عصمت حضرت آدم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۳۸۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ ژوئن ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۱: خط ۱۱:
#'''عصمت به معنای [[لطف]]''': مرحوم [[شیخ مفید]] نخستین متکلم [[امامیه]] است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه [[خداوند متعال]]، همان [[توفیق]] و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله [[حجج الهی]] برای [[حفظ دین]] خداوند از ورود [[گناهان]] و خطاها در آن است<ref>محمدبن محمدبن نعمان، شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.</ref>. متکلمان امامیه به تبع مرحوم مفید قرن‌ها عصمت را به لطف تعریف کرده‌اند و بزرگانی همچون [[سیدمرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[نوبختی]]، نباطی<ref>علی بن یونس نباطی، الصراط المستقیم، ج۱، ص۵۰.</ref> و مانند آنها در آثار خود آن را به کار برده‌اند.
#'''عصمت به معنای [[لطف]]''': مرحوم [[شیخ مفید]] نخستین متکلم [[امامیه]] است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه [[خداوند متعال]]، همان [[توفیق]] و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله [[حجج الهی]] برای [[حفظ دین]] خداوند از ورود [[گناهان]] و خطاها در آن است<ref>محمدبن محمدبن نعمان، شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.</ref>. متکلمان امامیه به تبع مرحوم مفید قرن‌ها عصمت را به لطف تعریف کرده‌اند و بزرگانی همچون [[سیدمرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[نوبختی]]، نباطی<ref>علی بن یونس نباطی، الصراط المستقیم، ج۱، ص۵۰.</ref> و مانند آنها در آثار خود آن را به کار برده‌اند.
#'''[[عصمت]] به معنای ملکه''': پس از آنکه [[شیخ مفید]] عصمت را به [[لطف]] تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم [[خواجه نصیرالدین طوسی]] آن را به نقل از [[فلاسفه]]، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش [[گناهان]] صادر نمی‌شود و این بنا بر [[اندیشه]] حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت می‌دهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.</ref>. پس از خواجه برخی از [[متکلمان]] معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتاب‌های خود ارائه کردند<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۴ - ۳۵.</ref>
#'''[[عصمت]] به معنای ملکه''': پس از آنکه [[شیخ مفید]] عصمت را به [[لطف]] تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم [[خواجه نصیرالدین طوسی]] آن را به نقل از [[فلاسفه]]، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش [[گناهان]] صادر نمی‌شود و این بنا بر [[اندیشه]] حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت می‌دهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.</ref>. پس از خواجه برخی از [[متکلمان]] معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتاب‌های خود ارائه کردند<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۴ - ۳۵.</ref>
== عصمت عصمت حضرت آدم ==
{{همچنین|عصمت پیامبران}}
برپایه ظاهر برخی [[آیات]]، آدم تحت تأثیر [[وسوسه‌های شیطان]] قرار گرفت و دچار [[عصیان]] و خطا شد: {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref>، {{متن قرآن|فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا}}<ref>«پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم\1 سوره اعراف، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|فَتَابَ عَلَيْهِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۷.</ref>.
عصیان در لغت به معنای [[مخالفت]] و خلاف [[اطاعت]] است<ref>لسان العرب، ج۱۰، ص ۱۶۷.</ref> و مخالفت [[امر]]، شامل امر وجوبی و امر ندبی هر دو می‌‌شود<ref>اللوامع الإلهیه، ص ۱۷۳؛ تنزیه الأنبیاء، ص ۴۳.</ref>. بعضی گفته‌‌اند: عصیان به معنای متأثر نشدن یا به زحمت متأثر شدن است و این، در [[اوامر]] ارشادی نیز قابل تصور است. عصیان به معنای مخالفت امر مولوی، مفهوم تازه ای است ([[حقیقت]] شرعیه یا متشرعه) و منافاتی با تعمیم آن از نظر لغت و معنای متعارف ندارد<ref>المیزان، ج۱، ص ۱۳۸.</ref>. برخی نیز گفته‌اند این [[معصیت]] قبل از [[نبوت]] بوده و اشکالی ندارد<ref>بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۹۸.</ref>، پس در هر صورت استعمال عصی برای آدم به معنای عدم [[عصمت]] او نیست. از نگاه [[عرفانی]]، خطیه [[آدم]] با آنکه از قبیل لغزش‌های دیگران نبوده بلکه شاید خطیه طبیعی بوده، یا خطیه توجه به کثرت که شجره طبیعت است بوده، لکن از مثل آدم {{ع}} که صفی [[اللّه]] و مخصوص به [[قرب]] و فنای ذاتی است، متوقع نبوده، لهذا به مقتضای [[غیرت]] حبی، ذات مقدس [[حق]]، [[اعلان]] [[عصیان]] و غوایت او را در همه [[عوالم]] و در لسان همه [[انبیاء]] {{ع}} فرمود<ref>آداب الصلاة، ص ۷۱.</ref>.<ref>[[محمود مقدمی|مقدمی، محمود]]، [[آدم - مقدمی (مقاله)| مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹-۵۰.</ref>
=== غوایت آدم ===
برخی، غوایت را به معنای [[گمراهی]] دانسته‌اند و آن را تأکیدی بر عصیان و [[گناه]] آدم می‌‌دانند، برخی نیز گفته‌اند غوایت آدم مربوط به زمانی است که هنوز جزء [[بندگان]] خُلّص [[خدا]] نبود<ref>منشور جاوید، ج۱۱، ص ۹۶.</ref>، ولی غوایت در لغت به معنای خیبه، و نرسیدن به [[هدف]] مورد نظر (جوهری) و بی بهره شدن<ref>بحارالانوار، ج۱۱، ص ۲۰۰؛ اللوامع الالهیه، ص ۱۷۳.</ref> آمده است. برخی نیز گفته‌اند غوایت، عبارت از عدم [[توانایی]] بر [[حفظ]] مقصد است و این، هم در مورد [[ارشاد]] و هم در مورد مولویت متصور است<ref>المیزان، ج۱، ص ۱۳۹.</ref>.<ref>[[محمود مقدمی|مقدمی، محمود]]، [[آدم - مقدمی (مقاله)| مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹-۵۰.</ref>
=== ازلال آدم ===
ازلال در لغت به معنای [[لغزش]] یا انتقال جسمی از مکانی به مکانی دیگر آمده است. بنابراین معنای ازلال [[شیطان]] در مورد آدم، این است که شیطان آنها را از [[بهشت]] به [[زندگی]] زمینی و طبیعی انتقال داد<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۱، ص ۴۸.</ref>. فلذا [[قرآن کریم]] در ادامه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ}}<ref>\1از جایی که بودند بیرون راند\1 سوره بقره، آیه ۳۶.</ref>.
برخی گفته‌اند: چون هم خدا آنان را [[ظالم]] دانسته و هم خود آنان اعتراف کرده‌اند و ظالم [[ملعون]] است {{متن قرآن|أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«هان! لعنت خداوند بر ستمکاران باد!» سوره هود، آیه ۱۸.</ref> پس آن دو [[اهل]] کبیره‌اند<ref>عصمة الأنبیاء، ص ۳۷.</ref>.
پاسخ این است که آدم گفت ما به خود [[ظلم]] کردیم و [[ظلم به نفس]] در [[قرآن]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«و هر کس کار بدی کند یا بر خود ستم روا دارد سپس از خداوند آمرزش بخواهد خداوند را آمرزنده‌ای بخشاینده خواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۱۰.</ref> در برابر عمل بد قرار دارد و عمل بد اعم از [[حرام]] و [[مکروه]] و به [[سختی]] انداختن خود است<ref>منشور جاوید، ج۱۱، ص ۹۰.</ref>. از سوی دیگر، [[ظالمان]] که در [[قرآن]] مورد [[لعن]] واقع شده‌اند کافرانی هستند که سد [[سبیل]] کرده و دارای شرایط خاصی هستند {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا می‌کنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافته‌ایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافته‌اید؟ می‌گویند: آری آنگاه بانگ برآورنده‌ای در میان آنان بانگ برمی‌دارد که لعنت خداوند بر ستمکاران!» سوره اعراف، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ كَافِرُونَ}}<ref>«همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و آن را ناراست (و ناهموار) می‌خواهند و به جهان واپسین انکار می‌ورزند» سوره اعراف، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و ستمکارتر از آن کس که بر خداوند دروغ بندد کیست؟ آنان بر پروردگارشان (در رستخیز) عرضه خواهند شد و گواهان می‌گویند: اینانند که بر پروردگار خود دروغ بستند؛ هان! لعنت خداوند بر ستمکاران باد!» سوره هود، آیه ۱۸.</ref>.<ref>بحارالأنوار، ج۱۱، ص ۲۰۲.</ref>. علاوه بر این، [[قرآن کریم]] در آیه {{متن قرآن|فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى}}<ref>«گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی» سوره طه، آیه ۱۱۷.</ref> به جای [[ظالمین]] از واژه فتشقی استفاده کرده که به معنای زحمت و تعب است؛ یعنی [[زندگی]] پر زحمت [[دنیایی]]<ref>المیزان، ج۱، ص ۱۳۲.</ref> بنابراین [[ظلم]] [[آدم]]، [[گناه]] نبود، بلکه عمل نابجایی بود که ثمره آن زندگی و [[مشقت]] زمینی شد.
برخی، [[توبه]] آدم را دلیل گناهکاری او می‌‌دانند وگفته‌اند انّه تائب والتائب مذنب<ref>عصمة الانبیاء، ص ۳۶.</ref>، در حالی که [[توبه]] ملازمت با گناه ندارد و در [[روایت]] دارد که [[پیامبر خدا]] {{صل}} روزانه هفتاد بار توبه می‌‌کرد، بدون آنکه گناهی انجام داده باشد<ref>سفینة البحار، ج۶، ص ۸۸۱.</ref> می‌‌توان گفت: [[پشیمانی]] و [[اندوه]] آدم به خاطر توجه به کثرات بعد از آنکه در مقام فنا قرار داشت، بوده است<ref>تبیان، ج۴۱، ص ۳۰۷.</ref>.<ref>[[محمود مقدمی|مقدمی، محمود]]، [[آدم - مقدمی (مقاله)| مقاله «آدم»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹-۵۰.</ref>


== ادله اثبات عصمت حضرت آدم{{ع}} ==
== ادله اثبات عصمت حضرت آدم{{ع}} ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش