←سعید و فرماندهی سپاه امام حسن {{ع}}
جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست') |
|||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
== سعید و [[فرماندهی سپاه]] [[امام حسن]] {{ع}} == | == سعید و [[فرماندهی سپاه]] [[امام حسن]] {{ع}} == | ||
سعید پس از [[شهادت امیرمؤمنان]] {{ع}} در [[ایمان]] و [[اعتقاد]] به [[خاندان رسالت]] پابرجا بود و با [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} [[بیعت]] کرد و [[امامت]] آن [[حضرت]] را به گردن نهاد. و لذا موقعی که [[معاویه]] لشکری [[عظیم]] تشکیل داد تا با [[امام حسن]] {{ع}} بجنگد. وقتی خبر حرکت [[معاویه]] و [[لشکر]] او به [[امام حسن]] {{ع}} رسید، [[حضرت]] سریعا دست به [[اقدام]] زد، و [[حجر بن عدی]] را برای آماده کردن [[مردم]] گسیل داشت و منادی هم [[مردم]] را برای [[اجتماع]] در [[مسجد]] فراخواند. در این موقع [[سعید بن قیس]] به [[محضر امام]] [[حسن]] {{ع}} آمد و عرض کرد: [[مردم]] جمع شده و آماده شنیدن فرمایش شما هستند. [[امام]] {{ع}} بیرون آمد و بر فراز [[منبر]] بالا رفت و پس از [[سپاس]] و [[ستایش خداوند]] [[متعال]] فرمود: «همانا [[خداوند]] [[جهاد]] را بر [[خلق]] خود مقرر نموده و خود آن را دشوار نام نهاده است، سپس به [[مؤمنان]] فرموده است: [[شکیبا]] باشید که [[خداوند]] با [[صابران]] است. ای [[مردم]]، شما به آنچه [[دوست]] دارید، نمیرسید مگر با [[صبر]] و [[شکیبایی]] در آنچه دشوار میدارید. به من خبر رسیده که [[معاویه]] آهنگ حمله به ما دارد، اینک شما به لشکرگاه خود در [[نخیله]] بروید تا بنگریم و بنگرید و چاره اندیشی کنیم و شما هم چاره اندیشی نمایید». | |||
[[امام]] نگران بود که [[مردم]] پاسخ او را ندهند، در این موقع [[عدی بن حاتم]] بلند شد و [[مردم]] را مورد تقبیح قرار داد که چرا جواب [[امام]] را نمیدهید، مگر از [[عقوبت]] [[خدا]] و ننگ و عار [[بیم]] ندارید؟ بعد خطاب به [[امام]] {{ع}} عرض کرد: ما سخن تو را شنیدیم و [[اطاعت]] میکنیم... بعد [[قیس بن سعد]]، و سپس [[معقل بن قیس ریاحی]] و [[زیاد بن صعصعه تمیمی]] برخاستند و [[اعلان]] [[حمایت از امام]] {{ع}} کرده و [[مردم کوفه]] را در عدم [[وفاداری]] نسبت به پاسخ [[امام]] {{ع}} تقبیح کردند. | |||
[[امام حسن]] {{ع}} در [[حق]] آنان [[دعا]] کرد و از [[منبر]] پایین آمد و [[مردم]] هم بیرون آمدند و راهی [[نخیله]] لشکرگاه گردیدند. [[حضرت]] خود به لشکرگاه آمد و [[مغیرة بن نوفل]] را به [[جانشینی]] خود در [[کوفه]] قرار داد و [[دستور]] داد [[مردم]] را برای پیوستن به [[سپاه]] [[تشویق]] نماید و طولی نکشید که لشکرگاه مملو از نیرو گردید. | |||
[[امام حسن]] {{ع}}، [[فرماندهی]] دوازده هزار نیروی ورزیده و قراء [[کوفه]] را به پسر عموی خود [[عبیدالله بن عباس]] سپرد و سفارشهای لازم را به او نمود و به او فرمود: «[[قیس بن سعد بن عباده]] و دیگری [[سعید بن قیس همدانی]] را با تو همراه میکنم، با این دو تن [[مشورت]] نما و هرگز [[جنگ]] را با [[معاویه]] آغاز مکن و اگر او آغازگر [[جنگ]] شد، با او میجنگی و اگر تو کشته شدی [[قیس بن سعد]] [[فرمانده لشکر]] خواهد بود و اگر او هم کشته شد، [[سعید بن قیس]] [[فرمانده لشکر]] خواهد بود». | |||
بدین ترتیب [[سعید بن قیس]] به عنوان [[فرماندهی]] نیرومند در کنار [[عبید الله بن عباس]] و [[قیس بن سعد]] تعیین گردید و به سوی [[سپاه معاویه]] حرکت کردند. اما سرانجام با [[خیانت]] عبیدالله کار به [[صلح]] انجامید<ref>ر. ک: اعیان الشیعه، ج۷، ص۲۴۶. تفصیل بیشتر این داستان دلخراش را در شرح حال عبیدالله بن عباس و قیس بن سعد، ملاحظه نمایید.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۴۸-۶۴۹.</ref> | |||
== [[شهادت]] [[سعید بن قیس]] == | == [[شهادت]] [[سعید بن قیس]] == | ||