←پانویس
(صفحهای تازه حاوی «== چیستی عزاداری == عزاداری در عرف عام به دو معنا اطلاق میشود: الف) داغ دیدگی و عزاداری شخصی و بالفعل؛ ب) مراسم عزاداری که به صورت سنتی برای بزرگان دینی و دیگران برگزار میشود. این دو، از دیدگاه روانشناسی کاملا متفاوت هستند. داغ دیدگی و...» ایجاد کرد) |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
# توسط یک [[مشاوره]] در یک فضای همدلانه، فرایند مرگ برای داغ دیده، بیان شود؛ | # توسط یک [[مشاوره]] در یک فضای همدلانه، فرایند مرگ برای داغ دیده، بیان شود؛ | ||
# در مواردی که لازم است از مددکار اجتماعی استفاده شود، مانند مردی که [[همسر]] خود را از دست داده و فرزند خردسال دارد<ref>[[محمد کاویانی|کاویانی، محمد]]، [[روانشناسی عزاداری (مقاله)|مقاله «روانشناسی عزاداری»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۴ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۴]]، ص ۲۳.</ref>. | # در مواردی که لازم است از مددکار اجتماعی استفاده شود، مانند مردی که [[همسر]] خود را از دست داده و فرزند خردسال دارد<ref>[[محمد کاویانی|کاویانی، محمد]]، [[روانشناسی عزاداری (مقاله)|مقاله «روانشناسی عزاداری»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۴ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۴]]، ص ۲۳.</ref>. | ||
== فقدان [[والدین]] و [[فرزندان]] == | |||
این نوع فقدان نیز از سوگهای شدید است، بهویژه برای مادران؛ پدر زودتر به [[زندگی]] عادی بر میگردد، اما مادر چه بسا از پدر متعجب میشود که چه زود، عادی شده است. در این موقعیت، پدر باید بسیار به وضعیت مادر توجه کند و او را [[حمایت]] کند. | |||
در سوگ فرزند، نکته مهم این است که [[روابط]] والدین خدشهدار و ناسالم نشود. والدین سعی کنند یکدیگر را [[درک]] و حمایت کنند، [[فهم]] و تبیین خوبی از [[مرگ]] داشته باشند، [[فلسفه]] منسجمی از زندگی داشته باشند، از [[اعتقادات]] [[ایمانی]] خود بهره بگیرند. متخصصان داغ دیدگی، میگویند، فرد، با فقدان والدین، گذشته را، و با فقدان همسر، حال را و با فقدان فرزند، [[آینده]] را از دست میدهد. (بونل و برنل، ۱۹۸۹) | |||
در هر صورت فرد داغ دیده، فشارهای زیادی را [[تحمل]] میکند. لایندمن<ref>Lindman</ref> (۱۹۴۴) در مطالعات روان پزشکی خود، ۱۰۱ فرد داغ دیده را مورد مطالعه قرار داد. او واکنشهایی مثل [[گریستن]]، [[اضطراب]]، [[بیقراری]]، بیخوابی، و بیاشتهایی، را گزارش کرده است. کوبلر راس (۱۹۸۱) میگوید، همه به [[عزا]] و فقدان، واکنش نشان میدهند، اما هر کسی به شیوه خاص خود. | |||
در مجموع، آثار داغ دیدگی در سه بعد فیزیکی، روان [[شناختی]]، و [[جامعه شناختی]] بررسی میشود. در بعد فیزیکی، آثاری؛ مثل بیماریهای [[جسمانی]]، تشدید علایم بیماریهای قبلی و ایجاد [[شکایات]] جدید و افزایش مراجعه به پزشک، توجه کردنی است. بونل و برنل (۱۹۸۹)، آثاری؛ مثل [[احساس]] گرفتگی شانهها، [[ضعف]] ماهیچهها، گرفتگی گلو ([[بغض]])، خشکی دهان، فقدان انرژی، تنگی نفس و [[آه]] کشیدن را [[مشاهده]] کردهاند. | |||
آثار روان شناختی، به متغیرهای بسیاری [[ارتباط]] دارد؛ مثل سن، جنس، [[سلامت جسمانی]] قبلی، [[سازگاری]] قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]]، نوع رابطه داغ دیده و متوفی، چگونگی فوت، سابقه متوفی و سابقه داغدار در اموری؛ مثل مواد مخدر، مشروبات الکلی، سیگار و... . | |||
پاکز (۱۹۸۳) در مطالعهای به دست آورد که اگر افراد داغ دیده گرفتار [[مشکلات]] شدید روان پزشکی بشوند، در سال اول خواهند شد، نه بعد از آن. اما در هر صورت افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، گیجی، [[دل]] مشغولی با [[افکار]] راجع به متوفی، توهمات [[بینایی]]، [[شنوایی]] و... ، [[انکار]] [[غم]]، [[افسردگی]]، [[احساس]] [[گناه]]، [[خشم]] و [[اضطراب]] میشوند. | |||
آثار [[اجتماعی]] داغ دیدگی بهویژه در بین [[زنان]] [[بیوه]] زیاد است. رفت و آمدها [[تغییر]] میکند، نگاهها عوض میشود، اموری مثل فقدان [[شغل]]، تعارضات [[خانوادگی]]، بازنشستگی و... نیز، در این جهت ایفای نقش میکنند. | |||
فرد داغ دیده، در [[مرگ طبیعی]]، چهار مرحله را طی میکند: | |||
# پذیرش [[واقعیت]] فقدان<ref>Acceptig Reality Of Loss</ref>؛ گاهی فرد داغ دیده، آن چنان ضربه [[روحی]] میبیند که فقدان را انکار میکند، میگوید او نمرده است. گاهی افراد گرفتار [[فراموشی]] میشوند. وردن(۱۹۸۲)، نقل میکند که فردی در ۱۲ سالگی پدرش را از دست داد و برای سالیان متمادی، همه چیز را درباره پدرش فراموش کرد، حتی صورت پدرش را نیز به خاطر نمیآورد. | |||
# تجربه دردناکی فقدان<ref>Affliction Of Loss</ref>؛ این تجربه، جزئی از فرایند عزاست، و بدون آن، فرایند [[عزا]]، به طور سالم طی نمیشود. در این مرحله، [[جامعه]] نقش مهمی به عهده دارد. بالبی<ref>Boulby</ref> (۱۹۸۰) میگوید اگر کسی از این مرحله [[امتناع]] کند، دیری نمیباید که غالباً به درجاتی از افسردگی دچار میشود. | |||
# [[سازگاری]] با اوضاع جدید؛ این مرحله هم، بهویژه برای زنان بیوه مشکل است. مدتها طول میکشد که دریابند چگونه [[زندگی]] کنند، و چگونه جای خالی نقشهای متوفی را پر کنند. | |||
# [[سرمایهگذاری]] در [[ارتباطات]] جدید؛ باید انرژی [[عاطفی]] فرد داغ دیده، بر ارتباطات جدید متمرکز شود. به اصطلاح عامیانه، باید از فرد متوفی دل بکند و به زندهها دل بسپارد. برای عدهای، این خیلی سخت است، گروهی میپندارند این [[بیاعتنایی]] به متوفی است. بعضی از افراد میپندارند اگر مثلاً [[ازدواج]] [[مجدد]] کنند، فرزندانشان دچار [[تعارض]] خواهند شد. برای ایجاد رابطه جدید، در سطح [[ازدواج]] [[مجدد]]، حدود یک تا دو سال وقت لازم است<ref>[[محمد کاویانی|کاویانی، محمد]]، [[روانشناسی عزاداری (مقاله)|مقاله «روانشناسی عزاداری»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۴ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۴]]، ص ۲۵.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||