تقرب به خداوند در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۰: خط ۷۰:
در آیه‌ای ایمان وسیله دستیابی به [[مقام قرب]] خدا معرفی شده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۶۱۵؛ الصافی، ج ۴، ص۲۲۲.</ref>: {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ}}<ref> آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران می‌گویند: بی‌گمان این جادوگری آشکار است؛ سوره یونس، آیه:۲.</ref>. و در آیه‌ای دیگر از صعود "کلم [[طیب]]" به سوی [[خدا]] و اینکه [[عمل صالح]] آن را بالا می‌برد سخن رفته است: {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت می‌خواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا می‌رود و کردار نیکو آن را فرا می‌برد و آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه:۱۰.</ref> مقصود از صعود، [[تقرّب]] به خدا و مقصود از کلم طیب، [[اعتقادات]] حقی است که [[انسان]] با پذیرش آنها و عمل بر اساس آنها [[سعادتمند]] می‌شود و از آنجا که هر [[اعتقادی]] [[قائم]] به معتقِد آن است، تقرّب [[اعتقاد]] به خدا همان تقرّب معتقِد به [[خداوند]] است. عمل صالح نیز اعتقاد[[حق]] را در صعود به سوی خدا [[یاری]] کرده، آن را بالا می‌برد؛ زیرا هر چه عمل بر اساس اعتقاد تکرار شود، [[باور]] راسخ‌تر و روشن‌تر و تأثیر آن بیشتر می‌گردد<ref>راهنما، ج ۷، ص۳۶۷.</ref>.
در آیه‌ای ایمان وسیله دستیابی به [[مقام قرب]] خدا معرفی شده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۶۱۵؛ الصافی، ج ۴، ص۲۲۲.</ref>: {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ}}<ref> آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران می‌گویند: بی‌گمان این جادوگری آشکار است؛ سوره یونس، آیه:۲.</ref>. و در آیه‌ای دیگر از صعود "کلم [[طیب]]" به سوی [[خدا]] و اینکه [[عمل صالح]] آن را بالا می‌برد سخن رفته است: {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت می‌خواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا می‌رود و کردار نیکو آن را فرا می‌برد و آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه:۱۰.</ref> مقصود از صعود، [[تقرّب]] به خدا و مقصود از کلم طیب، [[اعتقادات]] حقی است که [[انسان]] با پذیرش آنها و عمل بر اساس آنها [[سعادتمند]] می‌شود و از آنجا که هر [[اعتقادی]] [[قائم]] به معتقِد آن است، تقرّب [[اعتقاد]] به خدا همان تقرّب معتقِد به [[خداوند]] است. عمل صالح نیز اعتقاد[[حق]] را در صعود به سوی خدا [[یاری]] کرده، آن را بالا می‌برد؛ زیرا هر چه عمل بر اساس اعتقاد تکرار شود، [[باور]] راسخ‌تر و روشن‌تر و تأثیر آن بیشتر می‌گردد<ref>راهنما، ج ۷، ص۳۶۷.</ref>.


در [[آیه]] ای نیز به کسی که [[امید]] دارد به لقای پروردگارش برسد دستور عمل صالح و [[پرهیز]] از [[شرک در عبادت]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref>.
در آیه‌ای نیز به کسی که [[امید]] دارد به لقای پروردگارش برسد دستور عمل صالح و [[پرهیز]] از [[شرک در عبادت]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref>.


در آیاتی متعدد به اموری اشاره شده است که مایه [[تقرّب]] [[انسان]] به خداست؛ مانند [[انفاق]]: {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و برخی از تازیان بیابان‌نشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه می‌کنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در می‌آورد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۲۳۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۹۸؛ نثر طوبی، ص۲۹۴.</ref>؛ [[زکات]]: {{متن قرآن|وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ}}<ref> آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸ - ۳۹.</ref>؛ [[اطعام]] [[فقیران]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا}}<ref> با خود می‌گویند: شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref>؛ [[صبر]]: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند؛ سوره رعد، آیه:۲۲.</ref>؛ [[امید به لقای الهی]]: {{متن قرآن|مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ}}<ref> هر کس لقای خداوند را امید می‌دارد (بداند که) زمان (مقرر کرده) خداوند آمدنی است؛ سوره عنکبوت، آیه:۵.</ref>؛ [[تقوا]]: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[دعا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref> و کسانی را که پروردگارشان را در سپیده‌دمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی می‌خوانند از خود مران؛ سوره انعام، آیه:۵۲.</ref>؛ دعای [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: {{متن قرآن|وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ}}<ref> و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۹۶؛ المیزان، ج ۹، ص۳۷۱.</ref>؛ [[نماز]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ}}<ref> پس برای پروردگارت نماز بگزار؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷؛ نمونه، ج ۲۷، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۱۲۸.</ref>؛ [[سجده]]: {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۵۰۴.</ref>؛ کشته شدن در [[راه خدا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref> و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۶۹.</ref>، [[قربانی]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ}}<ref>پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن!؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ}}<ref> آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردن‌ها‌ی آنها آغازید؛ سوره ص، آیه:۳۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۷۴۱.</ref>، [[التزام]] به [[آیات الهی]] و [[پرهیز]] از [[دنیاگرایی]] و [[هواپرستی]]: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد. و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند؛ سوره اعراف، آیه:۱۷۵ - ۱۷۶.</ref><ref>راهنما، ج ۶، ص۳۴۴.</ref>، [[پاکی]] [[دل]] از مرض‌های [[روحی]] و [[اخلاقی]]: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref><ref>راهنما، ج ۱۵، ص۴۱۸.</ref>، ادای [[شهادت]]: {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ}}<ref> گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ سوره طلاق، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۶۰.</ref> و [[تذکر]]: {{متن قرآن|قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ... لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۷.</ref> [[روایات]] نیز برای [[تقرّب]] به [[خدا]] عوامل گوناگونی برمی‌شمرند؛ مانند [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و [[اولواالامر]]<ref>الکافی، ج۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج۲، ص۷۴ - ۷۵.</ref>، [[دوری از گناهان]]، [[زهد]]، [[گریه]] از [[ترس]] خدا<ref>الکافی، ج ۲، ص۸۰، ۴۸۳.</ref>، تلاش برای برآوردن [[حاجت]] [[مؤمن]]<ref>الکافی، ص۱۹۶.</ref>، [[دشمنی]] با [[اهل]] [[معاصی]] و دوری از آنان<ref>کنز العمال، ج ۳، ص۶۵.</ref>[[تعقل]]<ref>کنز العمال، ص۳۸۴.</ref>.
در آیاتی متعدد به اموری اشاره شده است که مایه [[تقرّب]] [[انسان]] به خداست؛ مانند [[انفاق]]: {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و برخی از تازیان بیابان‌نشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه می‌کنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در می‌آورد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۲۳۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۹۸؛ نثر طوبی، ص۲۹۴.</ref>؛ [[زکات]]: {{متن قرآن|وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ}}<ref> آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸ - ۳۹.</ref>؛ [[اطعام]] [[فقیران]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا}}<ref> با خود می‌گویند: شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref>؛ [[صبر]]: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند؛ سوره رعد، آیه:۲۲.</ref>؛ [[امید به لقای الهی]]: {{متن قرآن|مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ}}<ref> هر کس لقای خداوند را امید می‌دارد (بداند که) زمان (مقرر کرده) خداوند آمدنی است؛ سوره عنکبوت، آیه:۵.</ref>؛ [[تقوا]]: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[دعا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref> و کسانی را که پروردگارشان را در سپیده‌دمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی می‌خوانند از خود مران؛ سوره انعام، آیه:۵۲.</ref>؛ دعای [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: {{متن قرآن|وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ}}<ref> و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۹۶؛ المیزان، ج ۹، ص۳۷۱.</ref>؛ [[نماز]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ}}<ref> پس برای پروردگارت نماز بگزار؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷؛ نمونه، ج ۲۷، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۱۲۸.</ref>؛ [[سجده]]: {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۵۰۴.</ref>؛ کشته شدن در [[راه خدا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref> و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۶۹.</ref>، [[قربانی]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ}}<ref>پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن!؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ}}<ref> آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردن‌ها‌ی آنها آغازید؛ سوره ص، آیه:۳۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۷۴۱.</ref>، [[التزام]] به [[آیات الهی]] و [[پرهیز]] از [[دنیاگرایی]] و [[هواپرستی]]: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد. و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند؛ سوره اعراف، آیه:۱۷۵ - ۱۷۶.</ref><ref>راهنما، ج ۶، ص۳۴۴.</ref>، [[پاکی]] [[دل]] از مرض‌های [[روحی]] و [[اخلاقی]]: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref><ref>راهنما، ج ۱۵، ص۴۱۸.</ref>، ادای [[شهادت]]: {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ}}<ref> گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ سوره طلاق، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۶۰.</ref> و [[تذکر]]: {{متن قرآن|قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ... لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۷.</ref> [[روایات]] نیز برای [[تقرّب]] به [[خدا]] عوامل گوناگونی برمی‌شمرند؛ مانند [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و [[اولواالامر]]<ref>الکافی، ج۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج۲، ص۷۴ - ۷۵.</ref>، [[دوری از گناهان]]، [[زهد]]، [[گریه]] از [[ترس]] خدا<ref>الکافی، ج ۲، ص۸۰، ۴۸۳.</ref>، تلاش برای برآوردن [[حاجت]] [[مؤمن]]<ref>الکافی، ص۱۹۶.</ref>، [[دشمنی]] با [[اهل]] [[معاصی]] و دوری از آنان<ref>کنز العمال، ج ۳، ص۶۵.</ref>[[تعقل]]<ref>کنز العمال، ص۳۸۴.</ref>.
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش