ملی‌گرایی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۲۱۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ مارس ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۹: خط ۱۹:
#واحد بشری جدا بافته: چهره دیگر ناسیونالیزم، [[اعتقاد]] به تمایز یک واحد بشری در مقایسه با واحدهای دیگر و به معنای ملتی جدا بافته که همراه با نوعی امتیاز و تمایز است؛
#واحد بشری جدا بافته: چهره دیگر ناسیونالیزم، [[اعتقاد]] به تمایز یک واحد بشری در مقایسه با واحدهای دیگر و به معنای ملتی جدا بافته که همراه با نوعی امتیاز و تمایز است؛
#[[نژادپرستی]]: چهره غلیظ و اندیشه [[افراطی]] ناسیونالیزم غرب را می‌توان در نژادپرستی و اندیشه ملت [[برتر]] مطالعه کرد. [[صهیونیزم]]، نازیسم و آپارتاید نمایان‌ترین چهره‌های ایدئولوژی ناسیونالیزم افراطی در سده بیستم به‌شمار می‌آیند<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۶۲ – ۶۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۳.</ref>
#[[نژادپرستی]]: چهره غلیظ و اندیشه [[افراطی]] ناسیونالیزم غرب را می‌توان در نژادپرستی و اندیشه ملت [[برتر]] مطالعه کرد. [[صهیونیزم]]، نازیسم و آپارتاید نمایان‌ترین چهره‌های ایدئولوژی ناسیونالیزم افراطی در سده بیستم به‌شمار می‌آیند<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۶۲ – ۶۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۳.</ref>
==[[ناسیونالیزم اسلامی]]==
برخی از متفکران [[مسلمان]] که اندیشه فراملیتی داشتند، نوع جدیدی از ناسیونالیزم را در قالب [[جامعه اسلامی]] مطرح کردند و [[ناسیونالیزم]] با [[هویت اسلامی]] را به عنوان یک [[اندیشه]] فراگیر و وحدت‌آفرین که همه آثار مثبت ناسیونالیزم را دربر داشته باشد، ارائه کردند.
واژه جامعه اسلامی در برابر [[جامعه]] [[عرب]] را نخستین بار [[سید]] [[جمال]] اسدآبادی در مقالات خود در العروةالوثقی به‌کار گرفت و [[هویت ملی]] جدیدی را در برابر [[هویت]] [[عربی]] عرضه کرد<ref>الاعمال الکامله لجمال الدین الافغانی (محمد عماره)، ص۳۴۸.</ref>.
اندیشه «جامعه اسلامی» با همه آثار مثبت آنکه [[استقلال]] کامل، [[استعمارستیزی]] و [[وحدت]] [[جهان اسلام]] را یک‌جا مطرح می‌کرد، حداقل در دید [[مسلمانان]] عرب علاقه‌مند به هویت اسلامی جاذبه‌های [[ناسیونالیزم عربی]] را کم‌رنگ و خنثی و [[قدمت]] و [[پایگاه مردمی]] جامعه اسلامی را با چشم‌انداز وسیع‌تری ارائه می‌کرد. تز جامعه اسلامی به گونه‌ای بود که با [[افکار]] [[سنت‌گرایان]] [[سنی]] پایبند به احیای [[خلافت اسلامی]] نیز سازگار بود و از سوی دیگر خود مفهوم نوینی از ناسیونالیزم را در رابطه با یک پیوند [[معنوی]] [[پایدار]] یعنی [[ایمان]] [[اسلامی]] عرضه می‌کرد که کارآیی آن در [[مقابله با استعمار]]، اختصاص به سرزمین‌های عربی نداشت.
این تز [[قادر]] بود در سراسر جهان اسلام به عنوان یک حربه [[دفاعی]] [[ایدئولوژیک]]، صفوف [[ملت‌های مسلمان]] را در برابر [[استعمار]] [[متحد]] کند. این اندیشه، آرمان‌هایی چون بازگشت به گذشته طلایی [[اسلام]] و بازیافت هویت اسلامی و بهره‌وری از [[عقلانیت]] و حتی نوگرایی و تجدد را یک‌جا دربرمی‌گرفت<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۲۰-۱۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۴.</ref>
==[[ناسیونالیزم اسلامی]] و [[جنبش]] آن==
عواملی چون [[نفوذ]] [[فرهنگ سیاسی]] غرب، [[بیداری]] مسلمانان، جنبش‌های ملی و رواج [[روشنفکری]] به سبک غرب در [[سرزمین‌های اسلامی]] در اوایل سده بیستم، موجب شد که اندیشه ناسیونالیزم در [[کشورهای اسلامی]] نیز رو به [[رشد]] نهاده و جنبش‌های [[سیاسی]] و اندیشه‌های [[استقلال‌طلبانه]] را به دنبال داشته باشد. [[ترویج]] و [[تشویق]] ناسیونالیزم توسط دولت‌های [[غربی]] [[هدف]] دیگری را هم دنبال می‌کرد که [[فروپاشی]] [[امپراطوری عثمانی]] را نشانه می‌گرفت.
به این ترتیب نخست جرقه‌های اندیشه ناسیونالیزم و جنبش‌های میهن‌پرستانه در سرزمین‌های اسلامی به ویژه [[مصر]]، با دو [[انگیزه]] متمایز به وجود آمد:
#[[گریز]] از [[استعمار]] به منظور رسیدن به [[استقلال]].
#گریز از مرکز و [[وابستگی]] به [[امپراطوری عثمانی]].
[[اندیشه سیاسی]] [[ناسیونالیزم]] که نشانه [[وجدان]] بیدار و [[آگاه]] [[ملت]] تلقی می‌شد، به تدریج در دیگر [[سرزمین‌های اسلامی]] نقش [[استقلال‌طلبانه]] ایفا کرد و در قالب‌های [[ناسیونالیزم عربی]]، [[ترکی]]، [[ایرانی]] و... متجلی شد.
ناسیونالیزم ضمن انشعاب به شاخه‌های متعدد در [[کشورهای اسلامی]] با دو مشکل [[ایدئولوژیک]] مواجه شد و هر کدام از شاخه‌های ناسیونالیزم در برابر این دو شکل بزرگ، راه‌حل‌های متفاوتی را اتخاذ کرد. این دو شکل ایدئولوژیک عبارت بود از:
#[[تعارض]] ناسیونالیزم با [[روح]] [[اسلام]] که [[نژادپرستی]] و تمایز‌طلبی را محکوم می‌کرد؛
#تعارض ناسیونالیزم با [[وحدت]] [[جهان اسلام]] که [[اندیشه]] [[امت واحد]] را تثبیت می‌کرد<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۶۴ – ۶۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۴.</ref>
==[[ناسیونالیزم ایرانی]]==
برخی از [[مورخان]] و نویسندگان [[عرب]] ([[سنی]]) معمولاً از [[نهضت تشیع]] و شعوبیت به عنوان دو نوع [[جنبش]] ناسیونالیست ایرانی در مقابله با اسلام [[حاکم]] یاد می‌کنند که از [[احساس]] ملی پنهانی [[ایرانیان]] در جبران [[شکست]] در برابر اسلام عرب، نشأت می‌گرفته است.
برخی دیگر از [[کناره‌گیری]] [[ایران]] از اندیشه [[وحدت اسلامی]]، که در امپراطوری عثمانی شکل گرفته بود توسط [[صفویه]]، به عنوان یک جنبش ناسیونالیستی ایرانی سخن می‌گویند به این لحاظ که تا سده هشتم همه [[مسلمانان]] اعم از عرب و [[عجم]] و نیز [[شیعه]] و سنی در سراسر جهان اسلام به‌هم آمیخته و در درون یک [[جامعه بزرگ اسلامی]] [[زندگی]] می‌کردند، با شکل‌گیری [[نظام]] [[عثمانی]] و تمرکز اسلام سنی با گرایش‌های متعصبانه، ایرانیان در برابر این امپراطوری به [[مقاومت]] برخاستند و باوجود [[قدرت]] و فشار [[عثمانی‌ها]] هرگز تن به [[الحاق]] ایران به امپراطوری عثمانی ندادند و جهان اسلام در عمل به دو بلوک سنی و شیعه تقسیم شد و در برابر [[مذهب تسنن]] رسمی عثمانی‌ها، [[مذهب شیعه]] در ایران به رسمیت شناخته، [[مذهب]] رسمی و ملی [[دولت]] شد.
در کنار این دو برداشت از [[ناسیونالیزم ایرانی]] باید از یک [[جنبش]] [[واقعی]] ناسیونالیستی در آغاز [[مشروطیت]] [[ایران]] یاد کرد که تحت تأثیر عملکرد [[ترکیه]]، ریشه در [[غرب‌گرایی]] و [[اندیشه]] [[تجددطلبی]] با معیارهای [[غربی]] داشت.
اندیشه ناسیونالیستی [[ایرانی]] مانند [[ناسیونالیزم ترک]] برخلاف اندیشه [[ناسیونالیزم عرب]]، همواره با [[فکر]] اسلام‌زدایی و [[سکولاریزم]] همراه بوده و راهگشای انفصال [[دیانت]] از [[سیاست]] بوده است<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۰۲ – ۱۰۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش