تبری در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
«[[تبری]]»، [[بیزاری جستن از دشمنان]] [[خدا]]
«[[تبری]]»، [[بیزاری جستن از دشمنان]] [[خدا]]
تبری اصطلاحی [[کلامی]] در برابر [[تولی]] از [[آموزه‌های اسلام]] به‌ویژه نزد [[شیعه امامیه]] است. این اصطلاح ریشه در [[قرآن کریم]] داشته و «[[برائت]]» نام یکی از [[سوره‌های قرآن]] است. [[تبری از دشمنان]] خدا که عبارتند از [[مشرکان]]، [[کافران]] و [[منکران امامت]] و [[ولایت ائمه]]{{عم}} [[واجب]] است.
تبری اصطلاحی [[کلامی]] در برابر [[تولی]] از [[آموزه‌های اسلام]] به‌ویژه نزد [[شیعه امامیه]] است. این اصطلاح ریشه در [[قرآن کریم]] داشته و «[[برائت]]» نام یکی از [[سوره‌های قرآن]] است. [[تبری از دشمنان]] خدا که عبارتند از [[مشرکان]]، [[کافران]] و منکران امامت و ولایت ائمه {{عم}} [[واجب]] است. تبری یکی از روش‌های برخورد با دشمن و حالت [[سیاسی]] [[اجتماعی]] در عرف مذهبی تلقی می‌شود که می‌توان آن را با چند تعبیر زیر [[تفسیر]] کرد:
تبری یکی از روش‌های [[برخورد با دشمن]] و حالت [[سیاسی]] [[اجتماعی]] در عرف مذهبی تلقی می‌شود که می‌توان آن را با چند تعبیر زیر [[تفسیر]] کرد:
# [[دشمنی]] در [[قلب]] و عمل؛
#[[دشمنی]] در [[قلب]] و عمل؛
# [[احساس]] [[کینه]] [[قلبی]]؛
#[[احساس]] [[کینه]] [[قلبی]]؛
# احساس جدایی و دوگانگی برای حفظ هویت؛
#احساس جدایی و دوگانگی برای [[حفظ هویت]]؛
# [[نفی]] [[هویت]] اختصاصی [[بیگانه]] که معارض هویت اسلامی است.
#[[نفی]] [[هویت]] اختصاصی [[بیگانه]] که معارض [[هویت اسلامی]] است.
 
در منطق قرآن همه [[انسان‌ها]] در [[فطرت انسانی]] و [[آفرینش]] یکسانند، بنابراین تبری نمی‌تواند به معنای نفی هویت [[انسانی]] [[بیگانگان]] باشد.
 
اما تفسیر اول و دوم نه تنها مستندی در [[آیات]] و متون [[روایی]] ندارد، بلکه با مفاد برخی از آنها تعارض نیز دارد. اما تفسیر سوم و چهارم از برائت نسبت به بیگانگان در [[دین]] به طور کامل منطقی و قابل قبول است، برائت به این دو معنا برخواسته از [[حفظ]] هویت اسلامی و نفی هویت ضد [[اسلامی]] است و این حالت هرگز جنبه احساسی ندارد بلکه تنها یک حالت [[فکری]] و [[اعتقادی]] است که در مسائل غیر مذهبی و عادی نیز صادق است.
 
در برخی از متون اسلامی تبری به صورت یک حالت احساسی منفی توأم با نفرت ترسیم شده و شاید برخی از آیات نیز اشعاری به این معنا داشته باشد، ولی این حالت همیشگی درباره همه بیگانگان در دین نیست، در [[حقیقت]] این یک [[تکلیف]] [[جهادی]] و نوعی [[مقابله به مثل]] و در راستای [[دفاع مشروع]] است که به‌هنگام تهاجم [[دشمن]] و [[کینه‌توزی]] آنان باید [[جامعه اسلامی]] با چنین حالتی با دشمن برخورد کنند تا ضمن ترد آنان راه‌های نفوذی دشمن را ببندند و هویت و [[استقلال]] خود را حفظ کنند.


در [[منطق قرآن]] همه [[انسان‌ها]] در [[فطرت انسانی]] و [[آفرینش]] یکسانند، بنابراین تبری نمی‌تواند به معنای نفی هویت [[انسانی]] [[بیگانگان]] باشد.
اما تفسیر اول و دوم نه تنها مستندی در [[آیات]] و متون [[روایی]] ندارد، بلکه با مفاد برخی از آنها [[تعارض]] نیز دارد.
اما تفسیر سوم و چهارم از برائت نسبت به بیگانگان در [[دین]] به طور کامل منطقی و قابل قبول است، برائت به این دو معنا برخواسته از [[حفظ]] هویت اسلامی و نفی هویت [[ضد]] [[اسلامی]] است و این حالت هرگز جنبه احساسی ندارد بلکه تنها یک حالت [[فکری]] و [[اعتقادی]] است که در مسائل غیر مذهبی و عادی نیز صادق است.
در برخی از متون اسلامی تبری به صورت یک حالت احساسی منفی توأم با [[نفرت]] ترسیم شده و شاید برخی از آیات نیز اشعاری به این معنا داشته باشد، ولی این حالت همیشگی درباره همه بیگانگان در دین نیست، در [[حقیقت]] این یک [[تکلیف]] [[جهادی]] و نوعی [[مقابله به مثل]] و در راستای [[دفاع مشروع]] است که به‌هنگام [[تهاجم]] [[دشمن]] و [[کینه‌توزی]] آنان باید [[جامعه اسلامی]] با چنین حالتی با دشمن برخورد کنند تا ضمن ترد آنان راه‌های نفوذی دشمن را ببندند و هویت و [[استقلال]] خود را حفظ کنند.
تأکید [[قرآن]] بر نفی «تولی» بیگانگان در دین نوعی موضع‌گیری [[فکری]] و [[ذهنی]] است که در کنار [[جهاد]] که نوعی موضع‌گیری عینی و عملی است در برابر [[دشمنان]] [[متجاوز]] به عنوان دو [[خط مشی]] [[دفاعی]] ترسیم شده است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۷۷-۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۷۴.</ref>
تأکید [[قرآن]] بر نفی «تولی» بیگانگان در دین نوعی موضع‌گیری [[فکری]] و [[ذهنی]] است که در کنار [[جهاد]] که نوعی موضع‌گیری عینی و عملی است در برابر [[دشمنان]] [[متجاوز]] به عنوان دو [[خط مشی]] [[دفاعی]] ترسیم شده است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۷۷-۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۷۴.</ref>


==[[تبرا نسبت به دشمن]]==
== [[تبرا نسبت به دشمن]] ==
[[انزجار]] از [[دشمنی]] که بر [[خصومت]] خود پای می‌فشارد، نوعی [[خودآگاهی]] و [[هشیاری]] در برابر عملیات خصمانه [[دشمن]] محسوب می‌شود که می‌تواند عامل بازدارنده از غافلگیر شدن در کمند دشمن باشد. مفهوم [[تبرا]] نسبت به [[خصم]]، [[کینه‌توزی]] و نفرت‌ورزی به [[انسان‌ها]] تلقی نمی‌شود، بلکه تبرا ابراز انزجار نسبت به خصومت دشمن و [[اعمال]] تجاوزکارانه اوست که در [[حقیقت]] چیزی جز انزجار از [[تجاوز]] محسوب نمی‌شود. [[انسان]] از دیدگاه [[اسلام]] دارای [[کرامت]] ذاتی است، اما او هم به دلیل اعمالی که مرتکب می‌شود، یا مورد [[ستایش]] و یا [[نکوهش]] قرار می‌گیرد.
انزجار از [[دشمنی]] که بر [[خصومت]] خود پای می‌فشارد، نوعی خودآگاهی و هشیاری در برابر عملیات خصمانه [[دشمن]] محسوب می‌شود که می‌تواند عامل بازدارنده از غافلگیر شدن در کمند دشمن باشد. مفهوم [[تبرا]] نسبت به [[خصم]]، [[کینه‌توزی]] و نفرت‌ورزی به [[انسان‌ها]] تلقی نمی‌شود، بلکه تبرا ابراز انزجار نسبت به خصومت دشمن و [[اعمال]] تجاوزکارانه اوست که در [[حقیقت]] چیزی جز انزجار از [[تجاوز]] محسوب نمی‌شود. [[انسان]] از دیدگاه [[اسلام]] دارای [[کرامت]] ذاتی است، اما او هم به دلیل اعمالی که مرتکب می‌شود، یا مورد [[ستایش]] و یا نکوهش قرار می‌گیرد.
 
تبرا از دشمن به خاطر بعد [[انسانی]] او نیست بلکه به علت تجاوز و خصومتی است که به ناحق از خود نشان می‌دهد. [[غرب‌ستیزی]] [[جهان اسلام]] در برابر خصومت‌های غرب، نوعی تبرا و اظهار انزجار نسبت به سیاست‌های خصمانه غرب می‌باشد. غرب‌ستیزی بر مبنای تبرای [[قرآنی]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «خداوند تنها شما را از دوست داشتن کسانی باز می‌دارد که با شما در کار دین جنگ کردند و شما را از خانه‌هایتان بیرون راندند و (یا) از بیرون راندنتان پشتیبانی کردند و کسانی که آنان را دوست بدارند ستمگرند» سوره ممتحنه، آیه ۹؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ}} «ای مؤمنان! گروهی را که خداوند بر آنان خشم گرفته است دوست مگیرید که آنان همان گونه از جهان واپسین ناامیدند که کافران از (بازگشت) در گور خفتگان» سوره ممتحنه، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|ا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}} «مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} «ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref> این امکان را برای [[جهان اسلام]] فراهم می‌کند که نه تنها در برابر خصومت‌های موجود عکس‌العمل منطقی نشان دهد بلکه نسبت به تداوم و تکرار آن ممانعت به عمل آورد.
تبرا از دشمن به خاطر بعد [[انسانی]] او نیست بلکه به علت تجاوز و خصومتی است که به ناحق از خود نشان می‌دهد. [[غرب‌ستیزی]] [[جهان اسلام]] در برابر خصومت‌های غرب، نوعی تبرا و اظهار انزجار نسبت به سیاست‌های خصمانه غرب می‌باشد. غرب‌ستیزی بر مبنای تبرای [[قرآنی]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «خداوند تنها شما را از دوست داشتن کسانی باز می‌دارد که با شما در کار دین جنگ کردند و شما را از خانه‌هایتان بیرون راندند و (یا) از بیرون راندنتان پشتیبانی کردند و کسانی که آنان را دوست بدارند ستمگرند» سوره ممتحنه، آیه ۹؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ}} «ای مؤمنان! گروهی را که خداوند بر آنان خشم گرفته است دوست مگیرید که آنان همان گونه از جهان واپسین ناامیدند که کافران از (بازگشت) در گور خفتگان» سوره ممتحنه، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|ا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}} «مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} «ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref> این امکان را برای [[جهان اسلام]] فراهم می‌کند که نه تنها در برابر خصومت‌های موجود عکس‌العمل منطقی نشان دهد بلکه نسبت به تداوم و تکرار آن ممانعت به عمل آورد.
[[تولی]] به مفهوم [[گرایش]] و [[تمایلات]] با [[حسن ظن]] و توأم با [[روابط]] [[عاطفی]] است و چنین حالتی در برابر [[دشمنی]] که بر [[خصومت]] خود پای می‌فشارد به معنای آن است که عملیات خصمانه [[دشمن]] مورد [[تأیید]] است یعنی چنین کسی خود عضوی از دشمن است<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ}} «و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۳۵-۲۳۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۷۵.</ref>
 
[[تولی]] به مفهوم [[گرایش]] و [[تمایلات]] با [[حسن ظن]] و توأم با روابط [[عاطفی]] است و چنین حالتی در برابر [[دشمنی]] که بر [[خصومت]] خود پای می‌فشارد به معنای آن است که عملیات خصمانه [[دشمن]] مورد [[تأیید]] است یعنی چنین کسی خود عضوی از دشمن است<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ}} «و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۳۵-۲۳۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۷۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش