برهان حفظ دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۶: خط ۲۶:
این سخن که [[قرآن کریم]] خود [[امام]] [[امت اسلامی]] است و پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مردم]] را [[هدایت]] می‌کند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref>، نیز بی‌اساس است؛ زیرا بدیهی است که بیانات قرآنی در توضیح مقاصد و روشن کردن تفاصیل [[معارف دینی]] و [[خاصه]] در [[احکام]]، احتیاج مبرم به بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} دارد. [[قرآن کریم]] پنج [[نماز]] یومیه را گوشزد فرموده و تفصیل اجزا و شرایط و [[آداب]] و سنن آنها با بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} به دست می‌آید و همچنین [[روزه]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[جهاد]] و غیر آنها و [[خدای متعال]] این [[هدایت]] [[نبی]] {{صل}} را که متمم [[هدایت]] و بیان [[قرآن]] است، صریحاً برای ایشان [[تصدیق]] فرموده و امثال [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به درستی تو به سوی راه راست هدایت می‌کنی». سوره شوری، آیه۵۲.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و نازل کردیم به سوی تو ذکر (قرآن) را برای این‌که به مردم روشن کنی آنچه را به سوی ایشان تدریجاً نازل شده»، سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، همان معنای [[امامت]] که برای [[قرآن کریم]] ذکر می‌شود، برای [[نبی اکرم]] {{صل}} اثبات می‌شود. پس [[نبی اکرم]] {{صل}} هم [[امام]] است به همان معنا که [[قرآن]] [[امام]] است و هم [[نبی اکرم]] {{صل}} در امثال [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] معنای [[امامت]] را برای [[عترت]] خود و اینکه [[قرآن]] و [[اهل بیت]] هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند و [[مردم]] تا [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] داشته باشند [[گمراهی]] به آنان راه نخواهد داشت. حاصل اینکه علاوه بر [[قرآن]]، [[نبی اکرم]] {{صل}} و اهل بیتش {{عم}} [[امام]] هستند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>
این سخن که [[قرآن کریم]] خود [[امام]] [[امت اسلامی]] است و پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مردم]] را [[هدایت]] می‌کند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref>، نیز بی‌اساس است؛ زیرا بدیهی است که بیانات قرآنی در توضیح مقاصد و روشن کردن تفاصیل [[معارف دینی]] و [[خاصه]] در [[احکام]]، احتیاج مبرم به بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} دارد. [[قرآن کریم]] پنج [[نماز]] یومیه را گوشزد فرموده و تفصیل اجزا و شرایط و [[آداب]] و سنن آنها با بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} به دست می‌آید و همچنین [[روزه]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[جهاد]] و غیر آنها و [[خدای متعال]] این [[هدایت]] [[نبی]] {{صل}} را که متمم [[هدایت]] و بیان [[قرآن]] است، صریحاً برای ایشان [[تصدیق]] فرموده و امثال [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به درستی تو به سوی راه راست هدایت می‌کنی». سوره شوری، آیه۵۲.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و نازل کردیم به سوی تو ذکر (قرآن) را برای این‌که به مردم روشن کنی آنچه را به سوی ایشان تدریجاً نازل شده»، سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، همان معنای [[امامت]] که برای [[قرآن کریم]] ذکر می‌شود، برای [[نبی اکرم]] {{صل}} اثبات می‌شود. پس [[نبی اکرم]] {{صل}} هم [[امام]] است به همان معنا که [[قرآن]] [[امام]] است و هم [[نبی اکرم]] {{صل}} در امثال [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] معنای [[امامت]] را برای [[عترت]] خود و اینکه [[قرآن]] و [[اهل بیت]] هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند و [[مردم]] تا [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] داشته باشند [[گمراهی]] به آنان راه نخواهد داشت. حاصل اینکه علاوه بر [[قرآن]]، [[نبی اکرم]] {{صل}} و اهل بیتش {{عم}} [[امام]] هستند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>


== اثبات عصمت امام ==
=== اثبات عصمت امام ===
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
بسیاری از [[متکلمین]] نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] [[تمسک]] کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.
بسیاری از [[متکلمین]] نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] [[تمسک]] کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.


'''بیان اول''': جناب شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که، صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.
==== تقریر شیخ صدوق ====


نقد و بررسی: بیان جناب [[صدوق]] دارای دو اشکال اساسی است:
شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که، صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.
 
'''نقد و بررسی'''
 
بیان جناب [[صدوق]] دارای دو اشکال اساسی است:
# بیان ایشان [[عصمت علمی]] امام را از [[سهو]] و [[نسیان]] در شریعت ثابت می‌کند، ولی شامل [[عصمت عملی]] امام از [[گناهان]] نمی‌شود.
# بیان ایشان [[عصمت علمی]] امام را از [[سهو]] و [[نسیان]] در شریعت ثابت می‌کند، ولی شامل [[عصمت عملی]] امام از [[گناهان]] نمی‌شود.
# این [[استدلال]] شامل [[عصمت امام]] از [[زمان]] [[تولد]] و قبل از [[امامت]] نمی‌گردد.
# این [[استدلال]] شامل [[عصمت امام]] از [[زمان]] [[تولد]] و قبل از [[امامت]] نمی‌گردد.
خط ۳۸: خط ۴۲:
در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.
در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.


'''بیان دوم''': جناب [[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای [[تولد]] مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای [[صفات کمال]] بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و [[نقص]] در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.
====تقریر شیخ مفید====
 
[[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای [[تولد]] مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای [[صفات کمال]] بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و [[نقص]] در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.


بیان جناب شیخ مفید بسیار [[متین]] و [[زیبا]] ارائه شده و به نظر ما بدون نقص و اشکال است و تمام ابعاد عصمت را، هم قبل از امامت و هم زمان امامت و هم در بعد [[عصمت عملی]] و هم علمی و هم [[نسیان]] و [[اشتباه]] غیر اختیاری را شامل می‌شود و ما می‌توانیم آن را با دو مقدمه زیر بیان کنیم:
بیان جناب شیخ مفید بسیار [[متین]] و [[زیبا]] ارائه شده و به نظر ما بدون نقص و اشکال است و تمام ابعاد عصمت را، هم قبل از امامت و هم زمان امامت و هم در بعد [[عصمت عملی]] و هم علمی و هم [[نسیان]] و [[اشتباه]] غیر اختیاری را شامل می‌شود و ما می‌توانیم آن را با دو مقدمه زیر بیان کنیم:
۱۵٬۳۹۸

ویرایش