پرش به محتوا

تقدیر: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۱۶۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۲: خط ۸۲:


دوم. تحقق تقدیرات عام، نتیجه طبیعی و مستقیم رفتار آدمی است؛ در حالی که در تقدیر خاص، چنین رابطه مستقیم و تکوینی بین [[اعمال]] ما و این تقدیرات نیست.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۴۵.</ref>.
دوم. تحقق تقدیرات عام، نتیجه طبیعی و مستقیم رفتار آدمی است؛ در حالی که در تقدیر خاص، چنین رابطه مستقیم و تکوینی بین [[اعمال]] ما و این تقدیرات نیست.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۴۵.</ref>.
==انواع [[مرگ]] و تقدیرات==
۱. چنان‌که گذشت، برخی [[مرگ‌ها]] را [[انسان]] با [[آگاهی]] و [[اختیار]] برمی‌گزیند؛ مانند خودکشی. این‌گونه مرگ، معلول [[انتخاب]] نادرست خود انسان است و تقدیر قبلی [[الهی]] سهمی در آن ندارد. از این‌رو، [[وظیفه]] [[عقلی]] و [[شرعی]] انسان آن است که چنین گزینشی در پیش نگیرد. ۲. برخی مرگ‌ها معلول بی‌احتیاطی آشکار انسانند؛ مانند مرگی که [[حضرت امیر]] از آن می‌گریزد و از پای [[دیوار]] کژ برمی‌خیزد. وظیفه [[آدمی]] در اینجا این است که از خطر بپرهیزد و [[جان]] خویش را [[حفظ]] کند. گذشت که تقدیر در این گونه حوادث، فقط معنای آثار طبیعی و [[تکوینی]] اشیا و [[اعمال]] ما است و ارتباطی با تقدیرات، به معنای این که [[خدا]] از قبل حادثه‌ای را برای فردی تقدیر نماید، ندارد. ۳. اما با اینکه معمولاً انسان به [[وظایف]] طبیعی خود عمل می‌کند و از خطر می‌پرهیزد، باز هم مرگ او را درمی‌یابد. به [[نص صریح]] [[آیات]] و [[روایات]]، این‌گونه مرگ‌ها به تقدیر قبلی خداوندند و اگر در [[تعالیم اسلامی]] سخن از تقدیر مرگ به میان آمده است به همین گونه اشاره دارد، نه به دو نوع رگ‌ها پیشین. چنین نیست که بتوان با [[تدابیر]] معمول و احتیاط‌های طبیعی، از تقدیر این مرگ‌ها گریخت. البته این تقدیرات به گونه‌ای دیگر به اعمال و [[رفتار]] آدمی بسته‌اند که در بحث تقدیرات حتمی و غیرحتمی و [[مسئله بداء]] به آن می‌پردازیم. حال به توضیح دو [[روایت]] یادشده درباره [[امیرمؤمنان]] بازمی‌گردیم.
در [[حقیقت]]، در روایت نخست، [[حضرت علی]]{{ع}} با توضیحی که گذشت، به دومین نوع مرگ یا حادثه اشاره می‌کند و پیش آمدن آن را محلول [[سهل‌انگاری]] انسان می‌خواند و از این‌رو، از آن می‌گریزد. اما در [[حدیث]] دوم، حضرت به گونه سوم مرگ‌ها اشاره دارد و در حقیقت، می‌خواهد [[مردم]] را [[آگاه]] کند که [[خداوند]] برای هر [[انسانی]] اجلی مقدر کرده است که در وقت خود می‌رسد و در حقیقت می‌خواهد به افراد [[بشر]] توجه دهد که همه [[مرگ‌ها]] را صرفاً از نوع اول و دوم نبینند و بدانند که در عین حال که برخی از امور [[زندگی]] مستقیماً به دست [[انسان]] است، اما اموری بسیار دیگری هم هست که به تقدیر قبلی [[الهی]] در زندگی بشر رخ می‌دهد، و این نشان می‌دهد که این امور به انسان واگذار نشده است<ref>علاوه بر [[حدیث]] دوم مذکور، [[احادیث]] دیگری نیز وجود دارد که با حدیث دوم هم مضمون است؛ یعنی در این احادیث نیز [[حضرت علی]]{{ع}} بر نوع دوم مرگ‌ها و مسئله فرا نرسیدن [[مرگ انسان]] قبل از [[اجل]] معین او و ارتباط این امر با [[قضا و قدر]] تأکید می‌کند. به چند نمونه از این [[روایات]] اشاره می‌شود:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ قَيْسٍ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ: نَظَرْتُ يَوْماً فِي الْحَرْبِ إِلَى رَجُلٍ عَلَيْهِ ثَوْبَانِ فَحَرَّكْتُ فَرَسِي فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي مِثْلِ هَذَا الْمَوْضِعِ فَقَالَ نَعَمْ يَا سَعِيدَ بْنَ قَيْسٍ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ لَهُ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ وَ وَاقِيَةٌ مَعَهُ مَلَكَانِ يَحْفَظَانِهِ مِنْ أَنْ يَسْقُطَ مِنْ رَأْسِ جَبَلٍ أَوْ يَقَعَ فِي بِئْرٍ فَإِذَا نَزَلَ الْقَضَاءُ خَلَّيَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ}}؛ «[[سعید بن قیس همدانی]] می‌گوید: روزی در [[جنگ]] به مردی نگاه کردم و دیدم دو [[لباس]] [معمولی] به تن دارد [و زرهی به تن او نیست]... دیدم [[امیرالمؤمنین]] است. عرض کردم: ای امیرالمؤمنین، آیا در چنین وضعیتی [که [[جنگ]] است بدون [[زره]] می‌جنگید؟] فرمودند: آری، به [[درستی]] که هیچ [[انسانی]] نیست مگر این که از جانب [[خداوند]]، [[حافظ]] و [[نگهبانی]] دارد و همراه او دو [[فرشته]] است که وی را از این که از [[کوه]] [[سقوط]] کند یا در [[چاه]] بیفتد [[حفظ]] می‌کنند. اما وقتی [[قضای الهی]] نازل شود، آن دو فرشته [[محافظ]]، بین او و هر چیز دیگر را خالی می‌کنند [و مانع [[مرگ]] او نمی‌شوند]» ([[الکافی]]، ج۲، ص۵۹، ح۸؛ نیز ر.ک: [[نهج البلاغه]]، [[حکمت]] ۱۹۲)
در [[روایت]] دیگری آمده است: جناب قنبر، [[یار]] باوفای [[حضرت علی]]، شبی برای [[حفظ جان]] حضرت، مخفیانه با [[شمشیر]] به دنبال وی راه افتاد تا مبادا کسی به [[جان]] ایشان آسیبی برساند. حضرت متوجه شدند و به او فرمودند:
{{متن حدیث|وَيْحَكَ أَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاءِ تَحْرُسُنِي أَوْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَقَالَ لَا بَلْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَقَالَ إِنَّ أَهْلَ الْأَرْضِ لَا يَسْتَطِيعُونَ لِي شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مِنَ السَّمَاءِ فَارْجِعْ فَرَجَعَ}}؛ «وای بر تو! آیا تو می‌خواهی مرا از آسیب [[اهل آسمان]] (یعنی [[ملائکه الهی]] که به [[فرمان خدا]] جان فردی را می‌گیرند) [[حفظ]] کنی یا از آسیب [[اهل]] [[زمین]]؟ قنبر عرض کرد: خیر (نمی‌خواهم شما را از آسیب اهل آسمان [[محافظت]] کنم)، بلکه قصد دارم از اهل زمین شما را حفظ کنم. حضرت فرمود: مسلماً اهل زمین [[قادر]] نیستند که هیچ صدمه‌ای به من برسانند مگر به [[اذن خداوند]] از جانب [[آسمان]]، پس برگرد. قنبر هم بازگشت». ([[الکافی]]، ج۲، ص۵۹، ح۸)
با آن‌که [[مردم]] معمولاً از [[اجل]] خود [[وحشت]] دارند و از فرا رسیدن آن در هر حادثه‌ای بیمناکند، اما حضرت علی{{ع}} همان اجل را بهترین [[محافظ]] [[انسان]] در حوادث معرفی می‌کند؛
{{متن حدیث|إِنَّ الْأَجَلَ جُنَّةٌ حَصِينَةٌ}}؛ «مسلماً اجل انسان سپر محکمی (در مقابل حوادث) است». ([[نهج البلاغه]]، [[حکمت]] ۱۹۲)
{{متن حدیث|كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً}}؛ «برای حفظ و نگهداری انسان از حوادث، اجل او برای وی کافی است». (نهج البلاغه، حکمت ۲۹۸)
اما همان‌گونه که گفتیم، روشن است که حضرت در بسیاری از مواقع دیگر برای تأکید بر حسن [[تکلیف]] و [[مسئولیت]]، به [[وظیفه]] طبیعی خود عمل می‌نمایند و در بسیاری از [[جنگ‌ها]] [[زره]] به تن می‌کنند و از خطرات می‌پرهیزند.</ref>. [[حدیث]] نخست [[نفی]] [[جبر]] می‌کند و حدیث دوم نفی [[تفویض]]. در [[حقیقت]]، مجموع این دو روایت، معنای روایت {{متن حدیث|لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین}} را باز می‌نماید. اما درباره این [[پرسش]] که مردم در [[مقام عمل]] و [[رویارویی]] با خطر، باید کدام یک از دو [[رفتار]] [[حضرت امیر]] را ملاک قرار دهند، برای عموم [[مردم]]، [[حدیث]] نخست ملاک است و تا آنجا که می‌توانند باید از خطر بپرهیزند. در مورد دوم، [[حضرت علی]]{{ع}} به دلیل [[علم غیبی]] که از [[خداوند]] برگرفته است، به [[یقین]] می‌داند که [[اجل]] او چه زمانی است و [[آگاه]] است که [[دیوار]] بر سر او فرو می‌ریزد یا نه، در نتیجه، ایشان از این موقعیت استفاده کرد، و برای اینکه به مردم [[تعلیم]] دهد که تقدیر [[مرگ]] به [[اراده الهی]] است و [[عقیده]] به [[تفویض]] صحیح نیست، در این مورد خاص، یا مورد مشابه، از خطر نمی‌پرهیزد، اما از آنجا که مردم از چنین [[یقینی]] برخوردار نیستند و در [[مقام]] [[پیشوایی]] و تعلیم حضرت علی{{ع}} نیز نیستند و نمی‌دانند که خداوند مرگشان را در چه زمانی مقدر کرده است، موظفند همواره به [[وظیفه]] طبیعی و معمول خویش عمل کنند و از خطر بگریزند.
درباره تعبیرهای دقیق حدیث نخست از [[قضا و قدر]] باید گفت: واژه «[[قضا]]» به معنای [[حکم]] و [[فرمان]] است و از آنجا که [[فرمان تکوینی]] [[الهی]] به فروریختن دیوار تعلق گرفته بود، حضرت از آن به [[قضای الهی]] تعبیر کرد و فرمود: «از قضای الهی [یعنی فروریختن دیوار] می‌گریزم».
اما نکته مهم آن است که [[انسان]] باید آگاه باشد که اگر می‌تواند از خطر بگریزد، همین راه [[گریز]] را نیز خداوند برایش مقدر کرده و او ناتوان‌تر از آن است که خود، با تکیه بر [[قدرت]] و [[اراده]] خود بتواند گریزگاهی بیابد. چه بسیار کسانی که کوشیده‌اند از خطر بگریزند، ولی نتوانسته و گرفتار مرگ یا آسیب شده‌اند. از اینجا به روشنی درمی‌یابیم که چون بسیاری مواقع [[قادر]] به گریختن نیستیم، آن‌گاه که [[توفیق]] گریز می‌یابیم عاملی دیگر این راه گریز را برایمان قرار داده است و او همان است که تقدیر امور دیگر نیز از سوی او است. به هنگام خطر، بیشترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم تصمیم به [[گریز]] است؛ ولی تحقق این تصمیم وابسته به فراهم شدن بسیاری عوامل و شرایط است. از این‌رو، [[امیرمؤمنان]] در همان حال که خود را دارای [[قدرت]] و [[اختیار]] گریختن می‌داند و از آن سخن می‌گوید، بی‌درنگ بر زبان می‌آورد که «به [[قدر الهی]] می‌گریزم» تا [[مردم]] نپندارند که توان گریختن از غیر [[خدا]] است، یا همواره می‌توان از خطر گریخت. در [[حقیقت]]، [[حضرت امیر]] با این بیان خویش می‌خواهند مردم را متذکر سازند که همین قدرت و امکان و عوامل و شرایط گریز را که موفق به استفاده از آن شدم، [[خداوند]] برایم تقدیر کرده است و تنها قصد و [[نیت]] من برای فرار کافی نیست.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۶۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۲۴۸

ویرایش