پیش‌گویی شهادت امام حسین: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۸: خط ۷۸:


===روایت [[هانی بن هانی]]===
===روایت [[هانی بن هانی]]===
هانی بن هانی از امیرالمؤمنین نقل می‌کند که حضرت فرمود: «به [[یقین حسین]] کشته خواهد شد و من زمینی را که نزدیک دو [[نهر]] ([[فرات]] و [[علقمه]]) است و حسین درآن کشته می‌شود، می‌شناسم». {{متن حدیث|... عن هاني بن هاني، عن علي (رضي‌الله‌عنه)، قال: ليقتلن الحسين قتلا، واني تاعرف التربة التي يقتل فيها قريبا من النهرين}}.<ref>بغدادی، ابن سعد، ترجمة الحسین و مقتله، فصلنامه تراثنا، ش۱۰، ص۴۸. طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی، ج۳، ص۱۱۰-۱۱۱. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب ۲۳، ص۷۲. ابن عساکر، ترجمه الامام الحسین من تاریخ مدینه دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ص۱۸۸. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق الکبیر، تحقیق علی عاشور الجنوبی، ج۱۴، ص۱۹۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج٤٤، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[مهدی پیشوایی|پیشوایی، مهدی]]، [[مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مقتل جامع سیدالشهداء ج۱]] ص ۱۸۲.</ref>
هانی بن هانی از امیرالمؤمنین نقل می‌کند که حضرت فرمود: «به [[یقین حسین]] کشته خواهد شد و من زمینی را که نزدیک دو [[نهر]] ([[فرات]] و [[علقمه]]) است و حسین درآن کشته می‌شود، می‌شناسم».<ref>{{متن حدیث|... عن هاني بن هاني، عن علي (رضي‌الله‌عنه)، قال: ليقتلن الحسين قتلا، واني تاعرف التربة التي يقتل فيها قريبا من النهرين}}. بغدادی، ابن سعد، ترجمة الحسین و مقتله، فصلنامه تراثنا، ش۱۰، ص۴۸. طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی، ج۳، ص۱۱۰-۱۱۱. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب ۲۳، ص۷۲. ابن عساکر، ترجمه الامام الحسین من تاریخ مدینه دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ص۱۸۸. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق الکبیر، تحقیق علی عاشور الجنوبی، ج۱۴، ص۱۹۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج٤٤، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[مهدی پیشوایی|پیشوایی، مهدی]]، [[مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مقتل جامع سیدالشهداء ج۱]] ص ۱۸۲.</ref>
 
===روایت ابوحبره===
ابوحبره می‌گوید: روزی با علی - که [[خدا]] از او [[خشنود]] باد - همراه بودم تا اینکه حضرت به [[کوفه]] آمد و بر [[منبر]] بالا رفته، بعد از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] فرمود: «چگونه خواهید بود وقتی [[فرزندان پیامبر]] شما را در بین شما فرود آورند؟» [[کوفیان]] گفتند: «در آن [[زمان]]، در [[راه خدا]] درباره آنان، به [[نیکی]] از عهده [[آزمایش]] برمی آییم».
حضرت فرمود: «قسم به کسی که جانم در دست او است، به [[یقین]] آنان بین شما فرود خواهند آمد و مسلما شما به سوی آنان رفته، آنان را خواهید کشت». سپس (این [[شعر]] را) خواندند: (کوفیان) آنان را با [[نیرنگ]] [[دعوت]] کردند، و با آنها [[رفتار]] [[ننگ]] آوری کردند. گویا می‌خواستند با این دعوت از وضعیت بد خود [[نجات]] یابند؛ اما نه نجات یافتند و نه عذری داشتند.<ref>{{متن حدیث|... عن ابي حبرة قال: صحبت عليا (رضي الله عنه) حتي اتي الكوفة فصعد المنبر فحمدالله واثني عليه، ثم قال: كيف انتم اذا نزل ذرية نبيكم بين ظهرانيكم؟ قالوا اذا نبلي الله فيهم بلاء حسنا، فقال والذي نفسي بيده لينزلن بين ظهرانيكم ولتخرجن اليهم فلتقتلنهم، ثم اقبل يقول: هم اوردوهم بالغرور وعردوا احبوا نجاة لا نجاة ولا عذرا}}؛ طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی، ج۳، ص۱۱۰-۱۱۱.</ref>.<ref>[[مهدی پیشوایی|پیشوایی، مهدی]]، [[مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مقتل جامع سیدالشهداء ج۱]] ص ۱۸۳.</ref>
 
===[[روایت]] جابر===
جابر نقل می‌کند که [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[امیرالمؤمنین]] به حسین فرمود: «ای [[اباعبدالله]]؛ تو از قدیم [[اسوه]] و مقتدای (جاویدان) [[خلق]] هستی». حسین گفت: «فدایت شوم (در این صورت) وضع من چگونه است؟» علی فرمود: «آنچه را که [[مردم]] به آن [[جاهل]] هستند، تو میدانی و شخص [[دانا]] از آنچه می‌داند، بهرهمند خواهد شد.
فرزند عزیزم، پیش از آنکه این امر برایت پیش آید، بشنو و ببین، [[سوگند]] به کسی که جانم در دست اوست، به یقین [[بنی امیه]] [[خون]] تو را خواهند ریخت؛ ولی نمی‌توانند تو را از دینت جدا کرده، یاد پروردگارت را از خاطرات ببرند». حسین نه گفت: «قسم به کسی که جانم در دست اوست، همین قدر مرا کافی است که به آنچه [[خدا]] نازل فرموده، [[اقرار]] کرده‌ام و [[گفتار پیامبر]] خدا را [[تصدیق]] می‌کنم و سخن پدرم را [[تکذیب]] نمی‌کنم».<ref>{{متن حدیث|عَنْ اَبی عَبداللهِ{{ع}} قالَ: «قالَ علیٌ عَلَیهِ السَّلام لِلْحُسَیْنِ{{ع}}: یا اباعَبداللهِ اُسْوَهٌ اَنْتَ قَدْماً. فقالَ:‌ جُعِلْتُ فِداكَ ما حالی؟‌ قال:‌ عَلِمْتَ ما جَهِلوا وَسَیِنَتْفَعُ عالِمٌ بِما عَلِمَ. یا بَنی اسْمَعْ وَ ابْصِرْ مِنْ قَبْلِ اَنْ یَاْتیكَ فَوَالّذی نَفْسی بِیَدِهِ لَیَسْفَكَنَّ بَنوُ اُمیهٍ دَمَكَ ثُمَّ لایُزیلونَكَ عَن دینِكَ وَ لا یَنْسونَكَ ذِكْرَ رَبَّكَ. فَقال الْحُسینُ{{ع}}: وَ الّذی نَفْسی بِیَدَه حَسْبی اَقْرَرْتُ بِما اَنْزَلَ اللهُ وَ اَصَدُّقَ قَوْلَ نَبیّ اللهِ وَ لا اُكَذُّبُ قَوْلَ اَبی}}قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب۲۳، ص۷۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۶۲.</ref>
 
در جریان [[تخلف]] [[شبث بن ربعی]] و [[عمرو بن حریث]] از [[همراهی]] با [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[نبرد با خوارج]]، حضرت خطاب به این دو فرمود: «به خدا سوگند‌ای شبث و‌ ای پسر [[حریث]]؛ به [[یقین]] با پسرم حسین خواهید جنگید. [[رسول خدا]] به من چنین خبر داده است». {{متن حدیث|اما والله یا شبث و یا بن حریث، لتقاتلان ابنی الحسین، فکذا اخبرنی رسول الله}}.<ref>راوندی، قطب الدین، الخرائج والجرائح، تحقیق مؤسسة الامام المهدی، ج۱، ص۲۲۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۳، ص۳۸۴.</ref>.<ref>[[مهدی پیشوایی|پیشوایی، مهدی]]، [[مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مقتل جامع سیدالشهداء ج۱]] ص ۱۸۳.</ref>
 
==پیشگویی‌های [[امام حسن]]==
[[مفضل بن عمر]] از [[امام صادق]]{{ع}} و او از پدرش [[امام باقر]]{{ع}}، و آن حضرت از جدش نقل می‌کند که روزی [[حسین بن علی]] به محضر ([[امام]]) حسن وارد شد. چون نگاه حسین بن علی به (امام) حسن افتاد، [[گریه]] کرد. امام حسن به ایشان فرمود: ‌ای [[اباعبدالله]]، چه چیز شما را به گریه واداشت؟ حضرت پاسخ داد: گریه می‌کنم برای [[رفتاری]] که با تو شده است. امام حسن{{ع}} فرمود: «[[رنج]] و مصیبتی که برای من پیش آمده، به علت [[زهری]] است که با [[نیرنگ]] به من داده می‌شود و به سبب آن، کشته می‌شوم؛ اما‌ ای اباعبدالله؛ هیچ روزی مانند [[روز]] تو نیست. سی هزار نفر از مردمی که ادعا می‌کنند از [[امت]] جد ما محمد هستند و [[دین اسلام]] را به خود نسبت می‌دهند، تو را محاصره کرده، برای کشتن و ریختن [[خون]] تو، [[هتک حرمت]] تو، [[اسیر]] کردن [[خاندان]] و زنانت و [[غارت]] [[دارایی]] هایت، [[اقدام]] می‌کنند. در این [[زمان]] است که [[بنی امیه]] مستوجب [[لعن خدا]] می‌شوند و از [[آسمان]]، خاکستر و خون می‌بارد و هر چیزی، حتی درندگان در بیابانها و ماهیان در [[دریاها]] بر تو می‌گریند».<ref>{{متن حدیث|عن المفضل بن عمر، عن الصادق جعفر بن محمد، عن ابیه، عن جده (علیهم‌السّلام): أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}دَخَلَ يَوْماً إِلَى الْحَسَنِ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ بَكَى فَقَالَ لَهُ مَا يُبْكِيكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ قَالَ أَبْكِي لِمَا يُصْنَعُ بِكَ فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ إِنَّ الَّذِي يُؤْتَى إِلَيَّ سَمٌّ يُدَسُّ إِلَيَّ فَأُقْتَلُ بِهِ وَ لَكِنْ لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَزْدَلِفُ إِلَيْكَ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ يَدَّعُونَ أَنَّهُمْ مِنْ أُمَّةِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ وَ يَنْتَحِلُونَ دِينَ الْإِسْلَامِ فَيَجْتَمِعُونَ عَلَى قَتْلِكَ وَ سَفْكِ دَمِكَ وَ انْتِهَاكِ حُرْمَتِكَ وَ سَبْيِ ذَرَارِيِّكَ وَ نِسَائِكَ وَ انْتِهَابِ ثَقَلِكَ فَعِنْدَهَا تَحِلُّ بِبَنِي أُمَيَّةَ اللَّعْنَةُ وَ تُمْطِرُ السَّمَاءُ رَمَاداً وَ دَماً وَ يَبْكِي عَلَيْكَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى الْوُحُوشُ فِي الْفَلَوَاتِ وَ الْحِيتَانُ فِي الْبِحَار}}؛ شیخ صدوق، الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة، ص۱۷۷، مجلس۲۹، ح۳. محمودی، محمدجواد، ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۸۰.</ref>.<ref>[[مهدی پیشوایی|پیشوایی، مهدی]]، [[مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مقتل جامع سیدالشهداء ج۱]] ص ۱۸۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۱۷

ویرایش