عقل در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۲۱۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۹: خط ۹۹:
# عاقل کسی است که از [[شهوت‌ها]] دوری کرده، دنیا را به آخرت بفروشد<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ج۲، ص۳۴، ح۱۷۲۷.</ref>.
# عاقل کسی است که از [[شهوت‌ها]] دوری کرده، دنیا را به آخرت بفروشد<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ج۲، ص۳۴، ح۱۷۲۷.</ref>.
این سخنان، جهت‌گیری عقل معاش را در [[تعالیم]] امام، به خوبی نشان می‌دهند.<ref>[[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۲۴.</ref>
این سخنان، جهت‌گیری عقل معاش را در [[تعالیم]] امام، به خوبی نشان می‌دهند.<ref>[[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۲۴.</ref>
===اطلاقات عقل عملی===
در آثار [[فیلسوفان اسلامی]]، عقل عملی به چند معنا آمده است مشهورترین معنای [[عقل عملی]]، قوه‌ای است که به واسطه آن، چیزی را که [[آدمی]] سزاوار است آن را انجام دهد یا ترک کند، می‌شناسد<ref>ر.ک: فارابی، ابونصر، فصول منتزعه، ص۵۴؛ علامه حلی، الجوهر النضید، ص۳۳۳؛ ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، ج۲، ص۳۵۲.</ref>. بر این اساس [[عقل]]، عملی همچون [[عقل نظری]]، [[قوه]] [[شناخت]] است و تفاوت این دو عقل در متعلق شناختشان است. معنای دیگر عقل عملی، قوه‌ای است که [[انسان]] را به [[اعمال]] خویش تحریک می‌کند. عقل به این معنا، همان قوه [[اراده]] است<ref>ر.ک: رازی، قطب الدین، حاشیة الاشارات و التنبیهات، ج۲، ص۳۵۳ - ۳۵۲.</ref>. بر این اساس، عقل عملی، قوه عمل کردن است. کسانی که عقل عملی را بر معنای غیر مشهور آن حمل می‌کنند، کارکرد عقل عملی را به معنای مشهور، از کارکردهای عقل نظری می‌دانند.
از جمله معانی عقل عملی، قوه‌ای است که هم مولد برخی اعمال مختص به انسان، همچون [[خجالت]]، [[خنده]] و [[گریه]] است و هم [[ادراک]] کننده [[احکام]] مربوط به اعمال [[انسانی]]؛ همچون [[استنباط]] صناعات و [[ادراک حسن و قبح]] اعمال<ref>ر.ک: ابن سینا، النجاة، ص٣٣١ - ٣٣٠؛ شفا، ج۲ (طبیعیات)، ص۳۷.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} اشارات گوناگونی به عقل عملی دارند که در اینجا همه آنها را بر می‌رسیم:
۱. در اکثر سخنان حضرت درباره عقل عملی، اعمال [[نیکو]] و [[فضایل اخلاقی]] از [[آثار عقل]] بر شمرده شده، و بیان گردیده است که آدمی به واسطه عقلش به کمال، [[ادب]]، [[حیا]]، [[سخاوت]]، [[حلم]] و [[عدل]] می‌رسد. مفاد اکثر احادیثی که در بخش کارکرد عملی عقل نقل شده، از این قبیل است. این نوع از [[احادیث]] هم بر عقل عملی به معنای ادراکی و [[معرفتی]] صادق است و هم بر عقل عملی به معنای قوه محرکه؛ زیراهم [[معرفت]] و هم اراده، هر دو، مقدمه عملند.
۲. در پاره‌ای از [[سخنان امام]]، عقل قوه [[درک]] کننده است. برای مثال در [[حدیثی]] که امام علی{{ع}} از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل می‌کند، آمده است: «پس از آن‌که [[انسان]] به [[بلوغ]] رسید، در [[قلب]] او نوری پدید می‌آید و پس از آن [[واجب]] و [[مستحب]] و خوب و بد را می‌فهمد. همانا [[عقل]] در قلب، مانند چراغی در میانه [[خانه]] است»<ref>صدوق، علل الشرایع، ص۹۸؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۱، ص۹۹.</ref>. نیز در توصیف [[عاقل]]، می‌فرمایند: «عاقل کسی است که از میان دو [[شر]]، بهتر را بشناسد»<ref>ابن طلحه شافعی، محمد، مطالب السؤول، ص۴۹‌.</ref>. بنابراین کار عقل [[شناخت]] بهترین شرها است. باز حضرت می‌فرمایند: «[[عقل‌ها]] [[پیشوایان]] افکارند، و [[افکار]] پیشوایان قلب‌ها، و قلب‌ها پیشوایان حواس، و [[حواس]] پیشوایان اعضا و جوارح»<ref>کراجکی، محمد، کنز الفوائد، ج۱، ص١٠٠؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۱، ص۹۶.</ref>. بر اساس این سخن، از عقل [[فکر]] [[تولید]] می‌شود و فکر در نهایت به عمل می‌انجامد. بنابراین عقل نقشی [[معرفتی]] نسبت به عمل دارد. از [[امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده است: «[[بندگان]] به وسیله عقل، عمل [[نیکو]] را از [[عمل قبیح]] می‌شناسند»<ref>الکافی، ج۱، ص۲۹.</ref>.
۳. در برخی [[احادیث]] نقل شده از حضرت عقل قوه‌ای است که [[امر و نهی]] می‌کند و [[آدمی]] را از [[اعمال زشت]] باز می‌دارد. مثلاً فرموده‌اند:
«عقل، تو را به سودمندتر امر می‌کند»<ref>آبی، منصور بن حسین، نثر الدر، ج۱، ص۲۸۵.</ref> همچنین از سخنان آن حضرت است که: «[[قلوب]] را خیالاتی [[زشت]] است که عقل‌ها از آنها باز می‌دارند»<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ج۵، ص۳۱، ح۷۳۴۰.</ref> و «[[نفوس]] رهایند؛ اما دست‌های [[عقول]]، نفوس را از [[پلیدی‌ها]] باز می‌دارند»<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ج۲، ص۱۱۹، ح۲۰۴۸.</ref>.
از این احادیث بر می‌آید که عقل نه تنها خوب و بد [[اعمال]] را به انسان یادآور می‌شود، بلکه به آنها امر و نهی نیز می‌کند.
ناگفته نماند که این معنا از [[عقل عملی]] ([[قوه]] امر و نهی کننده) غیر از معنای غیر مشهور اصطلاحی از عقل عملی است که به معنای قوه محرکه و عامله است. ممکن است عقل نسبت به عملی امر یا [[نهی]] کند، ولی آدمی امر و نهی [[عقل]] را وقعی ننهد؛ در حالی که اگر [[قوه عامله]] و [[اراده]] بر عملی تعلق گرفت، آن عمل واقع خواهد شد. بنابراین [[احادیث]] پیش گفته را نباید بر اصطلاح غیر مشهور [[عقل عملی]] تطبیق کرد.
۴. از [[امام علی]]{{ع}} [[روایت]] شده است که عقل به معنای نفس [[اعمال]] [[نیکو]] یا ترک [[اعمال زشت]] است. سخنان زیر که در تعریف عقل از آن حضرت نقل شده است، از این گروه است:
#همانا عقل، دوری جستن از [[گناه]]، [[عاقبت اندیشی]] و [[احتیاط]] است<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ج۳، ص۸۴، ح۳۸۸۷.</ref>.
# عقل آن است که تنها آن‌چه را می‌دانی بر زبان آوری و به آن‌چه می‌گویی عمل کنی<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ج۲، ص۱۵۰، ح۲۱۴۱.</ref>.
# عقل، [[تجربه]] اندوزی است و بهترین تجربه تو آن است که تو را [[پند]] دهد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱؛ متقی، علی، کنز العمال، ج۱۶، ص۱۷۷.</ref>.
# عقل آن است که [[میانه‌روی]] کرده، [[اسراف]] نکنی، به وعده‌هایت عمل کرده، [[خلف وعده]] نکنی، و چون [[خشمگین]] شدی، [[بردبار]] باشی<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ج۲، ص۱۴۵، ح۲۱۳۰.</ref>.
به نظر می‌رسد مراد [[امام]] در این گونه سخنان، بیان لازمه عقل، یعنی اعمال مذکور است؛ از باب اطلاق کلمه بر لازمه خود. بنابراین اطلاق چهارم به طور مجازی، همان اطلاق اول را بیان می‌کند.
احادیث بسیاری که از امام علی{{ع}} در توصیف [[عاقل]] وارد شده است، شبیه همین اطلاق نوع چهارم است. در این احادیث، عاقل کسی است که اعمال خوب را به کار بندد و از اعمال زشت [[پرهیز]] کند. همچنین در احادیث بسیاری از آن حضرت، [[جاهل]] کسی است که مرتکب اعمال زشت می‌شود و [[اعمال نیک]] را ترک می‌کند<ref>ر.ک: ری شهری، محمد، العقل و الجهل فی الکتاب و السنه، ص۱۲۸ - ۱۲۴ و ۲۰۴ - ۲۰۱.</ref>. روشن است که آن‌که مرتکب اعمال زشت می‌شود نیز عقل دارد وگرنه [[حجت]] بر او تمام نخواهد بود؛ زیرا ملاک [[تکلیف]]، عاقل بودن است. بنابراین مراد احادیث یاد شده از عاقل، کسی است که [[عقل]] دارد و به مقتضای [[معرفت عقلی]] و [[امر و نهی]] عقل عمل نیز می‌کند، و مراد از [[جاهل]] کسی است که با وجود داشتن عقل، به مقتضای آن عمل نکرده، از [[جهل]] و [[شهوات]] [[پیروی]] می‌کند.
بدین‌سان در [[احادیث]] [[حضرت امیر]]{{ع}} به چهار نوع اطلاق از [[عقل عملی]] برمی‌خوریم: اطلاق اخیر، اطلاقی مجازی، و بازگشت آن به اطلاق اول است. اطلاق اول نیز کلی، و با اطلاقات دیگر قابل جمع است. از این میان اطلاق دوم و سوم، بیان کارکردهای عقل عملی است. بر اساس این دو کارکرد، عقل هم خوب و بد [[اعمال]] را نشان می‌دهد، و هم به اعمال خوب امر کرده، از [[اعمال زشت]] [[نهی]] می‌کند. اگر بخواهیم این دو کارکرد را با معانی اصطلاحی عقل عملی بسنجیم، می‌توان گفت معنای اصطلاحی مشهور، یعنی [[قوه]] [[درک]] کننده خوب و بد اعمال - قطع نظر از تفسیرهای مختلفی که از آن شده است- با کارکرد اول مطابقت دارد. اما معانی اصطلاحی غیر مشهور با هیچ یک از کارکردهای یاد شده، از جمله کارکرد دوم، مطابقت ندارد؛ زیرا در دومین معنای اصطلاحی نقل شده، عقل با [[اراده]] یکسان انگاشته می‌شود؛ در حالی که در کارکرد دوم، عقل تنها امر و نهی می‌کند، اما [[آدمی]] می‌تواند بر اساس اراده‌اش به امر و نهی عقل گوش فرا ندهد و بر اساس [[شهوت]] عمل کند. بی‌ارتباط بودن سومین معنای اصطلاحی با کارکرد دوم نیز روشن است.<ref>[[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۲۶.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش