←چیستی مرگ
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
[[مرگ]]، از مراحل مهم [[زندگی]] [[روح انسانی]] و جدایی [[روح]] او از [[بدن]] و انتقال یافتنش به [[جهان]] دیگر است. کسانی که [[انسان]] را [[بدن]] مادی معرفی میکنند، [[مرگ]] [[بدن]] را پایان [[زندگی]] میدانند و کسانی که [[انسان]] را مرکب از [[روح]] و [[جسم]] میدانند، [[مرگ]] را پایان یک [[جهان]] و آغاز [[جهان]] دیگر میدانند. [[مکتب اسلام]]، [[مرگ]] را جزئی از [[اصول دین]] قرار داده و [[زندگی]] جاوید [[انسان]] را در [[جهان آخرت]] میداند<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۰؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۰۸؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۶۸۳-۶۸۴.</ref>. | [[مرگ]]، از مراحل مهم [[زندگی]] [[روح انسانی]] و جدایی [[روح]] او از [[بدن]] و انتقال یافتنش به [[جهان]] دیگر است. کسانی که [[انسان]] را [[بدن]] مادی معرفی میکنند، [[مرگ]] [[بدن]] را پایان [[زندگی]] میدانند و کسانی که [[انسان]] را مرکب از [[روح]] و [[جسم]] میدانند، [[مرگ]] را پایان یک [[جهان]] و آغاز [[جهان]] دیگر میدانند. [[مکتب اسلام]]، [[مرگ]] را جزئی از [[اصول دین]] قرار داده و [[زندگی]] جاوید [[انسان]] را در [[جهان آخرت]] میداند<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۰؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۰۸؛ [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۶۸۳-۶۸۴.</ref>. | ||
=== ماهیت [[مرگ]] === | |||
در خصوص "ماهیت [[مرگ]]" دیدگاههای گوناگونی وجود دارد: | |||
# [[مرگ]] نیستی و نابودی و فنا نیست، بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر و از نشئهای به نشئۀ دیگر است. در آن نشئه، [[حیات]] [[انسان]] به گونهای دیگر ادامه مییابد. | |||
# آنچه [[شخصیت]] واقعی [[انسان]] را تشکیل میدهد و "من" واقعی او محسوب میشود، همان است که در [[قرآن]] به "نفس" و احیاناً به "[[روح]]" تعبیر شده است. | |||
# [[روح]] یا [[نفس انسان]]، از نظر [[مقام]] و مرتبۀ وجودی در افقی مافوق ماده و مادیات قرار گرفته است. با [[مرگ]]، [[روح]] به نشئهای که از سنخ و نشئۀ [[روح]] است منتقل میشود. به تعبیر دیگر: هنگام [[مرگ]]، آن حقیقتِ مافوق مادی، تحویل گرفته میشود<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۱.</ref>. | |||
مسئلۀ [[روح]] و نفس و بقای [[روح]] پس از [[مرگ]]، از امهات [[معارف اسلامی]] است. نیمی از [[معارف]] اصیل غیر قابل [[انکار]] [[اسلامی]] بر اصالت [[روح]] و [[استقلال]] آن از [[بدن]] و بقای بعد از [[موت]] آن [[استوار]] است و تمام آیاتی که صریحاً [[زندگی]] پس از [[مرگ]] را بیان میکنند، [[دلیل]] است که [[قرآن]] [[روح]] را واقعیتی مستقل از [[بدن]] و باقی بعد از فنای [[بدن]] میداند. به همین خاطر، [[قرآن]] از مردن به توفی تعبیر میکند و میفرماید به تمام و کمال تحویل گرفتیم، نه اینکه بگوید، [[شخصیت انسان]] عبارت است از: [[روح]] و [[بدن]]؛ نیمی از آن را تحویل میگیریم، نیم دیگرش را رها میکنیم؛ زیرا [[شخصیت انسان]] [[بدن]] و ترکیبات بدنی نیست و الا از نظر بدنی شکی نیست که مردن، فوت و از دست رفتن است<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۱.</ref>. | |||
==دیدگاه قرآنی== | ==دیدگاه قرآنی== | ||