←آثار و کارکردهای عصمت
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۱۳: | خط ۲۱۳: | ||
== آثار و کارکردهای [[عصمت]] == | == آثار و کارکردهای [[عصمت]] == | ||
=== پیامدهای [[عصمت]] در [[فقه]] و اصول [[امامیه]] === | |||
==== [[فقه]] [[امامیه]] ==== | |||
ردّ پای تأثیر مبنای [[اعتقاد]] به عصمت هنگام پرداختن [[فقیه]] به فرایند [[اجتهاد]] را میتوان در چند ناحیه جستجو کرد: | |||
===== الف) بحث سندی: طرد [[روایت]] و عدم اعتبار سند به دلیل تنافی با [[عصمت]] ===== | |||
در این مقام روایاتی که [[عصمت پیامبر]]{{صل}} یا [[امامان]] را زیر سؤال بردهاند، [[سنت]] غیر [[واقعی]] و مطرود تلقّی میشوند. | |||
===== ب) بحث دلالی: توجیه و [[تأویل]] ظاهر روایت ===== | |||
فقیه در اینجا با [[پذیرفتن]] سند و صدور [[حدیث]]، محتوای [[حدیث]] را بهگونهای [[تفسیر]] میکند که با عصمت ناسازگاری نداشته باشد، گرچه آن معنا غیرظاهر و غیرمتبادر از روایت باشد. | |||
===== ج) بحث جهتی: حمل روایت بر [[تقیه]] ===== | |||
با پذیرش صدور و دلالت سعی میشود مضمونی که در حدیث خلاف عصمت تلقّی میشود، بر عمل یا گفتار از روی [[تقیه]] حمل شود. یکی از موارد بحث جهتی، حمل روایت بر قضیه شخصیه است؛ چون محتوای روایت مطابق [[موازین]] [[اثبات]] شده توسط ادلّه دیگر نیست. هیچ اطلاقی و عمومی از این روایت را در نظر نمیگیرند و بر همان مورد شخصی روایت منطبق میکنند. | |||
==== اصول فقه [[امامیه]] ==== | |||
از مباحثی که در اصول فقه امامیه نقش کلیدی دارد و مبحث [[کلامی]] [[عصمت پیامبر]] {{صل}} و [[عصمت امام|امامان]] {{عم}} به عنوان پایه و پیش فرض اساسی آن مطرح است، [[حجیّت]] [[کتاب و سنت]] است. کتاب و سنت دو منبع اولیه و پایهای در [[شناخت]] [[احکام]] خداست | |||
===== حجیّت کتاب خدا ===== | |||
بیشک [[قرآن]]، نخستین و بااهمیتترین منبع برای دریافت و [[استنباط احکام شرعی]] است. [[فقیه]] در هر قضیهای برای [[فهم]] [[حکم]] [[خداوند متعال]]، در وهله نخست به کتاب خدا مراجعه میکند و پس از آن به بررسی منابع دیگر میپردازد. فقیه حجیّت کتاب خدا را مستند به عصمت کرده و [[عصمت]] را از طریق ارائه [[معجزه]] توسط [[پیامبر]] {{صل}} [[اثبات]] مینماید. | |||
===== حجیّت [[سنت]] ===== | |||
[[وحی الهی]] دربردارنده همه جزئیات [[احکام شرعی]] نیست. در غالب موارد تنها اصل [[تشریع حکم]] در قرآن آمده است و تفاصیل جزئی [[احکام]] توسط [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در قالب گفتار یا به صورت عملی و [[رفتاری]] بیان شدهاند. بسیاری از احکامی که در قرآن آمده است به صورت مجمل یا عام و یا مطلق بیان شدهاند. مقیدات، تخصیصها و تفصیلها و تفسیرهای آنها در سخن [[رسول خدا]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} آمده است. آن [[حضرت]] با گفتار و [[سیره عملی]] خود به تبیین جزئیات [[قوانین]] و [[تفسیر]] مجملهای [[قرآن]] پرداختهاند. به آنچه [[پیامبر]] {{صل}} در [[مقام]] [[تفسیر وحی]] و تبیین جزئیات [[شریعت]] گفتهاند، [[سنت نبوی]] گفته میشود<ref>سعید ضیائیفر، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص۴۵۷ - ۴۵۸.</ref>. عدهای از [[اهل سنت]]، [[سنت]] را منحصر در [[سنت پیامبر]] {{صل}} میدانند و بعضی آن را به [[سنت صحابه]] هم بسط میدهند. اگر سنت به [[صحابه]] بسط داده شود، یقیناً این سنت شامل سنت برخی از اهل بیت {{عم}} نیز خواهد شد؛ چراکه اهل بیت {{عم}} [[افضل]] و [[اعلم]] همه صحابه محسوب میشوند. در هر صورت [[فقه]] امامی، سنت را منحصر در سنت نبوی نمیداند. [[همراهی]] [[کتاب و سنت]] و [[لزوم]] کنارهم بودن آنها با هم تا [[روز قیامت]] در سفارشهای رسول خدا {{صل}} و وصایای ایشان به [[امت اسلام]] بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. | |||
[[دین اسلام]] بدون سنت نمیتواند [[دین خاتم]] باشد؛ چراکه دین خاتم افزون بر کامل بودن خود [[دین]] و افزون بر یک منبع [[وحیانی]] [[مصون از تحریف]] - یعنی قرآن - نیازمند یک روش معیار برای [[فهم]] صحیح از آن منبع است تا هر [[پژوهشگری]] بتواند تفسیر صحیح از آن منبع را [[کشف]] کند. سنت بیان این روش معیار است<ref>ر.ک: مهدی هادوی تهرانی، تأملات در علم اصول فقه، دفتر ششم، ص۱۰۶.</ref>. بنابراین سنت در [[مکتب]] [[امامیه]] به معنای هر دو سنت پیامبر {{صل}} و سنت اهل بیت {{عم}} میآید. | |||
===== حجیت سیره عقلا ===== | |||
[[سکوت]] [[معصوم]] در مقابل یک [[رفتار]] و عمل، نشانه امضای آن رفتار یا عمل است. نوع عمل یا [[رفتاری]] که معصوم مواجه با آن است بر دو نوع است: گاه یک رفتار شخصی و فردی است؛ مانند اینکه معصوم وضوگرفتن یا [[نماز]] [[اشتباه]] یک شخص را [[مشاهده]] کند و گاه معصوم با یک [[سلوک]] و [[پدیده اجتماعی]] مواجه میشود و در مقابل آن سکوت میکند. این سکوت در مقابل یک پدیده و [[رفتار اجتماعی]] فراگیر که در اصطلاح [[سیره]] عقلاییه نامیده میشود، دلالت بر امضای آن پدیده و رفتار و [[مشروعیت]] آن است؛ مثلاً در میان عرف عُقلای [[جامعه]] حیازت، سبب ملکیت شمرده میشود. کسی که مثلاً از رودخانه لیوان آبی را برمیگیرد، مالک آن میشود یا کسی به صحرا میرود و سنگی را حیازت میکند، مالک آن میشود. این سیره عُقلا اگر در برابر و منظر معصوم بود و معصوم در برابر آن سکوت کرد، این سکوت تقریر و امضای آن سیره شمرده میشود. | |||
از طریق سیره عُقلاییه، [[حجیّت]] [[خبر واحد]]، حجیّت ظهور و بسیاری از مسائل اصولی مهم [[اثبات]] میشود<ref>عبدالجبار الرفاعی، محاضرات فی اصول الفقه، شرح الحلقة الثانیه، ج۱، ص۲۹۹.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||