←اقسام و گونهها
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
== اقسام و گونهها == | == اقسام و گونهها == | ||
امنیت را به لحاظهای مختلف میتوان تقسیمبندی کرد که یکی از مهمترین تقسیمبندیهای، تقسیم امنیت به | امنیت را به لحاظهای مختلف میتوان تقسیمبندی کرد که یکی از مهمترین تقسیمبندیهای، تقسیم امنیت به «امنیت ملی» و «امنیت دستهجمعی» است که در زیر مورد اشاره قرار میگیرند: | ||
=== امنیت ملی === | === [[امنیت ملی]] === | ||
امنیت ملی عبارت از [[احساس]] [[آزادی]] [[کشور]] در تعقیب هدفهای ملی و فقدان [[ترس]] و خطر جدی از خارج، نسبت به منافع اساسی و حیاتی کشور<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۷۳.</ref> است. مفهوم امنیت ملی در این تعریف به معنای آزادی، [[هدفها]] و منافع ملی و حیاتی کشور بستگی دارد. از این رو هر کشور به تناسب برداشت خاصی که از این مفاهیم دارد امنیت ملی خود را به نوع خاصی [[تفسیر]] میکند، تا آنجا که گاه قلمرو امنیت ملی، سلب امنیت از کشورهای دیگر را نیز شامل میشود. به همین دلیل امنیت ملی آمری نسبی تلقی میشود و بر اساس اندیشههای خاصی که در زمینه مفاهیم ذکر شده در اذهان شکل میگیرد، به صورت [[ذهنی]] و در رابطه با [[قدرت]] نمود پیدا میکند، و همین پیچیدگیهای ذهنی است که امنیت را در عمل یا به عامل [[تجاوز]] تبدیل میکند و یا آن را در برابر تجاوز آسیبپذیر میکند<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، | امنیت ملی عبارت از [[احساس]] [[آزادی]] [[کشور]] در تعقیب هدفهای ملی و فقدان [[ترس]] و خطر جدی از خارج، نسبت به [[منافع]] اساسی و حیاتی کشور<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۷۳.</ref> است. مفهوم امنیت ملی در این تعریف به معنای آزادی، [[هدفها]] و [[منافع ملی]] و حیاتی کشور بستگی دارد. از این رو هر کشور به تناسب برداشت خاصی که از این مفاهیم دارد امنیت ملی خود را به نوع خاصی [[تفسیر]] میکند، تا آنجا که گاه قلمرو امنیت ملی، سلب امنیت از کشورهای دیگر را نیز شامل میشود. به همین دلیل امنیت ملی آمری نسبی تلقی میشود و بر اساس اندیشههای خاصی که در زمینه مفاهیم ذکر شده در اذهان شکل میگیرد، به صورت [[ذهنی]] و در رابطه با [[قدرت]] نمود پیدا میکند، و همین پیچیدگیهای ذهنی است که امنیت را در عمل یا به عامل [[تجاوز]] تبدیل میکند و یا آن را در برابر تجاوز آسیبپذیر میکند<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۱.</ref>. | ||
=== امنیت | === [[امنیت دستهجمعی]] === | ||
تعدادی از کشورها که توسط پیمانهای مختلف [[همکاری]] میکنند، تا در صورت مورد تجاوز قرار گرفتن یا [[تهدید]] وضع موجود، واکنش مشترکی در برابر عامل تجاوز یا تهدید نشان دهند<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۵۲.</ref>. این حالت ناشی از کار جمعی را امنیت دستهجمعی میگویند. | تعدادی از کشورها که توسط پیمانهای مختلف [[همکاری]] میکنند، تا در صورت مورد تجاوز قرار گرفتن یا [[تهدید]] وضع موجود، واکنش مشترکی در برابر عامل تجاوز یا تهدید نشان دهند<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۵۲.</ref>. این حالت ناشی از کار جمعی را امنیت دستهجمعی میگویند. امنیت دسته جمعی در [[حقیقت]]، طرحی است برای [[حفظ نظام]] موجود بینالمللی و [[گریز]] از جنگهای نابودکننده. | ||
نظریه پردازهای [[حقوق بینالملل]] جدید، [[اندیشه]] امنیت دستهجمعی را بر پنج فرضیه [[استوار]] بدانند<ref>سیاست جهان، ص۴۸۲.</ref>: | نظریه پردازهای [[حقوق بینالملل]] جدید، [[اندیشه]] امنیت دستهجمعی را بر پنج فرضیه [[استوار]] بدانند<ref>سیاست جهان، ص۴۸۲.</ref>: | ||
# در هر برخورد مسلحانه باید [[متجاوز]] از طرف تمامی دول شناخته و مشخص شود و این توافق باید به طور سریع و فوری انجام شود تا زمینه توقف اجباری [[تجاوز]] و درگیری مسلحانه فراهم شود؛ | # در هر برخورد مسلحانه باید [[متجاوز]] از طرف تمامی دول شناخته و مشخص شود و این توافق باید به طور سریع و فوری انجام شود تا زمینه توقف اجباری [[تجاوز]] و درگیری مسلحانه فراهم شود؛ | ||
# تمامی دول در متوقف کردن تجاوز منفعت و علاقه یکسانی دارند و پیشگیری و مقابله تجاوز از چنان ارزشی برخوردار است که باید سایر روابط بینالمللی را تحتالشعاع قرار دهد؛ و هیچ امری نباید [[دولتها]] را از مقابله با تجاوز باز بدارد؛ | # تمامی دول در متوقف کردن تجاوز [[منفعت]] و علاقه یکسانی دارند و [[پیشگیری]] و مقابله تجاوز از چنان ارزشی برخوردار است که باید سایر [[روابط بینالمللی]] را تحتالشعاع قرار دهد؛ و هیچ امری نباید [[دولتها]] را از مقابله با تجاوز باز بدارد؛ | ||
# تمامی دول به یک اندازه از [[آزادی]] عمل و [[توانایی]] [[اقدام]] در برابر متجاوز برخوردار هستند؛ | # تمامی دول به یک اندازه از [[آزادی]] عمل و [[توانایی]] [[اقدام]] در برابر [[متجاوز]] برخوردار هستند؛ | ||
# نیروی متحده امنیت دستهجمعی یعنی تمامی دول [[جهان]] به استثنای [[دولت]] متجاوز به اندازهای خواهد بود که میتواند متجاوز را سرکوب کند؛ | # نیروی متحده [[امنیت دستهجمعی]] یعنی تمامی دول [[جهان]] به استثنای [[دولت]] متجاوز به اندازهای خواهد بود که میتواند متجاوز را [[سرکوب]] کند؛ | ||
# دولت متجاوز در برابر شرایط موجود که سرکوب او را امکانپذیر کرده، ناگزیر به خودداری از تجاوز و یا هزیمت تن در میدهد<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۷۲ و ۳۷۵.</ref>. | # دولت متجاوز در برابر شرایط موجود که سرکوب او را امکانپذیر کرده، ناگزیر به خودداری از تجاوز و یا هزیمت تن در میدهد<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۷۲ و ۳۷۵.</ref>. | ||
در شرایط کنونی [[نظام]] بینالمللی، هیچ کدام از فرضیههای طرح امنیت دستهجمعی در عمل کارساز نبوده است؛ زیرا توافق بر سر تشخیص متجاوز همواره با [[مشکلات]] زیادی مواجه بوده است. گاه امنیت دستهجمعی به معنی [[تدارک]] دیدن امنیت برای تمامی [[ملل]] نیز [[تفسیر]] شده است. پیش فرض امنیت دستهجمعی آن است، که جلو متجاوز را با منطق و دلیل و [[احساسات]] [[بشر]] دوستانه و توصیههای [[اخلاقی]] نمیتوان گرفت و تنها [[قدرت]] مافوق است که قادر به جلوگیری از تجاوز خواهد بود. از سوی دیگر آغاز تجاوز از طرف هر کشوری علیه هر [[کشور]] دیگر در حقیقت [[نقض]] امنیت دستهجمعی و نهایتاً نقض [[نظم]] بینالمللی تلقی میشود. | در شرایط کنونی [[نظام]] بینالمللی، هیچ کدام از فرضیههای طرح امنیت دستهجمعی در عمل کارساز نبوده است؛ زیرا توافق بر سر تشخیص متجاوز همواره با [[مشکلات]] زیادی مواجه بوده است. گاه امنیت دستهجمعی به معنی [[تدارک]] دیدن [[امنیت]] برای تمامی [[ملل]] نیز [[تفسیر]] شده است. پیش فرض امنیت دستهجمعی آن است، که جلو متجاوز را با [[منطق]] و دلیل و [[احساسات]] [[بشر]] دوستانه و توصیههای [[اخلاقی]] نمیتوان گرفت و تنها [[قدرت]] مافوق است که [[قادر]] به جلوگیری از تجاوز خواهد بود. از سوی دیگر آغاز تجاوز از طرف هر کشوری علیه هر [[کشور]] دیگر در [[حقیقت]] [[نقض]] امنیت دستهجمعی و نهایتاً نقض [[نظم]] بینالمللی تلقی میشود. | ||
در طرح امنیت دستهجمعی، امنیت ملی با امنیت دیگر کشورها و احیاناً امنیت [[نظام جهانی]] گره میخورد و به صورت امری تجزیهناپذیر مطرح میشود. همانطور که امنیت ملی بر اساس تفسیرهای مختلف از [[هدفها]] و منابع ملی، متغیر و دچار تحول میشود، امنیت دستهجمعی نیز بنا بر فرضیههای نظام جهانی و [[مشروعیت]] سازمانهای بینالمللی میتواند دستخوش تحول شود. | در طرح امنیت دستهجمعی، [[امنیت ملی]] با امنیت دیگر کشورها و احیاناً امنیت [[نظام جهانی]] گره میخورد و به صورت امری تجزیهناپذیر مطرح میشود. همانطور که امنیت ملی بر اساس تفسیرهای مختلف از [[هدفها]] و منابع ملی، متغیر و دچار [[تحول]] میشود، امنیت دستهجمعی نیز بنا بر فرضیههای نظام جهانی و [[مشروعیت]] [[سازمانهای بینالمللی]] میتواند دستخوش تحول شود. | ||
اصولاً [[تفسیری]] که اکنون از | اصولاً [[تفسیری]] که اکنون از امنیت ارائه میشود در حقیقت حالتی در مقابل تجاوز است، همان طور که [[صلح]] مطرح شده در [[حقوق بینالملل]]، حالتی مقابل [[جنگ]] است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۱.</ref>. | ||
=== امنیت عقیده === | === [[امنیت عقیده]] === | ||
هر [[انسانی]] باید از امنیت در عقیده برخوردار باشد. | هر [[انسانی]] باید از [[امنیت]] در [[عقیده]] برخوردار باشد. [[اسلام]] با [[راهزنان اعتقادات مردم]] برخورد شدید دارد و از آن به عنوان «ایجاد [[فساد در زمین]]» یاد میکند {{متن قرآن|الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ}}<ref>«(بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref><ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۱ و نامه ۵۳؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۷۳-۲۷۴؛ وسائلالشیعه، ج۱۱، ص۴۲۴؛ سفینةالبحار، ج۱، ص۴۱؛ تحریرالوسیله، ج۱، ص۴۹۱.</ref> و نخستین [[نشانه]] [[استضعاف]] را فشار و تأثیر عوامل اثرگذرانده در [[انحراف اعتقادی]] و یا موانع [[آزادی]] [[اعتقاد]] میداند که پاگرفتن این نوع استضعاف، مراحل [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]] و نظامی را نیز به دنبال دارد. [[مبارزه]] با عوامل [[توطئه]] گر که با ایجاد جو «زندقه» و «[[اهانت]] به [[مقدسات]]» و «[[اباحیگری]]» و «اشاعه [[شبهات]] بیپایه» و نشر «کتب ضالّه» و [[شایعات]] در صدد [[ناامن]] کردن جو [[فکری]] و [[اعتقادی]] [[جامعه]] هستند، از برنامهها و اهداف و مسئولیتهای [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] و نیز [[وظایف دولت اسلامی]] است<ref>عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی، ص۳۲۳.</ref>. | ||
=== [[امنیت]] | === [[امنیت جانی]] === | ||
امنیت جانی تنها به معنای مصونیت هر [[انسان]] از هر نوع تعرضی که [[جان]] او را به خطر اندازد، نیست بلکه شامل امنیت [[روحی]] و روانی و نیز امنیت از هر نوع تعرض جسمی و روانی است. تنها [[قتل]]، [[جرح]]، ادماء، [[خداش]] و خراش نیست که ممنوع است، [[ارعاب]] و ایجاد [[اضطراب]] و جو [[وحشت]] نیز به نوعی از مصادیق [[محارب]] است<ref> | امنیت جانی تنها به معنای مصونیت هر [[انسان]] از هر نوع تعرضی که [[جان]] او را به خطر اندازد، نیست بلکه شامل امنیت [[روحی]] و روانی و نیز امنیت از هر نوع تعرض جسمی و روانی است. تنها [[قتل]]، [[جرح]]، ادماء، [[خداش]] و خراش نیست که ممنوع است، [[ارعاب]] و ایجاد [[اضطراب]] و جو [[وحشت]] نیز به نوعی از مصادیق [[محارب]] است<ref>عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی، ص۳۲۴.</ref>. | ||
=== | === [[امنیت مالی]] === | ||
امنیت مالی شامل مصونیت [[اموال]] [[مشروع]] هر فرد در مقابل تعرضات و نیز امنیت [[شغل]] که زمینهساز درآمد مالی است و امنیت [[سرمایه]] در برابر شرایطی مانند [[کسادی]]، تورم، ورشکستگی و تمامی عوامل زیانآور میباشد. تعبیر [[امام علی]]{{ع}} در [[وظایف دولت]] به «[[توفیر الفیء]]» بیانگر امنیت مالی در حد امکان دسترسی هر فرد به درآمدهای مطلوب و بیشتر است. | امنیت مالی شامل مصونیت [[اموال]] [[مشروع]] هر فرد در مقابل تعرضات و نیز امنیت [[شغل]] که زمینهساز [[درآمد مالی]] است و امنیت [[سرمایه]] در برابر شرایطی مانند [[کسادی]]، تورم، [[ورشکستگی]] و تمامی عوامل زیانآور میباشد. تعبیر [[امام علی]]{{ع}} در [[وظایف دولت]] به «[[توفیر الفیء]]» بیانگر [[امنیت مالی]] در حد امکان دسترسی هر فرد به درآمدهای مطلوب و بیشتر است. | ||
[[ضرورت]] امنیت سه مورد اخیر در [[حقیقت]] به [[لزوم]] رعایت [[حقوق عمومی]] در جامعه بازمیگردد. | [[ضرورت]] [[امنیت]] سه مورد اخیر در [[حقیقت]] به [[لزوم]] رعایت [[حقوق عمومی]] در [[جامعه]] بازمیگردد. | ||
تقسیمبندی دیگر برای امنیت، به لحاظ انواع تعرضهایی است که در جامعه ممکن است به [[حقوق اجتماعی]] افراد صورت پذیرد. بارزترین تعرضها، [[خشونت]] است و خشونت هر نوع [[اعمال]] [[زور]] و [[تهدید]] را شامل میشود. [[تهدیدها]] ممکن است جسمی و یا روانی و یا هر نوع اعمال فشاری باشد که [[حقوق]] دیگران را در معرض [[زیان]] قرار دهد. بنابراین میتواند تهدیدهای غیر مستقیم و نیز تهدیدهایی که زیانآور بوده ولی علائم ظاهری آن نامکشوف است را در این تقسیمبندی منظور کرد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، | تقسیمبندی دیگر برای امنیت، به لحاظ انواع تعرضهایی است که در جامعه ممکن است به [[حقوق اجتماعی]] افراد صورت پذیرد. بارزترین تعرضها، [[خشونت]] است و خشونت هر نوع [[اعمال]] [[زور]] و [[تهدید]] را شامل میشود. [[تهدیدها]] ممکن است جسمی و یا روانی و یا هر نوع اعمال فشاری باشد که [[حقوق]] دیگران را در معرض [[زیان]] قرار دهد. بنابراین میتواند تهدیدهای غیر مستقیم و نیز تهدیدهایی که زیانآور بوده ولی علائم ظاهری آن نامکشوف است را در این تقسیمبندی منظور کرد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۴.</ref>. | ||
=== امنیت جمعی === | === [[امنیت جمعی]] === | ||
امنیت دو جنبه دارد: [[امنیت فردی]] و [[امنیت اجتماعی]]. [[مسئولیت]] برقراری هر دو بُعد از امنیت را [[نظام سیاسی]] و [[دولت]] بر عهده دارند؛ امّا در [[جامعه قرآنی]] [[مؤمنان]] با [[آراستگی]] به صفت [[ایمان]]، در وجود خود امنیت ایجاد میکنند تا کسی از [[تجاوز]] و تعدّی آنان، دچار [[ظلم]] نگردد <ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۲۰۰-۲۰۱.</ref>؛ بدین ترتیب امنیت اجتماعی در درون و [[باطن]] [[آحاد]] و اعضای جامعه خاستگاه مییابد که بسیار [[استوار]] و خدشهناپذیر خواهد بود<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۲۵.</ref>. | |||
بیشک امنیت حالتی نیست که با فعالیت فردی و یا یک جانبه تحقق پذیرد، بلکه در این راه تشریک مساعی افراد [[ملت]] برای [[تأمین امنیت]] ملی و مشارکت و [[همکاری]] [[ملتها]] در تأمین امنیت [[جهانی]] ضرورتی است اجتنابناپذیر که هر فرد و هر ملت باید برای برخورداری خود و دیگران از این [[موهبت]] نقشی را بر عهده گرفته و سهمی از | بیشک امنیت حالتی نیست که با فعالیت فردی و یا یک جانبه تحقق پذیرد، بلکه در این راه تشریک مساعی افراد [[ملت]] برای [[تأمین امنیت]] ملی و مشارکت و [[همکاری]] [[ملتها]] در تأمین امنیت [[جهانی]] ضرورتی است اجتنابناپذیر که هر فرد و هر ملت باید برای برخورداری خود و دیگران از این [[موهبت]] نقشی را بر عهده گرفته و سهمی از مسئولیت آن را پذیرا باشد، در این صورت میتوان گفت [[امنیت جمعی]] تحقق پیدا کرده است. | ||
از آنچه که در زمینه [[ارزش امنیت]] از دیدگاه اسلام آوردیم، [[ضرورت]] تأمین و تضمین امنیت از دیدگاه اسلام روشن میشود. اکنون باید دید، اسلام برای استقرار امنیت جمعی چه فرضیههایی را از پیش مطرح کرده است. پیشفرضهایی که امنیت جمعی بر اساس آنها میتواند قابل تضمین باشد: | از آنچه که در زمینه [[ارزش امنیت]] از دیدگاه [[اسلام]] آوردیم، [[ضرورت]] تأمین و تضمین [[امنیت]] از دیدگاه اسلام روشن میشود. اکنون باید دید، اسلام برای استقرار امنیت جمعی چه فرضیههایی را از پیش مطرح کرده است. پیشفرضهایی که امنیت جمعی بر اساس آنها میتواند قابل تضمین باشد: | ||
۱. اصل [[تکیه بر قدر مشترکها]] که یکی از مهمترین اصول و مبانی [[دعوت]] و [[روابط بینالملل]] در اسلام است<ref>آل عمران، ۶۴.</ref> که بر اساس آن امنیت جمعی میتواند شکل بگیرد و [[پیوستگی]] آن تضمین شود؛ زیرا اگر، این فرضیه را که همه [[دولتها]] به یک اندازه در ایجاد | ۱. اصل [[تکیه بر قدر مشترکها]] که یکی از مهمترین اصول و مبانی [[دعوت]] و [[روابط بینالملل]] در اسلام است<ref>آل عمران، ۶۴.</ref> که بر اساس آن امنیت جمعی میتواند شکل بگیرد و [[پیوستگی]] آن تضمین شود؛ زیرا اگر، این فرضیه را که همه [[دولتها]] به یک اندازه در ایجاد امنیت نفع دارند، به صورت مطلق نپذیریم، و به دلیل [[انگیزهها]] و اهداف متفاوت دولتها [[مصالح ملی]] و [[منافع]] دولتها را در رابطه با امنیت متغیر بدانیم، جای تردید نیست که قدر مشترکهایی در این زمینه بین [[ملتها]] وجود دارد که میتواند مبنای امنیت جمعی قرار گیرد. | ||
تأکیدی که | تأکیدی که اسلام در زمینه سوق دادن ملتها به سوی قدر مشترکها و بنیان نهادن ساخت کلی روابط فیمابین بر اساس این قدر مشترکها دارد، میتواند عامل [[نیرومندی]] در استمرار امنیت جمعی به شمار آید. با توجه به این ضرورت که توافق بر سر قدر مشترکها همواره دامنه قدر مشترکها را گسترش میبخشد و هر قدر مشترک بالفعلی پایه رسیدن به قدر مشترکهای جدیدی میگردد، میتوان ابعاد تضمین امنیت جمعی مبتنی بر این اصل را مورد مطالعه قرار داد. | ||
۲. [[اصل لزوم]] [[مشارکت جمعی]] در دو حوزه «بر» و «[[تقوی]]» و [[تعاون]] و [[همکاری]] در تمامی مسائل مربوط به این دو حوزه<ref>مائده، ۲.</ref>، اساس دیگری است که میتواند در تحقق امنیت جمعی و استمرار آن سهم قابل توجهی را برعهده بگیرد. | ۲. [[اصل لزوم]] [[مشارکت جمعی]] در دو حوزه «بر» و «[[تقوی]]» و [[تعاون]] و [[همکاری]] در تمامی مسائل مربوط به این دو حوزه<ref>مائده، ۲.</ref>، اساس دیگری است که میتواند در تحقق امنیت جمعی و استمرار آن سهم قابل توجهی را برعهده بگیرد. | ||
حوزه «بر» تمامی قلمروهایی را که به نحوی در [[زندگی]] [[انسانها]] سودمند و در ارتقا آن سهمی دارد، شامل میشود، و بیشک امنیت از دیدگاه [[عقل]] و اسلام، از «وجوه بر» و از بارزترین مصادیق آن و بهترین وسیله بهرهوری از مواهب زندگی و ارتقای آن است. | حوزه «بر» تمامی قلمروهایی را که به نحوی در [[زندگی]] [[انسانها]] سودمند و در ارتقا آن سهمی دارد، شامل میشود، و بیشک امنیت از دیدگاه [[عقل]] و اسلام، از «وجوه بر» و از بارزترین مصادیق آن و بهترین وسیله بهرهوری از مواهب [[زندگی]] و ارتقای آن است. | ||
قلمروی | قلمروی «[[تقوی]]» نیز همه نوع [[رفتاری]] را که به نحوی در [[تقرب]] [[انسان]] به [[خدا]] مؤثر است، در بر میگیرد، و بیشک [[امنیت]]، نقشی ویژه در تقرب انسان به خدا و [[بندگی خدا]] ایفا میکند؛ تا آنجا که در یکی از این [[آیات]] [[نعمت]] امنیت به عنوان زمینهساز [[عبودیت]] خدا و [[توحید]] [[ناب]] در [[عبادت]] بیان شده است<ref>سوره نور، آیه ۵۵.</ref>. | ||
تأکیدی که [[قرآن]] بر تعاون و مشارکت جمعی در تمامی قلمروهای «بر» و «تقوی» دارد، که از آن جمله امنیت است، خواه ناخواه به این [[ضرورت اجتماعی]] [[خصلت]] جمعی میبخشد، و | تأکیدی که [[قرآن]] بر [[تعاون]] و [[مشارکت جمعی]] در تمامی قلمروهای «بر» و «تقوی» دارد، که از آن جمله امنیت است، خواه ناخواه به این [[ضرورت اجتماعی]] [[خصلت]] جمعی میبخشد، و امنیت را از خاستگاه فردی به یک پایگاه وسیع و عمیق جمعی ارتقا میبخشد، و انگیزههای فردی را در آن به انگیزه گسترده جمعی تبدیل میکند. | ||
و از سوی دیگر به همان اندازه که امنیت بنا به [[ضرورت]] شرایط و ارتقاء و تعمیق | و از سوی دیگر به همان اندازه که امنیت بنا به [[ضرورت]] شرایط و ارتقاء و تعمیق روابط جمعی زندگی، ابعاد گستردهتری مییابد، [[فرمان الهی]] مبنی بر تعاون و مشارکت و همگامی و همگونی، در استقرار و تداوم آن نیز ابعاد جدید پیدا میکند. | ||
درست است که امنیت به عنوان یک [[ارزش]] برای همه [[انسانها]] و تمامی [[ملتها]] یکسان مطرح نیست و همه ملتها از [[تجاوز]] و [[تهدید]] به یک اندازه بیزار نیستند، و حتی میتوان چنین فرض کرد که دولتی از [[برقراری امنیت]] در یک منطقه و یا کل [[جهان]] - به دلائلی - احساسی چون ملتهای برخوردار از امنیت نداشته باشد و شاید [[مصالح]] خود را در خطر ببیند، ولی هرگاه نفس عمل و پدیدهای چون امنیت ارزشی در حد بر و | درست است که امنیت به عنوان یک [[ارزش]] برای همه [[انسانها]] و تمامی [[ملتها]] یکسان مطرح نیست و همه ملتها از [[تجاوز]] و [[تهدید]] به یک اندازه بیزار نیستند، و حتی میتوان چنین فرض کرد که دولتی از [[برقراری امنیت]] در یک منطقه و یا کل [[جهان]] - به دلائلی - احساسی چون ملتهای برخوردار از امنیت نداشته باشد و شاید [[مصالح]] خود را در خطر ببیند، ولی هرگاه نفس عمل و پدیدهای چون امنیت ارزشی در حد بر و تقوی تلقی شود، ناگزیر این تصور از میان خواهد رفت که از انجام این عمل و تحقق آن پدیده چه سودی عاید شخص یا [[دولت]] خاص خواهد شد. | ||
[[دولتها]] موظفند بر اساس بر و تقوی گام بردارند و حتی [[تحمل]] خسارتهای احتمالی در این راه که تضمینکننده [[سعادت]] ملی و فراملی است، عاقلانهتر از [[تأمین منافع]] احتمالی ناچیز به بهای از دست دادن مصالح بزرگ ملی و بینالمللی در [[سایه]] [[امنیت جمعی]] است. | [[دولتها]] موظفند بر اساس بر و تقوی گام بردارند و حتی [[تحمل]] خسارتهای احتمالی در این راه که تضمینکننده [[سعادت]] ملی و فراملی است، عاقلانهتر از [[تأمین منافع]] احتمالی ناچیز به بهای از دست دادن [[مصالح]] بزرگ ملی و بینالمللی در [[سایه]] [[امنیت جمعی]] است. | ||
اصولاً «بر» و | اصولاً «بر» و «[[تقوی]]» بودن امنیت جمعی به مفهوم گستردهای است که تجزیهناپذیری [[امنیت]] را نیز شامل میشود، و خود [[گواه]] این [[حقیقت]] است که امنیت هر کجا برقرار شود، امنیت دیگران را نیز به نوعی در بر دارد، و خواه ناخواه این اصل میتواند سند محکومیت این فرض نیز باشد که هرگاه [[منافع]] یکی از [[دولتها]] در شرایط نبود امنیت در خطر نباشد، ممکن است بگذارند [[متجاوز]] یا [[متجاوزان]] بدون هیچ گونه [[نگرانی]]، قربانیان خود را نابود کنند. | ||
در [[منطق قرآن]] [[هدف]] از [[ایمان]] «بر» و | در [[منطق قرآن]] [[هدف]] از [[ایمان]] «بر» و «تقوی» است و محور [[عمل صالح]] نیز آن دو است، و با چنین فرضی میتوان گفت که دولتها در ایجاد و استمرار [[امنیتی]] مشترک المنافع هستند و یکی از اهداف همه دولتها در [[زندگی]] بینالمللی امنیت است. | ||
بنابراین اصل، هرگاه امنیت در گوشهای از [[جهان]] به مخاطره افتد همه دولتها باید عکسالعمل مشترکی از خود نشان دهند و اهمیت و [[ارزش امنیت]] را نباید بر اساس [[مصالح ملی]] و | بنابراین اصل، هرگاه امنیت در گوشهای از [[جهان]] به مخاطره افتد همه دولتها باید عکسالعمل مشترکی از خود نشان دهند و اهمیت و [[ارزش امنیت]] را نباید بر اساس [[مصالح ملی]] و منافع یک [[دولت]] [[محاسبه]] کنند، و آنجا که [[تجاوز]] و [[تعدی]]، منافع دولتی را ـ بنابراین محاسبه محدود و غلط ـ [[تهدید]] نمیکند، بگذارد امنیت، فدای [[مطامع]] دولت دیگری شود. | ||
٣. [[اسلام]] عواملی که امنیت را - به نوعی - به مخاطره میافکند، محکوم کرده است و به طور مؤکد آنها را [[تحریم]] و [[انسانها]] را از ارتکاب به آنها منع کرده است، و به این ترتیب با ریشه کن کردن عوامل [[ضد امنیت]] به این [[ارزش والای انسانی]] دوام و تضمین بخشیده است. | ٣. [[اسلام]] عواملی که امنیت را - به نوعی - به مخاطره میافکند، محکوم کرده است و به طور مؤکد آنها را [[تحریم]] و [[انسانها]] را از ارتکاب به آنها منع کرده است، و به این ترتیب با ریشه کن کردن عوامل [[ضد امنیت]] به این [[ارزش والای انسانی]] دوام و تضمین بخشیده است. | ||
| خط ۱۵۲: | خط ۱۵۲: | ||
میتوان عمدهترین عوامل و زمینههایی را که [[امنیت ملی]] و بینالمللی را دچار مخاطره میکند در چند عامل زیر خلاصه کرد: [[ظلم]]، تعدی، [[اجبار]]، تهدید و [[ارعاب]]. اسلام هر چهار عمل نامبرده فوق را تحریم و به شدت از آن [[نهی]] کرده و به صورت [[حقوقی]]، از آنها به عنوان [[جرائم]] قابل تعقیب و موجب [[مجازات]] یاد کرده است. | میتوان عمدهترین عوامل و زمینههایی را که [[امنیت ملی]] و بینالمللی را دچار مخاطره میکند در چند عامل زیر خلاصه کرد: [[ظلم]]، تعدی، [[اجبار]]، تهدید و [[ارعاب]]. اسلام هر چهار عمل نامبرده فوق را تحریم و به شدت از آن [[نهی]] کرده و به صورت [[حقوقی]]، از آنها به عنوان [[جرائم]] قابل تعقیب و موجب [[مجازات]] یاد کرده است. | ||
۴. ممنوع بودن تن دادن به | ۴. ممنوع بودن تن دادن به [[ظلم]]، [[تجاوز]]، [[اجبار]]، [[تهدید]]، [[ارعاب]]، خود فرضیه دیگری است که در قلمرو وسیعی زمینه به مخاطره افتادن [[امنیت]] را منتفی میکند. اصل کلی {{متن قرآن|لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«نه ستم میورزید و نه بر شما ستم میرود» سوره بقره، آیه ۲۷۹.</ref> پهنه این قلمروی وسیع را روشن میکند. | ||
تأکید بر [[قرارداد]] و شکلگیری توافقهای گسترده در قالب پیمانهای دو یا چند جانبه، به طوری که تضمین دوام [[مصالح]] و [[منافع ملی]] در ضمن منافع مشترک [[ملتها]] امکانپذیر شود. | تأکید بر [[قرارداد]] و شکلگیری توافقهای گسترده در قالب پیمانهای دو یا چند جانبه، به طوری که تضمین دوام [[مصالح]] و [[منافع ملی]] در ضمن [[منافع]] مشترک [[ملتها]] امکانپذیر شود. | ||
بیشک امنیت بر اساس قراردادهای مشترک میتواند در تعمیم مشترک المنافع بودن [[دولتها]] در [[امنیت جمعی]] و یکسان کردن [[مسئولیتپذیری]] دولتها در برابر خطراتی که | بیشک امنیت بر اساس قراردادهای مشترک میتواند در تعمیم مشترک المنافع بودن [[دولتها]] در [[امنیت جمعی]] و یکسان کردن [[مسئولیتپذیری]] دولتها در برابر خطراتی که امنیت را تهدید میکند، نقشی قابل توجه ایفا کرده و [[قدرت]] مقابله با عوامل تهدیدکننده را افزایش دهد، و از این که دولتهای کوچکتر به میدان [[نبرد]] و [[زور]] آزمائی قدرتهای بزرگتر تبدیل شود، جلوگیری کند. اصل قراردادی کردن امنیت جمعی فرضیهای است که میتواند [[جبهه]] حامیان امنیت را در برابر دولتهای [[تجاوزگر]]، [[متحد]] و متشکل کند، و نیروی متحده امنیت را تفوق بیشتری ببخشد. | ||
اصل همه بر | اصل همه بر ضد یک نفر را، میتوان از راه قرار دادی کردن امنیت، [[جامه]] عمل پوشانید و از این راه امنیت جمعی را تحقق بخشید؛ زیرا متحد شدن تعداد بیشتری از دولتها بر اساس قرارداد مشترک، تصمیم آنها را برای مقابله با عوامل تهدیدکننده امنیت متشکل کرده و از این [[اراده]] مشترک، قدرت مافوقی برای تضمین امنیت جمعی به وجود خواهد آورد. | ||
فرض این که یک یا چند [[دولت]] در برابر چنین قدرت متشکلی توان [[مقاومت]] داشته باشد گرچه محتمل است، ولی در هر حال [[تشکل]] دولتها در قالب یک قرارداد تضمینکننده امنیت، احتمال برخورد تهدیدکننده امنیت را به [[میزان]] قابل توجهی ـ حتی در فرض مذکور ـ کاهش خواهد داد. | فرض این که یک یا چند [[دولت]] در برابر چنین قدرت متشکلی توان [[مقاومت]] داشته باشد گرچه محتمل است، ولی در هر حال [[تشکل]] دولتها در قالب یک قرارداد تضمینکننده امنیت، احتمال برخورد تهدیدکننده امنیت را به [[میزان]] قابل توجهی ـ حتی در فرض مذکور ـ کاهش خواهد داد. | ||
وجود [[رقابت]] بین دولتهای بزرگ، خود عامل دیگر است که وقوع چنین حادثه محتملی را به شدت [[ضعیف]] و ناممکن میکند، همان گونه که امروز چنین رقابتی بین دو بلوک غرب و شرق مانع بزرگی در برابر امکان تهدید امنیت بینالمللی توسط یکی از آن دو و یا اقدامات تجاوزکارانه یکی نسبت به [[جهان]] سوم محسوب میشود. اصولاً این فرض که هیچ دولتی نمیتواند با [[موفقیت]] در برابر نیروی متحده تمامی دول دیگر مقاومت ورزد فرضیهای است صحیح<ref>سیاست جهان، ص۴۹۵.</ref> و این فرضیه را میتوان در قالب قراردادهای چندجانبه تحقق بخشید<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۵۲.</ref>. | وجود [[رقابت]] بین دولتهای بزرگ، خود عامل دیگر است که وقوع چنین حادثه محتملی را به شدت [[ضعیف]] و ناممکن میکند، همان گونه که امروز چنین رقابتی بین دو بلوک غرب و شرق مانع بزرگی در برابر امکان [[تهدید]] [[امنیت]] بینالمللی توسط یکی از آن دو و یا اقدامات تجاوزکارانه یکی نسبت به [[جهان]] سوم محسوب میشود. اصولاً این فرض که هیچ دولتی نمیتواند با [[موفقیت]] در برابر نیروی متحده تمامی دول دیگر [[مقاومت]] ورزد فرضیهای است صحیح<ref>سیاست جهان، ص۴۹۵.</ref> و این فرضیه را میتوان در قالب قراردادهای چندجانبه تحقق بخشید<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۵۲.</ref>. | ||
۶. همگانی بودن [[مسئولیت]] [[مقابله با ظلم]]، [[تجاوز]]، [[اجبار]]، تهدید و [[ارعاب]] در [[اسلام]] از پایههای عمده تأمین و تضمین [[امنیت جمعی]] است؛ زیرا تمامی عوامل تهدیدکننده | ۶. همگانی بودن [[مسئولیت]] [[مقابله با ظلم]]، [[تجاوز]]، [[اجبار]]، تهدید و [[ارعاب]] در [[اسلام]] از پایههای عمده تأمین و تضمین [[امنیت جمعی]] است؛ زیرا تمامی عوامل تهدیدکننده امنیت از مصادیق «منکر» یعنی [[زشتی]]، [[پلیدی]]، [[ناپسند]]، نامقبول و [[ضدارزش]] است، و همه زمینهها و راههای منتهی به امنیت «معروف» یعنی خوبی، [[پسندیده]]، مقبول و از ارزشهای والای [[انسانی]] است و [[قرآن]] همه [[انسانها]] را موظف کرده است<ref>آل عمران، ۱۰۴.</ref> که برای تحقق بخشیدن به هر آنچه معروف است، و ریشهکن کردن هر آنچه منکر است، بهطور انفرادی و جمعی [[قیام]] و [[اقدام]] کنند<ref>سبا، ۴۶.</ref>. | ||
قرآن گام برداشتن در انجام این [[مسئولیت همگانی]] را نشانه پیشتازی و ارتقا و تعالی میشمارد و چنین افراد و [[ملتها]] را نمونه و [[الگو]] معرفی میکند<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> و نیز آن را [[نشانه]] [[وحدتگرایی]] و از آثار [[تشکل]] و [[اتحاد]] میشمارد<ref>سوره توبه، آیه ۷۱.</ref>. | قرآن گام برداشتن در انجام این [[مسئولیت همگانی]] را نشانه پیشتازی و ارتقا و تعالی میشمارد و چنین افراد و [[ملتها]] را نمونه و [[الگو]] معرفی میکند<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> و نیز آن را [[نشانه]] [[وحدتگرایی]] و از آثار [[تشکل]] و [[اتحاد]] میشمارد<ref>سوره توبه، آیه ۷۱.</ref>. | ||
بیشک با این پیشفرض دوام و استمرار امنیت جمعی قابل [[پیشبینی]] است، و امنیت میتواند در سطح گستردهای، از [[قدرت]] فائقهای برخوردار باشد؛ زیرا بر اساس این فرضیه [[دولت]] و یا دولتهایی که قصد | بیشک با این پیشفرض دوام و استمرار امنیت جمعی قابل [[پیشبینی]] است، و امنیت میتواند در سطح گستردهای، از [[قدرت]] فائقهای برخوردار باشد؛ زیرا بر اساس این فرضیه [[دولت]] و یا دولتهایی که قصد تهدید امنیت را دارند، میدانند که اقدامات تجاوزکارانه آنها با [[مخالفت]] و عکسالعمل یکپارچه دیگر دولتهای جهان روبهرو خواهد شد، و چون با چنین [[تصوری]] امیدی به موفقیت در عملیات تجاوزکارانه خود ندارند، طرح تهدیدکننده امنیت را کنار گذارده و ناگزیر [[امنیت جمعی]] را پذیرا خواهند شد. | ||
این فرضیه میتواند در صورت به هم خوردن [[توازن]] قدرت بین قطبهای قدرت و دولتهای بزرگ رقیب نیز کارساز باشد و کفه ترازوی قدرت را به نفع امنیت جمعی و جهانی سنگینتر کند. چنان که بر اساس این فرضیه اصل تقدم [[منافع ملی]] بر [[منافع]] [[دولتها]] که عامل بسیاری از اقدامات تجاوزکارانه و تشدید بحرانها و احیانا [[جنگ افروزی]] است، مردود شمرده شده و رعایت مصلحتطلبی در جانبداری از امنیت را فاقد اعتبار میکند. | این فرضیه میتواند در صورت به هم خوردن [[توازن]] [[قدرت]] بین قطبهای قدرت و دولتهای بزرگ رقیب نیز کارساز باشد و کفه ترازوی قدرت را به نفع امنیت جمعی و جهانی سنگینتر کند. چنان که بر اساس این فرضیه اصل تقدم [[منافع ملی]] بر [[منافع]] [[دولتها]] که عامل بسیاری از اقدامات تجاوزکارانه و تشدید بحرانها و احیانا [[جنگ افروزی]] است، مردود شمرده شده و رعایت مصلحتطلبی در جانبداری از [[امنیت]] را فاقد اعتبار میکند. | ||
شکلگیری مسئولیت همگانی در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک قدرت فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و [[قدرتهای بزرگ]] را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد؛ و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده، یکپارچه بایستند و از | شکلگیری [[مسئولیت همگانی]] در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک قدرت فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و [[قدرتهای بزرگ]] را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد؛ و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده، یکپارچه بایستند و از امنیت خود [[دفاع]] کنند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۶۵-۳۷۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۷.</ref> | ||
=== [[امنیت عمومی]] === | === [[امنیت عمومی]] === | ||
منظور از امنیت عمومی مصونیت افراد [[جامعه]] از تعرض و [[تصرف]] اجباری بدون [[رضایت]] است، به معنای آن است که افراد جامعه [[هراس]] و بیمی نسبت به [[حقوق]] و [[آزادیهای مشروع]] خود نداشته و به هیچ وجه | منظور از امنیت عمومی مصونیت افراد [[جامعه]] از تعرض و [[تصرف]] اجباری بدون [[رضایت]] است، به معنای آن است که افراد جامعه [[هراس]] و بیمی نسبت به [[حقوق]] و [[آزادیهای مشروع]] خود نداشته و به هیچ وجه حقوق آنان به مخاطره نیفتد و هیچ عاملی حقوق [[مشروع]] آنان را [[تهدید]] نکند. | ||
[[لزوم]] و [[ضرورت]] | [[لزوم]] و [[ضرورت]] امنیت عمومی در جامعه به این مفهوم از [[طبیعت]] [[حقوق بشری]] ناشی میگردد ولازمه حقوق و آزادیهای مشروع، مصونیت آنها از تعرض و دور ماندن از مخاطرات و تعدیات است. | ||
اگر توجه کنیم به مخاطره انداختن و تهدید با مفهوم وسیعی که دارد شامل رفع هر نوع زمینه و عوامل احتمالی است که احیاناً منجر به نقض و تعرض بالفعل حقوق مشروع افراد میشود، ناگزیر باید [[امنیت]] را اعم از جلوگیری از نقض و تعرض بالفعل بدانیم و در [[تأمین امنیت]]، ایجاد شرایط لازم برای صیانت حقوق و برطرف کردن زمینهها و عوامل تعرض احتمالی را نیز لازم و ضروری بشماریم. | اگر توجه کنیم به مخاطره انداختن و تهدید با مفهوم وسیعی که دارد شامل رفع هر نوع زمینه و عوامل احتمالی است که احیاناً منجر به نقض و تعرض بالفعل حقوق [[مشروع]] افراد میشود، ناگزیر باید [[امنیت]] را اعم از جلوگیری از نقض و تعرض بالفعل بدانیم و در [[تأمین امنیت]]، ایجاد شرایط لازم برای صیانت [[حقوق]] و برطرف کردن زمینهها و عوامل تعرض احتمالی را نیز لازم و ضروری بشماریم. | ||
گاه امنیت عمومی به مفهوم حالتی که افراد در شرایط خاص نسبت به [[حفظ]] و صیانت حقوق مشروع خود [[احساس]] میکنند، نیز اطلاق میشود که متلازم و مترادف با حالت [[آرامش]] و [[اطمینان]] در برابر [[اضطراب]] درونی است. معنای مقابل امنیت عمومی در این صورت احساس [[وحشت]] و [[خوف]] و خطر است. | گاه [[امنیت عمومی]] به مفهوم حالتی که افراد در شرایط خاص نسبت به [[حفظ]] و صیانت حقوق مشروع خود [[احساس]] میکنند، نیز اطلاق میشود که متلازم و مترادف با حالت [[آرامش]] و [[اطمینان]] در برابر [[اضطراب]] درونی است. معنای مقابل امنیت عمومی در این صورت احساس [[وحشت]] و [[خوف]] و خطر است. بدیهی است امنیت به مفهوم عام شامل این معنی روانی نیز خواهد بود. | ||
برای تحقق امنیت عمومی وجود عوامل زیر لازم است: | برای تحقق امنیت عمومی وجود عوامل زیر لازم است: | ||
# [[اجرا]] و تعمیم [[عدالت]] و [[قانون]] به طور یکسان و [[نفی]] هر گونه [[تبعیض]] در | # [[اجرا]] و تعمیم [[عدالت]] و [[قانون]] به طور یکسان و [[نفی]] هر گونه [[تبعیض]] در [[جامعه]]؛ | ||
# [[مبارزه]] مداوم با عوامل [[تجاوزگر]] و زمینههای تعرض احتمالی و نیروهای فشار و وحشت و مهار کردن عواملی که زمینه تعرض دارند و پیشگیریهای لازم برای خشکانیدن ریشههای [[تعدی]] و تعرض؛ | # [[مبارزه]] مداوم با عوامل [[تجاوزگر]] و زمینههای تعرض احتمالی و نیروهای فشار و وحشت و مهار کردن عواملی که زمینه تعرض دارند و پیشگیریهای لازم برای خشکانیدن ریشههای [[تعدی]] و تعرض؛ | ||
# آشنایی [[عامه]] [[مردم]] با حقوق افراد و [[آگاهی]] لازم در جهت [[احترام به حقوق]] دیگران؛ | # آشنایی [[عامه]] [[مردم]] با حقوق افراد و [[آگاهی]] لازم در جهت [[احترام به حقوق]] دیگران؛ | ||
| خط ۱۹۴: | خط ۱۹۴: | ||
[[قرآن کریم]] همچنین [[تأمین امنیت]] را از [[اهداف جهاد]] میشمارد: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. و شهری را که در آن امنیت باشد از مثلها و الگوهای [[قرآنی]] میداند: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا}}<ref>«و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود، روزی (مردم)اش از همه جا فراوان میرسید» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref>. | [[قرآن کریم]] همچنین [[تأمین امنیت]] را از [[اهداف جهاد]] میشمارد: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. و شهری را که در آن امنیت باشد از مثلها و الگوهای [[قرآنی]] میداند: {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا}}<ref>«و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود، روزی (مردم)اش از همه جا فراوان میرسید» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref>. | ||
امیرالمؤمنین علی{{ع}} تأمین امنیت را در [[جامعه]]، از انگیزههای [[قیام]] [[صالحین]] و اهداف عالیه [[امامت]] میداند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۲.</ref> و نیز در [[عهدنامه مالک اشتر]] ضمن تاکید بر انعقاد پیمانهای [[صلح]] برای | امیرالمؤمنین علی{{ع}} تأمین امنیت را در [[جامعه]]، از انگیزههای [[قیام]] [[صالحین]] و اهداف عالیه [[امامت]] میداند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۲.</ref> و نیز در [[عهدنامه مالک اشتر]] ضمن تاکید بر انعقاد پیمانهای [[صلح]] برای تأمین امنیت، [[پیشگیری]] از عوامل تهدیدکننده امنیت را توصیه میکند: {{متن حدیث|وَ لَا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ و لِلَّهِ فِيهِ رِضًا فَإِنَ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِكَ وَ أَمْناً لِبِلَادِكَ وَ لَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | ||
اصولاً [[اسلام]] هر نوع ایجاد [[وحشت]] و [[هراس]] را در [[دل]] انسانهایی که مرتکب خلافی نشدهاند، [[ظلم]] و تجاوزی بس بزرگ تلقی میکند و آن را از جرایم میشمارد. در [[حدیث]] است: {{متن حدیث|لا ترعوا المسلم فان روعة المسلم ظلم عظيم}}، [[مسلمانان]] را نترسانید زیرا ایجاد وحشت در [[مسلمان]] ظلمی بس بزرگ است. | اصولاً [[اسلام]] هر نوع ایجاد [[وحشت]] و [[هراس]] را در [[دل]] انسانهایی که مرتکب خلافی نشدهاند، [[ظلم]] و تجاوزی بس بزرگ تلقی میکند و آن را از جرایم میشمارد. در [[حدیث]] است: {{متن حدیث|لا ترعوا المسلم فان روعة المسلم ظلم عظيم}}، [[مسلمانان]] را نترسانید زیرا ایجاد [[وحشت]] در [[مسلمان]] ظلمی بس بزرگ است. | ||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمود: {{متن حدیث|مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِيُخِيفَهُ بِهَا أَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ لَا ظِلَ إِلَّا ظِلُّهُ}}<ref>اصول کافی، ج۲، ص۲۷۳.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَلَمْ يُصِبْهُ فَهُوَ فِي النَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِي النَّارِ}}<ref>اصول کافی، ج۲، ص۲۷۴.</ref>. | [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرمود: {{متن حدیث|مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِيُخِيفَهُ بِهَا أَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ لَا ظِلَ إِلَّا ظِلُّهُ}}<ref>اصول کافی، ج۲، ص۲۷۳.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَلَمْ يُصِبْهُ فَهُوَ فِي النَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِي النَّارِ}}<ref>اصول کافی، ج۲، ص۲۷۴.</ref>. | ||
امنیت در | [[امنیت در حقوق اسلامی]] تنها در مورد [[جان]]، [[مال]]، عمل، [[حقوق]] و آزادیهای مربوط به این موارد صادق نیست، بلکه شامل [[شخصیت]]، [[شرف]] و حیثیت نیز میشود. [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|من اهان مؤمنا فقد بارزني بالحرب}} و فرمود: {{متن حدیث|سِبَابُ الْمُؤْمِنِ فُسُوقٌ وَ قِتَالُهُ كُفْرٌ وَ أَكْلُ لَحْمِهِ مَعْصِيَةٌ وَ حُرْمَةُ مَالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ}}<ref>سفینه البحار، ج۱، ص۴۱.</ref>. | ||
امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ أَعَانَ عَلَى مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ، لَقِيَ اللَّهَ وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ: آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ}}<ref>سفینه البحار، ج۱، ص۴۱.</ref> تا آنجا که لطمه وارد کردن به حیثیت و شرف و شخصیت [[مؤمن]] حتی برای خود شخص نیز جایز نیست. همچنین در [[روایت]] آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ كُلَّهَا وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِيلًا}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۲۴.</ref>. امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلَايَتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّي كَفَرَ أَحَدُهُمَا وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلًا وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ سُوءاً}}<ref>سفینه البحار، ج۱، ص۴۱.</ref>. | امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ أَعَانَ عَلَى مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ، لَقِيَ اللَّهَ وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ: آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ}}<ref>سفینه البحار، ج۱، ص۴۱.</ref> تا آنجا که لطمه وارد کردن به حیثیت و شرف و شخصیت [[مؤمن]] حتی برای خود شخص نیز جایز نیست. همچنین در [[روایت]] آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ كُلَّهَا وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِيلًا}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۲۴.</ref>. امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلَايَتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّي كَفَرَ أَحَدُهُمَا وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلًا وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ سُوءاً}}<ref>سفینه البحار، ج۱، ص۴۱.</ref>. | ||
[[اسلام]] به مسئله [[امنیت | [[اسلام]] به مسئله [[امنیت مسکن]]، اهمیت فوقالعاده قائل است و بدون [[اجازه]] ورود به مسکن دیگران را ممنوع و حتی نگاه کردن به داخل [[خانه]] و محل سکونت مستور [[مردم]] را از مجوزات [[دفاع مشروع]] میشمارد، تا آنجا که اگر شخص متعرض به هنگام [[دفاع]] صاحبخانه کشته شود، خونش مهدور خواهد بود<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۹۱.</ref>. | ||
امنیت در اسلام اختصاص به [[صالحان]] و افرادی دارد که مرتکب خلافی نشدهاند و آنها که در مسیر انجام وظیفهاند و در مقام [[احترام]] به [[قانون]] هستند. و اما آنها که در مسیر خلافند و یا مرتکب [[بزه]] و [[جرم]] شدهاند به دلیل ماهیت عملکردشان از [[حق امنیت]] محرومند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. | [[امنیت]] در [[اسلام]] اختصاص به [[صالحان]] و افرادی دارد که مرتکب خلافی نشدهاند و آنها که در مسیر انجام وظیفهاند و در [[مقام]] [[احترام]] به [[قانون]] هستند. و اما آنها که در مسیر خلافند و یا مرتکب [[بزه]] و [[جرم]] شدهاند به دلیل ماهیت عملکردشان از [[حق امنیت]] محرومند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. | ||
[[قرآن]] به کسانی که در [[فکر]] [[توطئه]] و در [[اندیشه]] مکرر السیئه هستند، هشدار میدهد: {{متن قرآن|أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ}}<ref>«پس آیا آنان که نیرنگهای زشت باختند ایمنی دارند» سوره نحل، آیه ۴۵.</ref>. و آنها را از منکر [[خدا]] یعنی بازتاب و پیامد [[توطئهها]] و جرمها و عملکرد فاسدشان برحذر میدارد. {{متن قرآن|أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۹۹.</ref>. | [[قرآن]] به کسانی که در [[فکر]] [[توطئه]] و در [[اندیشه]] مکرر السیئه هستند، هشدار میدهد: {{متن قرآن|أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ}}<ref>«پس آیا آنان که نیرنگهای زشت باختند ایمنی دارند» سوره نحل، آیه ۴۵.</ref>. و آنها را از منکر [[خدا]] یعنی بازتاب و پیامد [[توطئهها]] و جرمها و عملکرد فاسدشان برحذر میدارد. {{متن قرآن|أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۹۹.</ref>. | ||
و به همین دلیل است که [[قانون اساسی]] تصریح میکند: حیثیت، [[جان]]، [[مال]]، [[حقوق]]، مسکن و [[شغل]] اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز میکند<ref>قانون اساسی، ص۲۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، | و به همین دلیل است که [[قانون اساسی]] تصریح میکند: حیثیت، [[جان]]، [[مال]]، [[حقوق]]، [[مسکن]] و [[شغل]] اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز میکند<ref>قانون اساسی، ص۲۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۳۱.</ref> | ||
=== امنیت فراگیر === | === [[امنیت فراگیر]] === | ||
یکی از مؤلفههای [[عدالت سیاسی]] بهرهمندی همه [[شهروندان]] از | یکی از مؤلفههای [[عدالت سیاسی]] بهرهمندی همه [[شهروندان]] از امنیت فراگیر است، منظور آن است که افراد [[جامعه]]، از همه ساحتهای امنیت مانند [[امنیت سیاسی]]، [[امنیت فرهنگی]]، [[امنیت روانی]]، [[امنیت اقتصادی]] و امنیت اندیشگی برخوردار باشند. اولین [[وظیفه]] [[قدرت]] [[حاکم]]، بازداشتن کسانی است که [[امنیت جامعه]] را بر هم میزنند. در امنیت سیاسی، بر [[رهایی]] از [[ترس]]، خطر و [[احساس]] دوری از هر گونه [[تهدید]] تأکید میشود. در اصل این واژه نیز [[آرامش]]، رفع ترس، [[وحشت]] و [[دلهره]] وجود دارد، فرد ایمن، یعنی مصون از ترس<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۴۹.</ref>. در «مفردات» نیز [[آرامش]] و نبود [[ترس]]، معنا شده است<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۹۰.</ref>. | ||
[[شیخ طوسی]] در [[تفسیر تبیان]] مینویسد که | [[شیخ طوسی]] در [[تفسیر تبیان]] مینویسد که «[[امن]]»، نقیض «[[خوف]]» و ترس است و [[آرامش نفس]] برای برانداختن ضرر و [[تباهی]] است<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۹۹.</ref>. وی به [[آرامش روانی]] و [[براندازی]] [[ستم]] و تباهی اشاره میکند. | ||
در گستره | در گستره [[امنیت]]، بیش از هر چیز، آرامش روانی و درونی، دارای [[ارزش]] و اهمیت میشود، [[امنیتی]] که رابطه فرد و [[جامعه]]، [[شهروندان]] و [[حاکم اسلامی]] را رابطهای محبتآمیز، قانونی و سنجیده میسازد و نقشی پیشگیرانه در برابر عوامل [[ناامنی]] دارد و بستر را فراهم میکند تا [[امنیت سیاسی]] و بیرونی آسان و همهگیر شود؛ در [[قرآن کریم]] با تأکید بر آرامش درونی آمده است: {{متن قرآن|أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref> «آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>. | ||
با آرامش درونی، همگان، [[احساس امنیت]] میکنند، امری که خواسته جامعه است. با امنیت | با آرامش درونی، همگان، [[احساس امنیت]] میکنند، امری که خواسته جامعه است. با [[امنیت روانی]]، [[امنیت فکری]] و اندیشگی نیز در جامعه شکل میگیرد، امری که برای نمونه بستر را برای [[کشمکش]] [[علمی]] و چالش [[فکری]] برای اجرایی کردن [[عدالت]] و راهکارهای دستیابی به آن آماده میکند. احساس امنیت در همه ساحتهای آن به ویژه عرصه [[سیاسی]] - [[اجتماعی]]، با [[حکمران]] [[عادل]]، [[قانونگذاری]]، سیاستگذاریهای [[شایسته]]، [[اجرای قوانین]] و خطمشیهای عدلمحور، در نظر داشتن [[مصالح]] [[جامعه اسلامی]] و جلوگیری از تجاوزطلبی فردی و جمعی به دست میآید. | ||
هنگامی که در | هنگامی که در جامعه، امنیت سیاسی ـ فکری فراهم باشد یعنی امکانات [[اندیشهورزی]] آماده است، [[اراده]]، [[فکر]] و نظریه [[قدرت]] مسلط بر جامعه [[تحمیل]] نمیشود، سخن از یک نظریه و دیدگاه خاص نیست، نظریهای که در جهت [[منافع]] و خواستهای جناحی، گروهی، حزبی و طبقاتی خاصی باشد. با این آرامش فکری و رویکرد به آن، [[تحریف]] [[حقایق]] و [[اختناق]] فکری در جامعه بیمعنی میشود، بستر برای [[تولید علم]] و نظریهپردازی فراهم میگردد و در تضارب آرا و [[امنیت فکری]] به وجود آمده، اندیشهای که از [[استواری]] بیشتری برخوردار باشد، [[رشد]] میکند و میبالد، با آن [[امنیت]]، هر کس آزادانه، میاندیشد، آگاهانه و با [[احساس امنیت]]، بر میگزیند؛ لذا امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اضرب بَعْضَ الرَّأْيِ علی بَعْضٍ يَتَوَلَّدُ مِنْهُ الصَّوَابُ}}<ref>محمد التمیمی الآمدی، غرر الحکم و دررالکلم، ش۲۵۶۷.</ref>. | ||
همانگونه که قبلاً اشاره کردیم، قانونمحوری یکی از مؤلفههای [[عدالت سیاسی]] است، امری که با عملی شدن آن، یکی از گامهای مهم در امنیت سیاسی فراهم میگردد. هنگامی که [[قانون]]، مدار امور باشد، جلوی رفتارهای خودسرانه گرفته میشود؛ امری که در [[احساس امنیت روانی]] و درونی تأثیری بنیادین دارد، با [[مقید]] بودن امور به قانون، میتوان جامعه را به ملاک و سنجهای فراتر از میل و خواستههای شخصی مطمئن کرد. در [[قرآن کریم]] میخوانیم: {{متن قرآن|لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا}}<ref> «ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | همانگونه که قبلاً اشاره کردیم، [[قانونمحوری]] یکی از مؤلفههای [[عدالت سیاسی]] است، امری که با عملی شدن آن، یکی از گامهای مهم در [[امنیت سیاسی]] فراهم میگردد. هنگامی که [[قانون]]، مدار امور باشد، جلوی رفتارهای خودسرانه گرفته میشود؛ امری که در [[احساس امنیت روانی]] و درونی تأثیری بنیادین دارد، با [[مقید]] بودن امور به قانون، میتوان [[جامعه]] را به ملاک و سنجهای فراتر از میل و خواستههای شخصی مطمئن کرد. در [[قرآن کریم]] میخوانیم: {{متن قرآن|لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا}}<ref> «ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | ||
آن [[شریعت]] و روش، گویی مسیری است که افراد، دلخواهانه به هر وسیله و ابزاری چنگ نزنند، تا به [[هدف]] خود برسند. مسلط شدن ملاکها و نه خواستههای شخصی، امری است که در گام اول، زمینهسازی [[امنیت روانی]]، در گام دوم امنیت سیاسی و در مرحله سوم، عدالت سیاسی را فراهم میکند<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، | آن [[شریعت]] و روش، گویی مسیری است که افراد، دلخواهانه به هر وسیله و ابزاری چنگ نزنند، تا به [[هدف]] خود برسند. مسلط شدن ملاکها و نه خواستههای شخصی، امری است که در گام اول، زمینهسازی [[امنیت روانی]]، در گام دوم امنیت سیاسی و در مرحله سوم، عدالت سیاسی را فراهم میکند<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص۲۵۵.</ref>. | ||
===امنیت سیاسی=== | ===[[امنیت سیاسی]]=== | ||
==== امنیت از تهدید و تحدید ==== | ====امنیت از [[تهدید]] و تحدید ==== | ||
با فراگیر شدن | با فراگیر شدن امنیت سیاسی، همه افراد در نسبت با [[قدرت]] یکسانند، اگر کسی که به میز قدرت، نزدیک است با کسی که در حزبی مستقل [[فعالیت سیاسی]] دارد، همسان نباشند و فرد مستقل با توجه به آن تکاپوی [[سیاسی]] از [[حقوق اجتماعی]] - سیاسی، [[امنیت شغلی]]، [[مالی]] و عرضی برخوردار نباشد، آن جامعه گرفتار ناعدالتی است. با حضور امنیت سیاسی در جامعه، همگان در تعامل با قدرت، صاحب حقند و هر کس که در آن دایره قرار گیرد و اصل آن را بپذیرد و [[انکار]] نکند، دارای مصونیت و [[امنیت]] است. با این امنیت، نباید افرادی از امکانات [[قدرت]] و [[سیاست]] برخوردار باشند و هر گونه که [[دوست]] دارند با [[شهروندان]] و منتقدان [[قدرت سیاسی]]، [[رفتار]] کنند، [[آرامش]] و امنیت دیگران را سلب کنند و دیگرانی هماره در [[ترس]] و [[ناامنی]] سر کنند، [[تهدید]] شوند و [[حقوق]]، امتیازها و فرصتهای آنان، تحدید گردد. | ||
در [[کلام خداوند]]، بر امنیت و اهمیت آن تأکید شده است<ref>در آیات بسیاری از قرآن کریم از امنیت، صحبت به میان آمده است: از جمله این آیات: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ}} [«آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷] و: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ}} [«و به یاد آورید هنگامی را که شما در این (سر) زمین گروه اندکی بودید ناتوان به شمار آمده، که میهراسیدید مردم (مشرک) شما را بربایند، تا اینکه (خداوند) به شما جا داد و با یاوری خویش از شما پشتیبانی کرد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد باشد که سپاس گزارید» سوره انفال، آیه ۲۶].</ref>، [[خداوند]] از {{متن قرآن|بَلَدًا آمِنًا}}<ref> «شهری امن» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref> یا {{متن قرآن|قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً}}<ref> «و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref> یعنی شهری که در آن | در [[کلام خداوند]]، بر امنیت و اهمیت آن تأکید شده است<ref>در آیات بسیاری از قرآن کریم از امنیت، صحبت به میان آمده است: از جمله این آیات: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ}} [«آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷] و: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ}} [«و به یاد آورید هنگامی را که شما در این (سر) زمین گروه اندکی بودید ناتوان به شمار آمده، که میهراسیدید مردم (مشرک) شما را بربایند، تا اینکه (خداوند) به شما جا داد و با یاوری خویش از شما پشتیبانی کرد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد باشد که سپاس گزارید» سوره انفال، آیه ۲۶].</ref>، [[خداوند]] از {{متن قرآن|بَلَدًا آمِنًا}}<ref> «شهری امن» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref> یا {{متن قرآن|قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً}}<ref> «و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref> یعنی شهری که در آن امنیت و آرامش است و هر گونه، ترس، [[وحشت]] و اضطرابی وجود ندارد، صحبت کرده است<ref>برای تفصیل این بحث ر. ک: سیدکاظم سیدباقری، قدرت سیاسی در قرآن کریم، ص۲۱۴ به بعد.</ref>. چشمگیر است که «امنیت» و «[[اطمینان]] و آرامش» در کنار هم قرار گرفتهاند. [[حضرت ابراهیم]] یکی از دعاهایش به درگاه [[خداوند]] آن بود: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref> «پروردگارا! این شهر را امن گردان» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>. | ||
نکته ظریف آنکه خداوند در [[آیه]] قبل به نعمتهای خود به [[بندگان]] اشاره دارد و اینکه اگر [[نعمتهای خدا]] را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد<ref>{{متن قرآن|وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}} «و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>؛ گویی این آیه میخواهد به خواننده، بفهماند که یکی از نعمتهای بزرگ خداوند، امنیت است، هر چند [[انسان]]، گاه به این [[نعمت]]، کم توجه و گاه بیاعتناست. آیه، حکایت از آن دارد که نعمت امنیت، [[ضرورت]] [[زندگی]] انسان است که او بزرگی و [[عظمت]] آن را در مییابد<ref>سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۲۱۰۹.</ref>. | نکته ظریف آنکه خداوند در [[آیه]] قبل به نعمتهای خود به [[بندگان]] اشاره دارد و اینکه اگر [[نعمتهای خدا]] را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد<ref>{{متن قرآن|وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}} «و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>؛ گویی این آیه میخواهد به خواننده، بفهماند که یکی از نعمتهای بزرگ خداوند، [[امنیت]] است، هر چند [[انسان]]، گاه به این [[نعمت]]، کم توجه و گاه بیاعتناست. آیه، حکایت از آن دارد که نعمت امنیت، [[ضرورت]] [[زندگی]] انسان است که او بزرگی و [[عظمت]] آن را در مییابد<ref>سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۲۱۰۹.</ref>. | ||
در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref> «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> | در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref> «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> «[[امانت]]»، از ریشه لغت «[[امن]]» گرفته شده است؛ در [[روایات تفسیری]] [[شیعی]] آمده است که منظور از امانت، [[ولایت]] [[علی ابن ابی طالب]]{{ع}} است، در روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} آمده است که فرمود: {{متن حدیث|الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ كَفَرَ}}<ref>سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۹۹؛ ر. ک: عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۳۱۰.</ref>. | ||
برخی دیگر معتقدند منظور از «امانت»، [[توحید]]، [[عدالت]]، [[عقل]]، [[دین]]، [[اختیار]]، [[اراده]]، [[مسئولیتپذیری]] یا نعمتهای مادی مانند چشم و گوش است<ref>برای مشاهده اقوال، ر. ک: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۹۰؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۹۹؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۲۲۶.</ref>. اما به نظر میرسد هیچ از این اقوال، با هم تضاد و ناهماهنگی ندارند و میتواند هر کدام از این موارد، ذکر مصداق از آن [[امانت الهی]] باشد؛ برای نمونه اگر منظور | برخی دیگر معتقدند منظور از «امانت»، [[توحید]]، [[عدالت]]، [[عقل]]، [[دین]]، [[اختیار]]، [[اراده]]، [[مسئولیتپذیری]] یا نعمتهای مادی مانند چشم و گوش است<ref>برای مشاهده اقوال، ر. ک: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۹۰؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۹۹؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۲۲۶.</ref>. اما به نظر میرسد هیچ از این اقوال، با هم تضاد و ناهماهنگی ندارند و میتواند هر کدام از این موارد، ذکر مصداق از آن [[امانت الهی]] باشد؛ برای نمونه اگر منظور «[[عدالت]]» باشد، از یک نگاه، تأکید میشود که [[دادگری]] را تنها کسی میتواند، عملیاتی کند و [[سرپرستی]] [[جامعه]] را بر عهده گیرد که دارای [[مقام ولایت]] باشد، از دیگر سو، با فراگیری آن، جامعه، روی [[امنیت]] به خود خواهد دید. جامعهای که در آن، [[امانت]] به [[امانتدار]] [[واقعی]] واگذار شود، عدالت و امنیت را در کنار هم [[تجربه]] خواهد کرد؛ زیرا ریشه همه [[ناامنیها]]، بیعدالتیهاست، وقتی عدالتی برقرار بشود که منطبق با [[فطرت]] و [[سرشت]] بشری است، [[ناامنی]] از جامعه رخت برخواهد بست. | ||
همچنین در [[قرآن کریم]]، آمده است که امنیت و [[آرامش]] از آن کسانی است که [[ایمان]] خود را با [[ظلم]] در هم نیامیخته باشند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref> «آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. | همچنین در [[قرآن کریم]]، آمده است که امنیت و [[آرامش]] از آن کسانی است که [[ایمان]] خود را با [[ظلم]] در هم نیامیخته باشند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref> «آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. | ||
در این [[آیه]]، ظلم که بیرون رفتن از [[اعتدال]] و [[میانهروی]] است، نکره آورده شده و در [[سیاق]] [[نفی]] است که افاده عمومیت میکند و هر گونه ستمی را شامل میشود، اما از سیاق این آیه و [[آیات]] قبل به دست میآید که ظلم، مانع از | در این [[آیه]]، ظلم که بیرون رفتن از [[اعتدال]] و [[میانهروی]] است، نکره آورده شده و در [[سیاق]] [[نفی]] است که افاده عمومیت میکند و هر گونه ستمی را شامل میشود، اما از سیاق این آیه و [[آیات]] قبل به دست میآید که ظلم، مانع از ظهور ایمان و آثار [[نیک]] آن میشود و مراد، ظلمی است که ایمان را میپوشاند، با این همه، به نظر میرسد ظلم، حوزه [[اجتماعی]] را که دایره وسیعتر و خطرناکتر از [[ظلم فردی]] دارد را شامل میشود. گویی با [[ایمان واقعی]] که به [[ستم]] [[آلوده]] نشده باشد، [[حقیقت]] [[امن]] و آرامش دست مییابد، [[امنیتی]] که به [[قدرت]] پایانناپذیر [[خداوند]] متصل میشود. در [[تفسیر]] «من [[هدی]] القرآن»، ذیل این آیه آمده است جامعهای را تصور کنیم که [[ریاست]] آن با [[طاغوت]] است و از [[طبیعت]] میترسد و قربانیانش را به خدایگان دریا، [[جنگ]] یا [[بهار]] پیشکش میکند، آنگونه که در [[مصر]] چنین میکردند، همچنین جامعهای را که بر آن [[حکومتی]] [[دادگر]]، [[فرمان]] میراند، با [[طبیعت]]، [[مبارزه]] میکند و آن را مغلوب خود میکند، آیا کدام یک از این دو [[جامعه]]، دارای [[امن]] و [[آرامش]] است. آیا [[ستم]] طاغوتی، بیشتر [[امنیت]] میآورد یا جامعه عادلانه همراه با [[تمدن]]؟ [[آزادی]] از [[ترس]] [[ستمگر]]، ما را بر آن میدارد تا آزادانه در کمال آرامش، به [[جستوجوی حقیقت]] پردازیم، از آن نترسیم و توان یابیم، در این موقعیت است که به [[هدایت]] میرسیم، آغاز هر دانشی، با [[احساس امنیت]] است، گویی از همین روی است که در [[آیه]] [[مبارک]]، هدایت بعد از امنیت است<ref>سید محمدتقی مدرسی، من هدی القرآن، ج۳، ص۱۲۰.</ref>؛ پس در این آیه، [[ایمان]]، ستم نکردن، امنیت و هدایت در کنار هم قرار میگیرند، امری که جامعه را به سوی [[عدالت]] میرساند<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص۲۵۶.</ref>. | ||
== امنیت و مصالح ملی == | == امنیت و مصالح ملی == | ||