، ج۲، ص۲۹.</ref>. | وی فرزند [[کلدة بن عمرو بن علاج]]، از [[بنوعلاج بن ابی سلمه]]، از [[قبیله ثقیف]] است<ref>ابن کلبی، هشام بن محمد، نسب قد والیمن الکبیر، ج۲، ص۷۷؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۶۸.</ref>. حارث طبیب [[عرب]] و مردی [[حکیم]] بود که گاهی او را به بقراط [[تشبیه]] کردهاند، گفتاری از او درباره بعضی [[بیماریها]] و راه درمان آن به جا مانده است<ref>ابن قیم الجوزی، محمد، الطب النبوی، ص۹۳.</ref>. وی دوبار به [[فارس]] [[سفر]] کرد، [[طب]] و ضرب را آموخت، سپس به [[سرزمین]] خود بازگشت. کتابی در طب به نام [[محاورة فی الطب (کتاب)|محاورة فی الطب]] دارد که حاصل گفتگوی وی با انوشیروان [[پادشاه ایران]] است<ref> زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج۲، ص۱۵۷؛ کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، ج۳، ص۱۷۶.</ref>. «سمیه» [[مادر]] [[زیاد بن عبید]]، [[کنیز]] وی بود که او را به عبید بخشید و زیاد به [[دنیا]] آمد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۳۳.</ref>. همچنین مادر [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، به نام «فارعه»، دختر «همام» پیش از [[ازدواج]] با [[یوسف بن ابیعقیل]]، [[همسر]] حارث بود که به دلیل [[مسواک زدن]] در نیمه شب او را [[طلاق]] داده بود<ref>ابن خلکان، أحمد بن محمد، وفیات الأعیان، ج۲، ص۲۹.</ref>. | ||
در [[صحابی]] بودنش [[اختلاف]] است<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۶۳۳؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۰۸.</ref>، برخلاف [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۸۷.</ref> که وی را صحابی دانسته و در بخش اول [[الاصابه]] از او یاد کرده است، عدهای<ref>ر. ک: ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۸۷؛ ابن ماکولا، الإکمال، ج۷، ص۱۸۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۸.</ref> [[مسلمانی]] او را نپذیرفتهاند و حتی مرگش را در اول [[ظهور اسلام]] دانستهاند. با این حال، گزارشهایی وجود دارد که درگذشت حارث را در سالهای نخست [[رسالت]] رد میکند و میتواند مؤیدی (هرچند [[ضعیف]]) بر نظریه صحابی شمردنش باشد، از جمله [[روایت]] [[ابن اسحاق]] که گوید: هنگامی که [[اهل]] [[طائف]] [[مسلمان]] شدند در میان آنان چند برده بود که [[رسول خدا]] {{صل}} آنها را [[آزاد]] کرد، سپس عدهای از اشراف طائف که حارث بن | در [[صحابی]] بودنش [[اختلاف]] است<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۶۳۳؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۰۸.</ref>، برخلاف [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۸۷.</ref> که وی را صحابی دانسته و در بخش اول [[الاصابه]] از او یاد کرده است، عدهای<ref>ر. ک: ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۸۷؛ ابن ماکولا، الإکمال، ج۷، ص۱۸۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۸.</ref> [[مسلمانی]] او را نپذیرفتهاند و حتی مرگش را در اول [[ظهور اسلام]] دانستهاند. با این حال، گزارشهایی وجود دارد که درگذشت حارث را در سالهای نخست [[رسالت]] رد میکند و میتواند مؤیدی (هرچند [[ضعیف]]) بر نظریه صحابی شمردنش باشد، از جمله [[روایت]] [[ابن اسحاق]] که گوید: هنگامی که [[اهل]] [[طائف]] [[مسلمان]] شدند در میان آنان چند برده بود که [[رسول خدا]] {{صل}} آنها را [[آزاد]] کرد، سپس عدهای از اشراف طائف که حارث بن کلده در میان آنان بود از [[پیامبر]] تقاضای برگشت [[بردهها]] را نمودند، ولی [[رسول خدا]] {{صل}} درخواست آنها را رد کرد و فرمود: اینان [[آزادشدگان]] در [[راه خدا]] هستند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۱۲۸-۱۲۹؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۳۲؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۷۷۹.</ref>. | ||
همچنین در گزارش دیگری آمده است که [[سعد بن ابی وقاص]] در [[حجة الوداع]] مریض شد، رسول خدا {{صل}} به او سفارش کرد نزد حارث برود تا مداوایش کند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۱۱۶؛ ابوداود، سلیمان بن اشعث، سنن، ج۲، ص۲۲۳؛ فضل بن شاذان نیشابوری، الایضاح، ص۵۵۱.</ref>. اگرچه [[ابن ابی حاتم]]<ref>ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۸۷.</ref> سفارش پیامبر را دلیلی بر جواز کمک گرفتن از [[اهل ذمه]] برای درمان [[بیماری]] دانسته است و برخی دیگر<ref>ابن ماکولا، الإکمال، ج۷، ص۱۸۰؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۱۸۹.</ref> تصریح کردهاند که حارث هنگام بیماری سعد [[کافر]] بوده است، ولی [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۱۰.</ref> براساس قاعدهای که میگوید تمام [[قریش]] و ثقیف در حجة الوداع [[مسلمان]] شده بودند، حارث را در شمار [[صحابه]] ذکر کرده است. افزون بر آنکه در بعضی نقلها گفته شده پیامبر خود به حارث فرمود: «سعد را مداوا کن»<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۷۷۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۶۳۴؛ شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۱۲، ص۱۸۴.</ref>. گفتنی است، بعضی منابع [[شیعی]] روایتی ذکر کردهاند که بر پایه آن حارث از رسول خدا {{صل}} درخواست [[معجزه]] کرد، پیامبر هم به درختی دستور داد تا نزد آنان بیاید، سپس درخت از جا کنده شد و نزد آنها آمد، حارث با دیدن این منظره به [[توحید]]، [[حقانیت]] رسول خدا {{صل}} و نیز [[جانشینی حضرت علی]] {{ع}} [[شهادت]] داد. از این رو [[اسلام]] وی را [[نیکو]] دانستهاند<ref>ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۸۳؛ مجلسی، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۷، ص۳۱۷.</ref>. | همچنین در گزارش دیگری آمده است که [[سعد بن ابی وقاص]] در [[حجة الوداع]] مریض شد، رسول خدا {{صل}} به او سفارش کرد نزد حارث برود تا مداوایش کند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۱۱۶؛ ابوداود، سلیمان بن اشعث، سنن، ج۲، ص۲۲۳؛ فضل بن شاذان نیشابوری، الایضاح، ص۵۵۱.</ref>. اگرچه [[ابن ابی حاتم]]<ref>ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۸۷.</ref> سفارش پیامبر را دلیلی بر جواز کمک گرفتن از [[اهل ذمه]] برای درمان [[بیماری]] دانسته است و برخی دیگر<ref>ابن ماکولا، الإکمال، ج۷، ص۱۸۰؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۱۸۹.</ref> تصریح کردهاند که حارث هنگام بیماری سعد [[کافر]] بوده است، ولی [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۱۰.</ref> براساس قاعدهای که میگوید تمام [[قریش]] و ثقیف در حجة الوداع [[مسلمان]] شده بودند، حارث را در شمار [[صحابه]] ذکر کرده است. افزون بر آنکه در بعضی نقلها گفته شده پیامبر خود به حارث فرمود: «سعد را مداوا کن»<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۷۷۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۶۳۴؛ شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۱۲، ص۱۸۴.</ref>. گفتنی است، بعضی منابع [[شیعی]] روایتی ذکر کردهاند که بر پایه آن حارث از رسول خدا {{صل}} درخواست [[معجزه]] کرد، پیامبر هم به درختی دستور داد تا نزد آنان بیاید، سپس درخت از جا کنده شد و نزد آنها آمد، حارث با دیدن این منظره به [[توحید]]، [[حقانیت]] رسول خدا {{صل}} و نیز [[جانشینی حضرت علی]] {{ع}} [[شهادت]] داد. از این رو [[اسلام]] وی را [[نیکو]] دانستهاند<ref>ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۸۳؛ مجلسی، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۷، ص۳۱۷.</ref>. | ||