سید حسنی کیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{پرسش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات پرسش | موضوع اصلی = مهدویت (پرسش)|بانک جامع...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۱: خط ۲۱:
::::::[[امام صادق]] {{ع}} ضمن حدیثی طولانی به مفضّل بن عمر می‌‏فرماید: سید حسنی آن جوان زیبا، از طرف سرزمین دیلم (از بلاد گیلان) خروج کرده و با صدای رسا صدا می‌‏‏زند: ای آل احمد! دعوت آنکس را که از غیبتش متأسّف بودید اجابت کنید، این صدا از ناحیه ضریح [[پیامبر|پیغمبر]] {{صل}} بلند می‌‏‏شود پس گنج‌های خدا از طالقان، او را پذیرا می‌‏‏شوند. آنها گنج‌هایی هستند، امّا چه گنجی که نه طلا و نه نقره است بلکه مردانی می‌‏‏باشند که ایمانی فولادین دارند و بر اسب‌های چابک سوار و اسلحه به دست گرفته و پی‌‏درپی ستمگران را می‌‏کشتند، تا آنکه وارد کوفه می‌‏شوند. در آن موقع، بیشتر روی زمین را از لوث وجود بی‏‌دینان صاف کرده‏‌اند؛ آنها کوفه را محلّ اقامت خود قرار می‌‏‏دهند. چون خبر ظهور مهدی {{ع}} به او و اصحابش می‌‏‏رسد، اصحابش به او می‌‏‏گویند: ای پسر پیغمبر! این کیست؟ که در قلمرو ما فرود آمده است؟ سید حسنی می‌‏‏گوید: با من بیایید، تا ببینم او کیست و چه می‌‏‏خواهد. به خدا سوگند، سید حسنی می‌‏‏داند که او مهدی است و او را می‌‏‏شناسد، ولی برای این می‌‏‏گوید که به اصحابش بشناساند که او کیست. سید حسنی بیرون می‌‏آید تا به مهدی {{ع}} می‌‏‏رسد و از وی می‌‏‏پرسد: اگر تو مهدی‏ [[آل محمد]] {{صل}} هستی، عصای جدّت پیغمبر، و انگشتر و پیراهن و زرهش، موسوم به فاضل و عمامه مبارکش به نام سحاب و اسبش یربوع و غضبا شترش و دلدل قاطرش و یعفور الاغ آن سرور، و اسب اصیلش براق و قرآنی که [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} جمع‌‏آوری کرده، کجاست؟
::::::[[امام صادق]] {{ع}} ضمن حدیثی طولانی به مفضّل بن عمر می‌‏فرماید: سید حسنی آن جوان زیبا، از طرف سرزمین دیلم (از بلاد گیلان) خروج کرده و با صدای رسا صدا می‌‏‏زند: ای آل احمد! دعوت آنکس را که از غیبتش متأسّف بودید اجابت کنید، این صدا از ناحیه ضریح [[پیامبر|پیغمبر]] {{صل}} بلند می‌‏‏شود پس گنج‌های خدا از طالقان، او را پذیرا می‌‏‏شوند. آنها گنج‌هایی هستند، امّا چه گنجی که نه طلا و نه نقره است بلکه مردانی می‌‏‏باشند که ایمانی فولادین دارند و بر اسب‌های چابک سوار و اسلحه به دست گرفته و پی‌‏درپی ستمگران را می‌‏کشتند، تا آنکه وارد کوفه می‌‏شوند. در آن موقع، بیشتر روی زمین را از لوث وجود بی‏‌دینان صاف کرده‏‌اند؛ آنها کوفه را محلّ اقامت خود قرار می‌‏‏دهند. چون خبر ظهور مهدی {{ع}} به او و اصحابش می‌‏‏رسد، اصحابش به او می‌‏‏گویند: ای پسر پیغمبر! این کیست؟ که در قلمرو ما فرود آمده است؟ سید حسنی می‌‏‏گوید: با من بیایید، تا ببینم او کیست و چه می‌‏‏خواهد. به خدا سوگند، سید حسنی می‌‏‏داند که او مهدی است و او را می‌‏‏شناسد، ولی برای این می‌‏‏گوید که به اصحابش بشناساند که او کیست. سید حسنی بیرون می‌‏آید تا به مهدی {{ع}} می‌‏‏رسد و از وی می‌‏‏پرسد: اگر تو مهدی‏ [[آل محمد]] {{صل}} هستی، عصای جدّت پیغمبر، و انگشتر و پیراهن و زرهش، موسوم به فاضل و عمامه مبارکش به نام سحاب و اسبش یربوع و غضبا شترش و دلدل قاطرش و یعفور الاغ آن سرور، و اسب اصیلش براق و قرآنی که [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} جمع‌‏آوری کرده، کجاست؟
::::::[[امام مهدی]] {{ع}} تمام اینها را بیرون می‌‏آورد و به سید حسنی نشان می‌‏‏دهد، آنگاه عصای پیغمبر {{صل}} را گرفته و به سنگ سختی می‌‏زند، فی الحال، سنگ مانند درخت سبز می‌‏شود، و شاخ و برگ درمی‌‏‏آورد. مقصود سید حسنی این است که بزرگواری مهدی {{ع}} را به اصحاب خود نشان دهد، تا حاضر شوند که با وی [[بیعت]] کنند. آنگاه سید حسنی عرض می‌‏‏کند: اللّه اکبر! یابن رسول اللّه! دست مبارک را بده تا با شما بیعت کنیم، مهدی {{ع}} هم دستش را دراز کرده و حسنی نخست خود و سپس سایر لشکریانش با او بیعت می‌‏‏کنند، مگر چهل هزار نفر، که قرآن‌ها با خود دارند و معروف به زیدیه می‌‏‏باشند که از [[بیعت]] امتناع می‌‏ورزند.<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۱۱۶۳</ref>»<ref>[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹.</ref>.
::::::[[امام مهدی]] {{ع}} تمام اینها را بیرون می‌‏آورد و به سید حسنی نشان می‌‏‏دهد، آنگاه عصای پیغمبر {{صل}} را گرفته و به سنگ سختی می‌‏زند، فی الحال، سنگ مانند درخت سبز می‌‏شود، و شاخ و برگ درمی‌‏‏آورد. مقصود سید حسنی این است که بزرگواری مهدی {{ع}} را به اصحاب خود نشان دهد، تا حاضر شوند که با وی [[بیعت]] کنند. آنگاه سید حسنی عرض می‌‏‏کند: اللّه اکبر! یابن رسول اللّه! دست مبارک را بده تا با شما بیعت کنیم، مهدی {{ع}} هم دستش را دراز کرده و حسنی نخست خود و سپس سایر لشکریانش با او بیعت می‌‏‏کنند، مگر چهل هزار نفر، که قرآن‌ها با خود دارند و معروف به زیدیه می‌‏‏باشند که از [[بیعت]] امتناع می‌‏ورزند.<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۱۱۶۳</ref>»<ref>[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹.</ref>.
{{یادآوری پاسخ}}
{{جمع شدن|۱. سید جعفر موسوی‌نسب؛}}
[[پرونده:13681056.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید جعفر موسوی‌نسب]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید جعفر موسوی‌نسب]]'''، در کتاب ''«[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«از جمله علائم [[ظهور]] حضرت [[امام مهدی|ولی عصر]] {{ع}} خروج [[سید حسنی]] در روایات ذکر شده است و روایات او را سیدی خوش سیما و خوش منظر و اصالتا او را ایرانی معرفی کرده‌اند و آنچه از روایات استفاده می‌شود این است که او از [[شیعیان]] خالص [[اهل بیت]] است و در صدد دفاع از حریم [[اهل بیت]] است و در زمانی که مردم در شرائط سختی هستند و ظلم و جور بی‌داد می‌کند او قیام می‌کند و مردم هم از قیام او استقبال می‌کنند و مناطقی را فتح می‌کند تا می‌رسد به [[کوفه]] و سرانجام با اصحابش ملحق به [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} می‌شوند در [[کوفه]] و با [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} همراه یارانش بیعت می‌کند و آنچه در روایات است او مردی شجاع، عالم و وارسته معرفی شده است<ref>مهدى منتظر، ص ۱۶۲، ۱۶۴ و ۱۶۵.</ref>.
در کتاب زمینه‌‌‌سازان ظهور بخش سوم مفصلا راجع به [[سید حسنی]] بحث شده است و احادیث مربوط به ایشان و نظرات بزرگان را جمع کرده است علاقمندان به این بحث می‌توانند رجوع کنند»<ref>[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ج۲، ص۵۳، ۵۴.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}


==پرسش‌های وابسته==
==پرسش‌های وابسته==
خط ۴۱: خط ۴۹:
[[رده:پرسش‌های مهدویت]]
[[رده:پرسش‌های مهدویت]]
[[رده:پرسش‌های مهدویت]]
[[رده:پرسش‌های مهدویت]]
[[رده:(اا): پرسش‌هایی با ۱ پاسخ]]
[[رده:(اب): پرسش‌هایی با ۲ پاسخ]]
[[رده:(اا): پرسش‌های مهدویت با ۱ پاسخ]]
[[رده:(اب): پرسش‌های مهدویت با ۲ پاسخ]]
۲۶٬۶۵۰

ویرایش