←ذاتی یا الهی بودن
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== ذاتی یا الهی بودن == | == ذاتی یا الهی بودن == | ||
در بحث ویژگیهای [[علوم برگزیدگان خداوند]] در [[قرآن]]، گفته شد که منظور از ذاتی بودن [[علوم ائمه]] {{عم}} در برابر [[الهی]] دانستن، این | در بحث ویژگیهای [[علوم برگزیدگان خداوند]] در [[قرآن]]، گفته شد که منظور از ذاتی بودن [[علوم ائمه]] {{عم}} در برابر [[الهی]] دانستن، این پندار است که آنان دانشهای خود را صرف نظر از عطای الهی، در ذات خود دارند. چنین دیدگاهی – آنگونه که بیان شد - نادرست است. [[امامان معصوم]] {{عم}} [[حجتهای خداوند]] و [[جانشینان]] [[رسول]] خدایند. در میان [[روایات]] یاد شده در مباحث گذشته، جایی برای [[علم ذاتی]] [[ائمه]] {{عم}} نمیتوان یافت؛ بلکه روایات یاد شده به خوبی بیانگر آن بودند که ایشان [[علوم]] خود را به شیوههای مختلفی که [[خداوند]] برای آنان مقدر کرده است، به دست میآوردند. بیان شد که [[علوم اهل بیت]] {{عم}} از طریق فراگیری از [[پیامبر]] و [[امامان]] پیشین {{عم}}، بهرهمندی از کتابهای الهی و ویژه، [[الهام]]، [[تحدیث فرشتگان]] و... به دست میآید. بیان این شیوهها، خود [[نفی]] کننده علم ذاتی برای ائمه {{عم}} است؛ زیرا در صورتی که [[علم]] آنان ذاتی باشد، نیازی به کسب آن به شیوههای یاد شده نبود. امور ذاتی نیازی به کسب ندارند و از ذات جدا نمیشوند. | ||
در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}، این نکته به [[زیبایی]] و روشنی بیان شده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يَكِلُنَا إِلَى أَنْفُسِنَا وَ لَوْ وَكَلَنَا إِلَى أَنْفُسِنَا لَكُنَّا كَعَرْضِ النَّاسِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر. ک: علی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص۵۱۹. در این منبع به جای {{متن حدیث|كَعَرْضِ النَّاسِ}}، {{متن حدیث|كَبَعْضِ النَّاسِ}} آمده که تعبیر دقیقتری است.</ref>؛ «خداوند ما را به خودمان وانمیگذارد؛ که اگر ما را به خودمان واگذارد، مانند سایر [[مردم]] خواهیم بود؛ و ما کسانی هستیم که خداوند میفرماید: مرا بخوانید تا [[اجابت]] کنم شما را». از این [[روایت]] به خوبی رابطه بین ائمه {{عم}} و خداوند روشن میشود. آنان از خود چیزی ندارند؛ اما [[بندگان]] [[برگزیده]] خداوندند که تحت [[عنایات]] ویژه اویند و هرگاه چیزی را از او بخواهند، به آنان عطا میکند. | در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}، این نکته به [[زیبایی]] و روشنی بیان شده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يَكِلُنَا إِلَى أَنْفُسِنَا وَ لَوْ وَكَلَنَا إِلَى أَنْفُسِنَا لَكُنَّا كَعَرْضِ النَّاسِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر. ک: علی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص۵۱۹. در این منبع به جای {{متن حدیث|كَعَرْضِ النَّاسِ}}، {{متن حدیث|كَبَعْضِ النَّاسِ}} آمده که تعبیر دقیقتری است.</ref>؛ «خداوند ما را به خودمان وانمیگذارد؛ که اگر ما را به خودمان واگذارد، مانند سایر [[مردم]] خواهیم بود؛ و ما کسانی هستیم که خداوند میفرماید: مرا بخوانید تا [[اجابت]] کنم شما را». از این [[روایت]] به خوبی رابطه بین ائمه {{عم}} و خداوند روشن میشود. آنان از خود چیزی ندارند؛ اما [[بندگان]] [[برگزیده]] خداوندند که تحت [[عنایات]] ویژه اویند و هرگاه چیزی را از او بخواهند، به آنان عطا میکند. | ||